کرسی آزاداندیشی با عنوان «گونه شناسی شبهات سیاسی و اعتقادی» با حضور دکتر خسروپناه چندی پیش در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. در این نشست حضار سؤالاتی درباره مسائل و مشکلات فکری و عقیدتی حاکم بر جامعه امروز پرسیدند که ذهن بسیاری از دانشجویان را به خود مشغول کرده است. در حقیقت هدف از برگزاری این کرسی آزاداندیشی بررسی و پاسخ به همه شبهات سیاسی دانشجویان بود و می توان گفت دانشجویان حاضر در این جلسه از هر بابی که در آن ابهامی می دیدند سخن گفتند.
در ابتدای این جلسه یکی از دانشجویان پرسید: آیا انسان توانایی خدا شدن روی زمین را دارد؟
خسروپناه در پاسخ به این پرسش گفت: اگر منظور واجدالوجود شدن انسان است، مسلما پاسخ منفی است؛ اما اگر معنای خلیفه الله شدن مدنظرتان است، بله، این قابلیت در انسان وجود دارد.
دشمنی با ولایت فقیه
در ادامه این جلسه حجت الاسلام خسروپناه در پاسخ به این پرسش که علت دشمنی و تهاجم علیه ولایت فقیه چیست؟ خاطرنشان کرد: من به کسانی که درباره این موضوع سؤالاتی دارند، با یقین اعلام می کنم مسئله ولایت فقیه معقول ترین مسئله و نظام سیاسی در دنیاست و معتقدم در حال حاضر مقام معظم رهبری بهترین مصداق برای این امر هستند، چنان که در عرصه های گوناگون سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و علمی نیز اثبات شده است. برخی از افرادی که با این موضوع مخالفت می کنند برای این است که هنوز پاسخ سؤالاتشان را نگرفتند، ولی برخی دیگر به فواید آن پی بردند، به همین دلیل به دنبال منحل کردنش هستند، چرا که حافظه تاریخی شان به آنها می گوید گرچه در قضیه مشروطیت لیبرالیست ها موفق شدند، ولی در نهایت این اقدام به شکست انجامید.
وی ادامه داد: در نهضت ملی شدن صنعت نفت نیز به همین ترتیب بود. اما در پیروزی انقلاب اسلامی دشمنان ما با وجود تلاش های بسیار نتوانستند شکست مان بدهند. منافقان، ترور سران نظام، جنگ تحمیلی با بدترین بمب های شیمیایی، محاصره اقتصادی و... هیچ یک به سرانجام نرسیدند، زیرا ولی فقیه به عنوان یک محور در تمام مسائل حضور داشتند. اینها می دانند اگر ایران همچنان با عنصر ولایت فقیه پیش برود، تبدیل به یک ابرقدرت می شود. جهان از انقلاب ایران می ترسد، چرا که موجب گسترش اسلام و تشیع در سراسر دنیا شده است. برای فهم این مطلب همین بس که بدانید تیراژ قرآن در کشورهای غربی چند برابر انجیل است.
چگونه خدایی را که نمیبینم پرستش کنم؟
این استاد دانشگاه در ادامه درباره پرستش خدایی که دیده نمی شود یادآور شد: خدا را باید به وسیله قلب دید، نه چشم. آنچه ممکن است داشتن درک قلبی از خداست. انسانی که ایمان قلبی دارد و حاضر است جان و مالش را در راه او بدهد، یعنی خدا را دیده، البته با چشم دل، نه چشم سر. وی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا صحت دارد که در اطراف کعبه کاخ فراماسونری بنا شده است، اما آل سعود هیچ گونه حرکتی برای مقابله با این اقدام انجام نداده است؟ تصریح کرد: من چیزی در این باره نشنیدم، ولی تا آنجا که می دانیم فراماسونری در تقویت وهابیت تلاش زیادی می کند. امروز بزرگترین مانع صهیونیست ها حزب الله است که اعضای آن شیعه هستند، دیگری نیز حماس و جهاد اسلامی از اهل سنت است.
وی اظهار کرد: این سه جریان، بیش از صهیونیست ها از وهابیت ضربه می خورند. این به معنای هم پیمانی وهابیت با صهیونیست است و همان طور که می دانید صهیونیست ها عوامل اصلی فراماسونری در دهه های اخیر هستند.
ولایت حقیقی
خسروپناه درباره معنای ولایت حقیقی که در سوره مائده آمده است، نیز گفت: این همان معنایی است که در غدیر پیامبر(ص) فرمودند «من کنت مولاه، فهذا علی مولاه». یعنی ولی زمام امور را در اختیار دارد و صراط مستقیم را به شما نشان می دهد، از این رو جانش از جان شما مهم تر است؛ البته در اینجا منظور امام معصوم(ع) است.
وی در ادامه در پاسخ به این پرسش که آیا در نظام جمهوری اسلامی ایران ولی فقیه می تواند اقدام اشتباهی انجام دهد؟ اظهار کرد: بله، کسی ادعا نمی کند ولی فقیه معصوم است. ایشان مامورند که احکام اسلام را پیاده کنند. اما اگر گناه کرد یا اشتباهاتش زیاد بود، مجلس خبرگان باید عزلش کند. عدالت و تقوای او مانع از انجام گناه و اشتباه است. ولی اگر مجلس خبرگان تشخیص داد که ولی فقیه این دو را از دست داده، باید تغییرش دهد.
خدمات متقابل اسلام و ایران
نشست پاسخگویی به شبهات سیاسی و اعتقادی، با سؤال های شفاهی دانشجویان ادامه پیدا کرد و حجت الاسلام خسروپناه به آنها پاسخ دادند که شرح آن در ادامه آمده است.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا تعارض بین اسلام و ایران معنا و مفهومی دارد؟ تصریح کرد: وقتی ما اسلام را پذیرفتیم، دیگر شاخص مان برای سنجش هر چیز معیارهای این دین الهی است. غرب را هم با اسلام می سنجیم و آن دسته از آموزه های آن که با اسلام مطابقت دارد را می پذیریم؛ مثلا بسیاری از علومی که به دست می آورند با اسلام منافاتی ندارد، پس ما هم از آنها استفاده می کنیم. داستان ایران و ملیت های دیگر هم همین است. شاخص اسلام است، اما اینکه آیا ایرانی بودن با اسلام تعارض دارد، باید بگویم خیر، چنین نیست.
وی ادامه داد: البته سنت هایی در برخی دوره ها داشته ایم که با دین تعارض داشتند و ما هم با آنها مخالفیم. در اقوام عرب نیز چنین است، برای مثال امروزه اعراب درگیر جاهلیت جدیدی هستند که شباهت زیادی به جاهلیت صدر اسلام دارد. شهید مطهری نیز در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» به خوبی توضیح داده اند که ایران چه قدر به اسلام خدمت کرده و اسلام تا چه اندازه در رشد ایران موثر بوده است. اگر در برخی نکات هم با یکدیگر تعارض دارند، به معنای تعارض ذاتی این دو با یکدیگر نیست.
سؤالات گسترده دانشجویان
اما سؤالات دانشجویان به اینجا ختم نشد یکی از دانشجویان پرسید: منظور از «جام زهر» در ادبیات دیروز و امروز انقلاب اسلامی چیست، آیا امام جام زهر نوشیدند که قطعنامه را امضا کردند؟ از سوی دیگر رئیس جمهور در سخنانشان گفتند ما جام زهر را به دشمن می دهیم، این دشمن چه کسی است؟
خسروپناه در پاسخ به این پرسش گفت: ما در دوران دفاع مقدس توانستیم عملیات های خیلی خوبی نظیر فتح المبین، بیت المقدس و... را با موفقیت انجام دهیم. در آن زمان با توجه به اینکه موفق به پس گرفتن خاکمان شده بودیم، حاضر بودیم قطعنامه را بپذیریم، اما صدام از نظر نظامی قابل اعتماد نبود و ممکن بود پس از امضای این توافق هم به ایران حمله کند، از این رو ما جنگ را ادامه دادیم. وارد خاک عراق شدیم و پس از آن عملیات والفجرها شروع شد تا اینکه در والفجر 8 فاو را گرفتیم. تا سال 65 هم توانستیم عملیات های موفقیت آمیزی داشته باشیم. ولی در سال 66 دیگر توان انجام عملیات در جنوب را نداشتیم.
وی ادامه داد: مردم مثل سال های گذشته از جنگ استقبال نمی کردند و در زمان اعلام نیرو افراد کمتری داوطلب می شدند. قدرت لجستیکی هم ضعیف شده بود. در این شرایط صدام طی عملیاتی در جنوب، تا نزدیکی های اهواز پیش آمد. امام پیام دادند که مردم برای دفاع به جبهه بروند. جمعیت زیادی راهی شدند و عراقی ها را به عقب راندند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: قبل از حمله عراق به ایران، ما عملیات کردستان را به خوبی انجام داده بودیم، در آن زمان صدام دعوت به امضای قطعنامه کرد و آقای هاشمی هم به این نتیجه رسید که دیگر وقت پذیرش آن رسیده است و از صیاد شیرازی که در آن زمان فرمانده نیروی زمینی ارتش بود پرسید که آیا می تواند به جنگ ادامه دهد؟ او هم گفت به شرطی که نیازهایم را تامین کنند. از محسن رضایی هم پرسید، ایشان هم گفتند به شرط داشتن یک سری امکانات می توانم ادامه دهم.
وی همچنین در پاسخ به این ابهام مبنی بر این که بعضی ها می گویند این امکانات در پادگان ها وجود داشته، ولی در اختیار رزمنده ها گذاشته نمی شده است یادآور شد: این طور نبوده، ما حتی نیرو هم کم داشتیم. در همان زمان هر یک نیازهایشان را نوشتند و آقای هاشمی این نامه ها را پیش امام برد. این زمانی است که هنوز ما در کردستانیم و صدام عملیات جنوب را انجام نداده است. امام در آن موقع قطعنامه را پذیرفت و گفت برای من مانند جام زهر است. آیا منظور این بود که جام زهر را آقای هاشمی، صیاد شیرازی یا محسن رضایی به امام داد؟ بی شک اینطور نبود، اگر چنین بود که باید بی درنگ همه این افراد را کنار می گذاشتند.
جام زهر یعنی انتظار امام این بود که مجموعه دولت و ملت چنان متحد شوند که صدام را زمین بزنند، نه اینکه ما قطعنامه را بپذیریم. آنچه امام(ره) می خواست سقوط صدام و نجات مردم عراق بود، نه تصرف آنجا. البته امام جنگ را شروع نکرد و آنها آغازگر بودند، ولی حالا که شروع شده بود، می خواستند به وسیله این دفاع، صدام را از بین ببرند. مسلما وقتی رهبری به این هدف نرسد، ناراحت می شود. اما اینکه مجرم شخص خاصی است، باید بگویم خیر. جالب است بدانید پس از امضای قطعنامه صدام عملیات جنوب را آغاز کرد و این نشان دهنده همان مسئله قابل اعتماد نبودن اوست. البته ما طی یک شبانه روز توانستیم او را شکست دهیم و به این ترتیب جنگ پایان یافت.