تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۸۶ - ۰۷:۲۷  ، 
کد خبر : ۲۱۱۳۸

گسستگی تور نامریی غرب


نوشته: دکتر علی شمخانی

یکم:

.تا پیش از وقایع نیم دهه اخیر همواره غربی‌ها، کشورهای جهان سوم و به خصوص کشورهای خارج از مدار خویش را متهم به بالا بودن هزینه‌های امنیتی، امنیتی کردن (در مأموریت) نیروهای مسلح، کنترل پلیسی مردم از مبادی ورودی کشور تا عمق کشور و ... را متهم می‌کردند.

.حوادث رخ داده در جهان غرب که معلول بازیگری و به نوعی بازتولید و ثمردهی برنامه‌های خود آنها است. آنها را وادار به اتخاذ اقداماتی در درون خویش نمود که تا پیش از این به عنوان «اتهام» علیه دیگر کشورها به استخدام اهداف سیاسی‌شان درمی‌آمد. دوربین‌کشی خیابانی، کنترل محسوس و فیزیکی، شنودهای گسترده و به کارگیری ابزار آشکار و پنهان الکترونیکی در کنترل هر نوع جابجایی وضعی است که بعضاً در درون مجامع قانون‌گذاری و یا در مصاف‌های رقابتی، شمه‌هایی از آن آشکار می‌شود.

.اقدامات کنترلی در درون جهان سوم بعضاً ناشی و معلول دخالت و تحریک غربی‌ها است. این نمونه بارزی از این امر است .از خاطرات روزهای اول انقلاب تا تحرک گروه سرسپرده منافقین، نمونه‌هایی فراوان هم در روش زیست و هم در ادبیات امنیتی کشور وجود دارد که پیش و پس یک زندگی طبیعی و یک زندگی تحریک شده امنیتی را مشخص می‌سازد. این موضوع همچون موضوع دومی، یعنی کنترل محسوس فیزیکی جاری امروز در غرب معلول اقدامات برنامه‌های کشورهای غربی است که در حقیقت در کشورهای غربی زمانی که تهدید دست پخت غرب در خود غرب فعال شد، تور نامریی کنترل، گسسته و چاره‌ای غیر از بکارگیری روش‌های سخت و جاری امروز در غرب فراروی تصمیم‌گیرندگان غرب، باقی نگذاشت.

دوم:

.دومین گسستگی تور نامریی غرب نیز نه در شرف ظهور، بلکه از مراحل جنینی خویش گذشته است. امروز غرب در برخورد با پدیده‌های مختلف یکپارچه نیست. در هر قطاع غربی نیز یکپارچگی مشاهده نمی‌شود و تور نامریی پیوستگی به دلیل فقدان میدان تست و آزمایش جدی تاکنون جلوه‌گری می‌نموده است و در شرایط غیرمأنوس این تور نیز در حال گسستگی است.

.یعنی آن وحدت عمل کلی (مجموعه غرب) و وحدت عملی انفرادی (درون کشوری) با تور نامریی عدم برخورد با شرایط سخت و اداره آسان وضعیت‌ها بروز و ظهور داشت. اما امروز همان‌طوری که در مسائل امنیت داخلی آن کشورها تغییرات جدی ناشی از شرایط حاکم شده است، در موضوعات مختلف جهانی نیز الیاف این تور مصنوعی در حال از هم گسستگی است.

.جدال مؤسسات پژوهشی در نوع پیشنهادات برای خروج از بحران‌ها، جدال بر سر بودجه نیروهای مسلح آمریکا در عراق، حضور «پلوسی» در دمشق و ریچاردسون در کره شمالی، نوع برخورد با قضیه ملوان‌ها (در تحلیل گاردین)، هشدار نظامیان و سیاست مداران آمریکایی و فقدان قدرت انتخاب یک فرمانده نظامی برای اداره عراق و افغانستان و طرح بیکر .همیلتون، حکایت از این واشدگی چسب آسان، یکسان‌نگری به پدیده‌های فرامرزی است.

.این موضوع دومی نیز وجود قبلی‌اش ناشی از فضای مجازی ترسیم شده توسط دولتمردان خارج از جغرافیای غرب است و نوع نگاه آنان به غرب آن انسجام کاذب را تحکیم بخشیده بود. این معادله امروز به برکت انقلاب اسلامی و 27 سال پایداری مقاومت به هم خورده است، و واقعیات خود را بر صحنه‌های مجازی، هم در موضوعات امنیت داخلی و هم در موضوعات روابط بین‌المللی تحمیل کرده است.

شاید با سطور بعدی به سختی یا به گنگی بتوانم مقصودم را به مخاطب منتقل کنم، لذا پیشاپیش از عجز خویش پوزش می‌طلبم.

سوم:

* از مطالب فوق چند نکته را می‌توان به بار نشاند:

1. شرایط داخلی کشورهای غربی در مصاف با مشکلات خودساخته امنیتی همان رفتاری را از خود بروز می‌دهد که تا به حال دیگران را نسبت به آن رفتارها بر حذر و به نوعی «متهم» می‌ساختند و آن شرایط ناشی از عدم وجود «مسأله» در محیط داخلی به دلیل انتقال «مسأئل» به محیط های بیرونی به منظور آسودگی خویش بوده است.

2. شرایط روابط بین‌المللی نیز تاکنون با همان مبانی به نوعی از خود رفتار واحد (جمعی و فردی) بروز می‌داده و این نیز ناشی از 2 پدیده تصویرسازی مجازی در درون غرب و رفتار دولت مردان خارج از جغرافیای غربی مبتنی بر آن تصویرسازی کاذب که نشان از اقتدار و وحدت عمل غرب را تداعی می‌نمود. این موضوع نیز دچار خدشه‌ای اساسی شده. هم دولتمردان دیگری پیدا شده‌اند که نگاه دیگری به غرب دارند و هم آن تصویر مجازی غرب دیگر در هیچ پرده نمایشی قابل ارائه نیست و تناقضات و اختلافات، مجازی و غیر واقعی بودن آن را بر وحدت همگان حتی غربی‌ها آشکار نموده است.

.از این 2 نکته می‌توان نتیجه گرفت که به شکل طبیعی، هم محیط داخلی غرب و هم رابط بین‌المللی آن نه مبتنی بر معادلات تمدنی. توسعه‌ای، بلکه به دلیل عدم برخورد با واقعیات، تا به حال نمایش کاذب از خود ارائه داده است. واقعیات غرب همین است که امروز بروز کرده، نه چیزی که دیروز در اذهان از خود به جای گذاشته است.

.اما نکته مهم‌تر، همان‌طوری که در غرب آن فضا کاذب بود، در ماوراء غرب نیز نگاه دولتمردان به غرب و عدم وحدت رویه در نوع نگاه به غرب واقعی، بالاخص در جهان اسلام، کاذب و تزریق شه توسط غرب است.

.امروز قسمت کوچکی از نظر وسعت حاکمیتی در جهان اسلام، متوجه این مفاهیم شده و منجر به بروز آن واقعیات گردیده است. به میزانی که این جغرافیا بزرگتر شود، پدیده‌های مجازی و غیر واقعی جاری در غرب در همه ارکان آن ظهور خواهد کرد و به همین دلیل تلاش برای حفظ آن وضعیت در غرب و جلوگیری از هم‌نوا شدن در جهان غیر غرب، یک دستور کار غربی فعال است، اما نه طبیعی بلکه تزریقی و غیرمتجانس با محیط و واقعیات جاری و حوادث موجود در منطقه خاورمیانه.

.اما در جهان اسلام نیز مستقل از واقعیات محیطی که عامل اصلی گسستگی تور نامریی کنترل است، 3 نوع خاستگاه وجود دارد:

خاستگاه اصیل که بروز همه واقعیات امروز ناشی از آن بنیاد است. آن بنیاد در نقطه آغاز خویش (انقلاب اسلامی ایران) تا امروز با مقاومت قدرت‌سازی کرد. مفاهیم خود را توسعه داد، جغرافیای نفوذش گسترش پیدا کرده، مخاطبین خویش را 15.20% جمعیت جهان اسلام به همه جهان اسلام توسعه داده و از قدس تا قندهار اندیشه خود را پراکنده است. دارایی این خاستگاه، یک روزه یا در یک دوره حاصل نشده، بلکه در یک امتداد تاریخی حاصل شده است.

خاستگاه دوم، خاستگاه غیربومی: خاستگاهی که یا به دلیل شرایط داخلی و یا تحت تاثیر فضای کاذب غرب ساخته، نه تنها در بروز واقعیات فعلی نقش فعال مثبت نداشته، بلکه به نوعی بعضاً کارکرد غیربومی او در امتداد غرب بوده، امروز بعضی از این ناکامی‌ها را برای غرب به ارمغان آورده است و همچون غرب در تکاپوست که هم وحدت درونی خویش و هم پیوستگی اعتدال گونه منطقه‌ای را به نمایش بگذارد، ولی این نیز یک پرده‌بازی است.

خاستگاه سوم: ترکیبی مصنوعی از 2 خاستگاه فوق است. گاهی شعار اصیل می‌دهد، آن قدرت تولید شده را هزینه می‌کند،‌ اما گاهی نه تنها کمکی به پاره شدن و نمایان شدن گسستگی نمی‌کند که به دلیل آماتوری، چسب پیوستگی تور نامریی کنترل را به طور مقطعی برای حریف هم فراهم می‌کند و از سویی دیگر، آن خاستگاه غیربومی نیز عواملی در درون خود دارد که با شتاب، دم خروس را عیان می‌سازد. اولین بکارگیرنده مفهوم «هلال شیعی» از این دست افراد به حساب می‌آید. هر دوی بازیگران این خاستگاه معمولاً یک در میان، گل به خودی می‌زنند.

چهارم:

در جمع‌بندی باید گفت:

1. تور نامریی کنترل غرب در حال گسستگی است.

2. نقطه آغازین آشکارسازی این درهم تنیدگی کاذب، انقلاب اسلامی است.

3. واقعیات و حوادث جاری در منطقه ما در بروز امروزین این سکانس، نقش سن نمایش را دارد.

4. شرط تداوم این امر، استفاده صحیح و هوشمندانه از قدرت غیر تجدیدشونده است.

5. عدم هوشمندی بکارگیری قدرت غیر تجدیدشونده بدون رعایت معادلات قدرت (بکارگیری قدرت برای افزون‌سازی آن) فراهم‌سازی چسب پیوستگی جبهه مقابل را به ارمغان می‌آورد.

6. زمانی فراوانی را در اختیار نداریم. قدرت‌سازی انقلاب از این نوع، با همه دستاوردهای عظیم آن، بعضی از شاخص‌های اقتصادی رشد و توسعه را به شکل طبیعی در مقایسه با حریف و رقیب دچار عقب‌ماندگی نموده است. نقطه بهینه این پایداری در این است که به سرعت از قدرت‌های تولیدشده در جهت شتاب بخشی به شاخص‌های توسعه‌ای، آن هم نوع پایدار آن در یک محیط رقابتی استفاده شود. عدم وزن‌دهی به معادله تعامل محیط داخلی و خارجی می‌تواند در مقطعی، معادله معکوس را حاکم سازد.

7. نکته دیگر این که جبهه رقیب برای جلوگیری از بیشتر آشکار شدن این گسستگی، تماماً در چارچوب منطق عمل نمی‌کند و گاهی برای انتقال توجه از یک معرکه، باز کردن موضوعی دیگر هم، یک روش تجربه‌شده‌ای است که نباید با اقدامات خویش به شکل ناخواسته فرصت این انتقال را در اختیار آن قرار داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات