جنبش کفایه
جنبش کفایه در سال 2004 توسط «جورج اسحاق» از رهبران سندیکایی مصر تاسیس شد. در سال 2005 با اعتراضهایی سازمان یافته، علیه حکومت حسنی مبارک و ایده موروثی کردن ریاست جمهوری و انتقال آن به جمال مبارک مبارزه کرد.
این جنبش به دلیل اختلافات داخلی، حمایت طبقه متوسط و اصناف را از دست داد، اما با آغاز اعتراضهای گسترده مصر، به نظر میرسد که این جنبش در تحریک مردم برای شرکت در این اعتراضها، ایفای نقش کرده است.
بازیگران دیگر
حزب الوفد که تأسیس آن به سال 1952 میلادی بازمیگردد، پایگاه سنتی دمکراتهای لیبرال در مصر است اما برخی معتقدند این حزب در سالهای اخیر با دولت مبارک همکاری کرده است.
حزب تجمع چپ نیز نقش مشابهی داشته است. «مجدی حسین» رهبر حزب عمل اسلامی نیز از جمله شخصیتهای مخالفی است که بارها زندانی شده است.
نگاه روزنامهنگاران مصری
در این میان بسیاری از روزنامهنگاران مصری میگویند ملت، پیشروی انقلاب مصر است و گروههای سیاسی به دنبال مردم حرکت میکنند. «داود حسن» روزنامه نگار مستقر در میدان التحریر قاهره می گوید: از نخستین ساعات بامداد انبوهی از مردم قاهره خود را به میدان التحریر میرسانند تا در تظاهرات میلیونی این شهر شرکت کنند. هیچ مانعی بر سر راه رسیدن مردم به این منطقه وجود ندارد. کمیتههای زنان و جوانان تشکیل شد تا ورود آسان زنان را با همکاری نیروهای مسلح تامین کنند. در قاهره گفته میشود کسانی به حمایت از حزب حاکم نیز علیه مردم تظاهرات برگزار میکنند، اما روحیه مردم بسیار بالا و اراده آنان برای ادامه راه محکم است. عده زیادی از مردم شبها را در میدان التحریر میگذرانند و سرودهای ملی، میهنی برای حاضران پخش میشود. منطقه التحریر به نمایشگاهی از پلاکاردها با شعارهای ضدمبارک و ضدیت با نظام تبدیل شده است. ورود دسته جمعی تظاهرکنندگان از مناطق نزدیک قاهره به داخل شهر و میدان التحریر همه روزه جریان دارد و مردم با خودروهای شخصی به این منطقه میآیند، زیرا حرکت قطارها و اتوبوسها و وسایل نقلیه عمومی از سوی دولت متوقف شده است. روزانه دهها هزار نفر از استانهای ساحلی و نیز از شهر سوئز پای پیاده عازم قاهره میشوند.
«نواره نجم» یک روزنامه نگار و فعال سیاسی مستقر در میدان التحریر نیز میگوید: اکنون زمانی است که کسی منتظر اظهارنظر و واکنش گروههای سیاسی یا حقوقی نمی ماند بلکه همه منتظر واکنش صریح مردمی هستند. این که «عمر سلیمان» مأمور گفتوگو با گروههای سیاسی شده، حرکتی توخالی و بیمحتواست، زیرا وی میخواهد با کدام گروه به نتیجه برسد؟ با گروههای هوادار نظام که همچون خود نظام متزلزل و رفتنی هستند یا با گروههای سیاسی که به انقلاب مردمی ملحق شده اند؟ گروههای مخالف نظام در این صحنه بازیگر اصلی نیستند، بلکه ملت بانی انقلاب و حرکت بوده، نه هیچ گروه سیاسی. هر گروهی که تصمیم بگیرد با نظام در حال فروپاشی به توافق دست یابد، طرفدار نظام و مخالف مردم محسوب و در نهایت منزوی میشود، زیرا مردمی که در خیابان هستند، خواهان توافق با حزب حاکم نیستند. مردم نیاز به توافق با نظام ندارند، زیرا رفتن این نظام هیچ بحران شدیدتری در کشور ایجاد نمیکند. نظام حاکم اکنون هیچ خدماتی به مردم ارائه نمیکند که با رفتنش در ارائه این خدمات توقف و تاخیری رخ دهد. تنها کاری که نظام هم اکنون به خوبی انجام میدهد سانسور و جلوگیری از انتقال اطلاعات بین مردم و نیز توقف قطارها و اتوبوسها است.
«قطب العربی» روزنامهنگار مصری هم معتقد است: سخنان عمر سلیمان مبنی بر آغاز مذاکره با گروههای سیاسی، فقط با هدف کم رنگ کردن تظاهرات میلیونی بیان میشود و سلیمان نقش سخنگوی تبلیغاتی مبارک را بازی میکند. یک تظاهرات چند صد نفری در حمایت از مبارک برگزار شد و تلویزیون دولتی هم بارها تصاویر آن را که در برابر ساختمان رادیو و تلویزیون مصر برگزار شده بود، نشان داد. تظاهرکنندگان مصری دو دستگاه تلویزیون بزرگ در میدان التحریر مستقر کردهاند تا برنامههای خبری شبکههای تلویزیونی الجزیره و الجزیره مباشر را برای حاضران پخش کند. این اقدام در واکنش به تعطیلی دفتر الجزیره در مصر و قطع پخش برنامههای این شبکه از ماهواره «نیلست» اجرا شد.
«یسری محمد» خبرنگار مقیم سوئز میگوید: شهر سوئز هم همه روزه صحنه تظاهرات مردمی است. مردم سوئز کودکان خود را هم در تظاهرات همراه دارند کمیتههای برگزاری و انتظامات تظاهرات تشکیل شده و به دلیل نداشتن رسانه مناسب، از بلندگوهای روی خودروها برای اطلاعرسانی به مردم استفاده میکنند.
سناریوهای آمریکا
قیام خروشان ملت مصر علیه دیکتاتوری، آمریکا را به سوی ارائه سناریوهایی برای آینده مصر در قالب شعار عدالتخواهی و دیکتاتور ستیزی ظاهری سوق داده است.
آمریکا از نخستین روزهای قیام مردمی مصر با مشاهده موج اعتراضات مردمی این کشور در موضعی فریبکارانه تغییر رویه داده و برای جلب رضایت معترضان، خود را حامی ملت مصر توصیف کرد. این تغییر رویه آمریکا در برخورد با انقلابهای مردم در سراسر جهان، هر چند بیسابقه نبوده است، اما در مورد قیام مردمی مصر به حدی سریع بود که حتی خشم رژیم صهیونیستی ، همپیمان دیرینه خود را برانگیخت.
تغییر رویه آمریکا، به ابراز برائت سریع سران این کشور از حسنی مبارک و حمایت از قیام مردمی و سردادن ندای عدالتخواهی و دیکتاتور ستیزی منجر نشد، بلکه تا دخالت در روند داخلی مصر و مطرح کردن سناریوهای متعدد پیش رفت.
سنای آمریکا چندی پیش با اجماع اعلام کرد که حسنی مبارک باید فوراً از قدرت کنار رود و تا زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، در این کشور دولت انتقالی تشکیل شود.
جان مک کین و جان کری، سناتورهای آمریکایی لایحه کنار رفتن مبارک از قدرت را به کنگره ارائه دادند.
در همین راستا، جوبایدن، معاون رئیس جمهوری آمریکا با عمر سلیمان، گفتوگو کرد.
وی خطاب به سلیمان گفت که خشونت در مصر باید هرچه سریعتر متوقف شود و او به منظور تشکیل یک دولت دموکراتیک، با تمامی طرفهای مخالف گفتوگو کند.
سناریوهای احتمالی آمریکا برای آینده مصر عبارتند از:
1- کنار گذاشتن مبارک و انتقال قدرت به عمر سلیمان
2- تشکیل دولت انتقالی با مشارکت تمامی مخالفان حتی اخوانالمسلمین، نهادهای مدنی و ارتش تا از این طریق زمینه برای اصلاحات ضروری در مصر به منظور برگزاری انتخابات سالم و به دور از هر گونه تقلب فراهم شود.
با نگاهی به سناریوهای آمریکا برای آینده مصر و نمونههای مشابه آن در عراق و دیگر کشورها میتوان دریافت که واشنگتن برخلاف ادعاها و شعارهای خود مبنیبر برقراری دموکراسی و انتقال مسالمت آمیز قدرت در کشورهای دنیا به ویژه جهان سوم ، فقط به فکر منافع خود و به کارگیری مهرههای دست نشانده در این کشورها است. مهرههایی که تا زمان تأمین خواستههای واشنگتن اعتبار خواهند داشت.
آمریکا در وهله بعد، به دنبال تحقق منافع رژیم صهیونیستی ، همپیمان استراتژیک خود نیز هست. مصر در این رابطه بهترین شاهد مثال است و انتخاب عمر سلیمان به عنوان گزینه واشنگتن برای به دست گرفتن قدرت در این کشور، گواه این مطلب است. گزینهای که هر چند به ظاهر میتواند قیام مردمی را تاحدی آرام کند، اما در واقع هم قطار حسنی مبارک، همپیمان سابق آمریکا و رژیم صهیونیستی و از طیف حزب ملی حاکم مصر است، بنابراین وی دنباله رو سیاستهای مبارک، از جمله تامین منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه، به ویژه پایبندی مصر به توافقنامه صلحمیان قاهره و تلآویو خواهد بود که در سال 1979 امضا شد.
نابودی ثبات موردنظر غرب
در چنین شرایطی، تعدادی از کارشناسان مسائل خاورمیانه در نشستی که در موسسه سلطنتی امور بینالملل لندن (چتمهاوس) برگزار شد به بررسی تحولات جاری در جهان عرب، به ویژه در کشور مصر پرداختند. تمامی کارشناسان شرکتکننده در این نشست در این موضوع متفقالقول بودند که ثبات و آرامش مورد نظر آمریکا و غرب در جهان عرب از بین رفته است و خیزشهای اخیر در کشورهایی نظیر تونس، مصر و یمن، اثرات درازمدتی بر معادلات منطقه خواهد داشت.
دکتر «ماها اعظم» از پژوهشگران موسسه چتمهاوس طی سخنانی گفت: اعتراضات مردمی در مصر در شهرهای مختلف آن کشور ادامه دارد و این اعتراضات فقط محدود به میدان تحریر در قاهره نیست.
خانم اعظم افزود: تدابیر امنیتی در مصر تشدید شده و در حالی که رسانههای مستقل و همچنین خبرنگاران خارجی با محدودیتهای زیادی مواجهند، رسانههای دولتی مصر تبلیغات خود را به نفع رژیم افزایش دادهاند.
وی با اشاره به محاصره معترضان در میدان سمبلیک «تحریر» قاهره اظهارداشت: مردم بهرغم گذشت چند هفته از آغاز خیزش عمومی و افزایش تدابیر امنیتی همچنان به میدان تحریر میآیند و ارتش نیز تاکنون اقدام خاصی علیه آنان انجام نداده است.
این کارشناس مسائل خاورمیانه و جهان عرب گفت: تقاضای اصلی معترضان همچنان کنارهگیری مبارک از قدرت است و برخی از مخالفان خواستار دستگیری و حتی اعدام مبارک هستند.
وی در مورد نقش اخوان المسلمین در اعتراضات مصر نیز گفت: این گروه که در حال حاضر سازمان یافتهترین تشکیلات مخالف دولت به شمار میرود، در میدان تحریر و دیگر اعتراضات حضور فعالی دارد، ولی تاکنون تلاشی برای به دست گرفتن رهبری اعتراضات نکرده است.
رهبران اخوان المسلمین اعلام کردهاند که در کنار سایر مخالفان رژیم مبارک قرار دارند و خواستار پایان دادن به حکومت وی هستند.
خانم اعظم افزود: به نظر اکثر ناظران مصری، اگر گروه اخوان المسلمین در میدان تحریر حضور فعالی نداشت، گروه لباس شخصیها و اوباش و اراذلی که به معترضان در آن میدان حمله کردند، احتمالاً موفق میشدند معترضان را از این میدان مهم خارج کنند.
وی با اشاره به مذاکرات انجام شده میان برخی گروههای مخالف با عمر سلیمان گفت: عقیده عمومی در مصر بر این است که دولت تلاش میکند به هر قیمت، قدرت را حفظ کند و با این مذاکرات نیز به دنبال خرید زمان و در صورت امکان، ایجاد تفرقه در میان گروههای معترض است.
وی اظهار داشت: معترضان بهرغم محدودیتهای فراوان، همچنان تاکید میکنند که به مبارزات خود ادامه خواهند داد، ولی اعتراضات جاری فاقد رهبری واحد و قوی است.
وضع در مصر در حال حاضر به گونهای است که ثبات و آرامش نسبی سی سالهای که با حمایت آمریکا و غرب در آن کشور برقرار بود، به پایان رسیده و مصر در حال گذار به دوره جدیدی است.
«شادی حمید» مدیر تحقیقات مرکز «بوکینگز» قطر نیز در این نشست، به تغییر وضع نظام بینالمللی پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 اشاره کرد و گفت: از چند سال پیش مشخص بود که وضع موجود در جهان عرب به شکل سابق قابل دوام نیست، ولی هیچ کس نمیتوانست حدس بزند که این اتفاقات بزرگ به یک باره طی یک ماه روی بدهد.
وی با اشاره به حاکمیت رژیمهای دیکتاتوری در اکثر کشورهای خاورمیانه طی دهههای اخیر، گفت: ویژگی حکومتهای دیکتاتوری این است که به دلیل قدرت سرکوب خود، احساس میکنند که خطری آنها را تهدید نمیکند و وقتی هم با اعتراضات گسترده مواجه میشوند، نمیتوانند کاری به جز سرکوب انجام دهند.
وی اظهارداشت: تمامی رژیمهای عرب، اکنون در سایهترس از انقلاب و اعتراض به سر میبرند، ولی مخالفان نیز در این کشورها بر خلاف کشورهای اروپای شرقی در اواخر دهه 1980 میلادی، مدل خاصی پیش چشم خود ندارند.
شادی حمید افزود: غرب در گذشته به بهای به دست آوردن امنیت و ثبات، از قربانی شدن آزادی به دست رژیمهای مستبد عرب حمایت میکرد، ولی اکنون این دوره ثبات به پایان رسیده و امروز تمامی رژیمهای مستبد در معرض خطر اعتراضات عمومی قرار دارند. ادامه دارد...