تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۷  ، 
کد خبر : ۲۱۱۲۶۵

رهبری و خاتمی


* برآیند حوادث اخیر و نتیجه‌ای که در ابعاد مختلف به بار آورد چیست؟
** روز پنج‌شنبه 17 تیرماه وزارت اطلاعات بیانه جدیدی صادر کرد. روح این بیانیه این بود که وزارت اطلاعات می‌خواهد در خط قانون حرکت کند، نسبت به مناقشات داخلی بی‌طرف بماند و شکایت از روزنامه سلام را هم پس گرفت. بیانیه دو محور جالب توجه داشت. من فکر می‌کنم این پدیده مهمی بود. اما از سوی دیگر جناحی از آینده نگران است و از روند طبیعی و قانونی مملکت احساس نگرانی می‌کند.
ما در شرایط فعلی دو جناح داریم: یک جناح امیدوار و یک جناح نگران. جناح امیدوار به آینده، جناحی است که حرکتش از انتخابات دوره پنجم مجلس شروع می‌شود و در انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد، انتخابات شوراها و بعد هم کشف شبکه سعید امامی در وزارت اطلاعات تداوم می‌یابد.
این جناح طی یک روند طبیعی قانونی، به انتخابات مجلس ششم هم امیدوار است، بنابراین نیازی به تشنج، شورش و به هم زدن قاعده بازی و قانون ندارد.
اما در طرف دیگر جناحی است که از آینده نگران است و با تحولات جاری، نگرانیشان مرتبا دارد زیادتر می‌شود. هم در دوم خرداد، هم در انتخابات شوراها و هم پس از کشف باند سعید امامی و تغییر و تحول در وزارت اطلاعات، نگرانی‌هایشان روزبروز افزایش یافته است. آخرین نگرانیشان، بیانیه اخیر وزارت اطلاعات آقای یونسی بود که احساس کردند وزارت اطلاعات را هم از دست داده‌اند و با این ترتیب امکان حذف رقیب انتخابات در آینده برایشان غیرممکن است. چون در انتخابات آینده، نظر وزارت اطلاعات در مورد پیشینه نامزدها شرط است و طبعا اگر این وزارتخانه بخواهد در مناقشات داخلی بی‌طرف بماند، روی خط قانون و برقراری امنیت داخلی و خارجی حرکت کند، این جناح را مایوس می‌کند.
من بنظرم می‌آید، آن حادثه‌ای که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد، ناشی از نگرانی آن تفکر بود. عوامل اجرایی این فاجعه نیز بنظرم همان کسانی بودند که در خط سعید امامی حرکت می‌کنند.
* چه نتیجه‌ای گرفتند؟
** اینها می‌خواستند زخمی وارد کنند که اولا هیچکس نتواند التیامش ببخشد و یک بحران پردوامی در ایران ایجاد کنند. ثانیا می‌خواستند بگویند به مرکز خانه امن دانشجو که حریم آن مقدس است و هیچکس قانونا حق ندارد به آن حمله کند، ما حمله می‌کنیم، امنیتشان را به هم می‌زنیم، تا آنهایی که می‌گویند ایران ثبات دارد و زمینه سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی در آن فراهم شده است، آنها مایوس شوند. وقتی ایران امنیت نداشته باشد، هیچکس امنیت نخواهد داشت، خط لوله ترانزیت هم امنیت ندارد و از این بابت می‌خواهند خط آقای خاتمی را که مورد حمایت مقام رهبری هم هست فلج کنند.
* آیا می‌شود تلقی کرد که ایجاد تشنج، به نوعی مخالفت با رهبری هم بوده است؟
** من اینگونه فکر می‌کنم. مقام رهبری خودشان در کشف شبکه سعید امامی، آقای خاتمی را حمایت کردند و نیازی ندارد که یک جبهه جدیدی را پیش روی خودشان بگشایند. مخصوصا با این تغییر و تحولهایی که در بنیاد مستضعفان، در قوه قضاییه و در جاهای دیگر و احتمالا در شورای نگهبان انجام می‌شود که مهمترینش، همین وزارت اطلاعات است. همچنین ایشان شوراها را هم حمایت کردند. پیام مقام رهبری به شوراها، هنگامی صادر شد که نشریه "شما" و آقای ساروجی شورای شهر تهران را غیرقانونی می‌دانستند. من احساس نمی‌کنم که ایشان نیاز داشته باشند که یک جبهه جدیدی علیه خودشان بگشایند.
اما جناح نگران این بار هم خواستند با این کار نوعی جابجایی در اولویتها بوجود آورند.
در راس کارهای شورای عالی امنیت، پیگیری باند سعید امامی بود. در طی این حوادث، برخورد با این باند از اولویت افتاد. مسأله کوی دانشگاه اصلی شد. جراحت آنقدر عمیق بود که امکان تعقل متین را از همه می‌گرفت. بهر حال کمی موفق شدند برای مدتی موفق شدند. ولی آخرین اعلامیه‌ای که دفتر تحکیم وحدت صادر کرد، من دیدم اشاره به باند سعید امامی کرده بود و اشاره به اینکه ایجاد حادثه شوم کوی دانشگاه تداوم اعمال باند سعید امامی بوده است. در روزنامه‌ها هم آمده بود که آشوب و شورش در تهران، کار همان جناحی بود که قتلها را انجام داده بود و این منطقی بنظر می‌آید، من تجربه 15 خرداد را به یاد دارم که همینگونه بود.
اینها نمی‌خواهند انتخابات دوره ششم مجلس به خوبی انجام شود می‌خواهند بی‌نظمی باشد، حکومت نظامی شود و روند طبیعی و قانونی منجر به انتخابات هم نشود.
* آقای مهندس میثمی! چه درسی می‌توان از این حوادث گرفت؟
** درسی که می‌توان گرفت، این بود که اولا دانشجو نشان داد که واقعا اگر بخواهد مقاومت کند، از جان خودش نمی‌ترسد و ملت هم از او حمایت کرد. به قول آقای خاتمی همه جناحهای حاکمیت و مردم فاجعه کوی دانشگاه را محکوم کردند و این خودش یک وحدت ملی ایجاد کرد.
شدت مصیبت و جنایت به گونه‌ای بود که واقعا همه حمایت کردند، از سوی دیگر این حوادث اگر عمق پیدا می‌کرد می‌توانست گامی باشد برای تعمیق حرکتهای اصلاحی و در جهت کشف شبکه سعید امامی، مقام رهبری هم در تعبیرشان گفتند که یک دسته مرموز یا عناصر خارجی، هم در اطلاعات و هم در نیروی انتظامی به ما ضربه زدند. یعنی در این جنبش‌ عمومی و در کادر قانون، که مردم هم حمایت می‌کردند، شبکه‌ها و دستهای مرموز کشف می‌شد و اگر در بستر این جنبش عمومی عناصر خاطی و خودسر در نیروی انتظامی هم مانند وزارت اطلاعات پاکسازی می‌شدند این خیلی می‌توانست دستاورد بزرگی باشد.
اما همان عواملی که این حادثه را آفریدند به اضافه عناصر شناخته شده، شعارهای خارج از قانون سردادند و جلوی تعمیق حرکت دانشجویی و مردمی را گرفتند و چنین جوی بوجود آوردند. که اقشار مختلف کم‌کم از حرکت دور شوند و بعد هم جریانات به تخریب کشیده شود.
من فکر می‌کنم جریان سعید امامی بود که این تخریبها را طراحی کرد. چون واقعا لبه تیز حمله شورای عالی امنیت متوجه کشف این عناصر و کشف شبکه‌شان بود. تا وقتی که اینها کشف نشوند، دایما حرکت ایجاد می‌کنند که رد گم کنند و خودشان را از اولویت پیگیری بیاندازند.
درسی که می‌شود گرفت، این است: نباید اینها را از اولویت بیاندازیم. چه دستگاههای دولتی، چه دستگاههای امنیتی، چه مطبوعات، چه نیروهای دانشجویی و چه مردم. آخرین اطلاعیه‌ای که دفتر تحکیم وحدت داده من دیدم به این نکته هم اشاره شده بود و نوشته بود: "ائتلاف بازماندگان محفل سعید امامی".
از سوی دیگر این حوادث نشان داد که اگر چه مصیبت خیلی شدید بود ولی پیوند عاطفی مردم و جناحهای نظام با دانشجویان برقرار شد. اگر شعارهای خارج از چارچوب قانون مطرح نمی‌شد. مردم خیلی آمادگی داشتند و نشان می‌دادند که اگر حرکت اصیل باشد، حمایت می‌کنند. در پرتو جنبش عمومی است که معمولا این شبکه‌ها کشف می‌شوند. نوع کارهای بوروکراتیک به تنهایی نمی‌تواند این شبکه‌ها را پاکسازی کند.
از یک طرف مقام رهبری می‌‌گویند که نفوذیهای خارجی در اطلاعات ضربه زدند و این نفوذهای خارجی در نیروهای انتظامی هم هستند و ضربه زدند، از طرفی تکیه نظام هم بر این نیروها است. به هر حال این یک پارادوکس است که اگر بسرعت و دقت در مورد آن کار نشود باید منتظر بحرانهای بیشتری از این دست باشیم.
دستاورد دیگر این بود که جنبش دانشجویی متوجه شد که باید خواست خود را با خواست جامعه و قانونی هماهنگ سازد. یوم‌الله دوم خرداد نشان داد که مردم ما نه توجیه‌گرند و نه برانداز. بلکه در یک خط قانونی پیگیر و مصر می‌باشند و آقای خاتمی سمبل چنین حرکتی بود.
پیشنهاد من این است که جنبش دانشجویی و حرکتهای مردمی در یک ارتباط قوی با آقای خاتمی، حرکتهای خود را هماهنگ سازند تا به خواست خدا و همت مردم، این غده سرطانی که در حساسترین مراکز امنیتی ما ریشه دوانیده است، کشف و خنثی گشته و جلوی مقاومت آن گرفته شود. باید حساب این باند دنیاگرای محض را از جناحهای سیاسی و ایدئولوژیک جدا کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات