شبکه تلویزیونی «بی.بی.سی» در یک گزارش ویژه با عنوان بینظمی نوین جهانی، خودداری آمریکا از ایفای نقش فعال در بحران بوسنی را با تحلیلی از فروپاشی شوروی سابق و پایان جنگ سرد مورد ارزیابی قرار داده است.
این شبکه تلویزیونی در پایان گزارش خود مصاحبهای با «نوام چامسکی» متفکر سیاسی آمریکایی که از مخالفان سیاست های دولت آمریکاست انجام داده و نظرات وی را در قبال سیاست خارجی جویا شده است.
گزارش ویژه «بی.بی.سی» این گونه آغاز میشود؛ گلوله باران اخیر سارایو و توسط صربها که به کشته و زخمی شدن دهها نفر منجر شد، بار دیگر ناتوانی سازمان ملل متحد را در پاسداری از صلح و حفظ جان غیرنظامیان آشکار ساخت.
در پایان دور ان جنگ سرد ایجاد نظم نوین جهانی مطرح شد و تصور بر این بود که آمریکا از حضور فراگیر خود در جهان برای ایفای نقش پلیس بینالمللی استفاده خواهد کرد و مناقشههای منطقهای را فرو خواهد نشاند.
فارس اعزام کنیم، اما استقرار نظم نوین جهانی کار سادهای نبوده است.
عملیات تحت رهبری آمریکا موسوم به« احیای امید» در سومالی نتوانست به مصائب مردم این کشور که از قحطی و خشکسالی رنج میبردند پایان دهد.
نیروهای آمریکایی نتوانستند حمایت مردم سومالی را جلب کنند و پس از دادن تلفات ناچار به ترک این کشور شدند.
عملیات نظامی آمریکا در هائیتی برای باز گرداندن دمکراسی به این کشور با حمایت گسترده جهانی روبرو شد، اما با وجود موفقیت نسبی آمریکا در هائیتی این لشکر کشی با استقبال رایدهندگان آمریکایی روبرو نشد.
انتقاد جمهوریخواهان از این لشکرکشی، سبب شد تا «بیل کلینتون» حالت تدافعی اتخاذ کند.
گلوله باران هفته گذشته سارایوو توسط صربها نیز از نفوذ اندک آمریکا بر مسائل جهانی حکایت دارد.
* با آنکه غیرنظامیان قربانیان اصلی جنگ در بوسنی محسوب می شوند، اما «ناتو» عملا توسل به حملات هوایی را کند؟
** چامسکی در پاسخ به این سوال گفت: آمریکا نمیخواهد در بحران بوسنی درگیر شود، آمریکا در قبال بحران بوسنی تنها بمبهای مورد نیاز را تامین میکند و نمیخواهد از این نقطه فراتر رود و ترجیح میدهد که نیروهای درگیر در بوسنی را به حال خود رها کند تا آنها خود با ادامه جنگ سرنوشت انرا تعیین کنند و به همین دلیل است که آمریکا برای حل بحران بوسنی از خود ابتکاری نشان نداده است که درباره موفقیت یا عدم موفقیت آن سخنی بگوئیم.
* خبرنگار« بی.بی.سی.» میگوید: آمریکا در خلال جنگ سرد نقش پلیس بینالمللی را ایفا میکرد، آیا امروزه علاقهای به ایفای این نقش دارد؟
** پرفسور چامسکی در پاسخ میگوید: آمریکا در خلال جنگ سرد، پلیس بینالمللی نبود، بلکه نقش مافیای بینالمللی را برعهده داشت و تنها در مواقعی که منافع خاص آمریکا مطرح بود به اقدامهای نظامی متوسل میشد. در رابطه با بحران بوسنی، آمریکا به خود داری از ایفای نقش رهبری در چار چوب نظم نوین جهانی و فراهم آوردن اتفاق نظر لازم برای پایان دادن به مناقشه در این جمهوری متهم است.
انهدام دیوار برلن در 1989 به منزله پایان جنگ سرد و نقطه پایان امپراطوری شوروی سابق تلقی شد که در این روند ابتدا پرده آهنین در اروپای شرقی کنار زده شد و در پی آن اتحاد جماهیر شوروی از هم فروپاشید و پس از سالها مناقشه بین شرق و غرب آمریکا به عنوان تنها ابر قدرت جهان شناخته شد.
عملیات موسوم به «توفان صحرا» برای آزادسازی کویت از اشغال عراق به سلطه استراتژیک آمریکا منجر شد.
از لحاظ نظامی عملیات آزادسازی کویت یک پیروزی کاملا خیره کننده بود.
پیروزی آمریکا در این عملیات سبب شد تا آمریکا برقراری نظم نوین جهانی را مطرح کند.
«جرج بوش» رئیسجمهوری وقت آمریکا گفته بود که تعهدات ما در قبال نظم نوین جهانی سبب شده است تا نیروهای خود را به صحاری منطقه خلیج کنار گذاشته است و مناطق نگهداری سلاحهای سنگین نیز با خارج ساختن سلاحها موجود در آن توسط صربها به یک رسوائی تازه تبدیل شده است.
با از سرگیری نبرد بین صربها و نیروهای دولت بوسنی، نظم نوین جهانی نیز همانند سارایوو که بیشتر نقاطش بر اثر جنگ ویران شده در واقع از هم پاشیده شده است.
یکی از مخالفان سر سخت سیاستها ی آمریکا به عنوان یک ابرقدرت پرفسور نوام چامسکی است. وی از جمله متفکرانی است که پیوسته دخالتهای امریکا را در امور بینالمللی محکوم کرده است.
چامسکی چندی پیش برای دیدار و گفتگو با همقطاران خود در انگلیس به لندن سفر کرد.
خبر نگار شبکه تلویزیونی «بی.بی.سی» در مصاحبهای با چامسکی دیدگاههای وی را در قبال تحولات جهانی جویا شد.
* خبر نگار «بی.بی.سی» از پروفسور چامسکی میپرسد، چه عاملی سبب شده است تا غرب نتواند بحران بوسنی را حل کند؟
* خبر نگار «بی.بی.سی» میپرسد، بین نظم نوین جهانی و نظم پیشین چه تفاوتهایی وجود دارد و چرا رسانهها در این مورد سکوت میکنند؟
** نوام چامسکی در پاسخ میگوید: بیتردید اوضاع تغییر کرده است و در حال حاضر آمریکا در وضعیتی است که میخواهد سلطه و برتری خود را در صحنه بینالمللی نشان دهد تصور میکند سلطه و سیطرهاش در صحنه بینالمللی، هرگز یا حداقل از جنگ جهانی دوم به این طرف تا این حد نبوده است.
البته تغییرات مهمی روی داده است، شاید مهمترین تغییر حدود بیست و پنج سال قبل پدید آمدو آن فروپاشی نظام پولی جهان موسوم به «برتون وودز» بود.
در پایان جنگ دوم جهانی برای نظم بخشیدن به مبادلات ارزی و استفاده از منابع پولی، کشورهای غربی در بازسازی اقتصاد جهان، پیمانی به نام برتون وودز که نام محل برپایی اجلاس و امضای این پیمان در آمریکاست، امضا شد و بعدها صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی جای این نظام را گرفتند.
کنار گذاشتن این نظام حجم زیادی از پولهای سرگردان را برای تامین منافع نامشروع صاحبان سرمایه به بازار پولی جهان سرازیر کرد و همین سرمایههای بسیار نقش مهمی در جلوگیری از رشد اقتصادی جهان و نابسامانیهای اجتماعی در عرصه بینالمللی داشته است.
* خبرنگار« بی.بی.سی» از پروفسور چامسکی میپرسد، به نظر شما سازمان ملل متحد باید چکار کند؟
** نوام چامسکی در پاسخ میگوید: سازمان ملل یک بازیگر مستقل نیست که بتواند هر آنچه را میخواهد انجام دهد، برای مثال اگر آمریکا به سازمان ملل بگوید که ما نمیخواهیم شما کار خاصی را انجام دهید، سازمان ملل نیز از انجام آن کار خودداری میکند.
آمریکا در بیان دیدگاهها و نظرات خود به سازمان ملل بسیار صریح است، چند هفته پیش صراحت لهجه آمریکا در قبال سازمان ملل به خوبی مشخص شد.
«مادلین اولبرایت» نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد گفت اگر بتوانیم به صورت چندجانبه و در قالب همکاری با دیگران اقدام خواهیم کرد، اما در مواقعی که منافع ملی ما مطرح باشد و ضرورت ایجاب کند یکجانبه عمل خواهیم کرد.
* خبرنگار« بی.بی.سی» می پرسد، چرا آمریکا به یک کشور لشکرکشی میکند، ولی از اقدام مشابه در کشور دیگر خودداری میورزد؟ برای مثال چرا به سومالی و هائیتی نیرو اعزام میکند اما از اعزام نیرو به بوسنی خود داری میکند؟
** پروفسور چامسکی میگوید: لشکرکشی به سومالی یک اقدام تبلیغاتی بود، چون آمریکا زمانی نیروهای خود را به این کشور روانه کرد که قحطی و گرسنگی تقریبا تحت کنترل در آمده و جنگ بین نیروهای متخاصم فروکش کرده بود و دخالت آمریکا در سومالی تنها جنبه تبلیغاتی داشت.
چون بعد از آنکه پنتاگون در برنامه تبلیغاتی خود با عنوان «بازگشت امید» باشکست روبهرو شد، کشتار مردم سومالی را آغاز کرد.
آمار منتشره از سوی دولت آمریکا حاکی است که در جریان مداخله نظامی این کشور در سومالی حدود ده هزار نفر از مردم این کشور کشته شدند.
در مورد لشکرکشی آمریکا به هائیتی باید گفت: دولت آمریکا برای مدت سه سال دست روی دست گذاشت و اجازه داد تا نظامیان حاکم بر این کشور به کشتار ادامه دهند و همین که اوضاع تاحدودی آرام شد و نظم قانونی در حال شکلگیری بود، به این کشور نیرو اعزام کرد و کسانی را که مسئول کشتار و مصائب فراوان مردم هائیتی بودند باپول مالیات دهندگان آمریکایی به ادامه زندگی مرفه در دیگر نقاط مرفه جهان روانه کرد.
سپس نظامیان سیاسی مورد نظر خود را که پیش از آن مردم هائیتی مخالفت خود را با پیاده کردن آن نشان داده بودند، به آنها تحمیل کرد.
در مورد علت مداخله نکردن آمریکا در بوسنی باید گفت: که آمریکا برای خود منافعی در بوسنی متصور نمیبیند و به همین دلیل برای حل مناقشه دراین کشور ابتکاری جز بمباران از خود نشان نمیدهد و انتظار نمیرود جز بمباران که علاقه خاصی به آن دارد، کار دیگری در قبال بوسنی انجام دهد.
* خبرنگار «بی.بی.سی» میپرسد، آیا رابطه آمریکا به موضوع حقوق بشر در رابطه با تحولات بوسنی توجهی ندارد؟
** پروفسور چامسکی در پاسخ میگوید: مساله حقوق بشر هیچ نقشی در سیاست آمریکا ندارد مساله حقوق بشر بهانهای است در دست گردانندگان امور که میخواهند آنچه را که اتفاق میافتد پنهان نگهدارند.
اگر به تاریخ نگاه کنیم هیچگاه بین سیاست خارجی آمریکا و حقوق بشر ارتباطی وجود نداشته است و در حقیقت اگر ارتباطی هم بوده، رابطه منفی بوده است.
کمکهای خارجی آمریکا در واقع ارتباط بسیار نزدیک با شکنجه دارد.
البته این گفته به این معنا نیست که گردانندگان امور در آمریکا شکنجه را دوست دارند، اما واقعیت امر این است که کمکهای آمریکا با شکنجه پیوند نزدیک دارد.
چون شکنجه میتواند به اهداف آمریکا و منافعی که دنبال میکند از جمله منافع اقتصادی کمک کند.
پروفسور چامسکی میگوید: ادعاهای حقوق بشر از سوی دولت آمریکا را نمیتوان به عنوان فریب و شیادی یاد کرد چون اینگونه ادعاها آنقدر پوچ و بیاساس است که نمیتوان نام دورویی و فریب را روی آنها گذاشت.
برای پنهان نگهداشتن مقاصد اصلی آمریکا و موجه نشاندادن ادعای طرفداری از حقوق بشر کارآمدترین روشنفکران و کارشناسان به کار گرفته میشوند.
در یک کلام باید گفت: حقوق بشر در نظام قدرت که از منافع داخلی سرچشمه میگیرد هیچ جایگاه و منزلتی ندارد، چون نهادهای قدرت بر اخلاق و معنویات تکیه ندارند.