تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۷  ، 
کد خبر : ۲۱۱۳۰۱

ستون نگاه ملی و مسئله اقوام ایرانی


فرح عدنانی / کارشناس امور اجتماعی و فوق‌لیسانس در جامعه‌شناسی
روزنامه آزادگان به طرح مسائل اقوام ایرانی می‌پردازد و سیاستهای این ستون را نیز مبنی بر حفظ وحدت ملی در عین رعایت حقوق اقوام ترسیم نموده است. اگر چه از میان حداقل هفت قوم ایرانی، تنها به مسئله کردها پرداخته شده و این احتمالاً تابع حوزه تخصصی و تجربی رئیس شورای سیاستگزاری آن روزنامه است که با طرح دغدغه‌های ذهنی خود، پاسخهایی را از سوی نویسندگان و روشنفکران کرد برانگیخته است ولی سایر اقوام (به جز برخی از نویسندگان عرب) یا به دلیل احساس جذب شدگی در جامعه ایران مسئله‌ای ندارند و یا به جهت آنکه درباره مسائلشان صحبتی نشده و احتمالاً نویسندگان و روشنفکران آنها به این مسائل نپرداخته‌اند تاکنون مطلبی را برای انتشار ارائه نداده‌اند. درست است که در برهه‌ای از تاریخ ایران، کردستان دچار بحران شد و خاطره اقدامات ضدانقلابیون کرد در اذهان مردم ایران باقی ماند و نیز همان خاطرات پیشداوریهایی را نسبت به اکراد بوجود آورد که هنوز بازتاب آن را حتی در میان جوانان کرد می‌توان مشاهده کرد، اما آنچه وجود دارد بیش از آنکه بر مبنای واقعیت و شناخت متقابل شکل گرفته باشد، ‌تصورات و ذهنیاتی است که مثلاً فارس نسبت به کرد و کرد نسبت به خود در ذهن فارس دارد (در سفری که به کردستان داشتم و در سالگرد مجلس مشورتی جوانان کرد شرکت کردم، می‌دیدم که جوانان کرد نسبت به تصویری که از آنها در ذهن فارس‌ها وجود دارد نگرانند، ‌لذا شعری را در رسای کرد و کردستان سرودم و قرائت کردم). واقعیت بیرونی از چنان درهم آمیختگی جمعیت و اقوام ابرانی حکایت دارد که حتی به سختی می‌توان آماری صحیح از جمعیت واقعی هر یک از اقوام ارائه داد. آنچه مسئله اقوام ایرانی را پررنگ‌تر و قابل توجه‌تر می‌کند، روی‌ هم‌افتادگی جمعیت اقوام با جمعیت مذاهب و ادیان توحیدی دیگر است. به نحوی که وقتی از قوم کرد، بلوچ یا ترکمن سخن می‌رود، سنی‌بودن بخش قابل توجهی از آنها به چشم می‌آید و یا وقتی از آذریها یاد می‌کنیم جمعیت هر چند کوچکی از آنها را ارامنه و آشوریها تشکیل می‌دهند. بنابراین در ایران مسئله اقوام ایرانی می‌تواند همزمان حامل ابعاد ناسیونالیستی قومی» مذهبی باشد.
به استثنای سالهای اولیه انقلاب که شاهد مرکزگریزی و استقلال‌طلبی برخی گروههای مخالف انقلاب اسلامی در خطوط مرزی و استانهای قومیت‌نشین خود بودیم، در طول بیست سال گذشته قاطبه اقوام ایرانی همانند همیشه در قالب ملت واحد ایران در کنار یکدیگر با یکدیگر زندگی کرده‌اند و اگر هم زمزمه‌های مرکز گریز و ناسیونالیستی در میان برخی از آنها وجود داشته، هرگز مجال ظهور و ابراز وجود نیافته است. چرا که این زمزمه‌ها در میان مردم جایگاهی ندارد. اگر امروز گفته می‌شود کردها نیز مانند سایر اقوام در انتخابات دوم خرداد و یا 29 بهمن به جنبش اصلاحی (مدنی) ایران رای دادند، وجه مثبت آن می‌تواند تاکید بر هماهنگی و همراهی این مردم با سایر مردم و اتفاقاً دلیل بر وحدت میان آنها باشد، در حالی که باید به وجه منفی و ظریف آن نیز توجه نمود که به اذهان چنین القا می‌کند که گویی انتظار دیگری از این بخش از مردم ایران می‌رفته و حال که هماهنگ با سایرین حرکت کرده‌اند، امر علی‌حده‌ای رخ داده است. واقعیت آن است که آنچه اقوام و اقلیتهای مذهبی ایرانی از جمله کردها در باره حقوق خود مطرح می‌کنند عموماً و غالباً اشاره به آن بخش از اصل پانزدهم قانون اساسی دارد که می‌گوید: «استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس،‌در کنار زبان فارسی آزاد است». خوشبختانه در مورد کاربرد زبان قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی محدودیتی وجود ندارد و هریک از اقوام آزاد است که از انتشار روزنامه، مجله و یا پخش برنامه تلویزیونی و رادیویی در شبکه استانی بهره‌مند گردد. حتی در شبکه‌های سراسری نیز به فرهنگ و زبان اقوام ایرانی پرداخته می‌شود. تنها بخش مربوط به تدریس ادبیات قومی در مدارس و در کنار ادبیات فارسی است که تاکنون مسکوت مانده و البته مستلزم کوشش نویسندگان، دانشمندان و روشنفکران هریک از اقوام ایرانی برای تدوین آن و همراهی با دولت در تنظیم برنامه مناسب در این زمینه است. قطعاً طرح چنین درخواست نباید از سوی حکومت به عنوان ظهور احساسات ناسیونالیستی و قومی تلقی گردد و عدم تحقق این بخش از قانون اساسی نیز نباید از سوی اقوام به معنای تضییع حقوق آنها معنا شود. چرا که اراده دولت در جهت تحقق کامل قانون اساسی است. اکنون که مجلس ششم از هماهنگی بالایی با اهداف و برنامه‌های دولت برخوردار است، توقع همگان نیز رفع نواقص موجود و تنظیم و تصویب قوانین مناسب برای تحقق کامل حقوق ملت فارغ از مذهب، نژاد و قومیت است.
بنابراین انتظار می‌رود که در ستون نگاه ملی به جای حاکمیت پیش‌فرض مرکزگریزی اقوام و چاپ مقالاتی که له یا علیه این دیدگاه نوشته می‌شود، با نگرشی واقع‌بینانه‌تر به مسائل اقوام نگریسته شود و آنان به بررسی و چاره‌جویی نه تنها مسائل قومی خود که مسائل ملی کشور فراخوانده شوند. باید دید تا چه اندازه احساس تضییع حقوق بر واقعیت آن غلبه دارد و آیا اگر احقاق حقی نشده به علت غلبه تفکر قومی بوده است یا از نوع غفلتها و کم‌و کاستییهای عامی است که همه را شامل می‌شود؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات