* آقای سفیر با توجه به آشناییتان به زبان فارسی نقش این زبان راچگونه میبینید؟
** به نام خداوند بخشنده مهربان. در آغاز لازم میدانم از اهتمام روزنامه همشهری به روابط ایران و یمن به طور خاص و ایران و عرب به طور عام تشکر کنم. همشهری روزنامه مهمی است که انسان به خواندن آن رغبت نشان میدهد. زیرا موضوعهای جدی و مهمی را در بر دارد و در سطح داخلی و خارجی از محبوبیت مردمی برخوردار است.
بیگمان دانستن زبان فارسی، عامل مناسبی برای شناخت جامعه ایرانی است. این زبان کهن ریشه در تاریخ دارد که آمیختگیاش با زبان عربی به آن نیرو و نشاط و وسعت بخشیده است. این زبان یکی از مهمترین زبانهای زنده جهان است. باید بگوییم که ما، در یمن برای زبان فارسی اهمیت فراوان قایلیم. هماکنون تماسها و گفتگوهایی میان دانشگاه صنعا و دانشگاه عدن از یک سو و دانشگاه تهران و وزارت آموزش عالی ایران در جریان است تا کرسی زبان فارسی در دانشگاه صنعا یا دانشگاه عدن ایجاد شود.
* وضع دموکراسی، آزادی احزاب، مطبوعات و سازمانهای صنفی در یمن چگونه است؟
** در واقع دموکراسی در یمن چیز جدیدی نیست. جامعه یمن از نخستین جوامع بشری است که دموکراسی در تاریخ کهن آن به اجرا در آمد.
قرآن درباره رایزنی بلقیس- ملکه سبا- با رؤسای قوم جامعه یمن که پیرامون مسائل مهم آن دوران بوده چنین فرموده است. «قالت یا ایها الملاء افتونی فی امری ما کنت قاطعة امراً حتی تشهدون» این آیه در سوره نمل آمده است.
در تاریخ نوین یمن، پرزیدنت علی عبدالله صالح، بنیانگذار دموکراسی در کشور ماست. وقتی وی در سال 1984 کنگره سراسری مردمی را تاسیس کرد این کنگره همه احزاب سیاسی یمن- با گرایشهای مختلف فکریشان- را در بر میگرفت.
پس از وحدت خجسته میهن، بسیاری از احزاب سیاسی در صحنه ظاهر شدند. اما احزاب عمده عبارتند از حزب کنگره سراسری مردمی و حزب تجمع برای اصلاح یمن که از پایگاه مردمی گستردهای برخوردارند.
* چنین به نظر میرسد که حزب کنگره همانا حزب رئیسجمهور یمن و بیانگر دیدگاههای ناسیونالیستهای اسلامی است. اما حزب اصلاح بیانگر اسلامگرایان است. آیا تحلیل من درست است؟
** حزب کنگره از احزاب اصیل یمن است که به نظر من اکثریت عظیمی از مردم جامعه ما را رهبری میکند. این حزب از اندیشههای پاکی برخوردار است و اصول آن بر مبناهای سالمی قرار دارند. حزب کنگره به تطبیق شریعت اسلامی، عدالت اجتماعی و اصول دموکراسی و کثرتگرایی حزبی ایمان دارد. این حزب یک منشور ملی دارد که از مهمترین اسنادی است که طی تاریخ یمن در صحنه سیاسی مطرح شده است. حزب اصلاح نیز در یمن پایگاه مردمی دارد و در تثبیت وحدت میهن با حزب کنگره در یک سنگر قرار دارد. این دو حزب با یکدیگر هماهنگی دارند و نسبت به مسائل عمده دیدگاه واحدی دارند.
* آیا حزب سوسیالیست یمن اکنون کاملاً در خارج از حاکمیت قرار دارد؟
** آری حزب سوسیالیست هم اکنون جزو اپوزیسیون به شمار میرود و مطبوعات خاص خود را دارد که سخنگوی این حزبند. بسیاری از اعضای این حزب پس از درک شکست تز رژیمهای توتالیتر این حزب را ترک کرده است و به احزاب دیگر پیوستهاند.
بعثیها هم حزبی دارند به نام حزب بعث و روزنامهای که سخنگوی آنان است. ناصریها نیز در یمن فعالیت دارند.
به طور کلی در یمن 46 حزب و گروه وجود دارد که مهمترین آنها در سال 1993 پارلمان یمن که جمعاً 301 نماینده دارد به ترتیب زیر کرسی به دست آوردند. حزب کنگرۀ سراسری مردمی با 123 کرسی، حزب تمدن برای اصلاح یمن با 63 کرسی، حزب سوسیالیست یمن با 56 کرسی، حزب بعث سوسیالیست عرب با 7 کرسی، حزب «حق» با 2 کرسی، سازمان وحدتگرای ناصری، حزب دموکراتیک ناصری و سازمان تصحیح مردمی ناصری هر کدام یک کرسی و نمایندگان مستقل 47 کرسی، این ترکیب مجلس در سال 1994 یعنی پس از جنگی که تجزیهطلبان راه انداختند تغییر یافت و بسیاری از اعضای حزب سوسیالیست از آن خارج شدند.
* در دورۀ اخیر و به ویژه پس از تصدی شما بعنوان سفیر جمهوری یمن در ایران، شاهد گسترش قابل ملاحظۀ روابط ایران و یمن بودیم. ارزیابی شما از این روابط چیست؟
** در واقع باید بگویم، کمیتۀ مشترک اقتصادی میان ایران و یمن تشکیل شده که در آن وزارت توسعه و برنامهریزی یمن و وزارت جهاد سازندگی ایران نمایندگی دو کشور را بر عهده دارند. این کمیته روابط اقتصادی، فرهنگی و بازرگانی میان دو کشور را سامان میدهد که در این زمینهها گام مهمی برداشته شده است.
بیگمان روابط ایران و یمن روابطی برادرانه است که با وضوح دیدگاهها و هماهنگیهای مشترک همراه است این هماهنگیها در مورد مسایل مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است که امیدواریم این روابط را تا سطح ایدهآل برسانیم.
* جناب وزیر، شما بعنوان کسی که در ایران درس خواندهاید آیا با تاریخ اندیشه و ادبیات ایران آشنایی دارید. به یژه آن که ریشه روابط تاریخی ایران و یمن به قبل از اسلام باز میگردد؟
** بدون شک تمدن ایران ریشه در اعماق تاریخ دارد و من این افتخار را داشتهام که با برخی از جنبههای فرهنگ و اندیشه و ادبیات ایران آشنا شوم. من دوستدار برخی از شاعران ایرانی همچون سعدی هستم. وی یک پدیدۀ ادبی جهانی است. اوست که میگوید:
بنیآدم اعضای یکدیگرند، که در آفرینش زیک گوهرند.
این بیت معنای ژرف و سترگی دارد. من شیفتۀ دیگر اندیشمندان و فرهنگمداران ایرانی نظیر فارابی، رازی، ابنسینا و دیگر بزرگان علم و ادب نیز هستم. تأثیر این افراد بر میراث فکری و علمی جهان به خوبی مشهود است.
همچنین من از مریدان مولوی هستم و برخی از آثار ادب و اندیشه وی را خواندهام و میتوانم بگویم مولوی پدیدهای استثنایی در جهان ادب و اندیشه است. من اثری به عظمت مثنوی نخواندهام؛ گرچه در درک برخی از اصطلاحات عرفانی آن با دشواری روبرو میشوم اما از تلاش باز نمیمانم، روابط فرهنگی و تاریخی میان ایران و یمن- همانگونه که فرمودید - روابطی کهن است که به قبل از اسلام باز میگردد و بعد از اسلام ریشهدارتر شد. بیتی از یک شاعر هست که سرایندهاش را نمیشناسم. این بیت عمق این روابط را بیان میکند:
گر در یمنی چو با منی پیش منی
ور پیش منی چو بی منی در یمنی
یا این شعر حافظ که میگوید:
دیدهها در طلب لعل یمانی خون شد
یا رب این کوکب رخشان به منش بازرسان