علیاصغر قاسمی سیانی/دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس
اندیشمندان علوم اجتماعی به ویژه صاحبنظران علم سیاست گروههای دانشجویی را یکی از مهمترین گروههای مرجع به شمار میآورند. چرا که حوزه تأثیرگذار مستقیم و غیرمستقیم ایشان به مراتب از بسیاری از بخشهای دیگر جامعه بیشتر است. دانشجویان به عنوان بخش مؤثری از شبکه فکری حاکم بر جامعه در همه کشورها به ویژه کشورهای توسعهنیافته در غیاب نهادهای مدنی قوی و مستحکم و توسعهیافته، تلاش مینمایند علاوه بر دانشاندوزی و فراگیری فنون پژوهش و تحقیق و آمادهسازی خود برای بدست گرفتن سکان علمی و اجرایی جامعه در آینده، نسبت به مسائل سیاسی، اجتماعی محیط پیرامون خود حساسیت نشان داده و در سرنوشت جامعه تأثیرگذار باشند و بدین، طریق جنبشهای دانشجویی در کشورهای مختلف شکل میگیرد.
حساسیت جایگاه دانشجویان و میزان تأثیرگذاری ایشان بر تحولات جامعه باعث شده است اصحاب اندیشه و قلم در مورد ماهیت جنبشهای دانشجویی تأمل فراوان نموده و دیدگاههای مختلفی در این خصوص ارائه نمایند. گروهی از اندیشمندان، جنبش دانشجویی را یکی از شاخصههای سلامت جامعه دانسته و معتقدند هر اندازه محافل دانشجویی ملتهبتر باشد به همان میزان ساختارهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی دچار افت میباشند. اندیشمندان، نحله فکری چپ جدید، جنبش دانشجویی را یکی از پایگاههای اساسی چالش هژمونی داخلی و جهانی سرمایهداری دانسته و معتقدند دانشجویان یکی از کانونهای رهاییبخش بشری میباشند. از سوی دیگر آلنتورن جامعهشناس برجسته فرانسوی تحرکات دانشجویی را با پدیده اطلاعات در ارتباطات و دانش در عرصه جدید پیوند داده و دانشجویان را از نیروهای این فرآیند جهانی قلمداد کرده است. علیایحال به دلیل اهمیت فکری و اجتماعی دانشجویان جنبش دانشجویی در دیدگاه متفکرین مختلف جایگاه برجستهای داشته و در اکثر این دیدگاهها بین تحرکات دانشجویی و وضعیت حال و آینده جامعه رابطه مستقیمی برقرار است.
در ایران نیز از بدو تأسیس دانشگاه تاکنون تحرکات دانشجویی گستردهای برای نیل به آزادی، عدالت اجتماعی و استقلال شکل گرفته و دانشجویان در بطن رخدادهای سیاسی اجتماعی تاریخ معاصر ایران همواره به عنوان یک نیروی اجتماعی قوی و موثر حضور داشتهاند. به نحوی که میتوان ادعا کرد جنبش دانشجویی ایران یکی از پرسابقهترین و غنیترین جنبشهای دانشجویی دنیا بوده است. نقشآفرینی جدی دانشجویان در رخدادهای مهم و سرنوشتسازی چون نهضت ملی شدن صنعت نفت، پیروزی انقلاب اسلامی، اشغال سفارت آمریکا در تهران، دفاع از مرزهای میهنی در زمان وقوع جنگ تحمیلی و نیز خلق حماسه دوم خرداد هرگز از صفحات تاریخ معاصر ایران محو نخواهد شد. در این میان دفتر تحکیم وحدت به عنوان یک تشکل دانشجویی برآمده از جریانات دانشجویی اسلامی قبل از انقلاب، در مقاطع حساس و سرنوشتساز پس از انقلاب تلاش کرده است رسالت جنبش دانشجویی ایران را به سرانجام برساند. این اتحادیه که در طول حیات بیست و اندی ساله خود با فرازونشیبهای متعددی مواجه بوده، در سالهای اخیر کوشیده است سکاندار جریان دانشجویی در متن جنبش اصلاحطلبی کشور باشد. بدون شک دفتر تحکیم وحدت و دانشجویان هوادار آن در پیدایش رخداد عظیم دوم خرداد و حوادث متعاقب آن در مسیر تقویت و صیانت از جنبش اصلاحطلبی ایران نقش بسزایی ایفا کرده و در این راه هزینههای گزافی نیز پرداخته است. آنچه دو ساله اخیر بر این تشکیلات گسترده دانشجویی سایه افکنده بود از نوعی اختلافات درونی حکایت میکرد که در جنبش دانشجویی ایران مسبوق به سابقه است. شورای عمومی این اتحادیه به عنوان رکن اساسی تعیینکننده هسته مرکزی این اتحادیه برای دو سال متوالی ناتوان از انتخاب اعضای شورای مرکزی خود شد. شورا اما نهایتاً با درایت اکثریت شورای عمومی این اتحادیه در نشست دانشگاه علامه، شورای مرکزی اتحادیه انتخاب شد.
جریان فکری ـ سیاسی دفتر تحکیم به عنوان جریان غالب بر جنبش دانشجویی امروز اولاً به دلیل شأن و اهمیت این تشکل دانشجویی در میان آحاد مختلف جامعه به ویژه جوانان و ثانیاً به خاطر اهمیت این مقطع از تاریخ معاصر ایران در برابر یک آزمون مهم و حساس قرار گرفته که نتیجه آن بر سرنوشت جنبش اصلاحطلبی تأثیر فراوان خواهد داشت. این مقاله میکوشد با نگرشی آسیبشناسانه و با بهرهگیری از دادههای تاریخی، برخی از ریشههای اختلافات اخیر دفتر تحکیم وحدت را تبیین و ضمن ارائه راهکارهایی برای پیشگیری از این بحرانها، چشماندازهایی برای طراحی استراتژیهای آینده این دفتر ترسیم نماید.
نگاهی اجمالی به تاریخچه جنبش دانشجویی در ایران
در بین صاحبنظران رسم بر این است که مقطع زمانی پس از شهریور 20، سرآغاز شکلگیری جنبش دانشجویی در ایران قرار داده شود لیکن دادههای تاریخی نشان میدهد فعالیتهای سیاسی اجتماعی دانشجویان به عنوان یک قشر جدید اجتماعی به تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 و حتی پیش از آن همزمان با تأسیس دارالفنون و نیز اعزام دانشجویان به خارج از کشور بازمیگردد. گرچه در این مقاطع تاریخی تحرکات دانشجویی به شکل یک جنبش اجتماعی منسجم و فراگیر مطرح نبوده، لیکن نطفههای اولیه جریانهای دانشجویی سالهای بعد در این دوران بسته شد.
در دهه 20 و به دنبال شکلگیری فضای باز سیاسی در کشور و تحت تأثیر فعالیت احزاب سیاسی مختلف بالاخص حزب توده و در واپسین سالهای این دهه با اوجگیری نهضت ملی شدن صنعت نفت و تحت تأثیر جبهه ملی، فعالیتهای دانشجویی با موضعگیری نسبت به حوادث داخلی و بینالمللی نضج گرفت. دانشجویان از همان آغاز استراتژی ضدیت با استبداد و استعمار را سرلوحه فعالیتهای خود قرار داده و به همین دلیل دولت برخاسته از کودتای 28 مرداد 32 که نتیجه همراهی و همپایگی نیروهای مستبد داخلی و نیروهای استعمارگر خارجی بود در تقابل جدی با جریان دانشجویی قرار گرفت. نماد این رویارویی در کشته شدن سه تن از دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران در 16 آذر سال 32 تجلی یافت.
گرچه شرایط سیاسی، اجتماعی جامعه به ویژه شکلگیری استبداد تمام عیار محمدرضاشاه در سالهای پس از کودتا، رمق مبارزه را از همه مخالفین و از جمله دانشجویان مبارز گرفت لیکن جنبش دانشجویی همراه، همگام و حتی پیشگام جنبش اصلاحطلب و بعدها انقلابی ایران، همواره بر آرمانهای خود تأکید ورزید و این مهم در تحرکات نیمبند دهه 30 و بالاخص پس از روی کارآمدن دولت دکتر امینی پیگیری شد. دانشجویان در سالهای دهه 40 و به دنبال انسداد کامل فضای سیاسی کشور و تحت تأثیر مبارزات ضداستعماری و رهاییبخش مردم آمریکای لاتین استراتژی «مبارزه در نظام» را رها کرده و استراتژی «مبارزه با نظام» را پیشه ساختند و در همین راستا به فاز مبارزه مسلحانه روی آوردند. دانشجویان مبارز در کنار فاز مبارزه مسلحانه، مبارزات صنفی و سیاسی خود را نیز تداوم بخشیده و بالاخص با به بنبست رسیدن فاز مبارزه مسلحانه رونق بیشتری به آن بخشیدند. جنبش دانشجویی در دهه 50 با الهامگیری از جریان فکری دکتر شریعتی و پذیرش زعامت سیاسی حضرت امام در پیروزی انقلاب نقش بسزایی ایفا کرده در سالهای پیروزی انقلاب و نیز پس از آن وزن و اهمیت دانشجویان مسلمان نسبت به سایر گرایشهای فکری در تحولات بیشتر شد به نحوی که در سیزدهم آبانماه سال 1358 سفارت آمریکا در تهران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام به تصرف درآمد. دانشجویان همگام با نظام برخاسته از انقلاب در شکلگیری انقلاب فرهنگی و حفظ مرزهای کشور در سالهای وقوع جنگ تحمیلی نقش بسزایی ایفا کردند. نیروی متراکم و عظیم دانشجویی که پس از پایان جنگ و رحلت حضرت امام و شروع دوره موسوم به سازندگی، دانشجویان به حاشیه رانده شدند و همگام با مردم در خلق حماسه دوم خرداد و شکلگیری جنبش اصلاحطلبی نقش مهمی ایفا کرد.
آسیبها و فرصتها
برخی از صاحبنظران اصل جنبش دانشجویی را به مثابه یک آسیب در نظام اجتماعی قلمداد کردهاند لکن منظور از آسیب در این مقاله ناظر به مواردی است که این جنبش را از دست یافتن به اهداف و آرمانهای خود باز میدارد. در اینجا به برخی از مهمترین آنها اشاره میکنیم:
1- عدم غنای فکری و فقدان پشتوانه تئوریک
فهم و دانش بر موضعگیری تقدم معرفتی دارد به همین دلیل ضعف یا غنای یک تفکر بر جهتگیری صحیح یا ناصحیح یک موضع و نیز عمق آن تأثیر مستقیم خواهد داشت. اکثراً دانشجویان بخش عمده قوه عاقله خود را در دانشگاه پرورش داده و برای دستیابی به یک ثبات فکری در آنجا به ممارست میپردازند. به همین دلیل نباید از ایشان توقعات فکری آرمانی داشت. عدم ثبات فکری تمام عیار دانشجویان به دلیل مواجهه پیاپی با افکار و تحولات جدید از یک طرف و خصلت اساسی دانشگاه در جذب روشنفکران به عنوان انبان فکری جامعه از طرف دیگر، جنبش دانشجویی را به طور طبیعی در تعامل ارگانیک با روشنفکری قرار میدهد. دانشجویان برای تحقق آرمانهای خود جهت نیل جامعه به توسعه و پیشرفت همهجانبه به توزیع افکار روشنفکران پیشرو در جامعه پرداخته و گاه در کوران حوادث معرفتی به مولدان فکری جامعه مبدل میشوند. بر همین اساس میزان پویایی یا رکود روشنفکران از یک سو و میزان توانائیهای اولیه دانشجویان برای شناخت و بهرهمندی از افکار جریان روشنفکری در جامعه در تعیین خطمشیهای اساسی جنبش دانشجویی و تعمیق موضعگیریها و نیز تعالی بخشیدن به افق فکری جامعه موثر باشد از سوی دیگر غنای فکری دانشجویان از فرو غلطیدن ایشان در دامهای مختلف فکری و سیاسی که از طرف ایدئولوژی حاکم، احزاب سیاسی دارای قدرت و یا منتظر قدرت پهن شده است جلوگیری میکند. فرازونشیبهای فکری تند دانشجویان ریشه در عدم غنای اندیشهای ایشان داشته و هر اندازه بر فهم و دانش دانشجویان افزوده گردد از پیدایش انحرافات فکری و نفوذ تفکرات التقاطی و نیز طرد یا پذیرش کورکورانه یک فکر و موضع جلوگیری کرده و زمینه رشد و تعالی بخشیدن به فهم جامعه را فراهم میسازد. بدون شک دانشجویان زمانی میتوانند فریب ایدئولوژیهای قدرتطلب را نخورند و به افشای ماهیت آنها بپردازند که از پشتوانه علمی خوبی برخوردار باشند. نگاهی به تاریخچه جنبش دانشجویی در ایران گواه این مدعاست که در مقاطعی از تاریخ این جنبش که روی آوردن به مباحث علمی و فکری پر غنا بیشتر شده حرکتهای جدیتری در عرصههای سیاسی و اجتماعی صورت گرفته است. این نه یک احساس نوستالژیک بلکه یک واقعیت تاریخی است که در سالهای قبل از انقلاب جزواتی که توسط دانشجویان ایرانی تهیه میشد مورد استفاده دانشجویان اروپایی قرار میگرفت در حال حاضر نیز یکی از زمینههای جدی آسیبپذیری در میان حرکتهای دانشجویی، فاصله گرفتن از کار فکری کردن و پرداختن صرف به مسائل اجرایی روزمره است. جنبش دانشجویی برای تقویت بنیه فکری خود و بهرهمندی از آن در طراحی و تدوین چارچوبهای تئوریک و ترسیم استراتژیها و تاکتیکهای خود نیازمند تشکیل تیمهای علمی، جذب دانشجویان مستعد و خلاق و انجام مطالعات منسجمتر از یک طرف و از طرف دیگر فشار وارد آوردن به بدنه روشنفکری جهت به حرکت درآوردن ماشین عظیم فکری اندیشمندان با طرح سؤالات کلیدی و در انداختن چالشهای فکری جدید و نیز تلاش برای دفع موانع ساختاری در این زمینه است تا از رهگذر پویایی جنبش روشنفکری به ویژه روشنفکری بومی و دینی، از محصولات فکری ایشان استفاده کرده و خود را آماده تولید محصولات فکری جدید و پاسخگویی به تحولات کند. امروز متأسفانه بسیاری از دانشجویان عضو انجمنهای اسلامی تشکیلدهنده دفتر تحکیم وحدت به دلیل اشتغالات زیاد در انجمن از یک طرف و عدم برنامهریزی دقیق از طرف دیگر دچار افت تحصیل شده و با درس و کتاب و مطالعه بیگانه میشوند. دفتر تحکیم برای برونرفت از این معضل در درجه اول نیازمند تقویت ابعاد علمی دانشجویان عضو خود و در درجه بعد و در سطح کلان نیازمند ایجاد چالشهای فکری در جامعه است تا در جریان روشنفکری دینی به تکاپوی بیشتری وادار شود. این جریان میتواند ضمن تبیین دقیق مسائل جامعه و جهان، جنبش دانشجویی را در پاسخ به سؤال «چه باید کرد؟» یاری دهد.
2- ضعف تشکیلاتی و عدم پویایی ساختار حقوقی
ضعف تشکیلاتی، یکی دیگر از زمینههای مهم آسیبپذیری جنبش دانشجویی است. گرچه جریان دانشجویی همچون یک نهاد یا سازمان به معنای خاص که تشکیلات گسترده و عریض و طویل و نیز بوروکراسی پیچیده ندارد لیکن به منظور ایجاد انسجام درونی و انجام فعالیتهای منظم معمولاً در میان دانشجویان علاقهمند به فعالیت، تشکیلات دانشجویی به وجود میآید. هر اندازه هارمونی این تشکیلات بیشتر شود زمینه موفقیت فعالیتها بیشتر میشود. تشکلهای دانشجویی به عنوان یکی از داعیهداران اصلی توسعهطلبی در کشور در یک تشکیلات منسجم و توسعهیافته قادر به پیگیری مطالبات خود میباشند. در حال حاضر دفتر تحکیم وحدت و انجمنهای عضو دچار نقایص عدیده تشکیلاتی هستند و برخی از مشکلات این اتحادیه به همین موضع نابسامان باز میگردد. ساختار حقوقی دفتر تحکیم و انجمنهای عضو به عنوان مبنای فعالیت تشکیلاتی فاقد پویایی و کارآیی لازم در این زمینه است. حرکت دقیق بر مبنای ضوابط و مفاد اساسنامه و مرامنامه این اتحادیه که در سالهای دهه 60 و در حال و هوایی خاص تدوین شده است عملاً این اتحادیه را به ورطه بحران میکشاند به همین دلیل در حال حاضر در بسیاری از موارد، عرف جای ضوابط و قواعد حقوقی را در تشکیلات دفتر تحکیم گرفته است و بدیهی است پیدایش این نوع دوگانگی و نیز اختلاف تفاسیر در این زمینه نه تنها حلال مشکلات نیست بلکه بر پیچیدگی و کور شدن گرهها میافزاید.
از سوی دیگر عدم حاکمیت روحیه تساهل و تسامح درون تشکیلاتی و تعبیر نادرست از آن بر بار مشکلات افزوده است. دانشجویان عضو انجمنهای اسلامی و بالاخص اعضاء اتحادیه دفتر تحکیم وحدت شایسته است به این نکته ظریف و مهم توجه نمایند که تساهل و تسامح به معنای فقدان ضابطه در پذیرش نیرو و اتخاذ موضع نیست. فقدان ضوابط و معیارهای جذب در یک تشکیلات موجب رخنه افراد غیرمعتقد به چارچوبهای فکری و اجرایی به آن تشکل است و موجبات تفرقه و تشتت را در درون تشکیلات فراهم میسازد. پذیرش و حاکمیت روحیه تساهل و تسامح به معنای افزایش آستانه تحمل اعضا معتمد و وفادار به یک عقیده و تشکیلات به منظور نزدیک شدن به حقیقت در یک فرآیند دموکراتیک است و در یک فضای گستردهتر به معنای به رسمیت شناختن تشکیلات دیگر دانشجویی و اجازه دادن به ایشان برای طرح دیدگاههای خود است بخشی از مشکلات و اختلافات درونی دفتر تحکیم وحدت به جابجایی این دو مقوله باز میگردد. یعنی کمرنگ شدن ضابطه در گزینشها و جذب افراد و سختگیری و عدم تساهل در درون تشکیلات. جریان دانشجویی به دلیل سیال و شناور بودن اعضا بیش از سایر نهادها و سازمانها نیازمند تشکیلات منسجم و منظم برای انتقال تجربیات به افراد و اعضاء جدید میباشد در حال حاضر در همه تشکیلات دانشجویی و به ویژه دفتر تحکیم فرآیند انتقال تجربیات در یک پروسه غیررسمی و شخصی و شفاهی صورت میگیرد و همین امر در بروز مشکلات تأثیرگذار بوده است. ضعف تشکیلات همچنین موجب فاصله انداختن بین تشکیلات و بدنه دانشجویی میشود. تشکیلات غیرمنسجم و نامنظم فاقد توانمندیهای لازم در جذب دانشجویان علاقمند به فعالیت است. به همین دلیل دانشجویانی که به قصد فعالیت به تشکیلات دانشجویی میپیوندند دچار وازدگی میشوند و در فرآیند جامعهپذیری به ممارست بینظمی میپردازند مضاف بر اینکه دانشجویانی که در این فرآیند به تشکیلات دانشجویی پیوستهاند زمینه بروز توانمندیها و خلاقیتهای خود را نخواهد یافت، چرا که در یک تشکیلات بیمار امکان ارزیابی صحیح از نیروها وجود نخواهد داشت.
دفتر تحکیم وحدت در حال حاضر برای غلبه بر بخشی از مشکلات خود نیازمند بازسازی تشکیلاتی است. با توجه به اینکه بخش زیادی از جمعیت کشور را دانشجویان تشکیل میدهند و این دانشجویان حلقه ارتباطی مناسبی با بخشهای مختلف جامعه به ویژه جوانان به شمار میروند دفتر تحکیم وحدت میتواند از توانمندیهای خود بهره برده و ظرفیتهای خود را بالفعل سازد. این دفتر علاوه بر مخاطبین گسترده در دانشگاهها، بالغ بر 200 دفتر در دانشگاههای سراسر کشور دارد و کمتر تشکیلاتی غیردولتی از چنین امکاناتی برخوردار است. بازسازی تشکیلاتی، اصلاح ساختار حقوقی، رعایت نظم و انضباط، تعبیهساز و کارهای مناسب برای جذب، آموزش و به کارگیری نیروهای مستعد و فراهم ساختن مکانیسم مناسب حل اختلافات میتواند با ایجاد انسجام درونی، دفتر تحکیم وحدت را برای نیل به اهداف خود یاری رساند.
3- فقدان تکثر سیاسی در دانشگاهها
مطابق نظریههای طرفدار حاکمیت دموکراسی، تکثر فکری و سیاسی لازمه نیل به حقیقت و نیز ایجاد شور و نشاط در جامعه است بر همین مبنا میتوان گفت حقیقتخواهی و شور و نشاط در دانشگاهها متحقق نمیشود مگر با شکلگیری تشکلهای مختلف فکری و سیاسی. در حال حاضر در دانشگاههای کشور در بین تشکلهای دانشجویی موجود طیفهای مختلف فکری با گرایش اسلامی یافت میشود و همین امر به شکلگیری فضای متکثر سیاسی در دانشگاهها کمک میکند. آنچه در حال حاضر ضروری به نظر میرسد گسترش دامنه این تنوع و تکثر است. تکثر فکری و سیاسی در دانشگاهها زمانی تحقق مییابد که همه دانشجویان با هر گرایش فکری و سیاسی بتوانند با دریافت مجوز از دانشگاه به راهاندازی تشکیلات خود مبادرت ورزند. بخشی از مشکلات کنونی دفتر تحکیم وحدت نیز به همین مسأله باز میگردد چرا که دانشجویان علاقهمند به فعالیت به دلیل محدودیتهای قانونی نتواستهاند تشکل مورد نظر خود را تأسیس نمایند. به همین دلیل از زمینههای موجود در انجمنهای اسلامی بهره جستهاند شکلگیری تشکلهای دانشجویی متنوع میتواند ضمن ایجاد فضای رقابتی در بین دانشجویان با گرایشهای مختلف و نیز جذب تعداد بیشتری از دانشجویان در فعالیتهای خود، در مقاطع حساس حرکتهای منسجم و فراگیری از طرف همه تشکلها به وجود آورد. در یک چنین فضایی رقابتی است که اندیشهها بالنده و حرکتها عمق میگیرد. به طور مثال زمانی که در دهه 40 و 50 دانشجویان مارکسیست در دانشگاههای کشور تفوق فکری و سیاسی بیشتری داشتند و عرصه را برای فعالیتهای دانشجویی دیگر و از جمله دانشجویان مسلمان تنگ میساختند موفقیتهای چشمگیری در عرصههای فکری و سیاسی حاصل نشد. لیکن با فعال شدن دانشجویان مسلمان در دهه 50، بارقههای جدید فکری و سیاسی در دانشگاهها و سپس در کل جامعه زده شد و دستاوردهای زیادی از جمله پیروزی انقلاب را به همراه داشت. در حال حاضر دفتر تحکیم وحدت برای توسعه فضای رقابتآمیز در دانشگاهها و نیز تقویت موضع فکری و سیاسی خود نیازمند بسترسازی برای حل مشکلات و موانع قانونی فعالیت همه دانشجویان با گرایشهای فکری و سیاسی مختلف است. فرآیند تفکیک در محافل دانشگاهی در یک دوره زمانی بلندمدت میتواند خلاقیتها را گسترش و موجبات ثبات واقعی نظام را فراهم سازد.
4- مداخلات بیرونی
یکی از نکات مهم و استراتژیک در جنبشهای دانشجویی مسأله پیوند با خارج از دانشگاه است. در این خصوص چهار نوع پیوند را میتوان تشخیص داد. تعامل مثبت، ابرازگونگی، رخنهپذیری و نهایتاً استقلال. البته بحث استقلال به لحاظ مفهومی میتواند همه موارد فوق را پوشش دهد. جنبش دانشجویی نه جزیره مستقلی از جامعه بلکه قلب تپنده اجتماع و به همین دلیل نیازمند ارتباط با بخشهای مختلف جامعه است و دایره این ارتباط به حاکمیت و گروههای سیاسی نیز گسترانده میشود. جنبش دانشجویی به عنوان یک جنبش اجتماعی فراگیر به دلیل برخورداری از انرژی فراوان و ارزان همواره مورد طمع کانونهای قدرت میباشد. صاحبان قدرت همواره برای تثبیت جایگاه خود از نیروی گسترده جنبش دانشجویی بهره میگیرند و آن را به بازوی اجرایی خود مبدل میسازند. خودآگاهی دانشجویان نسبت به این مسأله و نیز قوت تشکیلات میتواند مانع سوءاستفاده فرصتطلبان از جنبش دانشجویی شود.
ماهیت نقادانه جنبش دانشجویی همواره صاحبان قدرت را در تقابل جدی با دانشجویان قرار میدهد. به همین دلیل حاکمان تلاش میکنند به انحاء مختلف از جمله رخنه در تشکیلات دانشجویی و یا ایجاد تشکیلات موازی و یا انجام کودتاهای سفید در تشکلهای دانشجویی و... این جنبش را دچار ضعف و تزلزل نمایند. جنبش دانشجویی به منظور نیل به آرمانهای خود و حمایت و حراست از حقوق دانشجویان و دیگر اقشار جامعه نیازمند برقراری تعامل مثبت با بخشهای مختلف جامعه و از جمله حاکمیت است چرا که فعالیت در خلاء ممکن است جنبش را در آرمانگرایی خیالپردازانه فرو برد اما این تعامل مثبت نباید به نقض استقلال جنبش و تغییر کار ویژههای آن مبدل شود. در حال حاضر بخشی از مشکلات دفتر تحکیم وحدت به ابهام و سردرگمی در نحوه تعامل این اتحادیه با گروههای سیاسی و حاکمیت باز میگردد. تدوین چارچوبهای دقیق و منسجم برای تعیین نحوه تعامل جنبش دانشجویی با قدرت، حاکمیت و اپوزیسیون و نیر بخشهای دیگر جامعه از ضروریات فعلی دفتر تحکیم وحدت میباشد چرا که بخشی از اختلافات درونی این دفتر ریشه در همین مسأله دارد.