نکته قابل توجه در تفکر نظامی اسرائیل آن است که این نوع اندیشه همواره به معنای افزایش تسلیحات و تقویت بنیه نظامی – دفاعی و مکانیزه نیست. بلکه در ادوار مختلف و در دوران زمامداری حاکمان صهیونیست، اشکال مختلفی داشته است.
الف) از رابین تا باراک؛ گسترش شهرکسازی
عقیده نظامی اسرائیل، مضامین تئوری و افقهای استراتژی و تاکتیکی خود را در آن واحد از اصول و پایههای نظریه جنبش صهیونیستی اقتباس میکند، به اعتبار اینکه آن یک جنبش گسترش شهرک سازی است که از همان زمان شکلگیری به عنوان یک ارگانیزم، با برنامههای استعماری در ارتباط بوده است.
«ایگال آلون» در این موارد صراحتاً میگوید: اینکه مرزهای واقعی دولت اسرائیل متحرک است و با تحرک شکل میگیرد و موقعیت آن بسته به موقعیت کشاورزان و کارگران تغییر مییابد بدون شهرکسازی دفاع از این حکومت ممکن نیست، حتی اگر نیروی ارتش دو برابر شود.
به منظور تغییر ساختار جمعیت، اسرائیل ساختن حدود 15 شهرک در داخل و اطراف قدس را طراحی کرد. این اقدام، زنجیری از شهرکهای یهودی نشین به دور قدس میکشد. این شهرکها در چهار فاز طراحی و اجرا شده است. فاز اول بلافاصله بعد از پایان جنگ 1967 (1346) شروع شد.
فاز دوم در دهه 1970 (دهه 50) با ساخت شهرکهای عاتاروت و راموت آلون در شمال، گیلو در جنوب، تالیپوت شرقی و نوه یاعاکو در شرق و شمال شرقی ادامه یافت. فاز سوم در اوایل دهه 1980 (دهه 1360) و فاز چهارم در سال 1990 (1369) پیاده شد.
به حکومت رسیدن «اسحاق رابین» در سال 1992 (1371) و امضای اعلامیه «اسلو» در سپتامبر 1993 (شهریور 1372) میان حکومت اسرائیل و ساف، که در آن بطور ضمنی وعدههایی مبنی بر توقف شهرکسازی داده شده بود، به رغم امیدهای اولیه ثمربخش نبود و شهرکسازی و مصادره اراضی فلسطینیان ادامه یافت.
محور اصلی این فعالیتها قدس بود. البته رابین پیش از شروع مذاکرات «اسلو» آنچه را که «نبرد برای قدس» مینامید، آغاز کرده بود. او در فرمان 360 که ظاهراً به توقف شهرکسازی دعوت میکرد، قدس را از دایره شمول خارج کرد. به علاوه با حمایت از شهرکهای جدید نظیر هارهوما و اجازه گسترش در پیسگات زعو و منطقه قدس بزرگ و با همکاری سازمان برنامهریزی شهرداری قدس، طرحهایی برای ساخت دو جاده اصلی در اطراف بیتالمقدس، برای جدا ساختن جوامع فلسطینی کرانه غربی از قدس و همزمان اتصال شهرکهای قدس به یکدیگر تصویب کرد.
«ایهود باراک» نخستوزیر اسرائیل نیز برخلاف اشتهار به صلحطلبی، به وعدههایش در مورد توقف شهرکسازی عمل نکرد.
ب) دوره شارون؛ بهرهگیری از سیاست مشت آهنین
دوره اریل شارون (وزیر دفاع سابق) آشکارترین دوره بهرهگیری از مولفههای نظامی در ساختار ناسازگاری و ناهمگون رژیم صهیونیستی است.
آریل شارون طی دیداری که در تاریخ 7/7/1379 از مسجدالاقصی داشت، آتش انتفاضه دوم مسجدالاقصی را شعلهور ساخت. گرچه سناریوهای متفاوتی درباره این دیدار وجود دارد، ولی قدر مسلم آن است که این دیدار با توجه به حساسیتهای فلسطینیان کاملا هدفمند بوده است. این دیدار چه با توافق باراک انجام گرفته باشد، چه بدون آن، موجب شد تا عرصه بر حزب کار تنگ شود و موجبات سقوط باراک را که از اکثریت بسیار ضعیفی در کنست برخوردار بود را فراهم کند.
با توجه به نکته فوق عواملی همچون پیروزی حزبالله در جنوب لبنان، شکست مذاکرات «کمپ دیوید» دوم، به تعویق افتادن اعلام کشور مستقل فلسطین و سیاستهای سرکوبگرانه اسرائیل مبتنی بر تحقیر، تبعید و اخراج فلسطینیها نیز در ایجاد انتفاضه دوم سهمی مؤثر داشتند.
به هر حال انتفاضهالاقصی باعث شد تا سیاستهای نظامی اسرائیل یکبار دیگر چهره زشت و تروریست خود را آشکار کند.
خشونت ارتش اشغالگر اسرائیل در بهرهگیری از تمامی سلاحهای ممکن (از سلاحهای کمری گرفته تا تانکهای غول پیکر و هلیکوپترهای توپدار) از جایگاه تفکر نظامی در اندیشه شارون خبر میدهد.
دیوار حائل، تجربهای دیگر
«بیت سال است که از طرح ساخت دیوار در امتداد مرزهای 1967 (1346) سخن میگویند تا به مدد آن، اسرائیل از همسایگان عربش جدا شود. افزایش چشمگیر عملیات شهادتطلبانه فلسطینیها علیه منافق و شهروندان اسرائیلی، آریل شارون را واداشته است تا طرح را از آرشیو بیرون بکشد و با ساختن دیوار، مانع نفوذ فلسطینیها شهادتطلب شود... در سند وزارت دفاع (اسرائیل) اعلام میشود که در مرحله اول کار، ایجاد این مانع در یک بخش 70 تا 80 کیلومتری «خط سبز» آغاز و بودجه لازم هم فراهم شده است. هدف از ایجاد این موانع دفاعی «بازداشتن مبارزین فلسطینی» و خودروهای حاوی مواد منفجره از ورود به سرزمین اسرائیل است.»
آنچه خواندید بخشی از مطالب روزنامه معروف «فیگارو» است که در آن دلایل احداث دیوار حائل را تشریح کرده است. طول این دیوار 360 کیلومتر است و هزینه ساخت آن 100 میلیارد دلار تخمین زده میشود. هزینهای که تامین آن با توجه به اقتصاد رژیم صهیونیستی (بلاخص پس از انتفاضه دوم) تقریبا غیر عملی و محال است.
اندیشه ساخت این دیوار به بیست سال قبل بازمیگردد. «ایهود باراک» پیش از تصدی پست نخستوزیری اسرائیل و آنگاه که رئیس حزب کار بود چنین اظهارنظر میکند: ملت یهود نمیتواند و نباید بر ملت دیگری سلطه یابد (؟!) و از این رو لازم است که خود را از فلسطینیان از نظر مادی و طبیعی جدا کنیم. همانگونه که رابرت فارس، شاعر آمریکایی، یکبار دیگر در نوشتههایش گفت: دیوار مستحکم همسایگان خوبی را میآفریند. از این رو ما فلسطینیان را خارج از مرزهایی که بر سر آن توافق خواهیم کرد، ترک میکنیم و اسرائیل را میسازیم و امنیت و آینده فرزندانمان را تضمین میکنیم و این پایه و اساس تعهدات ماست.»
گرچه در حال حاضر ساخت دیوار آغاز شده است، اما بسیاری سودمندی این طرح را زیر سئوال بردهاند چرا که تاکنون نتوانسته است مانع عملیات فلسطینیها و ادامه انتفاضه شود. مسلم آنست که یک دیوار هرگز نمیتواند مانع قیام خروشان یک ملت برای احقاق حق خود شود.