تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۳:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۱۱۵۹۷

سنت اگوستین یا ابن‌خلدون


پروفسور حمید مولانا
در حالی که خیزش‌های اسلامی از اندونزی و کشمیر گرفته تا ترکیه و الجزایر گسترش یافته و نظامهای غیرمذهبی غرب‌گرای این کشورها تحت فشار مردم مسلمان خود به تدریج در مقابل خواسته‌های امت اسلامی سر فرود آورده و به نواقص جامعه سکیولاریزم پرآشوب خود اعتراف می‌کنند، سردمداران تونس در غرب و شمال آفریقا ساعت را عقب برده و وجود سیل خروشانی را که دنیای اسلام را به تحرک درآورده است، انکار می‌کنند.
برنامه دولتمردان تونس در مبارزه با گروههای اسلامی یا آنچه که سالها است غرب و همفکرانش به آن عنوان «اصول‌گرایان اسلامی» داده‌اند، خاطره تجدد و غرب‌گرائی هفتاد سال پیش کمال آتاتورک در ترکیه و رضاخان پهلوی را در ایران به یاد می‌آورد.
در مصاحبه‌ای که این هفته روزنامه واشنگتن‌پست با محمد شارفی در مورد مبارزه با گسترش افکار و عملیات گروههای اسلامی در تونس به عمل آورده، وزیر آموزش و پرورش پنج سال گذشته تونس بیلان کار خود مبنی بر تجدید متون کتابهای دبستانی و دبیرستانی این کشور و هم‌آهنگ کردن آنها را با دوران تاریخ ما قبل اسلام و تاریخ معاصر غرب، مخصوصاً اروپا، توضیح داده و اضافه می‌کند که مدارس «بهترین جایگاه مبارزه با اصول‌گرایان اسلامی است» و در ویراستاری مطالب مربوط به اسلام و تاریخ آن و هم‌آهنگ کردن کتب درسی با دموکراسی «من حتی یک جلد کتاب را بدون تغییر و دست‌نخورده نگذاشته‌ام.»
شارفی پنج سال قبل پس از آنکه گروههای اسلامی در اولین انتخابات چندحزبی این کشور بیش از پانزده درصد آرای ملی و در بسیاری از شهرها نزدیک به سی درصد آرای شهرداریها را به دست آوردند، به وزارت آموزش و پرورش منصوب و مأمور غیراسلامی کردن کتب و مدارس تونس و مبارزه فرهنگی با گروههای اسلامی و جلوگیری از نفوذ آنها شد.
«بن‌علی» رئیس‌جمهوری کنونی تونس که در دورۀ سی و یک ساله حکومت حبیب بورقیبه مدتها سمت وزارت کشور را به عهده داشت و ژنرال ارتش تونس است، در سال 1987 در یک جابه‌جایی قدرت بورقیبه را کنار گذاشت و در میان اعتراض‌های مردم تونس علیه نفوذ غرب در آن کشور حکومت را به دست گرفت. حکومت فردی بورقیبه و سیاست ملی‌گرا، غرب‌آسا و غیراسلامی او که مدت سه دهه یعنی از هنگام استقلال تونس از فرانسه در 1956 تا 1987 ادامه داشت، تونس را به بحران سیاسی و فرهنگی کشیده بود.
بورقیبه تحصیل کرده فرانسه و یکی از روشنفکران غیرمذهبی تونس بود که عقیده داشت پرورش دادن افکار و تبلیغ اروپائی مغایرتی با استقلال سیاسی و فرهنگی تونس، که جمعیت هشت میلیونی آن قریب به اتفاق مسلمان هستند، ندارد. بورقیبه هم‌چنین در میان رهبران چند دهه گذشته آفریقای شمالی و دنیای عرب بیش از همه پیشتاز سازش و همکاری با غرب و خواستار صلح با اسرائیل بود.
بورقیبه که اکنون 95 سال دارد و خانه‌نشین و تحت نظارت مأموران دولت است، در زندگی سیاسی خود همیشه با نفوذ سیاسی و فرهنگی اسلام سر ستیز داشته است.
او در سال‌های اول فعالیت سیاسی خود نخست به جهت کسب مشروعیت با علماء مذهبی تونس با مسامهت رفتار کرد ولی این دوره کوتاه با ملی‌گرائی و شیفتگی او به غرب پایان یافت و در دهه‌های 1960 و 1970 با نفوذ زیادی که فرانسه و آمریکا در امور سیاسی و اقتصادی تونس داشتند، بورقیبه در غربی کردن قوانین این کشور و مبارزه با سنت اسلامی که با برنامه‌ها و اندیشه‌های او مغایرت داشت، به راه افراط رفت و در اصرار به اینکه مذهب و سیاست باید از هم جدا باشند و آئین مذهبی نباید با فعالیت‌های روزانه اقتصادی جامعه برخورد داشته باشد، در اواسط حکومتش در ماه مبارک رمضان علناً در روز و در تلویزیون مقابل میلیونها تونسی آب پرتقال نوشید.
سرکشی او از سنت اسلامی و سماجتش در عدم احترام به شریعت، واکنش بسیار منفی در جامعه تونس ایجاد کرد و در حقیقت هسته‌های ضدنوگرائی را رشد داده و به پیشرفت جنبش‌های اسلامی نه تنها در تونس بلکه در سراسر آفریقای شمالی کمک کرد. مدارس و دانشگاههای تونس که تا مدتی طرفدار بورقیبه در مبارزه علیه استعمار فرانسه بودند این‌بار علیه او شوریدند و این آغاز بحران سیاسی بزرگی شد که تا برکناری بورقیبه ادامه یافت و او را بیش از همه منزوی ولی سیاستش را در مقابله با گروههای اسلامی بی‌رحم‌تر کرد.
جابه‌جایی قدرت از بورقیبه به وزیر کشورش بن‌علی برنامه سیاسی سردمداران حاکم تونس بود تا از سقوط نظامی که قریب به چهار دهه بر تونس حکومت کرده بود جلوگیری و از وقایع و تحولات نامطلوب شبیه الجزایر در این کشور مصون بمانند.
بن‌علی در آغاز کار با رفتار ملایم سعی کرد از خشم و ناراحتی عمومی و رهبران اسلامی بکاهد ولی موفقیت نسبی و پیشرفت مبارزان اسلامی در انتخابات عمومی تونس، همراه با نهضت‌های اسلامی در سایر نقاط از جمله مصر و سودان و الجزایر بقدری دولتمردان این کشور را ترساند، که او و کابینه‌اش مبارزه سیاسی و فرهنگی خود را علیه «اصول‌گرایان اسلامی» شدت دادند.
امروز تونس و مراکش دو مرکز اصلی علیه خیزش‌های اسلامی شده و از حمایت سیاسی و اقتصادی غرب بهره‌مند هستند. تونس تنها کشور آفریقای شمالی است که اتحادیه اروپای غربی قرارداد تجارت آزاد با آن امضاء کرده است و صنعت توریسم تونس که سالیانه بیش از چهار میلیون اروپائی را به پلاژهای این کشور روانه می‌کند عامل مهمی در اقتصاد ملی و فرهنگ این سرزمین به شمار می‌رود.
با اینکه رهبران اسلامی تونس نقش مهمی در استقلال این کشور ایفا کرده‌اند ولی در حال حاضر فعالیت گروه‌های اسلامی از جمله حزب «النهضه» قدغن و پیشقدمان جنبش اسلامی این سرزمین «رشیدالقنوشی» استاد دانشگاه تونس و «عبدالفتح مورو» حقوق‌دان معروف در تبعید به سر می‌برند. تحت رهبری این دو نفر بود که نهضت اسلامی تونس در سال 1971 در دانشگاه‌ها و مساجد این کشور قوت گرفت و نشریه المعارفه سالها قبل از اینکه توقیف شود ارگان و سخنگوی گروههای اسلامی بود.
امروز فعالیت گروهها و نشر مطبوعات تحت کنترل دولت است و با اینکه سازمان‌های حقوق بشر در اروپا و آمریکا (از جمله وزارت خارجه آمریکا و کنگره آن) تونس را از جمله کشورهای خفقان‌زده و ناقض آزادی می‌دانند معذلک روابط سیاسی و اقتصادی اروپا و آمریکا با تونس دوستانه و در حال توسعه است.
وضعیت سیاسی تونس و برنامه‌هایی که سردمداران این کشور و دول غرب برای آن تهیه دیده‌اند، مخصوصا با تجربیات و تحولاتی که در دو دهه اخیر در ممالک اسلامی و در این منطقه صورت گرفته، بسیار غیرطبیعی و شگفت‌آور به نظر می‌رسد. الگوی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی امروز تونس همان الگوئی است که به نابودی حکومت‌های مستبد و تزلزل شدید نظامهای غیراصیل و غرب‌گرا منتهی شده است.
تقدم توسعه اقتصادی، و نه استقلال و رشد سیاسی، هنوز الگو و تئوری توسعه ملی و محرک اصلی سیاست غرب در کشورهائی مثل تونس است. انقلاب اسلامی ایران، فروپاشی کشورهای سوسیالیستی، بحران‌های چند ساله اخیر در مصر و الجزایر و ترکیه و بسیاری از نقاط دیگر هنوز برای بسیاری درس آموزنده‌ای نشده است.
اکثریت مسلمانان تونس مانند سایر کشورهای مغرب از اهل تسنن بوده و از طریقه مالکی یا حنفی هستند. سلسله فاطمیان نیز که یک گروه شیعه بودند قبل از اینکه مرکزیت خود را به قاهره انتقال دهند مدتی در تونس استقرار داشتند. تونس قرنها یعنی تا سال 1883 که طبق قرارداد «لامارسا» تحت‌الحمایه و مستعمره فرانسه شد، جزو امپراطوری عثمانی بود و فرهنگ و تاریخ اسلامی خود را حفظ کرده بود.
سالها مدارس و مساجدی مثل زیتونه مرکز تحصیلات عالی و معارف اسلامی در آفریقای شمالی و مدرسه معروف خیرالدین پاشا‌ صدیقی مرکز مبارزات ملی و قیام علیه استعمار اروپا بودند. ولی نفوذ سیاسی و فرهنگی فرانسه و برنامه‌های استعماری آن شکاف بزرگی در جامعه تونس ایجاد کرد که این کشور هنوز از آن رنج می‌برد.
سؤال اینست که تا چه اندازه کشورهائی مثل تونس می‌توانند از میراث اسلامی خود چشم بپوشند؟ عمق و نفوذ فرهنگ اروپائی و آمریکائی و یا بطور کلی غرب در جامعه و فرهنگ اسلامی تونس چیست؟ وزیر سابق آموزش و پرورش تونس می‌گوید «اگرکسی اسپینوزا»، فروید، وولتر را بخواند اصول‌گر اسلامی نخواهد بود.»
کتابهای جدید درسی تونس با اتکاء به تاریخ ماقبل اسلام این کشور و تاریخ مسیحیت «سنت اگوستین» را از آن این کشور شمرده است. ولی آنچه باید یادآوری و تاکید شود اینست که تونس جایگاه تولد و رشد افکار و اندیشه‌های عبدالرحمن ابن‌خلدون متفکر بزرگ اسلامی و بنیانگذار علوم تاریخ و جامعه‌شناسی است که در قرن چهاردهم میلادی دریچه دانش‌های جدید را به روی جهانیان گشود.
آن زمان اروپا در قرون وسطی و تاریکی جهل بود ولی عهد ابن‌خلدون عصر طلائی اسلام و آفریقای شمالی و تونس به شمار می‌رفت. و این ابن‌خلدون بود که در «مقدمه» نوشت: «دین و سیاست بهم پیوستگی دارند و آنها را نمی‌شود از هم جدا کرد و دعوت دینی نیروی اساسی دیگری بر نیروی عصبیت (پیوستگی اجتماعی) می‌افزاید که از مهمترین موجبات تشکیل دولت به شمار می‌رود.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات