دکتر فریبرز درجزی ـ روزنامهنگار و استاد دانشگاه
شاه اما برخلاف آتاتورک نمونه تُرک خود، فاقد حمایت مردمی بود لذا برای اجرای اصلاحات خود بهطور فزآیندهای به ساواک متکی شد. از همین رو طولی نکشید که ملغمه خودکامگی و لیبرالیسم غربی مورد نظر دیکتاتور به تدریج امواج مخالفت را در میان رهبران مذهبی برانگیخت. هوشیاری حضرت امام موجب شد ایشان به خاری در چشم شاه بدل شود و با ابتکار عمل، جلوههای ضداسلامی حکومت را برملا کرده و از آنجا که سالها طول کشیده بود وقایع سیاسی- اجتماعی، وی را به اعتقادات مبارزاتیاش برساند لذا راه تحقق مردمی شیوه پیروزی در این مبارزه را طی شهود و مکاشفات شخصی خود کشف کرد. پارادایم بزرگترین انقلاب قرون اخیر و هژمون آن بدون عملیات نظامی و مسلحانه بر اساس فرهنگ دینی قربانیان رژیم ستمشاهی که امام آنها را شهید نامید و جایگاهی بس رفیع در این فرآیند معنوی دارند، شکل و نضج گرفت؛ راهی که از مردم آغازیدن گرفت و به مردم نیز ختم میشد. آن زمان که ساواک صدها نفر را میکشت و هزاران نفر را شکنجه میکرد، امام با برنامهریزی هارمونیک اقدام به تظاهرات بزرگ و گسترده در روزهای مقدس سال میکرد. در نهایت این شاه بود که از شیوه مبارزه حضرت امام به ستوه آمده و ایشان را در ابتدای دهه 40 شمسی به زور از کشور اخراج و تبعید کرد. این میتوانست پایان ماجرا باشد اما به ناگاه سیطره شاه بر جامعه ایران سست شد. افزایش بهای نفت در سال 1973 میلادی که هیچ نفعی برای مردم عادی ایران نداشت به نارضایتی مردم دامن زد و از دیگرسو اما بسیاری از تحصیلکردگان و جوانان شهری بویژه آنان که در خارج درس خوانده بودند خواهان اصلاحات واقعی شدند.
لیکن اهداف برخی از روشنفکران اگرچه با نگرش اسلامگرایانه آیتالله خمینی متفاوت بود ولی با این وصف به خاطر سیاستهای متعالی حضرت امام از یک طرف و خشونت سرکوبگرانه رژیم شاه از طرف دیگر نهایتا تبعید امام منجر به تحکیم جایگاه وی شد و لذا در اواخر دهه 1970 میلادی این دو جنبش را گردهم وحدت بخشید و لذا شاکله اصلی جنبش بر اساس دکترین اسلامی شکل گرفت. امام خمینی از رسانههای آزاد غرب برای ترسیم تصویری از اسلام انقلابی استفاده کرد و در عین حال، زبان عالمانه خود را جهت استفاده گستردهتر مخاطبان، ساده و بیتکلف مینمود. چهره روحانی و نگاه سازشناپذیرش همگی کمک کرد تا ایشان جذبهای قابل توجه پیدا کرده، طوری که حالت عرفانی امام بسیار بالاتر و برتر از حقارت رژیم مادی شاه بود. مکتب فکری امام به سرعت رشد کرد و همه دنیا را متوجه انقلاب ایران که در شرف وقوع بود، کرد؛ انقلابی منحصر به فرد با فرکانس و ضرباهنگی مافوق تصور. در زمستان سال 57 و اوج تظاهرات مردمی و فعالیتهای مسلحانه آنان علیه حکومت شاه، رژیم مجبور به استفاده از نیروی نفوذی استعمار در جبهه ملی بهعنوان نخستوزیر شد. شاپور بختیار آخرین امید شاه و دستگاه حکومتی آمریکا برای نجات سلطنت پهلوی بود و لذا نامبرده با وجود طرد از جانب جبهه ملی، کابینهاش را روز 16 دیماه 1357 به شاه معرفی کرد. حضرت امام(ره) نسبت به این موضوع اما واکنشی صریح و قاطع از خود نشان داد و دولت او و مجلس را غیرقانونی خواند. متعاقبا بختیار روز 21 دیماه 1357 با حضور خود در مجلس شورای ملی ضمن معرفی وزیران خود، رئوس برنامههای دولت را به اطلاع نمایندگان و عموم رساند و این در حالی بود که فقط 6 روز پس از معرفی کابینه دولت توسط بختیار به شاه و نیز یک روز پس از معرفی آنان به نمایندگان مجلس شورای ملی در 22 دیماه 57 به فرمان امام خمینی شورای انقلاب تشکیل شد.شورای انقلاب زمانی تشکیل شد که امام در پاریس بود و لذا اکثریت اعضا در این شورا با معممان و روحانیون بود. اصولا هر انقلاب مردمی و خودجوش نیاز مبرم به یک شورا دارد که هم قبل از پیروزی نهایی انقلاب و هم تا مدتها پس از آن زمام امور را در دست گرفته تا کارها به روال عادی افتاده و انقلاب پس از آشوب روزهای اولیه به تثبیت رسد.
شهید بهشتی و شهید مطهری در این رابطه زحمات بسیار کشیده و با حضرت امام بحثهای فراوانی داشته و در پیشنهاد افراد جهت عضویت تاثیرات زیادی داشتند. لیستی از ارتشیها، معلمها و دانشگاهیها به پاریس ارسال شد. شهید سپهبد قرنی، سرهنگ مقصودی و مدنی از ارتشیها بودند که البته مدنی پذیرفته نشد. حتی از اعضای نهضت آزادی نیز افرادی چون سحابی، ابراهیم یزدی و... به عضویت شورای انقلاب درآمده و مهندس بازرگان هم حضور داشت. اسامی کلی اعضای شورای انقلاب اما به خاطر مسائل امنیتی چه قبل از پیروزی انقلاب و چه بعد از آن بهطور کامل مشخص نشد. ریاست این شورا در عمل با شهید بهشتی بود که آقایان شهید مطهری، آیتالله طالقانی و شهید باهنر نیز ایشان را کمک و یاری میکردند. از طرفی مهندس بازرگان که در 8 دیماه 57 از جانب امام به عضویت هیات بررسی مشکلات صنعت نفت تعیین شده بود، در بهمن 57 بهعنوان نخستوزیر دولت موقت از امام حکم گرفت ولی دولت شورای انقلاب به ریاست بازرگان عمر کوتاهی داشت و در حالی که روزهای آغازین خود را به جدال با بختیار گذراند در نهایت تسلیم دانشجویان پیرو خط امام شد. سرانجام روز 26 دیماه 1357 یعنی فقط 4 روز پس از تشکیل شورای انقلاب به فرمان حضرت امام(ره)، شاه با چشمانی اشکبار کشور را ترک کرد و همزمان با خروج وی از ایران، امام در یک سخنرانی در نوفللوشاتو متذکر شد که آمریکا سقوط شاه را قطعی تلقی میکند و لذا از مردم خواست با تظاهرات و شکستن مکرر حکومت نظامی و ابراز انزجار از دولت دستنشانده بختیار موجبات سقوط سریع و حتمی دولت او را فراهم آورند. حتی کسانی که علاقهمند به یک جمهوری لیبرال بودند امام را ناجی و قهرمان بیبدیل خود میپنداشتند.