از: امیر عبداللهیان
زمانی که جهان پایان رقابت دو ابرقدرت را جشن میگرفت و طرحهایی برای صلح ارائه داده میشد، حکومت کلینتون تلاش میکرد جنگ سردی را در منطقه به رهبری آمریکا، رسماً و از طریق نهادهای قانونی علیه عراق، ایران و جنبشهای اسلامگرا، در سرتاسر خاورمیانه ایجاد کند. مهمترین طرح آمریکا برای مبارزه با عراق و جمهوری اسلامی ایران «استراتژی مهار دوگانه» یا «محصورسازی دوجانبه» نام گرفت.
مفهوم و منشاء استراتژی مهار دوگانه
استراتژی «مهاردوگانه»، سیاستی است که بمنظور مقابله با ایران و عراق طراحی گردیده است پایههای این سیاست در مورد ایران از زمان جیمی کارتر رئیسجمهور وقت آمریکا شکل گرفت. کارتر بمنظور حفظ منابع نفتی خاورمیانه و جلوگیری از گسترش انقلاب اسلامی ایران اقدام به تشکیل «نیروهای واکنش سریع» نمود و آمریکا در طول نزدیک به دو دهه از طریق اعمال تحریمهای مختلف علیه ایران و نهایتاً حمایت از رژیم عراق در حمله به جمهوری اسلامی ایران و بکارگیری اهرمهای مختلف سیاسی ـ نظامی و اقتصادی تلاش زیادی را برای مهار و در واقع سرنگونی دولت اسلامی ایران بعمل آورد.
همزمان با حمله عراق به کویت و عملیات متحدین به سرکردگی آمریکا بر روی این کشور، رژیم حاکم بر عراق نیز بعنوان یک رژیم تندرو و مخالف با منافع و اهداف آمریکا در منطقه خلیج فارس مطرح گردید. تعارض منافع آمریکا و عراق از یکسو و گسترش انقلاب اسلامی و ایدئولوژی اسلامی از سوی دیگر، باعث نگرانی عمیق مجامع سیاسی و بینالمللی گردید و عمدهترین نگرانیها متوجه آمریکا و اسرائیل شد. حملات موشکی عراق بر روی اسرائیل در جنگ دوم خلیج فارس موجی از وحشت و اضطراب را در تلآویو و واشنگتن ایجاد کرد.
به همین دلیل فعالیت عمده در زمینه تدوین استراتژی مهار دوگانه در موسسه لابی یهودیان در واشنگتن انجام پذیرفت و پس از طی مراحلی در شورای امنیت ملی آمریکا مورد توجه قرار گرفت و در کنگره آمریکا نیز جلساتی را بدنبال داشت استراتژی مهار دوگانه بر «تحریم» متکی است. طراحان استراتژی مزبور معتقدند که نحوه اعمال تحریمها بر روی ایران و عراق بستگی به شرایط خاص هر کشور دارد. مثلاً قطعنامههای متعدد شورای امنیت سازمان ملل از زمان جنگ دوم خلیج فارس تاکنون مهمترین عنصر برای اعمال و ادامه تحریمهای عراق مطرح میباشد.
لیکن در مورد جمهوری اسلامی ایران هیچگونه اتفاق نظر جهانی (مانند عراق) وجود ندارد و آمریکا سعی میکند از طریق تبلیغات منفی، تحریم سیاسی، اقتصادی و تلاش برای متقاعد نمودن کشورهای غربی در جهت تحریم بینالمللی ایران، عمل نماید و بدینوسیله حکومت ایران را در جهت حفظ منافع آمریکا و غرب به زعم خود مهار کند.
طراحان دکترین «مهار دوگانه»:
مهار دو جانبه ایران و عراق، که همچون یک دکترین استراتژیک جامع برای منطقه خاورمیانه در نظر گرفته شده است دستاورد گروه امنیت ملی کلینتون میباشد، این طرح توسط مدیر کل امور خاورمیانه شورای امنیت ملی دکتر «مارتین ایندایک» مطرح شد. نامبرده مشاور امنیت ملی آمریکاو سفیر ملی این کشور در اسرائیل است. در 28/2/72 حدود پنج ماه بعد از روی کار آمدن کلینتون در انستیتوی خط مشی خاور نزدیک واشنگتن (موسسه لابی یهودیان) که توسط ایندایک پایهگذاری شده است این طرح برای اولینبار توسط وی مطرح گردید.
لازم به ذکر است که حمله عراق به کویت در سال 1369 و نگرانی و وحشت کشورهای عربی از اقدامات جاهطلبانه رژیم صدام، باعث حضور گسترده آمریکا و غرب در منطقه خلیج فارس گردید و با این قبیل اعمال برای سالهای متمادی حضور آمریکا را در منطقه تثبیت نمود و همچنین زمینه تسریع در روند سازش خاورمیانه را فراهم ساخت. زیرا کشورهای عرب منطقه یکی پس از دیگری اقدام به انعقاد پیمان همکاری نظامی با آمریکا نمودند و عملاً از ترس رژیم حاکم بر عراق (و از سوی دیگر نگرانی از ایران) در روند صلح خاورمیانه مشارکت نمودند. بدیهی است در صورت موافقت استراتژی مهار دوگانه اسرائیل بهره وافری در این میان خواهد برد.
در ادامه این روند پایههای اجرایی سیاست مهار دو جانبه توسط «پاتریک کلاوسون» پیریزی شد. پاتریک کلاوسون علاوه به اینکه با موسسه مطالعات استراتژیک ملی در دانشگاه دفاع ملی همکاری میکرد، سردبیر نشریه ORBiS میباشد. وی قبلا عضو بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول بود و پیشنهاد اولیه مبارزه اقتصادی آمریکا علیه ایران در نهادهای مالی ـ اقتصادی و بینالمللی را ارائه داده است.
وی نگارش این مجموعه را با همکاری فکری و معنوی ایندایک بر عهده گرفت و نهایتاً استراتژی مهار دوگانه توسط «کلارسون» تنظیم گردید.
پس از اینکه این استراتژی و سیاست توسط شخصی همچون کلاوسون تدوین یافت و نکات اصلی و اهداف از پیش ترسیم شده آن مشخص گشت، «آنتونی لیک» یکی از مشاورین امنیت ملی کلینتون آنرا بعنوان یک سیاست در مرحله اجرا مطرح کرد. این مرحله با انتشار مقاله «آنتونی لیک» در شماره اسفند 72 فروردین 73 در مجله «سیاست خارجی» آغاز شد.
او با مقالهای تحت عنوان «دولتهای سرکش» به تشریح سیاست مهار دوجانبه پرداخت و همان حرفهای اولیه «مارتین ایندایک» را تکرار کرد. به هر حال وقتی مشاور امنیت ملی، در مقالهای به تشریح سیاست مشخص و معینی، آنهم در مجله امور خارجی میپردازد در بین کارشناسان سیاسی بدان معناست که سیاست رسمی و دولتی آمریکا را بیان میدارد. همچنین درج این مقاله در مجله مزبور به این مفهوم است که سیاست مهار دوجانبه از مراحل اولیه گذشته و وارد مرحله جدیدی از بحث عمومی نخبگان سیاست خارجی شده است.
این سیاست پس از گذر از این مراحل تقریباً حدود یکسال را طی کرد تا اینکه با سخنرانی بیل کلینتون در کنگره جهانی یهودیان مورد تاکید قرار گرفت کلینتون در جمع یهودیان علاوه بر عراق، بر ضرورت تحریم اقتصادی و تجاری ایران تاکید کرد و متحدین غربی خود را نیز به شرکت در این تحریم فراخواند.
علاوه بر مارتین ایندایک، کلاوسون و آنتونی لیگ، افرادی همچون «جمیز وولسی» مدیر CIA و ویلیام پری وزیر جنگ آمریکا نیز هر یک به نوعی به تشریح استراتژی مزبور پرداختهاند. اعمال سیاست مهار دوگانه و ادامه تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه عراق، موجبات تضعیف رژیم را فراهم نمود. ایجاد منطقه ممنوعه پروازی در شمال مدار 36 درجه (منطقه کردنشین) و جنوب مدار 32 درجه (منطقه شیعهنشین) عملاً حاکمیت رژیم را متزلزل ساخت.
مضافاً اینکه ایجاد دولت خودخوانده کردی در شمال عراق و تشکیل پارلمان کردی در این منطقه از عراق و همچنین استقرار نیروهای چند ملیتی موسوم به چکش تعادل در منطقه اینجرلیک ترکیه بمنظور مقابله هوائی با تهدیدات احتمالی صدام علیه اکراد، عملاً حاکمیت عراق را خدشهدار ساخت. اعمال استراتژی مهار دوگانه آمریکا باعث تضعیف و انزوای رژیم عراق و نزدیکی این کشور به ج.ا.ا گردیده است.
قطعنامههای شورای امنیت سازمان در خصوص عراق هر چند باعث سقوط رژیم نگردیده است، اما ارکان رژیم را با خطر جدی مواجه ساخته است. استقرار نیروهای چند ملیتی، متشکل از نیروهای نظامی آمریکا و برخی از کشورهای غربی که به نیروهای چکش تعادل موسوم میباشد در پایگاه اینجرلیک ترکیه و به عنوان چتر حمایتی کردستان عراق عملاً حاکمیت رژیم در شمال این کشور را خدشهدار نمود همچنین ایجاد منطقه ممنوعه پروازی در جنوب این کشور سبب نقض حاکمیت دولت مرکزی در جنوب مدار 32 درجه گردید.
هرچند قطعنامههای شورای امنیت هیچگونه حمایتی از مردم ساکن در مناطق جنوبی عراق که شیعه میباشد به عمل نیاورده است. (در مقایسه با شمال عراق) و رژیم عراق با اعمال سیاستهای آبی و نهرسازی خود موجبات ناامنی برای ساکنان جنوب را فراهم آورد، بگونهای که بنا به گزارشات منابع غربی و خصوصاً آمریکا در حال حاضر منطقه سبز جنوب عراق به منطقه زرد مبدل گردیده و شرایط نامناسب زیست محیطی باعث مرگ صدها انسان و از بین رفتن آثار حیات در قسمتهایی از آبهای جنوب گردیده است. در منطقه مرکزی نیز (مابین مدار ْ36 ـ ْ32) محاصره اقتصادی سبب بروز مشکلات فراوان انسانی و اجتماعی گردید.
در یک جمعبندی کلی میتوان گفت که آمریکا برای مهار عراق از نوعی اتفاقنظر جهانی بهرهبرداری کرده است و همچنین از پشتوانه قوی قطعنامههای شورای امنیت علیه این کشور برخوردار است. راهکار استراتژی مذکور برای مهار جمهوری اسلامی ایران نیز متکی بر «تحریم» میباشد که علیرغم تلاشهای گسترده، آمریکا تاکنون موفق به متقاعد نمودن متحدان خود در این راستا نگردیده است. اما در مورد عراق باتوجه به جو موجود جهانی، اهرم «تحریم» موثر بوده است.