صلاحالدین عباسی / مترجم و محقق از مهاباد
کردهای ایران که عمدتاً در غرب کشور ساکن هستند، ویژگیهای خاصی دارند، این ویژگیها را به چند گروه عمده شامل ویژگیهای مدنی، سنتی و وارداتی میتوان تقسیم کرد که بعضی از آنها قابل بررسی و رد و بعضی قابل تقویت و تأیید و تعدادی هم قابل نقد و اصلاح هستند و اما این رد و تأیید و اصلاح توسط چه کسانی باید صورت بگیرد؟
روشنفکران سایر مناطق ایران علیرغم استعداد و تواناییهای بالقوه و بالفعلی که دارند به دلایل اوضاع خاص کردهای ایران، توانایی تقویت ویژگیهای جامعه مدنی این ملت را ندارند و اگر توانایی این کار را هم داشته باشند، به دلیل مشغولیتها و مشکلات فراوان، محیط خودشان، فرصت این اقدام را نخواهند داشت. از طرف دیگر هر قومی خودش باید در اوضاع خود ایجاد تحول و تغییر نماید و حتی خداوند قادر و توانا هم در میان قومی تغییر ایجاد نخواهد کرد مگر این که آن قوم خواهان تغییر باشد. پس تنها روشنفکران و نخبگان کردها میتوانند بانی این تغییر و تحول شوند ولی متأسفانه این طبقه تاکنون، به دلایل فراوان بسیار کم بودهاند که اکثر این افراد هم یا دنبالهرو رهبران سیاسی بودهاند و یا سوار بر موجهای اجتماعی در حالی که میبایست منتقد و راهنمای رهبران گروهها و کنترل و هدایتکننده موجهای اجتماعی میشدند.
روشنفکر واقعی کسی است که خود را میشناسد، جامعهاش را میشناسد و بر فرهنگ و تاریخ و مذهب خود تکیه میکند و میداند از چه راهی برود و از چه راهی ببرد و در شرایط اضطراری و بحران هویتی که برای کردها، به عنوان عضوی از جامعه جهانی پیدا شده نیاز به روشنفکران واقعی و کلاناندیش و بومی زیست بیش از پیش وجود دارد تا به این سؤالات کردها، خصوصاً جوانان و دانشجویان پاسخ دهند که: هویت ما چیست؟ ما که هستیم؟ چه مواضعی نسبت به خود و ارزشها و تاریخ و جهان داریم؟ و شاخصهای شناسایی ما چیستند؟ و در یک جمله پاسخ پرسش «کیستی ما» را بدهند؟ و البته این بحران مختص جامعه ما کردها نیست، بلکه با اندک توجهی به رسانههای صوتی، تصویری و نوشتاری جهان متوجه خواهیم شد که بحران هویت و بحث «کیستی ما» در سایر مناطق جهان بحث اصلی روشنفکران است.
به طور کلی سه گروه میتوانند در جامعه کردها، به صورت مثبت یا منفی، تأثیرگذار باشند. آنها عبارتند از روشنفکران غیردینی، سنتگرایان، روشنفکران ملی مذهبی. روشنفکران غیردینی سابقهای کمتر از نیم قرن فعالیت در کردستان را دارند. نقش دین را در جامعه غیرقابل توجه میدانند.
تا حال سوار بر موج احساسات این ملت به سوی اثبات دیدگاههای طبقاتی خود تاختهاند و با توجه به این که فهم پیچیدگی پدیده دین در جامعه را نداشتهاند نه تنها ویژگیهای مدنی جامعه کردها را تقویت نکردهاند بلکه باعث تضعیف آن شدهاند و با در نظر نگرفتن واقعیتهای مذهبی و تاریخی و فرهنگی، هویت این ملت را مخدوش نمودهاند و حالا هم بعد از فرو ریختن تکیهگاههای ایدئولوژیک خود به جای تجزیه و تحلیل گذشته و درک وضعیت اجتماعی و تاریخی و جغرافیایی کردستان با ارائه و طرح هویتهای باستانی و موزهای در حال تکرار اشتباهات گذشته، از بعد دیگری هستند. هم خود راهی درست نرفتهاند و هم مردم را از راهی صحیح نبردهاند.
اما سنتگرایان نه تنها مقولات جهان و جامعه جدید و ضرورتهای آن را نمیفهمند بلکه علاقهای هم به فهم آن نداشته و کل آن را نفی میکنند. آنها با استفاده از باورهای سنتی ملی و مذهبی سعی در حفظ وضع موجود را دارند و در مقابل هر نظریه اصلاحطلبانه ایستادگی و مقاومت میکنند. آنها با نقد و بررسی گذشته مخالف هستند و هر آنچه را که سپری شده و وجود دارد قابل افتخار میدانند. اگر گروه اول صورت مسئله پدیده دین در جامعه را به دلیل ناتوانی در حل آن پاک میکنند، این گروه هم به همین دلیل به مسئله جامعه جدید و جریان اصلاحطلبی بیتوجه هستند.
گروه سوم روشنفکران ملی مذهبی هستند. آنها دغدغهای بس عظیم و جدی در رابطه با حل تضاد و تعارض میان ضرورتهای اجتنابناپذیر جامعه مدرن و مقولات دینی و ملی دریافت شده از سنتهای رایج جامعه را دارند. نفی جامعه مدرن را نه ممکن میدانند نه مطلوب و با این کار سنتگرایان را در مقابل خود میبینند و از طرف دیگر به این واقعیت رسیدهاند و آنچه که به یک جامعه شخصیت میدهد مذهب و تاریخ و فرهنگ است. این سه اصل، جداییناپذیر و دارای ارتباطی ارگانیک و پویا هستند. جدا کردن هر کدام از این اصول از همدیگر غیرممکن است و توجه کافی نکردن به هر کدام از آنها عواقب و عوارض ناگواری بر جامعه خواهد داشت.
همراه با این سه اصل جداییناپذیر، دستاوردهای مدنی سایر جامعهها خصوصاً جامعه مدرن جهانی با دقت و علاقه مینگرند و در اندیشه استفاده درست و به موقع از آن دستاوردهای مدرن به نفع جامعه خود هستند. آنها میخواهند با تکیه بر این چهار پارامتر ویژگیهای جامعه مدنی را تقویت کنند که در این بعد هم روشنفکران غیردینی در مقابلشان قرار میگیرند. آنها در وهله اول به اسلام به عنوان یک هویت و در وهله دوم به عنوان یک حقیقت نگاه میکنند.
حقیقتی که بدون آن، روشنفکر جامعه کردها بودن، معنا نخواهد داشت و تاریخ این ملت را از ماقبل مادها تا ورود اسلام و از ورود اسلام تاکنون پروسهای میدانند که همگی آن قابل نقد و بررسی و تجربهاندوزی است و ضمن این که به گذشته تاریخی چند هزار ساله خود افتخار میکنند، به جغرافیای تاریخی نیز اهمیت و توجه خاصی دارند و وضعیت موجود را متشتت، قابل نقد و نیازمند اصلاح میدانند. به دنبال این هستند که وضعیت آینده جامعه خود را با نقد گذشته و حال اصلاح کنند و فرهنگی برای نسل آینده پایهریزی نمایند که توانایی ادامه حیات در شرایط خاص آن زمان را داشته باشند. آنها دغدغه این را دارند که تقلید از دیگران به فراموشی فرهنگ بومی بینجامد و روشنفکران وارداتی، همزبان و غیر همزبان به آلام و رنجهای این ملت بیفزایند.
بار سنگینی تقویت ویژگیهای جامعه مدنی کردها بعد از روشنفکران واقعی بر عهده دانشجویان است. آنها به دلیل زیستن در محیط دانشگاهی و داشتن زمینه مطالعاتی و درک واقعیتهای تلخی که در جامعه خود شاهد آن هستند، لازم است وضعیت اضطراری را دریابند و با نقد گذشته و حال در بازسازی هویت بحرانزده شرکت نمایند.
شروع هزاره سوم پایان هزاره قهرمانسازی و اسطورهگرایی است. ما هم همراه سایر اقوام ایران، بل همراه سایر ملل جهان، بحرانها را به موقع درک کنیم و فرصتها را از دست ندهیم و در فکر چارهای باشیم و از تمام استعدادهای خود استفاده کنیم.