تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۳  ، 
کد خبر : ۲۱۱۴۴۶

چرا دانشگاه اسلامی؟!


 دکتر علی آراسته ـ عضو هیئت علمی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره)
اسلامی شدن دانشگاه برای جامعه اسلامی یک ضرورت است و بدون آن، روند حرکت جامعه در مسیر اهداف متعالی انسانی و اسلامی با چالش های اساسی مواجه خواهد شد؛اگر اسلامی شدن دانشگاه یک ضرورت است، پرداختن به مبانی فکری آن نیز یک ضرورت است؛ چرا که از یک سو بدون تحکیم مبانی فکری این تحول، ممکن است تردیدهایی در ضرورت اسلامی شدن دانشگاه پیش بیاید و در نهایت فرآیند اسلامی سازی دانشگاه را با چالش مواجه سازد و از سوی دیگر کیفیت اسلامی سازی دانشگاه بسته به مبانی فکری آن پذیرای راه بردهای گوناگونی است که بدون تبیین مبانی فکری، انتخاب راه برد صحیح ممکن نیست. برای تبیین مفهوم اسلامی شدن دانشگاه لازم است انواع کارکردهای دانشگاه و معنای اسلامی بودن نهادهای اجتماعی مورد تأمل قرار گیرد:
1. کارکردهای دانشگاه
دانشگاه کارکردهای مختلفی در جامعه دارد که برخی از آن ها عبارتند از:
1. تولید علم؛
2. معرفی کاربردهای علم؛
3. طراحی مسیر حرکت جامعه به سوی پیشرفت همه جانبه و موزون؛
4. پرورش نیروهای متخصص برای انجام وظایف مختلف اجتماعی (مدیران، صنعت گران، هنرمندان، پزشکان، اقتصاددانان، و...)
5. تعامل با مجامع دانشگاهی و فرهنگی سایر کشورها به منظور پیش برد اهداف ملی و فراملی کشور؛
6. پیشاهنگی در حرکات آگاهانه سیاسی اجتماعی کشور؛
2. کارکرد دانشگاه در جامعه اسلامی
مثبت بودن کارکرد دانشگاه در جامعه توحیدی اسلامی وابسته به تأثیر مثبت آن در تحقق اهداف دین توحیدی اسلام است و بالاترین هدفی که اسلام برای انسان مسلمان به تصویر می کشد رسیدن به قرب الاهی است که در پرتو معرفت یقینی و عبودیت حاصل می شود[1]، بنابراین دانشگاهی موفق است که جامعه انسانی را به خوبی در مسیر توحید قرار داده و او را به سوی قرب الاهی هدایت کند. زمانی که درباره هدایت انسان به سوی مقصد و هدف صحیح صحبت می کنیم به این مطلب توجه داریم که هدایت انسان با هدایت یک وسیله (مانند کشتی یا موشک) متفاوت است چرا که انسان با اختیار خود حرکت می کند در حالی که اشیاء و وسایل بدون اختیار و کاملا تحت کنترل هدایت کننده، حرکت می کنند؛ بنابراین برای این که تصور روشنی از هدایت انسان داشته باشیم لازم است ماهیت حرکت اختیاری انسان و عوامل تأثیرگذار بر آن را مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم.
در اینجا تبیین و تحلیلی روان شناختی از حرکت اختیاری انسان به سوی اهداف ارایه می شود و عوامل مؤثر در حرکت اختیاری انسان مورد بررسی قرار می گیرند؛ در ضمن با این بحث، معیار ارزشمند بودن یا بی ارزش بودن اعمال اختیاری انسان نیز روشن می شود.
3. عوامل مؤثر بر حرکت اختیاری انسان
عواملی که در اعمال اختیاری انسان ها نقش بسیار مهمی دارند عبارتند از:
1. شاکله فکری یا به تعبیر روان شناسان، الگوهای فکری تثبیت شده در شخصیت افراد؛
2. دل بستگی های افراد که به طور اجتناب ناپذیری در اعمال افراد نقش و حضور دارد؛
3. اختیار و اراده افراد؛
4. قدرت تفکر و خلاقیت فکری که می تواند منشأ عملکردی متفاوت با رفتار معمول فرد باشد و دریچه های جدیدی از اندیشه و عمل را به سوی فرد بگشاید؛
5. شرایط محیطی که می تواند هیجانات خاصی را ایجاد کند و منتهی به عملکرد لحظه ای خاصی توسط فرد شود.[2]
آن چه که موجب خوب یا بد بودن عملکرد فرد (یا اجتماع) می شود این است که آیا عملکرد نام برده شده در راستای نیل به اهداف و خواسته های متعالی او قرار دارد یا خیر، که در فرض اول عملکرد، خوب و در فرض دوم عملکرد، بد ارزیابی می شود.
جامعه به عنوان بستر حرکت انسان می تواند نقش مثبت یا منفی در سیر معنوی او داشته باشد؛ هر میزان که شرایط برای سیر الی الله مساعدتر باشد حرکت به سوی خدا آسان تر است و هر میزان که این فضا نامساعدتر باشد، توفیق افراد در تقرب به خدا کم تر می شود.
البته این در مورد کلیت جامعه است، ولی در مورد تک تک افراد ممکن است خلاف این کلیت روی دهد؛ چنان که در محیط بسیار نامناسب، اولیای الاهی به خوبی به سیر الی الله ادامه می دهند و به اهداف متعالی نایل می شوند ولی بیش تر افراد جامعه در سیر الی الله با ناکامی های بی شماری مواجه می گردند. از سوی دیگر در جامعه آرمانی نیز افراد مجبور نیستند مسیر تقرب الاهی را بدون اختیار طی کنند و ممکن است افرادی با سوءاختیار خود، در جهت عکس تقرب الاهی گام بردارند. با توجه به موارد نام برده شده، دانشگاهی، توحیدی و اسلامی است که با فراهم کردن بستر مناسب، فرد و جامعه را در مسیر تقرب الاهی قرار دهد.
4- تاثیر دانشگاه اسلامی بر حرکت اختیاری فرد و اجتماع
تاثیر دانشگاه اسلامی بر سیر و حرکت توحیدی اجتماع از جمله عوامل مختلف موثر بر انتخاب انسان هاست که به شرح زیر می باشد:
1-دانشگاه توحیدی اسلامی با ارایه الگوهای فکری توحیدی (توحید ذاتی، صفاتی و افعالی) و الگوهای عملی توحیدی (توحید در عبادت، حاکمیت، اطاعت، تقنین و تشریع) و نیز پاسخ گویی به شبهات، قالب های فکری کارآمدی را در جان انسان ها نهادینه می کند و با توجه به آزادانه بودن انتخاب دین حق، تاکید آشکاری بر شناخت حق و پیروی آزادانه از آن دارد و آیه «فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم الوالالباب» (زمر/ 17 و 18) (بندگانم را که سخن را می شنوند و برترین آن را برمی گزینند بشارت ده که آن ها هدایت یافتگان الاهی اند و همانان خردمندانند) را سرلوحه این وظیفه خود قرار می دهد.
2-دانشگاه توحیدی با ارایه جذابیت های دین و زندگی دینی با ایجاد نگرش مثبت و علاقه مندی افراد جامعه نسبت به دین، ضمن ارضای گرایش انسان به زیبایی، مسیر زندگی دین مدارانه را جذاب تر و سهل تر می کند.
3-دانشگاه توحیدی با تبیین نقش بی بدیل تصمیم گیری های انسان در رقم زدن سرنوشت خود و تاکید بر لزوم استفاده صحیح و دقیق از اختیار و اراده انسانی، جایگاه جوهره انسانیت (عزم)[3] را هماره در پیش چشم آنان که خواهان زندگی انسانی اند درخشان نگاه می دارد.
4-دانشگاه توحیدی با طراحی ساختارهای مناسب اجتماعی و نظام مدیریت اجتماعی متناسب، زمینه رشد فردی و اجتماعی افراد اجتماع را فراهم می سازد تا از یک سو انتخاب مسیر صحیح انسانی و دینی پرجاذبه باشد و از سوی دیگر حرکت در مسیر ناصحیح (و خلاف مصالح فردی و اجتماعی) پرهزینه باشد.
5- ترتیب اهمیت عوامل موثر بر حرکت اختیاری انسان
موارد نام برده شده دارای اهمیت و اولویت متفاوت اند که اولویت آن ها به ترتیب زیر است:
1-تبیین جایگاه تصمیم گیری در ساخت سرنوشت انسان
2-ارایه الگوهای فکری توحیدی
3-ارایه جذابیت های دین و زندگی دینی
4-ایجاد شرایط مناسب اجتماعی و فردی
در سیر موارد بالا مشاهده می شود که عوامل تاثیرگذار از عناصر محض درونی (اختیار و تصمیم گیری) به عوامل محض بیرونی (شرایط اجتماعی) تبدیل می شود و چون موارد صدر لیست در اختیار انسان است، اگر به کمک نظام تعلیم و تربیت صحیح جایگاه واقعی خود را پیدا کنند، می توانند به تنهایی بار عوامل انتهای لیست را به دوش بکشند به این معنا که اگر انسانی به اهمیت و جایگاه اراده و تصمیم گیری خود و نقش آن در حرکت صعودی به سوی قرب الاهی واقف شود حتی اگر شرایط اجتماعی مناسب نباشد آن را اصلاح می کند و علی رغم آن به مسیر رو به رشد خود ادامه می دهد؛ و نیز اگر جذابیت های دین برای او چندان آشکار نباشد در اقدامی فعالانه به شناخت این جذابیت ها می پردازد؛ در حالی که اگر عوامل بیرونی فعلیت یافته باشند مثل این که شرایط اجتماعی مناسب باشد و جذابیت های دین تعلیم داده شده باشد اما اختیار و تفکر جایگاه خود را نیافته باشند ممکن است با غفلت فرد از اهمیت انتخاب های آگاهانه و حرکت به سوی قرب الاهی و نیز به دلیل فقدان الگوی فکری توحیدی، در هر مرحله ای از راه، گرفتار شیاطین انسی و جنی شود و از طی مسیر باز ماند.
6- علم دینی (اسلامی) [4]
در تولید علم، اسلامی بودن علم به این معناست که علم تولید شده در خدمت اهداف متعالی انسان قرار گیرد که همان تقرب به خداوند است و لازم نیست آن علم صرفا علمی دینی نظیر الاهیات باشد تا آن را اسلامی بدانیم بلکه هر علمی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم مسیر تقرب الی الله را هموار کند، علم اسلامی است که ابعاد مختلف آن بسته به شرایط عصری و مصری متفاوت است اما معیارهای ثابتی جهت گیری این علوم را معین می کند که می توان به موارد زیر به عنوان نمونه، اشاره کرد:
1-تقویت عقلانیت و معرفت به خدا، انبیا و اولیای الاهی؛
2-معرفت به احکام الاهی؛
3-حفظ عزت فرد و اجتماع؛
4-تقویت روح همبستگی و هم یاری میان مومنان؛
5-آمادگی برای دفاع موثر از جامعه اسلامی
در سایر موارد (پنج مورد دیگر از موارد شش گانه) نیز کارکردهای دانشگاه باید در خدمت اهداف متعالی انسانی که در راس همه آن ها تقرب به خداوند است، قرار گیرند که بسط آن تحت اشراف سیاست گذاران علم، تکنولوژی و فیلسوفان تعلیم و تربیت و سایر متخصصان فرهنگی و اجتماعی قابل تحقق است.
7- ضرورت انسجام و نظام‌مندی در اسلامی شدن دانشگاه‌ها
اما در اینجا پرسشی قابل طرح است و آن این که نسبت مأموریت های مختلفی که برای اسلامی شدن دانشگاه ها باید انجام شود با یک دیگر چیست؟ به تعبیر دیگر کدام یک اولویت بیش تری دارد و کدام یک اولویت کم تری؟ کدام یک با مورد دیگر تلازم دارد و کدام یک ندارد؟ بهترین زمان پرداختن به هر یک چه زمانی است؟ و مواردی از این دست، که ناظر به ضرورت انسجام و یک پارچگی مجموعه کارهای مرتبط با اسلامی شدن دانشگاه است.
8- تفکر سیستمی
برای پاسخ به پرسش های طرح شده، لازم است مفهوم «تفکر سیستمی» تبیین شود:
در یک سازمان بخش های مختلف به صورت های گوناگون ممکن است به انجام وظایف خود بپردازند که قابل تفکیک در دو قالب کلی است:
1- انجام وظایف به صورت مجزا و بی ارتباط با دیگر بخش ها بدین معنا که هر بخش فقط اهداف خاص خود را دنبال کند.
2- انجام وظایف در چارچوب یک کل یک پارچه و منسجم که هر بخشی با توجه به بخش های دیگر به انجام وظایف خود بپردازد و همگی ناظر به یک هدف نهایی که هدف کل مجموعه است، باشند؛ به گونه ای که ممکن است گاهی یک بخش به نفع کل مجموعه و هدف کل، از منافع بخش خود صرف نظر نماید.
قابل ذکر است اسلامی شدن دانشگاه یک کل یک پارچه یا به اصطلاح یک سیستم است که دارای یک هدف نهایی، اهداف میانی و نیز ساختارهای متناسب جهت تحقق بهینه اهداف نام برده شده اند، به این معنا که با در نظر گرفتن هدف نهایی (تقرب الی الله) و اهداف میانی طرح شده در این نوشتار (نظیر اصلاح الگوهای فکری و...) اقدام به تعریف ساختارهای متناسب با این اهداف می شود و وظایف هر بخش از یک سو ناظر به تأمین هدف نهایی و از سوی دیگر ناظر به همکاری بهینه با سایر بخش ها تعریف می شود به گونه ای که کل سیستم به بهترین وجه ممکن و با راه برد (استراتژی) مناسب که تهدیدها و فرصت ها را درنظر دارد تحقق اهداف را دنبال می کند؛ این راه برد نیازمند تخصص مدیریت استراتژیک به منظور اجرای بهینه وظایف و نیز تخصص های مختلف در راستای غنی سازی محتوای سیستم است.
در تفکر سیستمی جایی برای خودخواهی نیست چراکه هر عضو در خدمت هدف نهایی سیستم است؛ در تفکر سیستمی هر عضو به جای این که به دنبال منفعت شخصی باشد به دنبال سود اجتماعی است و شخص منافع خود را در پرتو منافع اجتماع دنبال می کند.
حاصل مطالب اخیر در حوزه اسلامی شدن دانشگاه این است که تمامی دستگاه های مرتبط باید ضمن انجام صحیح وظایف خود، نگاه برون بخشی نیز داشته باشند و اهداف خود را به همراه اهداف جمعی دنبال کنند و یکی از لوازم این ویژگی روحیه ایثارگری است که مبتنی بر ایمان و معرفت عمیق است و در صورت فقدان آن دسترسی به هدف اسلامی شدن دانشگاه اگر غیرممکن نباشد، سهل نیز نخواهد بود.
9- جمع‌بندی
اسلامی شدن دانشگاه برای جامعه اسلامی یک ضرورت است و بدون آن، روند حرکت جامعه در مسیر اهداف متعالی انسانی و اسلامی با چالش های اساسی مواجه خواهد شد؛ دانشگاه کارکردهای مختلفی در جامعه دارد که اسلامی شدن باید در کالبد این کارکردها دمیده شود.
جامعه انسانی مجموعه ای از عناصر صاحب اختیار است و تأثیر دانشگاه بر این مجموعه نیز از عوامل مؤثر بر اختیار انسان هاست که در پنج عنصر اراده، الگوهای فکری، علایق، خلاقیت و محیط خلاصه می شوند و دانشگاه اسلامی تمامی این عناصر را در راستای توحید جهت دهی می کند.
حرکت به سوی اسلامی شدن دانشگاه باید به صورت منسجم و به اصطلاح سیستماتیک باشد تا مجموعه ای هدف مند در راستای اسلامی شدن دانشگاه گام بردارند.
از ملزومات اسلامی شدن دانشگاه، وجود انسان پرورش یافته است که محور اسلامی شدن دانشگاه قرار گیرد و بدون حضور این عنصر در هسته مجموعه نام برده شده روند اسلامی شدن دانشگاه محال یا بسیار دشوار است و در پایان باید گفت:
«اسلامی شدن دانشگاه ها یک ضرورت است چراکه استفاده بهینه از عمر انسان ها در جهت اهداف متعالی یک ضرورت است.»
و «اسلامی شدن دانشگاه ها امکان پذیر نیست مگر این که انسان های دست پرورده مکتب اسلام، متولی آن باشند.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات