تقلب
آقای میرحسین موسوی در دور دهم انتخابات ریاست جمهوری، مسوولان نظام جمهوری اسلامی را به بی امانتی در حفظ آرای مردم و تقلب متهم نمود:
«نتایجی که برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد بهت آور است. مردمی که در صفهای طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود می دانند که به چه کسی رای داده اند با حیرت تمام به شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می کنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است. این جانب... هشدار می دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد....خائنین به آرای مردم ابایی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود...»
«..این جانب همچنان قویا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است.....»
«..به روند ناسالم برگزاری انتخابات و تحقق هدف ابطال انتخابات و تجدید آن بر اساس راهکارهایی هستیم که عدم تکرار تقلبهای فضاحت بار انتخاب پیشین را تضمین کند...»
سوال این است که، او چگونه در خواست ابطال انتخابات را حق مسلم خود می داند و قبل از اعلام نظر مراجع مربوطه، رای صادر می کند؟ یا زمانی که ادعای تقلب ایشان فقط در حد یک پیش فرض است، حکم به ابطال انتخابات می کند و خواستار عدم تکرار تقلب می شود؟ آقای میرحسین موسوی به جای این که شکایات خود را از مجاری قانونی پی گیری کند، برای فشار به مسوولان نظام و قبل این که جواب شکایت خود را از شورای نگهبان بشنود ترجیح می دهد دست به اردو کشیهای خیابانی بزند.وی به همین مقدار هم بسنده نمیکند و در بیانیههای خود تلاش می کند اعتماد مردم را از نظام سلب کند و می گوید:
«اگر حجم عظیم تقلب و جابهجایی آرا، که آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دلیل و شاهد فقدان تقلب معرفی شود، جمهوریت نظام به مسلخ کشیده خواهد شد.»
«مردم شریف، آزاده و آگاه ایران! نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوقهای رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسوولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرتطلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد..»
اما راه وروش امام(ره) چیز دیگری را می گوید:
«.. از همه ملت تقاضا مىکنم که مبادا تحت تأثیر این عناصرى که الآن در کار هستند و مىخواهند القاء اختلاف بکنند، تحت تأثیر اینها واقع بشوید. و همه برادر هم هستید و برادروار با هم باشید، و اگر چنانچه در انتخابات اشتباهاتى شده یا فرضاً تقلبى شده است، خوب، مواردى هست که رسیدگى مىشود و شوراى نگهبان هم یا ابطال مىکند یا فرض کنید بعضى صندوقها را یا اصل انتخابات را. یک مساله عادى است که در همه جا هست و این امر مهمى نیست.»
امام خمینی(ره) شکایت را حق مسلم هر کاندیدایی می داند اما از هر گونه کاری که باعث اختلاف شود نهی می کند و می فرماید:
«..شما بخواهید براى این که شما وکیل نشدهاید در کجا، هیاهو کنید که انتخاباتْ، انتخابات کذا بوده؛ این حرف خلاف اسلام است. شکایت اگر هست، شکایت پذیرفته است. و مقاماتى که باید شکایتها را بپذیرند، مىپذیرند. اما هیاهو کردن و فریاد زدن و انتقاد بیجا کردن، این برخلاف دستورات اسلام است..»
«... اگر شما شکست خوردید، نباید بگویید ملت ایران همهشان خلاف کردهاند. چطور یک ملت مسْلمى، در یک امر حیاتى که با این آرامش و خوبى انجام داده است، اینها خیانتکار باشند؟ یک ملت که خیانتکار نمىتواند باشد. اشخاص باید آداب اسلامى را حفظ کنند. به مجرد این که یکى مىخواهد وکیل بشود، و فرض کنید که دوست من است مىخواهد وکیل بشود، یا از گروه من است مىخواهد وکیل بشود و ملت او را وکیل نکردند، نباید یکدفعه قلمها را بردارند و بر ضد اصل انتخابات چیز بنویسند، حمله کنند به اصل انتخابات. شکایتى دارند، خوب شکایتشان را رسیدگى مىکنند. هیاهو درست کردن، جز این که دامن زدن به این است که خیانتکارها راهشان باز بشود، چیز دیگرى نیست...»
«در انتخابات در عین حالى که باید گفت انتخابات خوبى گذشت، لکن شیاطینى مىخواستند که یک تخم نفاق بکارند. در جاهاى دیگر وقتى انتخابات مىشود، حزبها و دست هاى خارجى مردم را مىکشند طرف خودشان و مردم را بازى مىدهند، صحبت هایى مىکنند که همهاش براى اغفال مردم است. در انتخابات در عین حالى که بسیار خوب انجام گرفت، لکن دست هایى مىخواست ایجاد اختلاف کند، دو دستگى ایجاد کند و حال آن که موفق نشدند بحمداللَّه.»
اما این که بر خی افراد (مثل خانم زهرا رهنورد، همسر آقای میرحسین موسوی) حیثیت جمهوری اسلام را در رسانههای دشمنان قسم خورده ایران زیر سوال می برند، در افکار معمار کبیر انقلاب کاری بسیار منفور است:
«...این طور نباشد که منعکس کنید در خارج که خیر، مملکت ایران یک مملکتى است که انتخاباتش کذا شد. این حرف غلطى است. این حرف غلط را اینقدر نزنید.» ادامه دارد...