محمدمهدی تقوی
یکی از واژگانی که در چند ماه اخیر در سخنان حجتالاسلام والمسلمین هاشمیرفسنجانی، زیاد به کار میرود و تاکید ویژهای بر آن وجود دارد، «مردم» است. ایشان اخیرا در کلام خود، مکرر بر اهمیت نقش مردم در نظام و اداره کشور تاکید میکنند اما فقط در کلام، زیرا عملا هنوز هم اعتقادی به جایگاه مردم ندارند و نشانه واضح آن، تبریک نگفتن به منتخب مردم در 2 انتخابات اخیر ریاستجمهوری است. همچنین سکوت ایشان در قبال فتنه 88 و رفراندوم 100 میلیونی مردم ایران در 9 دی و 22بهمن سال گذشته برابر فتنهگران، تحت فشار گذاشتن هیات دولت در مجمع تشخیص با تصویب برخی قوانین محدودکننده دولت برگزیده مردم و مورد دیگر، تاکید دوباره ایشان بر این نکته که:
«مواضع من، همان مواضع نماز جمعه 26 تیر 88 است».
البته کسانی که عملکرد حجتالاسلام والمسلمین هاشمیرفسنجانی در دوره ریاست جمهوری را به خاطر دارند، برخورد ایشان با مخالفان مردمی در اسلامشهر، مشهد و... را به یاد میآورند. اما به هر روی، تاکید حتی ظاهری و در زبان بر اهمیت جمهوریت نظام، در ادبیات سیاسی جناب آقای هاشمیرفسنجانی تازگی دارد و در گذشته، چنین موضوعی در مواضع ایشان، دیده نمیشد؛ پس باید از آن – البته اگر مردم طبقهای خاص، مدنظرشان نباشد – تمجید کرد اما با توجه به آنکه جناب آقای هاشمیرفسنجانی، مجددا بر مواضعشان در آخرین نماز جمعه خویش تاکید کردهاند، با بیان جملاتی از آن خطبهها، پرسشهایی نیز مطرح میکنیم.
«نگاه امام، مبنای فقهیشان و همه چیزشان این بود که حکومت اسلامی بدون حضور «مردم» نمیشود و اگر «مردم» راضی نباشند، آن حکومت شدنی نیست. آنجا که «مردم» نباشند آن حکومت، اسلامی نیست».
یک: چرا بهرغم حضور 60درصد «مردم» در انتخابات نهم ریاستجمهوری و رای 17 میلیونی منتخب «مردم» که با وجود بینام و نشانی به نسبت شما موفق شد در برابر آرای 10 میلیونی (37 درصدی) جنابعالی، رای 63 درصد «مردم» کشور را به سوی خود جلب کند، با تبختر به منتخب دولت تبریک نگفتید در حالی که تبریک گفتن به روسای جمهوری منتخب از سوی کاندیداهایی که موفق به کسب آرای مردم نشدهاند، یک عرف ثابت در همه دنیاست؟!
دو: چرا بهرغم حضور 85 درصدی «مردم» واجد شرایط حضور در انتخابات دهم ریاستجمهوری و رای 5/24 میلیونی فرد برگزیده «مردم»، ایشان از نظر ملت تمکین نکردند؟ چرا فردی را که رقیب کاندیدای پیروز بود و اکثریت جمهور، وی را برای ریاست خود انتخاب نکردند، مهار نکردند؟ مگر ایشان، آقای میرحسین موسوی را پس از 20 سال انزوا، راضی به بازگشت به عالم سیاست نکرده بودند، چرا پس از شکست آن فرد، به رای «مردم» احترام نگذاشتند؟
سه: آیا «مردم»ی که مدنظر آقای هاشمیرفسنجانی هستند «همه» آنها هستند یا چون دوره ساسانیان، تنها طبقه اشراف و مرفهان جامعه، «مردم» محسوب میشوند؟ مسلما در جمهوری اسلامی، تمام اتباع ایرانی دارای شناسنامه، «مردم» ایران هستند و طبق قواعد و قوانین انتخاباتی این نظام، افراد بالای 15 سال که تبعه ایران هستند، بهعنوان «مردم» میتوانند در انتخابات شرکت کنند، حتی اگر هر وضع مالیای داشته باشند.
چهار: در انتخابات ششمین دوره ریاستجمهوری- 1372 هجری خورشیدی- حدود 51درصد واجدان شرایط حضور در انتخابات، پای صندوقهای رای حاضر شدند و آقای هاشمیرفسنجانی که برای دومینبار پیاپی در انتخابات ریاستجمهوری شرکت میکردند، آرای حدود 5/10 میلیون ایرانی یعنی رای 32 درصد مردم - واجدان شرایط شرکت در انتخابات- را کسب کردند و 68 درصد مردم- کسانی که میتوانستند در انتخابات آن دوره حضور یابند- برای ریاستجمهوری به ایشان رای ندادند.
اما ایشان خود را رئیسجمهور منتخب مردم میدانستند و هیچ تشکیکی در اینباره وجود نداشت – و به درستی نیز، ریاستجمهوری ایشان «قانونی» بود- آقای احمدینژاد در دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری، آرای 5/24 میلیون ایرانی یعنی رای حدود 51 درصد مردم- واجدان شرایط حق رای- را به دست آورد؛ چرا آقای هاشمیرفسنجانی خود را رئیسجمهور ایران میدانست ولی هنوز هم ریاستجمهوری آقای احمدینژاد را به رسمیت نمیشناسد؟
پنج: چرا در حالی که با گذشت بیش از 20 ماه از انتخابات 22خرداد 88، حتی «یک» سند متقن، قابل قبول و مستند از سوی کاندیدای معترض به نهادهای قانونی(اجرایی و نظارتی) ارائه نشده است- تخلفی نبوده که در نتیجه تاثیرگذار بوده باشد تا ارائه شود- آن فرد ناکام در کسب آرای «مردم» و حامی اصلی و نامزدکننده وی، پذیرش نتیجه انتخاب «مردم» را اعلام نمیکنند؟
شش: و چرا در حالی که همه خواص، فردای 25 بهمن 89 پس از وحشیگری حامیان موسوی این اقدامات را با نام فتنهگر اصلی محکوم کردند- مدتها پس از اعلام «مردم» بصیر- شما فقط قانونشکنی را حرام اعلام کردید و نامی از کسانی که موسوم به «سران فتنه» هستند نبردید و تقاضایی برای برخورد قضایی با آنها طبق خواست قریب به اتفاق «مردم» ندادید؟