تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۱  ، 
کد خبر : ۲۱۱۵۴۹

رأی تاریخ به آغاز و پایان فاجعه یوگسلاوی


کابوس چهار ساله جنگی که در پی فروپاشی یوگسلاوی براه افتاد بزودی به پایان می‌رسد ولی هنگامی که توپها ساکت شوند مبارزه دیگری آغاز خواهد شد. «مبارزه برای رای تاریخ» از میان بازیگران نمایش بین‌المللی چه کسی عنوان صلح‌ساز را بدست می‌آورد و چه کسی مسئولیت براه افتادن خونین‌ترین کشمکش اروپا را از زمان جنگ جهانی دوم که این همه طول کشید بر عهده می‌گیرد.
گفتگوهای صلح بوسنی هفته جاری در ایالات متحده شروع می‌شود و به احتمال زیاد موافقت‌نامه‌ای هم امضاء می‌شود و از هم اینک قدرتهای بزرگ برای کسب امتیاز رقابت را آغاز کرده‌اند روسیه می‌خواهد پیش از آغاز گفتگوهای آمریکا، کنفرانس صلح در مسکو ترتیب دهد، فرانسه مایلست کنفرانس پایانی صلح در پاریس باشد و لندن خواهان میزبانی کنفرانس بازسازی بوسنی است.
یک مفسر آمریکایی به تازگی در «واشنگتن‌پست» نوشت: هنگامی که همه چیز بخوبی پیش می‌رود، همه می‌خواهند کاری بکنند تنها «شکست بی‌دوست و بچه یتیم است».
برای ایالات متحده و قدرتهای اروپایی، صلح فرصتی است برای زدودن خاطره تلخ شکستها و ندانم‌کاریهای آنها و دفن رنجشهائی است که جو بسیاری از همایشهای بین‌المللی را مسموم کرده و اعتبار ناتو و اقتدار سازمان ملل را زیر سئوال برده بود. بیشتر دیپلماتها و تحلیلگران دستکم روی یک نکته توافق دارند، تقریبا هیچ کدام از آنها با دستی نیالوده و وجدانی پاک از این ماجرا بیرون نمی‌آیند. فراتر از آن سئوالهای بسیاری درباره منصفانه بودن هرگونه راه‌حل صلح‌آمیز وجود دارد و آیا مسئولان جنایات وحشتناک جنگی، به محاکمه کشیده می‌شوند.
در ضمن بازیگران می‌کوشند در حالی که نمایشنامه یوگسلاوی وارد آخرین مرحله می‌شود خود را به بهترین نحو جلوه‌گر نمایند. «اسلوبودان میلوسوویچ» رئیس‌جمهوری صربستان هم اینک دگردیسی سیمای خود را به پایان رسانده است، قدرتهای غربی زمانی او را جنگ‌افروز ملی‌گرا می‌نامیدند که مسئول خونریزیهاست، جیمز بیکر وزیر پیشین خارجه آمریکا که دیگر نیازی به رعایت نکات ظریف دیپلماسی نمی‌داند او را «دروغگو و قلدر» خوانده است اما اینک همان قدرتهای غربی «میلوسوویچ» را «صلح‌ساز بالکان» لقب داده‌اند و به قدرت و نفوذش احترام می‌گذارند.
کرواسی با حمایت مستقیم خود از حکومت مسلمان بوسنی، بهره‌ جسته، هر چند نگرانیهائی نسبت به نقض حقوق بشر توسط این کشور از سوی مسئولان ملل ابراز شده است. هجوم کرواسی در مردادماه برای باز ستادن کراینا به آوارگی دهها هزار تن انجامید ولی ایالات متحده کلمه‌ای به اعتراض نگفت. این داوریها و آنهایی که در گرماگرم مناقشه صورت گرفته باید زمانی مورد ازریابی و تجدیدنظر قرار گیرند.
آیا ماموریت سازمان ملل در یوگسلاوی پیشین شکستی تمام‌عیار بود یا به محدود نگهداشتن کشمکش و کاهش شمار تلفات کمک کرد؟ آیا صربها که بازیگران نقش منفی تلقی شده‌اند، توانستند جهانیان را متقاعد سازند که برخی از استدلالهای آنان بر حق بوده است؟
با نزدیک شدن گفتگوهای صلح، مسئولان دولتی از واشنگتن تا مسکو بر نقشهای خود در رخدادها اشاره می‌کنند. برای روسها نقش روسیه حیاتی بوده چون بلندپروازیهای آمریکا و اروپا را محدود کرده است. مسئولان فرانسوی زمزمه می‌کنند که «ژاک شیراک» فردی است که جامعه بین‌المللی را متقاعد کرد که باید روش سختتری در بوسنی در پیش بگیرد. و مسئولان انگلیسی می‌گویند برای کنفرانس تیرماه گذشته در لندن بود که «ناتو» توانست دست به اقدام بزند، کسی از تهدیدهای گذشته که هرگز اقدامی در پی نداشت، حرفی نمی‌زند، وعده اعزام سربازان بیشتر برای کمک به دفاع مناطق به اصطلاح امن سازمان ملل هرگز عملی نشدند.
از طرفی گزافه‌گوئیهای اروپا هم که سرانجام یکپارچگی خود را نشان می‌دهد و مسائلش را خود حل می‌کند، فراموش شده‌اند، آلمانها نیز از این اتهامها تبرئه خواهند شد که آنها با شناسایی جمهوری‌های پیشین یوگسلاوی در سال 1370 شعله‌های جنگ را برافروختند. در حالیکه بسیاری از همپیمانان اروپایی آلمان میلی به این شناسایی نداشت. شگفت آنکه «هانس دیتریش گنشر» وزیر پیشین خارجه آلمان و مسئول سیاست این کشور در آن زمان به تازگی در خاطراتش نوشته که شناسایی جمهوری‌های یوگسلاوی پیشنهاد هلند بود که دیگران نیز به سادگی آن را پذیرفتند.
هنگامی که ایالات متحده حرکت مهم دیپلماتیک خود را در مردادماه آغاز کرد مسئولان اروپایی از ابتکار آمریکا استقبال کردند ولی از ترس شکست پیشنهادها در برخورد با اولین مانع، بلافاصله خود را حفظ کردند وقتی که روشن شد ابتکار به ثمر می‌نشیند، همه چیز تغییر کرد و مسئولان آمریکایی نتوانستند شادی خود را از این واقعیت پنهان کنند که در جایی که اروپائیان شکست خورده‌اند، آمریکا پیروز شده است.
اگر صلح برقرار شود «ریچارد هولبروک» میانجی آمریکائی بیشترین اعتبار را به خود نسبت خواهد داد ولی در حالی که دیپلماتهای اروپایی هم قبول دارند که دیپلماسی رفت و برگشت او بیش از تصور همگان با موفقیت همراه بود ولی او هم با طرز رفتار خود رنجش بسیاری را باعث شده است. آنان استدلال می‌کنند که ایالات متحده شناختی با مسئله یوگسلاوی نداشته است واشنگتن برای اینکه طرحهای صلح اروپایی را که خوش نمی‌آمده ضعیف کرده، از همکاری در مراحل ابتدایی هر طرح صلحی خودداری کرده و با اعزام سربازان برای نیروی سازمان ملل در بوسنی به متحدانش نپیوسته، مورد انتقاد قرار گرفته است.
«کارل ببلت» میانجی صلح اروپایی در سخنرانی اخیرش درباره شکستهای اروپا و آمریکا در مقابله با بحران یوگسلاوی به عدم همکاری واشنگتن در سالهای 1370 و 1371 اشاره کرد و گفت: ایالات متحده از صحنه خارج بود و سرمست از پیروزی در جنگ خلیج فارس حاضر نبود در باتلاق یوگسلاوی پیشین قدم گذارد.
این در حالی بود که طی سالهای دشوار و خطرناک، تلاشهای اروپایی در چارچوب سازمان ملل، همچون سپری بقای بوسنی را تضمین کرده است.
برای آنانی که در جنگها و بمبارانها گرفتار آمدند رای تاریخ کاملا روشن است. هنگامی که سازمان ملل پنجاهمین سالگردش را جشن می‌گرفت، یک روزنامه سارایوو در مورد احساس اهالی شهری که سالها در محاصره بوده است، تردیدی باقی نگذاشت. روزنامه «اسلو بودینیه» نوشت: در بوسنی، سازمان ملل همه اصولش را زیر پا گذاشت و رهبران آن چشمهای خود را به روی جنایات وحشتناک و نقض بی‌سابقه حقوق بشر بسته بودند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات