تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۶  ، 
کد خبر : ۲۱۱۵۰۷
گفتگوی منتشر نشده با آیة‌الله آقا نجفی همدانی(ره) پیرامون تفسیر انوار درخشان

باید به اسرار آیات قرآن عنایت بیشتری داشت

اشاره: مرحوم آیة‌الله آقانجفی همدانی از شاگردان میرزا آیة‌الله نائینی و مرحوم کمپانی می‌باشند. ایشان در طول عمر با برکت خودشان آثاری ارزشمند را به یادگار گذاشته‌اند که از جملۀ این آثار، تفسیر گرانسنگ هیجده جلدی «انوار درخشان» است. این گفتگو که قبل از رحلت ایشان صورت گرفته است، پیرامون هدف و انگیزۀ مرحوم استاد از نوشتن تفسیر، ویژگیهای آن نسبت به تفاسیر دیگر، سبک و منابع آن می‌باشد، که تقدیم خوانندگان عزیز می‌گردد.

* هدف و انگیزه اصلی شما از نوشتن تفسیر انوار درخشان چه بوده است؟
** باید بگویم، مرحوم آیة‌الله نائینی، استاد ما، بسیار تأکید داشتند که شاگردان ایشان بنویسند و با قلم آشنا باشند. و تمام شاگردان خوب ایشان درس را می‌نوشتند. در حقیقت از آن زمان به اهمیت قلم پی بردم. بزرگان ما هم که به این مسئله اهمیت بسیار می‌دادند. مخصوصاً مرحوم آیةالله آقاشیخ محمدحسین کمپانی، هرچه می‌اندیشید، یادداشت می‌کرد. با این کار ایشان معلومات خود را حفظ می‌کرد و نمی‌گذاشت از میان برود. غیر از مسئله حفظ معلومات و نگهداری آن، برای نشر و انتشار آن هم، مسئله قلم اهمیت دارد. بدون داشتن قلم، نمی‌توان در این زمینه، توفیق کامل به دست آورد.
پس از عزیمت از نجف به ایران و مطالعه فراوان قرآن و اسرار نهفته آن در احادیث و روایات ائمه معصومین(‌ع) حدود سالهای 1380 هجری توفیق نوشتن تفسیر «انوار درخشان» را پیدا کردم و می‌دانید که قرآن مکتب معارف اسلام است، مکتب معارف الهی است. مکتب یعنی معارف الهی که انبیاء در اجتهاد از آن بهره بیشتری دارند.
پس از کتابهای آسمانی دیگر، خداوند متعال قرآن کریم را نازل کرد. چه قرآنی! یک جمله‌اش اعجاز است. یک کلمه‌اش غیر مورد نیست. در یک کلمه‌اش اختلاف نیست. برای آنکه همه را جبرئیل به قلب پیامبر انشاء فرموده نه به گوشش، چون انسان در احساساتش ممکن است خیلی اشتباه کند. احساس چشم و گوش و همه‌اش بر اشتباه است. غالباً احساسات بشر بر اساسی مبتنی نیست. یک جهان ارزشها و معارف و اسرار، هر اهل مطالعه و دقتی را وامی‌دارد که با قرآن بیشتر آشنا شود و به عمق آن پی ببرد. از اینرو این مطالعات رفته رفته به تفسیر تبدیل شد که در 18 جلد تمام قرآن شرح و تفسیر گردیده است.
* حضرتعالی در این تفسیر چه ویژگیهایی را در نظر داشته و چه نکاتی را نسبت به تفسیرهای دیگر رعایت کرده‌اید؟
** این چیزی‌هایی است که انسان در وقت عمل می‌فهمد. بالاخره به ‌قدر استعدادی که از نظر عربیت بود استفاده کردم. فارسی ظرفیت این‌ را ندارد. تفسیر عربی بسیار است، چه از اهل سنت یا شیعه، و برادران ایرانی ما اینطور تفاسیر را نمی‌توانند استفاده کنند، چون قرآن حکیم با زبان عربی چیز دیگری است. مثلاًًً «عزیز و حکیم» این دو را نمی‌شود به فارسی ترجمه کرد. می‌گوئیم خدا قدرتمند است و با حکمت است. در حالی‌ که تنها با این دو کلمه نمی‌توان آن دو کلمه مهم و بزرگ را ترجمه کرد.
تفسیر خوب در زبان عربیت خوب است، منتهی باید اهلش باشد، اگر اهلش نبود، مجبور به لغات دیگری همچون فارسی است. و این نیز از توفیق است که خداوند متعال اجازه داده قرآن را به فارسی یا دیگر زبانها بتوان یاد داد. خلاصه این هم تفسیر قرآن است ولی تفسیری که مناسب با اصل قرآن باشد، تفسیر عربی است، ببینید زبان عربی چقدر با قرآن انس دارد که دیگر زبانها ندارند.
بهر تقدیر تصمیم گرفته شد که تفسیر برای فارسی‌‌زبانان باشد. و از کتاب عزیز قرآن تفأل و مسئلت خیر نمودم، کریمۀ «وجعلها کلمة باقیة فی عقبه» پاسخ آمد و از خداوند حکیم و حمید نیز با ابتهال مسئلت نمودم که آنرا از تفألات مقضیه فرماید ان‌شاء‌الله.
* نوشتن تفسیر چند سال به ‌طول انجامید و از چه منابعی بهره برده‌اید؟
** تفسیر را بیش از سال 1380 هجری شروع کردم و تا سالهای 1404 ادامه داشت و بحمدالله در 18 جلد به چاپ رسید و منتشر گردید.
در مورد منابع باید بگویم از بخش عظیمی از جوامع روایی شیعه و سنی که در دست می‌باشد استفاده شده است. که از امثال (تفسیر عسکری، تفسیر عیاشی، تفسیر قمی، و کافی و من لا یحضرة الفقیه و تهذیب الاحکام و استبصار، همچنین از کتاب ارزشمند قرب‌الاسناد و معانی الاخبار و عیون الاخبار الرضا، و مناقب آل ابی‌طالب و دعوات راوندی و بحارالانوار مجلسی و تفسیر برهان که مشحون از روایات تفسیری اهل‌ بیت است و احتجاج طبری استفاده کرده‌ام.
همچنین به تفاسیر در المنثور سیوطی و کشاف و زمخشری و مفاتیح‌الغیب رازی، و تفسیر مجمع البیان مرحوم طبرسی مراجعات فراوان داشته‌ام.
* علم تفسیر را در حوزه علمیه نجف نزد کدام ‌یک از اساتید و با چه سبکی آموختید؟
** غیر از درس مرحوم آیة‌الله نائینی در درس فقه و اصول مرحوم آیةالله شیخ محمدحسین کمپانی را نیز شرکت می‌کردم. مرحوم آیةالله شیخ محمدحسین کمپانی، در مجلس کوچکی، که مقابل مسجد هندی بود، درس می‌فرمودند. بندۀ، هیچگاه درس فقه و اصول ایشان را ترک نمی‌کردم.
آقاشیخ حسین همدانی، آقاشیخ نصرالله اشکوری، آقا سیدصدرالدین جزایری، آیةالله خویی و مرحوم علامه طباطبائی از ملتزمان درس مرحوم آیةالله شیخ محمدحسین کمپانی بودند. درس فقه و اصول مرحوم آیةالله کمپانی، بسیار دقیق و با زبان عربی فصیح بیان می‌شد.
غیر از مهارت و استادی کم‌نظیر مرحوم آیةالله شیخ محمدحسین کمپانی در فقه و اصول، در تفسیر و بهره‌برداری از آیات قرآن نیز، ابتکارهای خوب و جالبی داشتند، از جمله می‌فرمودند: ما از آیات الهی می‌توانیم پی به مقام هر یک از انبیاء(ع) ببریم، که در مقایسه آن یا مقام اوصیاء الهی، حقایقی فهمیده می‌شود.
مرحوم آیةالله کمپانی، به اسرار آیات بیشتر عنایت داشت، کسانی که از مفسرین هستند که ممکن است به ابعاد دیگری از قرآن توجه کنند، به بعد قصص و یا فقهی و یا ادبی قرآن توجه دارند مانند زمخشری در کشاف، ولی ایشان در این میان به اسرار الهی و مسائل عرفانی و معارف که در قرآن بعد عظیمی دارد توجه داشتند و در حقیقت اگر قرآن ابعادش را سه بعد بدانیم، یک بعد معارف است و اسرار الهی، بعد دوم احکام و تعالیم و بعد سوم قصه‌ها و سرگذشت اقوام گذشته است و ایشان به همان بعد اول عنایت داشتند که اسرار و لطایف نهفته قرآن را بیان کنند.
ما چند نفر نزد این استاد بزرگ و گرانقدر درس تفسیر خصوصی داشتیم. آن استاد حکیم و متأله در اسماء و صفات و معارف و مباحث قبل‌الموت و بعدالموت، و حکمت روایات اهل‌بیت(ع) چنان تأثیر عمیقی داشت که گفتنی نیست.
* آیا حضرتعالی نوشته و تألیفات دیگری غیر از تفسیر دارید؟
** بهر تقدیر می‌دانید که از مهمترین کتابهای حدیث و روایات اهل‌بیت(ع) «کافی» می‌باشد که مجموعه‌ای است از معارف و اصول عقاید و احکام و نوادر احادیث. نویسنده این کتاب بزرگترین حدیث‌شناس شیعه می‌باشد و یکی از مجموعه‌های مهمی که معارف شیعه و ائمه اهلبیت(ع) در آن موجود است کتاب کافی است. خداوند توفیق عنایت فرمود که پس از تفسیر به شرح و تفسیر بخش اصول عقاید کافی بپردازم که در 6 جلد منتشر گردیده است. اما متأسفانه توان ادامه آن‌را ندارم و حالم برای ادامه آن مساعد نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات