تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۲  ، 
کد خبر : ۲۱۱۵۹۵

توافقنامه صلح بوسنی و پیامدهای آن


طیبه سیاوشی
گروه مطالعات اروپا و آمریکا: در دهۀ 80 مسلمانان بوسنی به عنوان یک دولت رسمی میان اسلاوهای جنوبی به رسمیت شناخته می‌شدند. آنان تقریباً 50درصد جمعیت بوسنی را تشکیل می‌دادند و صربها دومین جمعیت این منطقه با 35درصد و کرواتها نیز باحدود 18درصد سوم بودند.
طی رفراندمی که در اول مارس 1992 انجام شد، 64درصد از بوسنیایی‌ها به جدایی و استقلال خود از یوگسلاوی رأی دادند، بدین‌ترتیب صربهای محلی در اقلیت قرار گرفتند و با ادعای جمهوری صرب ـ بوسنی واکنش نشان دادند. آنان مدعی شدند که باید 60 الی 65درصد خاک این کشور را در اختیار داشته باشند. به دنبال این، خونین‌ترین و خشن‌ترین درگیری قومی قرن حاضر را آغاز کردند. از آغاز درگیری تاکنون تلاشهای زیادی جهت برقراری صلح در این منطقه به عمل آمده که به دلایل مختلف با شکست مواجه شده است.
طی سالجاری، علاوه بر آنکه تحولات بیشتری در مذاکرات و سایر ابزار دیپلماسی بوجود آمد؛ مشارکت جدی و موثر آمریکا نیز این روند را تسریع ساخت و در نهایت در 5 اکتبر آتش‌بس اعلام گردید. با توجه به چهار سال جنگ مداوم، برقراری آتش‌بس نه تنها موفقیت مهمی برای جامعه بین‌المللی به شمار می‌رود، بلکه یک حرکت مهم در تاریخ بوسنی نیز محسوب می‌شود.
کنفرانس صلح بالکان
بدنبال فروپاشی نظام دوقطبی و فروکش کردن خطر کمونیسم، کم‌کم این احساس در درون کشورهای اروپایی بوجود آمد که بنحوی وابستگی خود را به واشنگتن تقلیل داده و در نهایت در امور سیاست خارجی مستقل‌تر عمل کنند. از جمله مواردی که اروپا سعی داشت این مهم را به اثبات رساند بحران بالکان بود. از فوریه سال 1992 تاکنون جامعه اروپا توسط نمایندگان ویژه خود1 تلاشهای زیادی را جهت حل بحران انجام داد. اما در نهایت این تلاشها راه بجایی نبرد و سرانجام همانطور که انتظار می‌رفت ایالات متحده آمریکا پس از اثبات ناتوانی اروپا جهت مهار این بحران، در قالب تلاشهای هالبروک2 وارد عمل شد.
سرانجام در 21 نوامبر توافقنامه صلح بوسنی3 با حضور رؤسای جمهور بوسنی، کرواسی و صربستان در پایگاه هوایی رایت پیترسون دیتون از ایالت اوهایو آمریکا امضاء شد. وارن کریستوفر، وزیر خارجه آمریکا و رئیس کنفرانس صلح در آغاز شروع به کار کنفرانس اعلام داشت ما به اینجا آمدیم تا در قلب آمریکا برای برقراری صلح در قلب اروپا تلاش کنیم.4
براساس این توافقنامه، بوسنی به صورت یک کشور باقی خواهد ماند، اما دارای دو بخش خواهد بود، هرچند با توجه به درگیری‌های چهار سالۀ اخیر، مسلم است که این طرح به آسانی عملی نخواهد شد.
برخی از مفاد این توافقنامه به قرار زیر است:
1. اختصاص یک دالان ارتباطی در غرب بوسنی در ناحیۀ «برچکو» برای صربهای بوسنی تا بدین‌وسیله صربها بتوانند با صربستان بزرگ در ارتباط باشند.
2. اختصاص یک راه ارتباطی میان سارایوو و منطقه امن گوراژده در شرق بوسنی برای مسلمانان.
3. اختصاص 51درصد از سرزمین بوسنی به مسلمانان و کرواتها و 49درصد به صربها.
4. حفظ یکپارچگی بوسنی متشکل از دو واحد فدراسیون مسلمانان و کرواتها و جمهوری مستقل صربسکا.
5. شناسایی فدراسیون مسلمانان و کرواتها و همچنین صربسکا از سوی جامعۀ بین‌المللی.
6. انجام انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری با رأی مردم بوسنی و کرواتها، مسلمانان و صربها.
7. به عهده گرفتن مقام ادواری ریاست جمهوری بوسنی توسط سه طرف درگیر در جنگ. (اولین رئیس‌جمهوری بوسنی یک مسلمان بوسنیایی خواهد بود).
8. پذیرش رأی دادگاه بین‌المللی رسیدگی به جرایم جنگی توسط طرفین.
9. کنار گذاردن متهمین به جنایات جنگی از روند سیاسی.
10. ایجاد یک بانک مرکزی با یک پول واحد در سراسر بوسنی.
11. نظارت سازمانهای بین‌المللی در انتخابات آزاد و رعایت حقوق بشر.
12.بازسازی گسترده بوسنی توسط بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و دیگر کشورهای جهان.
بدیهی است که هر یک از این چند محور بخشی از منافع مسلمانان، کرواتها و یا صربها را تأمین کرده که در طرحهای صلح گذشته به چشم نمی‌خورده است دو عامل مؤثر دیگر که موجبات این توافق را فراهم ساخت عبارت است از: عدم پذیرش صربهای بوسنی از طرف آمریکا در جریان توافقنامه و عدم وجود فشار یک‌جانبه و شدید بر مسلمانان بوسنی.
این عوامل موجب شد این طرح صلح که به‌زعم برخی صاحبنظران ناعادلانه‌تر از طرحهای قبلی است، موفق گردد. پس از امضای توافقنامه علی عزت بگوویچ رهبر مسلمانان بوسنی اظهار داشت که این صلح با عدالت همراه نیست اما از جنگ بهتر است. مردم بوسنی نمی‌توانستند انتظار صلح بهتری را داشته باشند و تنها باید امیدوار باشند که میزان بی‌عدالتی در حق آنان به حداقل برسد.
اما به‌رغم این، رهبر مسلمانان بوسنی اطمینان داده است که مقامهای قانونی بوسنی تنها ضامن برای حفظ یک صلح در بوسنی چند فرهنگی در کنار صربها می‌باشند. به‌رغم مسلمانان این موافقتنامۀ صلح به آنها آنچه را که با نیروی نظامی خود بدست آورده‌اند به آنها داده است و نه بیشتر.5
از طرف دیگر فرانیو توجمان، رئیس‌جمهور کرواسی نیز با پذیرش صلح نظر سرمایه‌گذاران خارجی و همچنین توریستها را به کشور خود جلب کرد تا از این طریق به اقتصاد درهم شکسته کشورش سروسامانی بدهد.
نماینده دائم کرواسی نیز اعتبار توافقنامه را منوط به شناسایی رسمی متقابل استقلال حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری‌های یوگسلاوی سابق در کنفرانس پاریس دانست و برقراری صلح جامع و پایدار را در منطقه مشروط به پای‌بندی دولت بلگراد به تعهدات خود در قبال توافقنامه دانست.
در مقابل اینها، صربهای بوسنی میلوسویچ، رئیس‌جمهور صربستان را، که به نمایندگی از جانب آنها توافقنامه صلح را امضا کرد، متهم می‌کنند که به خاطر رفع مجازاتهای اعلام شده علیه صربستان منافع صربهای بوسنی را قربانی کرده است.
سخنگوی مجمع صربهای بوسنی نیز این پیمان را یک اشتباه بزرگ خواند و گفت این پیمان منافع امنیتی صربهای بوسنی را تأمین نمی‌کند.
در حالی که توافقنامه خواستار یکپارچه شدن سارایوو قرار گرفتن آن در کنترل دولت بوسنی است و رهبر مسلمانان بوسنی نیز به صربها در مورد رعایت حقوق آنها در سارایوو اطمینان داده و از آنان خواسته که به زندگی عادی خود در خانه‌هایشان ادامه دهند، کارادژیج، رهبر صربهای بوسنی گفته است که ما هرگز نخواهیم توانست در کنار مسلمانان در سارایوو زندگی کنیم. در این صورت سارایوو به بیروت اروپا بدل خواهد شد.6
اما این در حالی است که به‌رغم آراء گوناگون نسبت به چگونگی صلح، کشورهای جهان از برقراری صلح در بوسنی استقبال کرده‌اند. رئیس‌جمهور روسیه در این رابطه اظهار داشت که رسیدن به توافق میان جناحهای درگیر در جنگ بوسنی به عنوان گامی بزرگ در جهت برقراری صلح در منطقه می‌باشد.
اعضای اتحادیه اروپا از جمله آلمان و فرانسه توافقنامه «دیتون» را گام عمده‌ای در جهت برقراری صلح در این منطقه دانسته و از ایجاد یک بوسنی ـ هرزگوین متحد چند قومی و چند فرهنگی حمایت کرده‌اند.
نمایندگان کشورهای اسلامی نیز با استقبال از توافقنامه صلح حمایت خود را از بوسنی ـ هرزگوین مورد تاکید قرار دادند.
دکتر ولایتی در این رابطه اظهار داشتند که مذاکرات و توافقهای اخیر که در چنین شرایطی به نتیجه رسید از دید ما تأمین‌کنندۀ حداقل خواستهای بر حق جمهوری بوسنی و هرزگوین نیست و مسلمانان بیشتر از دو طرف زیان دیده‌اید اما از آن جهت که می‌تواند توقف مخاصمات و خونریزی و شروع سازندگی را به دنبال داشته باشد، امیدوارم زمینه برای راه‌حل نهایی و عادلانه فراهم شود.
پیامدهای توافقنامه صلح بوسنی
دو پیامد مهم که یکی موجبات موفقیت صلح و دیگری ضامن اجرای آن خواهد بود، تصویب و در حال اجرا شدن است و دیگر پیامدهای این توافقنامه برگزاری گردهمایی برای کمک به بازسازی بوسنی می‌باشد که می‌تواند نقش مؤثری در زندگی سیاسی و اقتصادی این کشور داشته باشد و دیگر تشکیل جلسه دادگاه رسیدگی به جنایات جنگی پس از امضای توافقنامه توسط طرفین می‌باشد. یک روز پس از امضای مقدماتی توافقنامه صلح، شورای امنیت سازمان ملل متحد، مجازاتهای اقتصادی را علیه صربستان و مونته‌نگرو به حال تعلیق درآورد و تصمیم گرفت تحریم تسلیحاتی را بر ضد جمهوری‌های یوگسلاوی سابق به تدریج ظرف 6 ماه لغو کند.7
تصویب قطعنامه مربوط به تعلیق مجازاتهای اقتصادی بر ضد یوگسلاوی به اتفاق آرا صورت گرفت. مجازاتها علیه صربستان و مونته‌نگرو فوراً لغو می‌‌شود8؛ اما در صورت نقض جدی موافقت‌نامه صلح بدون رأی‌گیری مجدد مجازاتها به اجرا در خواهد آمد.9 لغو تحریم نظامی به صورت چند مرحله‌ای بوسیله شورای امنیت به تصویب رسید و در مرحله اول سلاحهای سبک از تحریم خارج خواهد شد و در مراحل بعدی سلاحهای سنگین از تحریم خارج می‌گردند.
لغو تحریم تسلیحاتی گام مهمی برای به رسمیت شناختن حق این کشورها بخصوص بوسنی در دفاع از خود است و توان دفاعی هر یک از این کشورها خود بزرگترین عامل بازدارنده از بروز جنگ مجدد است.
شاکربی، نماینده دائم بوسنی در سازمان ملل متحد نیز تأکید کرد که سلاحهایی که در دست قربانیان جنگ قرار می‌گیرد علیه خلافکاران دیروز به کار نخواهد رفت و محاکمۀ جنایتکاران را به دادگاه بین‌المللی جنایات جنگی واگذار می‌کنیم. به حالت تعلیق درآوردن تحریم تسلیحاتی تنها یک گام به سوی صلح است؛ بدیهی است لغو تحریم اقتصادی صربستان امتیازی است که در ازای تحت فشار قرار دادن صربهای بوسنی به پذیرش طرح صلح، به این کشور داده شده است.
از پیامدهای ضروری و اجتناب‌ناپذیر توافق‌نامه که ضامن اجرایی آن نیز می‌باشد، حضور ناتو و دیگر نیروهای نظامی در بوسنی می‌باشد.
در 1991، سازمان ملل طرح صلح سایروس ونس را برای بوسنی به تصویب رساند و در همان زمان مقرر شد مناطق امن بوجود بیاید، اما این تصمیمات هیچگاه عملی نشد، زیرا قدرت اجرایی به همراه نداشت امروزه ضرورت دخالت ناتو به این جهت لازم است که قدرت اجرایی خود را در برابر مهاجمان صرب به نمایش درآوردند.
در پی توافق سران نیروهای درگیر در جنگ بالکان قرار شد حدود 60 هزار نفر از نیروهای پیمان ناتو، به عنوان نیروهای حافظ صلح روانه بوسنی شوند. 20 هزار تن از این افراد را سربازان آمریکایی تشکیل می‌دهند که در پایگاهی در «توزلا» مستقر شده‌اند. این پایگاه مقر فرماندهی نیروهای ناتو خواهد بود. سیزده هزار سرباز انگلیسی در غرب و چند هزار سرباز فرانسوی نیز در جنوب بوسنی مستقر می‌شوند. روسیه نیز قول داده است که 1500 سرباز در اختیار فرمانده آمریکایی 10 ناتو قرار دهد. این تعداد نشان می‌دهد که شرکت روسیه در عملیات ناتو بیشتر جنبۀ تشریفاتی دارد و برای راضی نگهداشتن برادران اسلاو (صربهای بوسنی) می‌باشد.
اولین بخش از نیروهای ناتو در دوم دسامبر برای آغاز اولین مداخله زمینی اتحادیه آتلانتیک شمالی از زمان تشکیل آن پا به بوسنی گذاردند.11
این در حالی است که هنوز کنگره مخالف حضور مستقیم آمریکا در این عملیات است. در این رابطه ویلیام پری وزیر دفاع آمریکا اظهار داشت. وظیفه اصلی ما برقراری محیطی امن برای اجرای مفاد عهدنامه صلح است. بدون نقش مؤثر آمریکا اجرای آن با بن‌بست روبه‌رو خواهد شد. به کنگره گفته‌ام که منافع سیاسی و اقتصادی آمریکا در صورت به شکست انجامیدن امر برقراری صلح در بوسنی به خطر خواهد افتاد.12
ریچارد هالبروک، نمایندۀ آمریکا در کنفرانس صلح بالکان نیز معتقد است که بدون وجود نیروی ناتو که بوسیلۀ ایالات متحده هدایت شود، صلح در کار نخواهد بود. اگر آمریکا در این مورد اهمیتی قائل نشود صلح بدست آمده در «دیتون» چیزی بیش از یک صلح کاغذی و پوشالی نخواهد بود و تحقق آن ممکن نخواهد شد.
رئیس‌جمهور آمریکا نیز تهدید کرده است که اگر کنگره نظر خود را تغییر ندهد، وی آماده است که از اختیار ریاست جمهوری استفاده کرده و سربازان آمریکایی را به بوسنی اعزام دارد.13
علاوه بر مخالفت کنگره با حضور نیروهای آمریکایی در بوسنی که هزینۀ سنگینی را برای دولت آمریکا خواهد داشت، مخالفت با این حضور به دلایل متفاوت دیگری نیز ابراز شده است. حضور آمریکا در شرق اروپا می‌تواند اولین قدم برای اجرای طرح توسعۀ ناتو باشد. هرچند روسیه از مخالفین طرح گسترش ناتو می‌باشد، اما به دلیل نداشتن قدرت کافی برای جلوگیری از آن تنها به ابراز ناخشنودی از فقدان نظارت سازمان ملل بر عملیات نیروهای نظامی در بوسنی بسنده کرده است. نمایندۀ روسیه در سازمان ملل تاکید کرده است که این مسئله باید در آینده نزدیک در شورای امنیت مورد بررسی قرار گیرد.
در حال حاضر این احتمال می‌رود که طرح اعزام نیرو به بوسنی سبب بروز شکاف بیشتری میان آمریکا و روسیه شده و اختلاف و تفرقه بیشتری را در میان کشورهای عضو پیمان ناتو به وجود می‌آورد.
از طرف دیگر، برخی معتقدند که آمریکا به دنبال پایگاهی در شرق اروپا می‌باشد و منطقه مسلمانان بوسنی تأمین‌کننده نظرات آمریکا می‌باشد. هرچند که این دیدگاه با توجه به سیاست قدرتمندانه علی عزت بگوویچ در طول چهار سال جنگ جای تأمل دارد.
صربهای بوسنی در جهت مخالف با توافق‌نامه «دیتون» مخالف سرسخت حضور ناتو در بوسنی می‌باشند که آمریکا نیز نسبت به مقابله با آن هشدار شدیداللحنی داده است. نمایندگان کشورهای اسلامی نیز خواهان مشارکت در نیروهای بین‌المللی می‌باشند و نمایندۀ دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل ضمن اشاره به این مسئله، تاکید کرد که سازمان ملل باید حرف آخر را دربارۀ عملیات نیروهای بین‌المللی که قرار است برای نظارت بر اجرای توافق‌نامه به منطقه اعزام شوند، بزند.
از پیامدهای دیگر توافق‌نامه صلح، تلاش جامعۀ بین‌المللی برای بازسازی بوسنی می‌باشد. طی نشست اخیر وزرای خارجۀ اتحادیۀ اروپا در خصوص چگونگی مشارکت در بازسازی سرزمین یوگسلاوی سابق بخصوص بوسنی بحث و گفتگو به عمل آمد و معادل 12 میلیارد دلار هزینه برای این امر برآورد شده است.
ایالات متحده آمریکا بدنبال دخالت همه‌جانبه بانک جهانی که عملاً در کنترل آمریکاست، می‌باشد و اتحادیه اروپا معتقد است کشورهای اروپایی بایستی بازسازی بوسنی را بعهده گیرند وزیر دارایی فرانسه در این خصوص اظهار داشت اتحادیه اروپا حرف آخر را در این رابطه باید بزند.
نماینده آلمان در سازمان ملل نیز با تاکید بر ضرورت بازسازی خرابی‌های جنگ در منطقه بالکان آمادگی آلمان را برای کمک در این زمینه در قالب اتحادیۀ اروپا اعلام کرد. یک هفته پس از امضای توافق‌نامه صلح نیز دومین اجلاس گروه بسیج کمکهای اسلامی به بوسنی در تهران تشکیل گردید.14
وزیر امور خارجه کشورمان در این اجلاس اظهار داشت در شرایطی دومین اجلاس این گروه تشکیل می‌شود که تحولات بین‌المللی وضعیتی متفاوت را در بوسنی رقم زده، بدون آنکه از مسئولیت ما به عنوان مجموعه کشورهای کنفرانس اسلامی کاسته باشد.
در حال حاضر جهان اسلام امیدوار است که صلح و ثبات واقعی در بوسنی حاکم شود و وظیفه تمامی کشورهای اسلامی است که با تقویت بنیۀ اقتصادی و فنی بوسنی و کمک به ترمیم خرابی‌های این کشور، آنچنان آمادگی را در مردم بوسنی بوجود آورند تا در صورت تجاوز مجدد علیه این مردم مظلوم آنها بتوانند از خود و تمامیت ارضی کشورشان دفاع کنند.15
در این راستا کنفرانس بین‌المللی دربارۀ صلح بوسنی نیز در لندن برگزار خواهد شد و هدف از آن به حرکت درآوردن جامعۀ بین‌المللی برای وظیفه‌ای که در پیش روی آنهاست اعلام شده است.
چهارمین پیامد، صدور بیانیه از جانب دادگاه رسیدگی به جنایات جنگی می‌باشد.
دو روز پس از امضای توافق‌نامه رسیدگی به جنایات جنگی در یوگسلاوی سابق تشکیل جلسه داد. در بیانیه دادگاه آمده است: اطمینان داریم که موافقت‌نامه از سوی همۀ طرفهای ذینفع به‌طور کامل و با جدیت اجرا خواهد شد. همۀ طرفها به تعهدات خود برای دستگیری و تسلیم افرادی مبادرت می‌ورزند که دادگاه به آنان اتهام خواهد زد. ولی توافقنامه مشخص نکرده است که چگونه می‌توان طرفها را به همکاری با دادگاه وادار کرد. قرارداد صلح می‌گوید: آنانی که از سوی دادگاه متهم شوند، شاید نتوانستند مسئولیت سیاسی یا نظامی برعهده گیرند جمله‌ای که آشکارا اشاره‌اش به کارادژیچ رهبر صربهای بوسنی و ملادیج فرمانده نظامی‌اش است. این دو از طراحان اصلی پاک‌سازی قومی، قتل و شکنجه و اخراج اجباری مسلمانان بوسنی از سرزمینهای تحت اشغال شناخته شده‌اند.
نتیجه
هرچند در حال حاضر قضاوت در مورد یک صلح که به چهار سال کشتار و جنایت پایان داد، عجولانه به نظر می‌رسد. ولی چند نکته در این توافق‌نامه جای تأمل و بررسی دارد. مهم‌ترین مسئله آن است که انتظار می‌رفت سازمان ملل و یا حداقل اتحادیه اروپا مدیریت بحران را بدست گرفته و طرح صلح جامعی را ارائه دهند، در حالی که آمریکا با استفاده از نقاط ضعف طرفین درگیر و با اعمال فشار آنان را وادار به قبول صلح ساخت و علاوه بر آنکه برتری آمریکا در سیستم جدید بین‌المللی را به ثبات رساند، شانس موفقیت بیل‌کلینتون رئیس‌جمهوری آمریکا در انتخابات آینده این کشور را نیز افزایش داد. وی تعدادی طرح صلح (از جمله در ایرلند شمالی) را در سیاست خارجی خود گنجانده و برای موفقیت آن تلاش می‌کند. اما صلح در این منطقه اروپایی که تاریخی پر از آشوب دارد، برای دولت آمریکا بسیار حائز اهمیت است. بدین لحاظ سیاستگذاران آمریکایی تلاش دارند برای جلب موافقت کنگره سرنوشت صلح بالکان را با منافع آمریکا گره بزنند. هالبروک در رابطه می‌گوید در صورت عدم حضور ما صلح شکست خواهد خورد، نبرد به منطقه باز خواهد گشت، این نبرد به بی‌ثباتی اروپا منجر خواهد شد و در نتیجه بحرانی گسترده و مداوم، امنیت اروپا را برهم خواهد زد که به‌طور مسلم با منافع ملی ایالات متحده در تضاد است.16
اما مشخص نیست که در صورت شکست اجرای صلح وضعیت منطقه به چه شکل در خواهد آمد. از طرف دیگر فدراسیون بوسنی ـ کرواسی به میزان زیادی بر روی کاغذ می‌باشد و احتمالاً تقسیم‌بندی به شکل یک منطقه کوچک مسلمان‌نشین که بین دو منطقه قومی وابسته به صربستان و کرواسی قدرتمند تحت فشار قرار دارد، خواهد بود. چنین وضعی برای مسلمانان بوسنی تبدیل به بی‌ثباتی منطقه نخواهد شد؟
مسئله سارایوو نیز از مشکلات جدی در راه اجرای صلح است. این شهر 120 هزار نفر صرب را در خود جای داده و طبق توافق‌نامه قرار است به صورت یکپارچه در اختیار فدراسیون مسلمان ـ کرواتها قرار گیرد اما در حال حاضر شاهد مخالفتهای جدی صربهای بوسنی بر علیه آن هستیم. حل قابل قبول درگیری‌های یوگسلاوی سابق بدست نمی‌آید، جز اینکه شورشیان صرب خلع سلاح شده و متفرق شوند، چرا که تشکیل یک دولت فدرال قوی و انحصاری مورد قبول آنهاست. توافق‌نامه تقسیم سرزمین، قدرت مانور در این زمینه را از آنها گرفته است و سرزمین متعلق به مسلمانان متشکل‌تر می‌باشد.
آخرین نکته آن است که کشورهای اسلامی می‌بایستی در قبال حضور 60 هزار نیروی نظامی که اکثریت عمدۀ آن متعلق به ناتو است، مشارکت جدی در بوسنی داشته باشد تا در حیات جدید این کشور اسلامی نقش مؤثری را ایفا نمایند و اجازه ندهند احیای هویت اسلامی که به قیمت دهها هزار کشته در این منطقه بدست آمده است، در زیر چکمه‌ها از میان برود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات