* داستان مصاحبه روزنامه تاگس اشپیگل از کجا آغاز شد؟
** در سفر به آلمان من هیچ برنامهای برای مصاحبه نداشتم و کلیه درخواستها برای مصاحبه را رد کردم. یک بار به من گفتند با خاتمی از روزنامه تاگس اشپیگل قرار مصاحبه گذاردهاند و او برای مصاحبه آمده است. من اعتراض کردم ولی در مقابل اصرار آنها متاُسفانه عقبنشینی کرده و تن به مصاحبه دادم. مصاحبه طولانی بود و مباحث نظری را در بر میگرفت. خانم خبرنگار با «تشخیص» و «گزینش» خود، بخشهایی از مصاحبه را منتشر کرده است.
از طرف دیگر من اصطلاحات دقیق فنی را به کار میبردم که نمیدانم در ترجمه از فارسی به آلمانی و برای بار دوم از آلمانی به فارسی چه بلایی بر سر آنها آمده است. من از عقلانیت انتقادی به عنوان گوهر مدرنیته سخن گفتم، از دوران مدرنو ماقبل مدرن و تفکیک تونیس در خصوص «اجتماع» و «جامعه». وقتی ایشان در باره جدایی دین از سیاست از من سؤال کرد من در پاسخ گفتم دو مفهوم را باید از یکدیگر تفکیک کرد: اولی مفهوم سکولاریسم و دومی مفهوم سکولاریزاسیون. سکولاریسم یک ایدئولوژی است که من بدان کاری ندارم. اما سکولاریزاسیون یک فرآیند تاریخی است که بر مبنای آن نهادهای عقل بنیاد از نهادهای دین بنیاد رفته رفته جدا میشوند و این به انتخاب کسی نیست. مثل فرآیند مدرنیزاسیون با فرآیند دموکراتیزاسیون.
خوشبختانه نوار مصاحبه توسط خانم خبرنگار ضبط شده و با دریافت و مراجعه به متن کامل سخنان من که به فارسی ایراد شده میتوان نشان داد که متن چاپ شده در بسیاری از موارد کاملاً مخدوش است. در رابطه با ماهیت دین نیز بر این نکته تاُکید نهادم که گوهر دینداری رابطه مؤمنانه بین انسان و خداست .«دینداری به گفته فیلسوفان اگزیستانسیالیست آلمانی، نوعی رابطه وجود بین «من» و «تو» است. البته آن خانم در حین مصاحبه نیز علاقهای به این مباحث نشان نمیداد. لذا وضاح است که در زمان چاپ، کل آن را حذف کرده است. اما رجوع به نوار مصاحبه و سخنانی که به فارسی توسط من ایراد شده. نشان میدهد که متن منتشر شده تا چه حد با متن اصلی تفاوت دارد.
پس متنی که در روزنامه کیهان منتشر شده را قبول ندارید؟
نه، چرا که اولاً: متن منتشره توسط خبرنگار آلمانی گزینشی است. صانیاً مفاهیمی که توسط من به کار رفته در انتقال از فارسی به آلمانی و از آلمانی به فارسی کاملاً! عوض شده است. ثالثاً متن منتشره توسط «تاگس اشپیگل» توسط کیهان دستکاری شده است. مثلاً خبرنگار آلمانی میگوید: «دقیقاً این مشکل اسلام است که اکثر امور روزمره را تنظیم میکند و به همین خاطر به آسانی مورد سوءاستفاده سیاسی قرار میگیرد. «کیهان، با تحریف کامل در متن مصاحبه، این نظر خبرنگار آلمانی را به عنوان نظر من آورده است. در حالی که مراجعه به متن کنونی نیز به صراحت و روشنی نشان میدهد که این سخن خبرنگار آلمانی را به عنوان نظر من آورده است. لذا باید پرسید چرا کیهان آگاهانه متن را تحریف میکند و پرسش خبرنگار آلمانی را پاسخ من جلوه میدهد؟
* در رابطه با بخشی که به امام خمینی مربوط است واقع مطلب چه بود؟
** تیتر مصاحبه به من ربطی نداشت و روزنامه آلمانی به صراحت نوشت که تیتر از آنها بوده است. خبرنگار آلمانی نیز در مصاحبه با روزنامه کیهان میگوید که «گنجی از شریعتی به عنوان شخصی که تفکر او مبنای انقلاب بود یاد کرده که این جمله روی نوار هم ضبط شده. ولی ما اشتباهاً نوشته بودیم که تفکر او مبنای تفکر امام خمینی بوده است.» از سوی دیگر میگوید: «مطلب دوم یا اصلاحیه دوم آقای گنجی مربوط به تیتر است که البته، ما هم در روزنامه تیتر را درون گیومه («...») نیاورده بودیم که علامت نقل قول مستقیم باشد جون نقل قول از گنجی نبوده است.»
اما کیهان که تبلیغات یک هفتهای خود را برباد رفته میبیند به ترفند جدیدی متوسل میشود. کیهان 29 فروردین به خبرنگار آلمانی میگوید: گنجی در پاسخ سؤال شما میگوید: «امام خمینی(س) به موزه تاریخ میرود و هیچکس نمیتواند از آن جلوگیری کند واین یک تکامل تاریخی است» و خبرنگار آلمانی تیتر آن را تاُیید میکند.
من در اینجا به صراحت تمام میگویم که من هیچگاه نگفتهام «اما خمینی به موزه تاریخ میرود و هیچکس نمیتواند از آن جلوگیری کند و این یک تکامل تاریخی است». این جمله نه تنها از آن من نیست بلکه از تراوشات فکری و ذهنی باند سعید امامی است. رجوع به نوار و آنچه من به فارسی گفتهام، نه آنچه مترجم یا خبرنگار به آلمانی آورده، نشان میدهد که کار کیهان نشر اکاذیب است.
* چرا کیهان هر طور شده میخواهد اثبات کند که شما گفتهاید امام به موزه تاریخ میرود؟
** نزاع ما و کیهان به ماجرای پرونده قتلهای زنجیرهای باز میگردد و برادر حسین و برادر حسن دارند افشاگریهای آن پرونده را به اصطلاح جبران میکنند. در این رابطه چندنکته را باید روشن کنم:
اولاً کیهان در ماجرای این مصاحبه یک هدف حداقل و یک هدف حداکثری را دنبال میکند. هدف حداکثری آنها ایجاد فضای مناسب جهت ترور و حذف فیزیکی من است. به تبلیغات روزنامه کیهان حرفهای گذشته علیه سعید حجاریان بنگرید تا مدعای من کاملاً روشن شود. از سوی دیگر اگر در این کار موفق نشوند. هدف حداقل آنها بازداشت من توسط قوه قضاییه است. در این رابطه به فضاسازی کیهان علیه محسن کدیور، عبدالله نوری، ماشاءالله شمسالواعظین مراجعه کنید تا صدق مدعای مرا ببینید. هرگاه قرار میشود کسی حذف شود، بخش رسانهای محفلنشینان مقدمات آن را فراهم میآورد.
ثانیاً پرسش این است که چرا هیچگاه اتهام اهانت به مقام رهبری توسط کیهان و قوه قضاییه طرح نمیشود؟ پاسخ روشن است: طرح این اتهام و حتی اثبات آنها پیامدهای منفی ناخواستهای به دنبال دارد که یکی از آنها بیحرمتی نسبت به رهبری است. ولی سؤال من این است که آیا طرح مداوم اتهام اهانت به حضرت امام و اثبات آن در محاکم، بیحرمتی نسبت به امام تلقی نمیشود؟ و یا اینکه مسئله این است که از امام به طور ابزاری برای حذف رقبای فکری استفاده میشود و برای حذف کنندگان خشونت اصلاً مهم نیست که در این راه بر سر امام چه خواهد آمد؟ حتماً فراموش نکردهاید که یکی از جرایم عبدالله نوری اهانت به امام بود. جرم توس اهانت به امام بود. جرم...
ثالثاً زمانی که برادر حسین با سعید امامی «همکار» بود. سعید امامی مجلهای به نام «قند پارسی» برای ایرانیان خارج از کشور منتشر میکرد که در آن به صراحتبه حضرت زهرا(س) و دیگر مقدسات اهانت میشد. در آن زمان چند تن از همکاران سابق برادر حسین نزد وی رفته و به شدت به این اقدام او اعتراض میکنند. اما برادر حسین هیچ عکسالعملی از خود نشان نمیدهد، رجوع به شمارههای متعدد آن نشریه نشان میدهد که شعار دفاع از امام خمینی چقدر با واقعیت سازگار است.
رابعاً مسأله اصلی که سعی میشود از دیدهها پنهان شود این است که اینان بخش رسانهای تاریکخانه اشباحاند. من قبلاً طی مقالاتی ارتباط وثیق آنها با سعید امامی را برملا کردهام. منتها اگر اکنون پردههای دیگری را کنار بزنم و نکات جدیدی را برملا کنم، همچون دفعات قبلی، داد و شیون کیهان بلند میشود که وزارت اطلاعات نشت دارد و اطلاعات از آنجا به بیرون درز میکند.
چند روز قبل از ترور آقای حجاریان یکی از مسؤولین به وی گفته بود برای گنجی پرونده درست کرده و میتوانند به مدت طولانی او را راهی زندان کنند. روز قبل از ترور آقای حجاریان حین ملاقات با یکی از مسؤولین به صراحت تهدید میشدم که اگر اطلاعات جدیدی در رابطه با قتلهای زنجیرهای افشا کنم و یا به قتلهای گذشته و نقش عالیجنابان خاکستری اشاره شود، مرا زندانی خواهند خواهند کرد. در شرایطی که من دائماً در وضعیت تهدید به مرگ و حبس در زندان به سر میبرم، برای حسین شریعتمداری «حاشیه امنیتی» درست میشود تا جار و جنجال راه بیندازد و نگران آن نباشد که من عملکرد دوران بازجوییاش و همکاری وثیقاش با سعید امامی را برملا کنم. به هرحال اگر من پردهها را کنار زدم و نکاتی را بازگو کردم. نباید جای گلایه باقی بماند که چرا با حسین شریعتمداری دهن به دهن میشوی و اطلاعات نظام را برملا میکنی. و طبق معمول من پاسخگو باشم.