* عدالت چه جایگاهی در انقلاب اسلامی دارد؟
** امام خمینی (ره) معتقدند که عدالت شرط اصلی حصول به صلح، امنیت، رفاه، استقلال و مساوات است و هدف قریب هر حکومتی چیزی جز این نیست.
مطمئناً طبیعت و ماهیت حکومت استبدادی عدالت را غیرممکن میکند، گواینکه عدالت در حکومت جمهوری محض امکانپذیر است، ولی امام(ره) چون در آن نوع حکومت معایبی میبیند؛ به جانب حکومت اسلامی (جمهوری اسلامی) متمایل میشود. در همه حکومتها، حکام و هیأت حاکمه راه عدالت را در پیش نمیگیرند، بلکه همواره در معرض فساد قرار دارند. بدین معنی که حکومت را به حکومت مطلقه تبدیل میکنند و یا آن را بازیچه دست عقول ناقص بشری قرار میدهند. بنابراین بهترین راه برای حفظ حکومت اسلامی و جلوگیری از انحراف آن به وسیله یک فرد یا گروه، آن است که نظام سیاسی و قانون اساسی آن به گونهای باشد که با استفاده از ارزشهای عادلانه، اعتدال و موازنهای میان عناصر و قوای حکومت برقرار شود و هر یک از نهادها بتوانند بر نهادهای دیگر نظارت داشته باشند و متقابلاً از طرف همان نهادها تحت نظارت قرار بگیرند و این همان آئین معروف «امر و نهی» است که حکومت را به «عدالت» نزدیک میسازد و امام خمینی (ره) آن را به عنوان جوهر و اساس هر حکومتی مطرح میکنند.
* مؤلفههای عدالت از دیدگاه امام(ره) چه مواردی هستند؟
** امام در بیان فضیلت بشر از سه عنصر اساسی نام میبرد؛ که عبارتند از عقل، شرع و عدل. دارنده هر کدام از این صفات، انسانی خوب است و هر کس همه آن صفات را داشته باشد «انسان کامل» نامیده میشود. عدالت از نظر امام را باید در حوزه عمل گستردهاش جستوجو کنیم؛ زیرا عدالت حوزه عمل معینی که منحصر و مختص به خودش باشد، ندارد؛ به عنوان مثال شجاعت و حکمت «عدالت» است؛ پس عدالت نسبت به محاسن دیگر صبغه میانجی و یا نظارت را دارد؛ اگر چه خود آن فی نفسه یک حسن محسوب میشود. اگر این نظارت خوب انجام پذیرد، بقیه محاسن نیز در جای خود عمل میکنند.
* قانون چه جایگاهی در منظومه اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی (ره) دارد؟
** قانون بدان مفهومی که امام(ره) در آثار خود آورده است در واقع موضوع اصلی اندیشه سیاسی ایشان است. قانون شالوده مبنایی است که با وحدت بخشیدن به مجموعهای از آثار غیر متجانس درباره موضوعیت کاملاً متفاوت، کل آثار را قابل فهم میسازد که آن موضوعها عبارتند از: تعلیم و تربیت، اقتصاد، عرفان، ولایت، فلسفه، رد نظریههای انحرافی و چند موضوع دیگر. بحث در مفهوم قانون، مهمترین، جالبترین و پیچیدهترین قسمت آثار امام است. بنابراین نخست باید به معنایی که امام(ره) از این اصطلاح داشته است، توجه کنیم. اگر در این مرحله موفق شویم، باقیمانده کار ساده خواهد بود؛ در غیر این صورت از درک مهمترین سهمی که امام(ره) در پیشرفت اندیشه سیاسی داشته است، عاجز خواهیم ماند. امام در کتاب ولایت فقیه خود آورده است؛ حکومت اسلام، حکومت قانون است ، حاکم در حقیقت قانون است. همه در امان قانون هستند. امام مانند بسیاری از فیلسوفان معتقد بود که یک کتاب قانون برای همه افراد بشر در همه زمانها و مکانها میتواند مناسب باشد. اگرچه بر مقتضیات زمان و مکان نیز عنایت خاصی داشتند و مانند بسیاری از افراد حالت «مطلقگرایی» نداشتند، زیرا معتقد بودند که اختلافهای موجود در طبایع و استعدادهای انسانی که موجد انواع مختلف آداب و رسوم گوناگون شده است، امری مهم و اساسی است. امام(ره) همواره بر این مسئله پافشاری میکردند که معلوم نیست که آن قانون که بالفعل بر جامعه حکومت میکند، همان قانون حق باشد و طبق موازین عدالت وضع شده باشد.
باید توجه داشته باشیم که تقریباً هر دولتی در دنیا از اتباع خود انتظار دارد که از قوانینی که آن دولت تصویب کرده است، اطاعت کند، ولی با تشریحی که امام(ره) از قانون دارد، این نتیجه بسیار مهم و فوق العاده به دست میآید که اطاعت شهروند از قوانین حکومتی مطلق نیست، بلکه مشروط است، به این معنا که اگر این قوانین با قوانین خداوند سازگار نبودند، وی هیچگونه تعهدی به اطاعتکردن از آنها ندارد؛ اما هر گاه این قوانین با قوانین الهی سازگار بودند، هر فردی موظف است و باید از آنها اطاعت کند. امام برخلاف برخی اندیشمندان چنین فکر میکند که هر انسان بالطبع دارای این استعداد است که قانونهای صحیح الهی را از قانونهای مغایر با آن تشخیص دهد.
امام میان قانون الهی و قانون عرفی (یعنی قانون برخاسته از عقل ناقص انسانها) تمایز قائل میشود.
* آزادی از دیـدگــاه امام خمینی چیست؟
** آزادی یکی از غایات حکومت هاست و از مفاهیمی است که منشأ حکومت از نظر امام(ره) را میتواند بیان کند. ایشان مکرراً مفهوم «آزادی» مورد نظر خود را تعریف میکند و مهمترین تعریف ایشان همان مفهوم آیه عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ (اعراف/ 157) است.
البته امام مانند همه اندیشمندان مکتب هدایت بر این عقیده بود که کلیه حرکتهای سیاسی ـ اجتماعی در هر نظامی نباید به گونه ای باشد که اختیار و آزادی اولیه تکوینی خدادادی از میان برداشته شود و در نتیجه آن حیات و انسانیت به خطر بیفتد، بلکه باید این حرکتها به گونهای محدودیتها را ساماندهی کند که ضمن بالابردن توانایی انسان برای تشکیل اجتماع انسانیت، او را تقویت نماید و از همین جا مفهوم «آزادی سیاسی ـ اجتماعی» شکل میگیرد. امام آزادی را جزو حقوق اولیه بشری میداند که همه انسانها به این حقوق واقفند. اما در مسائل سیاسی ـ اجتماعی یک شخص تا آنجا آزاد است که آزادی فرد یا افراد دیگر را محدود ننماید و یا به حقوق دیگران لطمهای وارد نکند؛ بنابراین آزادی نمیتواند مانند وضع طبیعی نامحدود باشد، پس آزادی باید به نفع مسائلی مانند، عدالت،امنیت، رفاه و... محدود شود و هر کس قسمتی از آزادی خود را فدای بقیه آزادیها کند؛ چرا که بدون چنین محدودیتی ایجاد اجتماع مطلوب ممکن نخواهد بود و چیزی باید قلمروی آزادی عمل انسان را محدود کند که آن چیز، قانون است.