پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فرهنگ حاکم بر روابط و مناسبات و به طور کلی جهتگیری دانشگاه در تعارض با اعتقادات، ارزشها و فرهنگ انقلاب اسلامی نظام اجتماعی کل جامعه بود و با آن همخوانی نداشت و دانشگاه به تعبیر «گولدنر»، به صورت عنصر گریز از مرکز عمل میکرد.
بنابراین، بازسازی و تحول در ابعاد گوناگون نظام دانشگاهی برای رفع تنشهای ناشی از انطباق نداشتن با جامعه و ارتباط مؤثر و مفید با نظام فرهنگی و ارزشی آن، ضرورتی اساسی بوده و تحقق این امر به پویایی و کارآمدی دانشگاه و تعادل و پویایی نظام اجتماعی کل نیز کمک میکرده است.
مواضع امام(ره) درباره لزوم تحقق انقلاب فرهنگی در دانشگاهها
از همان روزهای اول پیروزی سیاسی انقلاب، مراکز آموزش عالی کشور در کانون توجه بنیانگذار جمهوری اسلامی قرار داشت. امام(ره) به مناسبتهای گوناگون در سخنان و پیامهای خود، رهنمودها و هشدارهای به موقع میدادند؛ به گونهای که میتوان گفت:وجه سلبی و وجه ایجابی اهداف انقلاب فرهنگی در [ر]هنمودهای ایشان به صورت جریانی قوی و به هم پیوسته، متبلور است. در روزهای اولیه پس از پیروزی انقلاب، در تاریخ 27/11/1357، امام در پیامی به دانشگاهیان فرمودند:«و شما آقایان که در دانشگاه هستید الان هم یک دستهای که اینها هم از اجانبند یعنی از عمال اجانبند، الانی که ما میخواهیم یک ایران آزاد مستقل درست بکنیم، اینها نمیتوانند ببینند... اینها را شما هدایت کنید. اگر قابل هدایتند هدایت کنید. و جوانهای ما را هدایت کنید. این آشوبی که الان دارد میشود مقابل انقلاب (جلوگیری کنید)، یک انقلاب اسلامی که همه مردم را با هم متحد کرده است، الان یک دستهای افتادهاند توی کار و این انقلاب را میخواهند آلوده بکنند...نگذارید در دانشگاه این آلودگیها بشود...»(1)
امام در پیامی دیگر به مناسبت بازگشایی مدارس در تاریخ 1/12/1357 میفرمایند: کتابهای درسی را، چه دبستانی و چه دبیرستانی و چه دانشگاهی، تغییر اساسی داده و آنچه از عکس و مطالبی که به نفع استعمار و استبداد است تصفیه کنید؛ و دروس انقلابی و اسلامی که بچههای ما را بیدار و جوانان ما را مستقل و آزاده بار آورد، جایگزین آن کنید.(2)
همچنین ایشان در پیام رادیو و تلویزیونی خود در تاریخ 12/1/1358 به مناسبت برقراری نظام جمهوری اسلامی ایران، بر ضرورت تحول در دانشگاه تأکید میکنند: در جمهوری اسلامی باید دانشگاهها متحول بشود؛ دانشگاههای پیوسته، به دانشگاههای مستقل مبدل بشود. فرهنگ ما باید متبدل بشود؛ فرهنگ استعماری، فرهنگ استقلالی بشود.(3)
امام در بهار و تابستان 1358، با مشاهده وضعیت متشنج دانشگاه و همراهی نکردن آن با انقلاب اسلامی، به کرات بر تحول در دانشگاه تأکید داشتند؛ از جمله در دیدار با دانشجویان دانشگاه شیراز در تاریخ 16/3/1358 فرمودند: دانشگاه؛ مرکز سعادت و در مقابل، شقاوت یک ملت است. از دانشگاه باید سرنوشت یک ملت تعیین بشود. دانشگاه خوب یک ملت را سعادتمند میکند. و دانشگاه غیراسلامی، دانشگاه بد، یک ملت را به عقب میزند.(4)
سخنرانی امام در جمع گروهی از دانشجویان دانسگاه تهران، در مورخ 23/3/1358 نیز نکات بسیار ارزنده و تعیین کنندهای را در بر دارد:«این گروهها که در دانشگاه و در رسانهها و... در سایر جاها مشغول سمپاشی هستند و با اسم ملت دوستی و ملت خواهی و به اصطلاح خودشان کمونیست، مشغول فعالیت هستند، من گمانم این است که آمریکایی هستند... آیا به نفع دانشگاه است که جوانهای ما تحصیل نکنند؟ هر روز توی دانشگاه بیایند یک بساطی درست کنند، یک میتینگی درست کنند، یک - عرض کنم - اغتشاشی ایجاد کنند که جوانهای ما درس نخوانند؟ ... عدد شما بیشتر از آنها است؛ حجت شما بالاتر از آنها است... در دانشگاه خیانتشان را میتوانید واضح بکنید که خودشان بگذارند و بروند... من پیشنهاد میکنم که آقای سید علی آقا بیایند، خامنهای ... بسیار خوب است، ایشان فهیم است... اینها تو دهنی میخواهند آقا... یک رییس، یک معلم را که میبینید کمونیستی است، بیرونش کنید از دانشگاه. من نمیگویم حالا جنگ بکنید با آنها، ... اگر یک وقتی منتهی به این شد، به یک روز اینها را بیرونشان میکنیم ... میخواهیم حالا با ملایمت بشود... در هر صورت، من امیدوارم که مأیوس نباشید و با قدرت جلو بروید و با قدرت دانشگاه را خودتان اصلاح کنید. هر معلمی که میبینید انحراف دارد بروید با او صحبت کنید، دعوا نکنید؛ صحبت بکنید. بگویید شماها این کاره هستید و این کاره نمیتواند در دانشگاه بیاید و رئیس دانشگاه یا استاد دانشگاه بشود...»(5)
امام در تاریخ 16/4/1358 در پیامی، استقرار و تداوم جمهوری اسلامی را در گرو تحول در دانشگاه دانسته، میفرمایند:«اگر دانشگاهها درست نشود، و مدرسههای ما هم درست نشود، امید این که یک جمهوری اسلامی ما پیدا بکنیم نداریم.»(6)
بالاخره این که پیام صریح حضرت امام(ره) 31/6/1358، به مناسبت آغاز سال تحصیلی 1359- 1358 نیز نگرانی و دغدغه اصلی ایشان را از وضعیت آن دوران و ضرورت تحول در دانشگاهها، به روشنی نشان میداد. امام(ره) در این پیام، ضرورت تغییر بنیادی در نظام آموزشی دانشگاهها را گوشزد میکنند؛ امام(ره) در این پیام میفرمایند:«از مسائل مهم، که مقدمه اصلاحات است، پاکسازی همه مراکز، خصوصاً مراکز فرهنگی و علمی است. و باید با شوراهایی مرکب از اشخاص دانشمند، متعهد و مؤمن به انقلاب، و پشتیبانی رؤسا و استادان و دانشجویان و معلمان مراکز علمی و تربیتی از عناصر فاسده و خدمتگزاران و سرسپردگان به رژیم سابق تصفیه شود؛ زیرا تا این عناصر - که به طور خودکار در خدمت اجانب هستند - در سطح وسیع کشور، به خصوص مراکز علمی و تربیتی، تصفیه نشوند، نخواهیم توانست از عدم استقلال فکری و درونی نجات پیدا کنیم؛ و در نتیجه نخواهیم توانست در هیچ یک از ابعاد مستقل باشیم.(7)
یکی از مسائل بسیار مهم در تمام دستگاهها، خصوصاً دانشگاهها و دبیرستانها، تغییرات بنیادی در برنامهها، و خصوصا برنامههای تحصیلی و روش آموزش و پرورش است، که دستگاه فرهنگ ما از غربزدگی و از آموزش استعمار نجات یابد... بدون تغییرات صحیح بنیادی و تحول فرهنگی و علمی امکان تحول فکری و روحی نیست. و باید با کوشش همه جانبه از طرف دولت... به مقصود نزدیک شویم...»(8)
چنان که ملاحظه شد، امام با درایت و تیزبینی، به دفعات، نگرانی خود را از وضع حاکم بر دانشگاهها اعلام و در کنار آن، رهنمودها و هشدارهای آگاهی بخش خود را گوشزد کردند، اما متأسفانه پیامهای ایشان، نه تنها پیگیری نمیشد و به انجامی نمیرسید، بلکه دانشگاه همچنان عرصه تاخت و تاز گروههای سیاسی چپگرا و کمونیست بود و به لحاظ آموزشی، فرهنگی و سیاسی هیچ حرکتی در آن صورت نمیگرفت.
شیوههای اجرای انقلاب فرهنگی
بعد از تأکیدات فراوان حضرت امام(ره)، چگونگی تحقق انقلاب فرهنگی در مناسبترین شکل ممکن در دستور کار قرار گرفت.
پس از بررسیها و تحلیلها اولیه، سه شیوه کلی مطرح شد:
1. نظام آموزشی کنونی پابرجا بماند و در کنار آن طرحی تدوین و آماده شود؛ آن گاه دانشگاهها بر اساس آن شروع به کار کنند.(تغییر تدریجی نظام بدون توقف آن)؛
2. در کنار دانشگاههای موجود، مؤسسههای آموزشی انقلابی و اسلامی مانند دانشکده انقلاب اسلامی در دانشگاه ملی ایجاد شود و بر اساس ضابطههای جدید، استاد و دانشجو بپذیرد.(حرکت موازی)؛
3. کلیه کارهای آموزشی دانشگاهی، متوقف اعلام شود و تا زمانی که طرح نظام جدید آماده نشود، دانشگاه شروع به کار ننماید.(توقف نظام آموزشی و تعطیلی دانشگاهها)؛
روش اول را هیچ کس تأیید نمیکرد و معتقد بودند که تحول اساسی، تنها در سایه اقدامی انقلابی امکانپذیر است و نه حرکتی لاکپشتی و تدریجی و طولانی؛ زیرا باید دانشگاهها کالبد شکافی و جراحی میشد.
روش دوم، یعنی حرکت موازی و ایجاد دانشکدههای موجود قبلی، نیز با خواست شهید بهشتی، که بر حاکمیت نظام بر دانشگاهها اصرار داشت و نیز با خواست امام(ره) مبنی بر تحولی بنیادین، مغایرت داشت و به همین سبب، پذیرفته نشد.
فرمان تشکیل شورای انقلاب فرهنگی
آخرین حرکت تاریخی در امور مربوط به دانشگاهها با فرمان مهم امام خمینی(ره) مبنی بر تشکیل شورای انقلاب فرهنگی محقق شد. این شورا موظف بود زمینههای تحول و اسلامی شدن دانشگاهها و دگرگون سازی اوضاع را فراهم کند. نتیجه فعالیتهای شورا، باید برای همیشه مشکل سیاسی به نام دانشگاهها را از میان بردارد و صورتی علمی و پژوهشی در سایه تدین و اسلامیت بودن بدهد.
در بخشهایی از فرمان امام(ره) آمده است:
مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خواست ملت مسلمان میباشد، اعلام شده است و تاکنون اقدام مؤثر اساسی انجام نشده است و ملت اسلامی و خصوص دانشجویان با ایمان و متعهد نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئه گران که هم اکنون گاه گاه آثارش نمایان میشود و ملت مسلمان و پایبند به اسلام خوف آن دارد که خدای نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد، و فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطه رژیم فاسد کارفرمایان بیفرهنگ، این مرکز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند، که از دستاوردهای دانشگاهها به خوبی ظاهر میشود که جز معدودی متعهد و مؤمن که علیرغم خواست دانشگاهها در خدمت کشور اسلام بودند؛ دیگران جز ضرر و زیان چیزی برای کشور ما به بار نیاوردند، و ادامه این فاجعه که معالاسف خواست بعضی گروههای وابسته به اجانب است، ضربهای مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد، و تسامح در این امر حیاتی، خیانت عظیم بر اسلام و کشور اسلامی است.(9)