کریم ارغندهپور
دوست و برادر عزیز و گرانقدر، آقای محمدعلی عطریانفر- عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی- در روزهای گذشته طی مصاحبهای با یکی از روزنامهها اعلام کرده که، «ماموریت تاریخی حزب کارگزاران به پایان رسیده است». وی در همین مصاحبه خاستگاه تاسیس کارگزاران را شرایط زمانی سال 72 و ایستادگی جمعی از مدیران نخبه جامعه در برابر ناهنجار انحصار اعلام کرده است.
نکات حایز اهمیتی در باره این سخنان قابل گفتن است.
1- از ضروریات توسعه سیاسی- که شعار محوری دولت آقای خاتمی است-تاسیس و گسترش احزاب و سازمانها و تشکلهای سیاسی و صنفی است . از لوازم توسعه یافتگی و بلوغ سیاسی این است که تشکلهای سیاسی، حقوق رقبا و حتی مخالفین خویش را کاملا محترم بدارند.
اگر چه بنده در بسیاری از موارد با روشها و نوع اندیشه حزب کارگزاران سازندگی با نوع پسند خویش، اختلافات مبنایی احساس میکنم ولی به هیچ وجه پایان کار یک حزب را به نفع اصل توسعه سیاسی ارزیابی نمیکنم و حتی بالاتر از آن، تلاش حزب کارگزاران را به عنوان یکی از گروههای 18گانه، نه تنها با منافع عمومی جبهه دوم خرداد و جنبش اصلاحات همسر نمییابم بلکه آن را در ننافر با مصالح این جبهه تلقی میکنم.
2- به نظر میرسد وجود افراد بسیار معدود و محدودی در راس هرم کارگزاران و وابستگی نزدیک آنان به آقای هاشمی رفسنجانی، روند تکاملی این تشکل و سیر آن را در جاده اصلاحات، با چالش و کارشکنی مواجه کرده است. ظاهراً از نظر اینان تنها با جبههگیری در برابر اصلاحطلبان و امکان حرکتهای زیگزاکی و نعاملات پردامنه و معمولاً پنهان و از این قبیل ادامه حرکت ماشین کارگزاران نیز هموار خواهد بود. در غیر این صورت، موتور این ماشین نیز جهت ادامه حرکت روشن نخواهد شد!
فحوای کلام آقای عطریانفر گواه آن است که بدون نوسازی، امکان ادامه حرکت مطلوب در این تشکل از هدایتکنندگان آن سلب شده است.
در ماههای گذشته شاهد بودهایم که موضعگیریهای متفاوت و بعضاً متضادی در سطوح مسئولین اصلی حزب کارگزاران بروز و ظهور یافته است. این تضادها نشانگر واقعیت فوق از یکسو و از سوی دیگر ایستادگی جمعی از چهره های اصیل و وزین این تشکل در همراهی با جنبش اصلاحات و جبهه دوم خرداد بوده است. به این ترتیب به نظر میرسد در واقع این نواختن ساز ناهمگون افزونخواهیهای بیاساس آن افراد معدود بوده که «ماموریت تاریخی کارگزاران را به پایان رسانده است» و نه چیز دیگر!
طبیعی است که انتظار این نیست که یک تشکل سیاسی سابقهدار به دلیل عدم همراهی با اخلال یکی دو سه نفراز هم بپاشد بلکه اینان ناگزیرند که با خود را با سازوکارهای تشکیلات وفق دهند و یا نهایتاً از آن کناره بگیرند.
آنان که در قالبهای تشکیلاتی نظیر حزب- آن هم با حضور چهره ها و شخصیتهای معتبر و محترم هم انتظار دارند نگاه آمرانه و قیم مابانه خود را با مکانیسمهای غیرمعقول و نامتعارف، بر آرای دیگران تفوق دهند زمان و شرایط امروز جامعه ایران را همچنان درک نکردهاند.
3- حزب کارگزاران سازندگی در بدو امر با اتکای رییسجمهوری وقت شکل گرفت.صرفنظر از حسن وقیح آن، به نظر میرسدکه یکی از عمدهترین چالشهای درونی کارگزاران، امروز در همین نکته پارادوکسیکال نهفته است، بدین معنا که با این تکیهگاه چه باید بکنند؟ از یک سو تداوم این اتکا برای اعضای آن و حتی برای برخی از اعضای خانواده هاشمی و عضو کارگزاران مخاطراتی را در جامعه فراهم کرده که برون رفت از آن تنها نیازمند ایجاد یک هویت کاملاً مستقل و شفاف است و از سوی دیگر تداوم آن به معنای رویارویی با افکار عمومی و سلب اختیار و استقلال عمل و نوعی بیهویتی تک تک امضا تلقی میشود.
کارگزاران به هر دلیلی درست یا اشتباه در ابتدا با دستگیری یکی از سران با نفوذ و قدرتمند کشور قدعلم کرد، لیکن بسیاری از اعضای آن، امروز با گذشت چند سال و طی طریقی که دامنه فراز و نشیب آن به دلایل شرایط خطیر سیاسی و بحرانآفرینیهای پی در پی، بسیار بوده است. در درون خود احساس نوعی بالندگی میکند که از مهمترین لوازم آن برای پیشرفت و تکاملیابی، رها کردن دست پدر معنوی و تکیه بر توانمندیها و استخوانبندی شکل گرفته در درون خود است،و این البته هرگز به معنای پشت کردن به آن پدر معنوی نیست بلکه نشانگر نوعی بلوغ و هویتطلبی در اعضای آن است. طبیعی است که این رابطه اگر از حالت اتکای کامل به حالت استقلال توام با عاطفه تبدیل شود جز تکامل طبیعی، معنای دیگری را متبادر نمیسازد.
4- از مهمترین راههای اعتلای احزاب و سازمانهای سیاسی، وجود رقبای قوی در برابر آنهاست. حذف هر رقیبی اگر چه در ظاهر امر به معنای گشایش بیشتر راهها برای موجودین تلقی میشود لیکن در باطن، خلاقیت و نوآوری و پیشرفت را از آنان میستاند که نتیجه قهری آن در نهایت به زیان جامعه است. به همین دلیل تصور میکنم که احزاب دیگر، خصوصا فعالین در جبهه دوم خرداد شایسته است که در جهت عدم تلاشی کارگزاران به دلایل غیرموجه، از تمام توان خود بهره بگیرند. باشد که راههای توسعه بر جامعه هموارتر گردد. انشاءالله.