تاریخ انتشار : ۲۸ آذر ۱۳۸۶ - ۱۱:۲۰  ، 
کد خبر : ۲۱۱۳۱

صد سال تحزب در ایران


محمدرضا نظری

تعریف حزب به دلیل تنوع و پیچیدگی کار آسانی نیست و به همین دلیل از سوی صاحب‌نظران و اندیشمندان سیاسی تعاریف مختلفی از حزب شده است. از جمله آنکه احزاب سیاسی تشکیلاتی هستند که سعی دارند جریانات سیاسی را تحت نفوذ خود درآورند و نامزدهای خود را در مواقع انتخابات به قدرت برسانند تا اهداف آنها را در برنامه دولت بگنجانند. این در حالیست که احزاب از یک سو به تلطیف نزاع‌های سیاسی می‌پردازند و از سوی دیگر برخوردهای گسیخته را به نزاع‌هایی تبدیل می‌کنند که پویایی لازم را به جامعه برمی‌گرداند.

امروزه بسیاری از کشورها وجود احزاب را ضرورتی اجتناب‌ناپذیر می‌دانند. زیرا به اعتقاد آنان به وسیله احزاب استبداد قوه مجریه مهار می‌شود و اعتبار قوه مقننه افزایش می‌یابد، انتخابات آسان می‌شود و آزادی‌های مختلف تضمین می‌شود. قوای هم فکر و عناصر فعال متمرکز می‌شوند و از این راه استعداد انسان‌های مستعد شکوفا می‌شود و نیروهای زبده برای اداره بهینه کشور پرورش می‌یابند. در حقیقت هیچ جامعه‌ای نتوانسته است دموکراسی را بدون وجود احزاب حفظ کند و توسعه دهد.

اولین جوانه‌های حزبی در ایران با وزش اولین نسیم‌های آزادی روییدن گرفت ولی در چنبره افت و خیزهایی گرفتار شد که تا به امروز ره به جایی نبرده است.

در ایران تا قبل از مشروطیت فعالیت حزبی رسمی سابقه چندانی نداشته است و تا دوره ناصرالدین شاه که فراموشخانه به مثابه یک تشکیلات رسمی و سیاسی فعالیت داشت از وجود احزاب خبری نیست. لذا دوره‌های کوتاهی که در آن بستر مناسبی برای رشد احزاب فراهم آمد را می‌توان به سه دوره تقسیم کرد: دوره مشروطیت، دهه1320 تا کودتای 28 مرداد و دوره انقلاب اسلامی.

دوره مشروطیت:

با آغاز مشروطیت و شروع انتخابات جریان‌های مختلفی که در حوزه‌های محدود روشنفکری فعالیت می‌کردند پس از ورود به مجلس، فراکسیون‌های خاص خود را به وجود آوردند ولی این احزاب در خارج از مجلس هیچ بازتابی نداشتند. در سال اول فتح تهران (1908) دو حزب، یکی انقلابی و دیگری اعتدالی پدید آمدند و پس از افتتاح مجلس دوم این دو حزب به اسم «دموکرات عامیون» و «اجتماعیون اعتدالیون» به طور رسمی خودشان را به مجلس معرفی کردند.

احزاب دیگری هم مانند اتفاق و ترقی هم وجود داشتند ولی به دلیل نداشتن نماینده معروفی نتوانستند وجاهتی کسب کنند.

در چنین شرایطی اوضاع و احوال صحنه سیاست برای مردم عادی شفاف نبود و فرهنگ مشارکت سیاسی نیز در میان اقشار جامعه ریشه نداشت. به همین دلیل فعالیت احزاب از حوزه پارلمان و داشتن دفاتری در تهران و شهرهای بزرگ فراتر نمی‌رفت.

این دوره نیز چندان دوام نیاورد. تحولات بین‌المللی فشارهای دولت‌های خارجی را هر روز بر ایران افزایش می‌داد به نحوی که انقلاب بلشویکی روسیه تمامی معادلات را برهم زد.

ضرورت ایجاد دولتی متمرکز و توانا که بتواند ایران را در مقابل فشارهای سیاسی و عقیدتی شوروی حفظ کند به عنوان زهری کشنده در کام احزاب نوپا ریخته شد. با روی کار آمدن رضاشاه به شکل وسیعی فعالیت‌های سیاسی سرکوب شد. وی در مسند قدرت تمامی قوای کشور را قبضه کرد که در عمل پایان فعالیت‌های حزبی را به همراه داشت.

پس از سقوط رضاشاه و روی کار آمدن پسر کم‌تجربه او فضای سیاسی، اجتماعی ایران هم دست خوش تغییراتی شد که از آن جمله ایجاد حرکت‌های سیاسی اجتماعی سه‌گانه مذهبی، ملی و کمونیستی بود.

ب: دهه 1320 تا کودتای 28 مرداد

پس از شهریور 1320 و ایجاد فضای باز سیاسی، ده‌ها حزب از گوشه و کنار سربر آوردند ولی اغلب آنها فاقد تشکیلات سراسری بودند و آنچنان به موسس و بنیانگذاران وابستگی داشتند که پس از رهبران خود دوام نمی‌آوردند. در آن دوران حزب ایران که بعدها با احزاب استقلال، پیکار و میهن‌پرستان ائتلاف کرد و حزب میهن را به وجود آورد محفلی از روشنفکران و تحصیل‌کردگان بود ولی این ائتلاف هم دوام نیافت.

حزب دیگری هم مانند حزب اراده ملی به نحو آشکاری به رهبر خود سیدضیاءالدین وابسته بود و حزب آریا و جمعیت‌های کوچک دیگری نیز بودند که گروه‌های ناسیونالیست افراطی را در برمی‌گرفتند.

احزاب دموکرات، جنگل، عدالت و ترقی‌خواه نیز به همین‌گونه جزو گروه‌هایی بودند که به دنیا می‌آمدند و می‌مردند بدون اینکه تاثیری بر جامعه داشته باشند. تنها حزب توده توانست با تبعیت از ساختار حزب کمونیست شوروی و پشتوانه ایدئولوژیک همراه با کمک‌های مالی و سیاسی حزب برادر خود تشکیلاتی سراسری ایجاد کند.

در این دوران آزادی‌هایی در شرف به وجود آمدن بود که با توافق قدرت‌های جهانی و پاره‌ای از جناح‌های قدرت در داخل با کودتای 28 مرداد 1332 محکوم به شکست شد.

بعد از کودتای 28 مرداد احزاب و تشکل‌های سیاسی از هم پاشیدند و سران حزب توده هم بعد از وخامت اوضاع به خارج از کشور گریختند. بین سال‌های 1332 تا 1357 احزاب فرمایشی فعالیت می‌کردند که بیشتر مانور سیاسی بود و کارآیی چندانی نداشتند و اغلب زیرنظر شخص شاه فعالیت می‌کردند که اوج این وقاحت تشکیل «حزب رستاخیز» در اواخر حکومت پهلوی بود که طی آن از جانب شاه اعلام شد که تمام آحاد ملت باید در این حزب ثبت‌نام کنند و آنان که مخالف آن باشند، می‌باید کشور را ترک نمایند.

ج: دوره انقلاب اسلامی

دوره انقلاب اسلامی دوره تعارض‌های جدیدی بود. در حالی که آزادی و یکپارچگی و وحدت ملی، همزمان مورد تقاضا بود.

پس از انقلاب اسلامی حزب جمهوری اسلامی معتبرترین و سازمان یافته‌ترین حزب توده‌ای در تاریخ ایران بود که با توقف ناگهانی فعالیت این حزب به تشخیص رهبر انقلاب به پایان راه خود رسید. شروع جنگ تحمیلی نیز فرصت را در به چالش کشیدن دولت توسط احزاب فراهم نمی‌آورد و نهادهای نظارت نشده انقلابی به مرور به تثبیت قدرت خود پرداختند.

احزاب نه تنها باید وفاداری خود را به نظام سیاسی ثابت کنند بکه به صورت حلقه‌هایی برای تبدیل اراده دولت درآمدند که این مسیر با پیدایش کارگزاران سازندگی به اوج خود رسید. فرآیندی که در عصر اصلاحات سیاسی به ویژه با فعالیت حزب مشارکت ایران اسلامی تداوم یافت. این در حالی است که جریان‌های سیاسی که از قدرت جا ماندند نیز برای برگشت مجدد به عرصه قدرت اقدام به تشکیل حزب کردند که نمونه بارز آن را در نحوه تشکیل حزب اعتماد ملی می‌توان جستجو کرد. به هر حال پس از گذشت قریب به یکصد سال از سابقه تحزب در ایران هنوز احزاب سیاسی با آسیب‌های عدیده‌ای مواجه هستند که می‌توان آن‌ها را اینگونه برشمرد:

ـ عدم تمایل بخشی از حاکمیت و مدیران ارشد دولتی به شکل‌گیری احزاب قدرتمند به دلیل واهمه از به چالش کشاندن دستگاه‌ها و نهادهای دولتی توسط احزاب که باعث می‌شود به صورت آشکار یا پنهان مانع از قدرتمند شدن احزاب شوند.

ـ فقدان مدیران کارآمد و نبود تئوریسین‌های خلاق به منظور تبیین مبانی نظری.

ـ نهادینه شدن تفکر حزبی در میان اقشار جامعه و عدم آشنایی آن‌ها با فلسفه تشکیل احزاب.

ـ ناکارآمدی احزاب سیاسی در ارائه الگوهای توسعه‌ای و برنامه‌های راهبردی و فصلی بودن آن‌‌ها در ایام انتخابات.

ـ تبدیل شدن احزاب به نهاد خانواده‌ای، فامیلی یا قبیله‌ای که ماهیت دموکراتیک حزب را مخدوش می‌کند و حلقه اتصال خود را با توده‌های جامعه و به ویژه نخبگان کم رنگ‌تر می‌کند.

ـ عدم توانایی مردم جهت حضور در مشارکت‌های سیاسی به دلیل مشکلات عدیده اقتصادی و اجتماعی منجر به کاهش نیروهای خلاق و توانمند در احزاب شده و با ارتباط با توده‌های فرودست جامعه به پایین‌ترین مرحله خود می‌رسد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات