بخش سیاسی خارجی: در روزهای اخیر سیاست تفرقه و دوبهم زنی آمریکا میان ایران و کشورهای منطقه به اوج خود رسیده است. گویا رئیس جمهور وزرای دفاع و خارجه، نمایندگان، و سناتورهی آمریکا، تمامی سیاستهای اجرایی و مبارزات انتخاباتی خویش را با تکیه بر مورد ایران در پیش میگیرند، غافل از اینکه عدم موفقیت در برآورد اهداف نه تنها مجریان و سیاستگزاران مربوطه را با مشکلات نوینی مواجه ساخته بلکه آینده انتخاباتی آنها را نیز با مشکل مواجه کرده است.
آخرین مورد این سیاست، سفر اخیر ویلیام پری وزیر دفاع کلینتون به کشورهای عرب حوزه خلیجفارس بود، که حتی ژست نظامی او نیز نتوانست اعراب حاشیهنشین را در مواجهه با جمهوری اسلامی تحریک کند. پری درحالیکه تنها افتخار نظامیش، سرباز داوطلب است، در سفرهای خود به منطقه لباسهای نورمن شوارتسکف مجری وسیعترین و وحشیانهترین عملیات ابتدای دهه 1990را به ودیعه گرفته و با درجه ژنرالی ظاهر شد.
مهمترین تحریکات آمریکا در منطقه را میتوان شامل موارد ذیل برشمرد:
ادعای امارات در مورد جزایر ایرانی خلیجفارس
این ادعا بجای مانده از دوران استعمار پیر است که هر از چندگاهی از جانب بانیان آن به دلایل سیاسی احیاء میشود. واقعیت این است که اکنون برخی از کشورهای عرب منطقه نیز قانع شدهاند که تنها راه حل بررسی ادعاهای امارات مذاکره دوجانبه است. لیکن دولت امارات و شیخ نشین شارجه در اثر توصیههای مستشاران خارجی و تحریکات برون منطقهای و برخی از دولتهای همسایه با راه حل مزبور مخالفت میکنند.
سیاست دیگر سنگاندازی برای مختل کردن روابط اقتصادی و تجاری و بویژه ممانعت از پیشنهادهای بهرهبرداری مشترک میادین نفتی در خلیج فارس است. بدون شک اگر کشورهای عرب تحتالشعاع چنین سیاستی قرار گیرند بیش از طرف ایرانی لطمه خواهند دید،زیرا ایران از لحاظ نیروی انسانی و منابع کانی -درسطح کل و بازار فروش و شاید مهمتر ازهمه انحصار راههای مواصلاتی به آسیای میانه و قفقاز، بهترین موقعیت را در منطقه خلیجفارس دارد. اهمیتی که با افتتاح خط آهن بافق- بندرعباس، دو چندان شده است.
از طرفی دیگر، در آستانه برگزاری مراسم مذهبی حج و سماجتها و چالشهای تحریک شده دولت عربستان بویژه در قبال حجاج ایرانی، انجام چنین ماموریتهای سیاسی امر غیر عادی و بی سابقهای بحساب نمیآید.
مورد دیگر بحرین است، که باز هم عوامل و محافل سیاسی و در راس آنها واشنگتن میخواهند این قیام داخلی را نتیجه تحریکات و نفوذ ایران در میان انقلابیون این کشور معرفی کنند.
در سطح فراتر از منطقه، هدف عمده دیگر کاخ سفید از ماموریتهای دیپلماتیک اخیر خویش کاستن از جو سوءظن نسبت به پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای و بویژه عدم عضویت رژیم صهیونیستنی در آن است.
اکنون حتی اردن نیز نسبت به مقاصد هستهای اسرائیل اعتراض کرده و مصر برای اولین بار از زمان انقلاب اسلامی با مواضع بحق جمهوری اسلامی در مورد لزوم امضاء پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای توسط رژیم صهیونیستی همگام شد. چنین ماموریتی در نگرش سیاست خارجی واشنگتن میتواند موضع پایدار محافظه کاری خلیجفارس را به سمت آمریکا و به تبع آن اسرائیل غاصب معطوف سازد.
تلاش برای اقناع کشورهای عرب، به موازات تلاش واشنگتن برای فشار بر روسیه در مورد همکاری هستهای با ایران صورت میگیرد. ولی به نظرمیرسد به «پری» و «کریستوفر» توانستهاند جو سوءظن اعراب نسبت به اسرائیل غاصب در مورد فعالیتهای اتمی و کل پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای را از بین ببرند و نه سایر مقامات کاخ سفید موفق شدهاند تا روسیه را از همکاری هستهای با ایران منع کنند. و علیرغم تهدیدهای کذایی گذشته، هنوز هم معاهده همکاری هستهای در تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر، بین ایران و روسیه پا بر جاست. پیشنهاد کاخ سفید به روسیه مبنی بر انجام مذاکرات مستقیم و عقبنشینی از تهدید به قطع همکاری هستهای با این کشور، میتواند گواهی باشد بر عقبنشینی دولت کلینتون پس از برخورد با مقاومت دو جانبه ایران و روسیه.