مرتضی مکی
مترجم: نیما نویدی
ژاک شیراک 74 ساله در شرایطی آماده میشود که کاخ الیزه را پس از نیم قرن حضور در عرصه سیاسی فرانسه ترک کند که حدود چهل درصد مردم فرانسه در انتخابات جانشینی برای او از میان دوازده کاندیدا مردد هستند. این جمعیت میلیونی مردد، انتخابات ریاست جمهوری فرانسه را به غیر قابل پیشبینیترین انتخابات جمهوری پنجم فرانسه تبدیل کرده است. دلیل این تردید و بیتصمیمی را میبایست در بیاعتباری احزاب سیاسی بزرگ فرانسه جستوجو کرد. دو حزب بزرگ اتحاد برای جنبش مردمی (UMP) و حزب سوسیالیست در دوازده سال گذشته نشان دادهاند که در عمل به وعدههای خود در بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی ناتوان و ناکارآمد بودهاند. در انتخابات ریاست جمهوری سال 2003 هر دو جناح سنتی راست و چپ شکست سنگینی را متحمل شدند و با راهیابی ژان ماری لوپن رهبر جبهه ملی بیگانه ستیز فرانسه به دور دوم انتخابات، فرانسه و اروپا با یک شوک سیاسی مواجه شد. در مرحله دوم انتخابات ژاک شیراک تنها به خاطر نگرانی شدید فرانسویان از به قدرت رسیدن یک خارجی ستیز برای پنج سال دیگر در کاخ الیزه ماندگار شد. به همین دلیل نامزدهای حزب حاکم (UMP) و حزب سوسیالیست کوشیدهاند با نفی گذشته و ارائه چهره جدید با برنامههای جدید توجه مردم فرانسه را به سمت خود جلب کنند.
نیکولاس سارکوزی، نامزد جناح راست سنتی جدایی از ژاک شیراک را در محور برنامههای سیاسی و تبلیغاتی خود قرار داد. سارکوزی با وجود آنکه رهبر حزب (UMP) و وزیر کشور بود در عین حال سعی کرد چهره یک سیاستمدار منتقد را ایفا کند. این منش سیاسی و رفتاری سارکوزی شکافی عمیق میان او و ژاک شیراک ایجاد کرد، کسی که نقش پدرخوانده سارکوزی را دارد. رئیس جمهور کهنهکار فرانسه از هیچ اقدامی برای خارج کردن سارکوزی از گردونه رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری فروگذار نکرد. شیراک ابتدا سعی کرد با انتخابات دومینیک دوویلپن به مقام نخستوزیری، زمینه را برای حضور او در رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری فراهم کند اما دومینیک دوویلپن با مواجهه با بحرانهای اجتماعی و اقتصادی نتوانست نقشی مورد انتظار شیراک برای رقابت با سارکوزی و حضور در رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری ایفا کند. شورش سههفتهای حاشیهنشینان و به آتش کشیدن هزاران ماشین و بحران اصلاح قانون کار هیچ اعتبار سیاسی برای دوویلپن باقی نگذاشت. به دنبال ناکامی دوویلپن ژاک شیراک کوشید میشل الیو ماری وزیر دفاع را در برابر سارکوزی قرار بدهد. میشل الیو ماری میتوانست به عنوان یک زن از جناح راست در مقابل سگولن رویال از جناح چپ قرار بگیرد اما وزیر دفاع نیز آن سوابق سیاسی و حمایت هم حزبیهای خود برای رقابت با سارکوزی را نداشت، بدین ترتیب بود که در روز انتخابات درون حزبی حزب اتحاد برای جنبش مردمی تمام رقبای سارکوزی از حضور در عرصه رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری کنارهگیری کردند و نیکولاس سارکوزی با اکثریت مطلق آرا نامزد حاکم اتحاد برای جنبش مردمی در انتخابات دوم اردیبهشت شد. در جناح چپ در حزب سوسیالیست اصلیترین حزب چپگرای فرانسه سیاستمداری موفق به ورود به عرصه رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری شد که چهرهای متفاوت از سیاستمداران کهنهکار سوسیالیست داشت. او نیز همچون نیکولاس سارکوزی با نفی عملکرد گذشته سوسیالیستها از طرحی نو برای رفع مشکلات اقتصادی و اجتماعی فرانسه سخن گفت. سگولن رویال باین استراتژی سیاسی و تبلیغاتی موفق شد سوسیالیستهای کهنهکاری مثل دومینیکاشترااوسکان، لیونلژوسپن و لورنفابیوس را از گردونه رقابتهای درونحزبی کنار بزند. سگولن رویال همسر فرانسوااولاند دبیر اول حزب سوسیالیست یک ویژگی دیگر نیز داشت و آن اینکه او اولین زن در تاریخ جمهوری فرانسه بود که موفق به راهیابی به دور نهایی انتخابات ریاست جمهوری شده بود. این ویژگیهای شخصیتی و سیاسی سگولنرویال، همه سوسیالیستها را بر آن داشت برای کنترل مجدد کاخ الیزه پس از دوازده سال، اختلافات خود را کنار بگذارند و پشت سر رویال قرار بگیرند. تا دو ماه پیش همه گمانهزنیها حاکی از آن بود که انتخابات ریاست جمهوری فرانسه دوقطبی و رقابت اصلی میان نیکولاسسارکوزی و سگولنرویال است.
نیکولاسسارکوزی و سگولنرویال در نظر سنجیها بالای 10 درصد با 10 کاندیدای دیگر فاصله داشتند اما افزایش محبوبیت فرانسوا بایرو رهبر حزب راستگرای میانهرو اتحاد برای دموکراسی و فاصله سه و چهار درصدی او با سگولنرویال تمام گمانهزنیها را باطل کرد، به طوری که بسیاری از تحلیلگران، انتخابات ریاست جمهوری 22 آوریل فرانسه را غیر قابل پیشبینیترین انتخابات جمهوری پنجم توصیف کردند. افزایش محبوبیت بایرو در نظر سنجیها همراه با کاهش محبوبیت سگولنرویال بود. بایرو با جبههگیری علیه سارکوزی و خودداری از موضعگیری ضد چپها کوشیده است نقش یک سیاستمدار سوسیال دموکرات را بازی کند. افزایش محبوبیت بایرو حاکی از موفقیت او در انتخاب این استراتژی تبلیغاتی است. بایرو هماکنون یکی از مدعیان مقام ریاست جمهوری فرانسه است. هر چند نیکولاسسارکوزی و سگولنرویال در صدر نامزدهای دیگر قرار دارند ولی تردید و دودلی حدود چهل درصد مردم فرانسه در انتخابات نامزد مورد نظر خود باعث شده است که نتوان به نظرسنجیها اعتمادی کرد. سوسیالیستها هماکنون به شدت احساس خطر کردهاند و نگران تکرار انتخابات ریاست جمهوری سال 2003 و حذف لیونلژوسپن در مرحله اول انتخابات هستند. با این تفاوت که به جای ژانماریلوپن این بار فرانسوا بایرو شانس راهیابی به مرحله دوم انتخابات را دارد. همین نگرانی سوسیالیستهای کهنهکاری چون میشلروکار نخستوزیر سابق، دومینیک اشتراوسکان و برنارد کوشنر را بر آن داشته است و به سگولنرویال و فرانسوا بایرو توصیه کنند که برای شکست سارکوزی با هم متحد شوند. هر چند سگولنرویال این پیشنهاد را رد کرده است ولی طرح چنین ائتلافی میتواند زمینهساز ائتلاف میان حزب راستگرای اتحاد برای دموکراسی و حزب سوسیالیست در انتخابات پارلمانی و خرداد ماه بشود. تشکیل چنین ائتلافی مرزبندیهای سیاسی احزاب در فرانسه را تغییر خواهد داد. حزب اتحاد برای دموکراسی همواره شریک حزب اتحاد برای جنبش مردمی بوده است. در کابینه دومینیکدوویلپن وزارت آموزش به یک عضو حزب اتحاد برای دموکراسی داده شده است.
سارکوزی حتی اگر در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شود نمیتواند امیدوار باشد که حزبش نیز اکثریت کرسیهای مجمع ملی را تصاحب کند. با توجه به پراکندگی آرا میان نامزدهای چپ و جبههگیری فرانسوابایرو علیه سارکوزی احتمال تشکیل دولت آشتی ملی در فرانسه دور از ذهن نیست. در حال حاضر دو پیشبینی در مورد انتخابات ریاست جمهوری فرانسه مطرح است. اگر نیکولاسسارکوزی و سگولنرویال به دور دوم انتخابات راه یابند نیکولاسسارکوزی شانس بیشتری برای جانشینی ژاکشیراک را در مرحله دوم انتخابات دارد. اگر نیکلاسسارکوزی و فرانسوابایرو بیشترین آرا را کسب کنند و به دور دوم راه یابند شانس پیروزی فرانسوابایرو بیشتر خواهد بود، چرا که سوسیالیستها از بایرو حمایت خواهند کرد و با این سیاست شانس پیروزیشان در انتخابات پارلمانی خرداد ماه و در دست گرفتن پارلمان و دولت بیشتر خواهد بود.
هیچ انتخاباتی در فرانسه طی 50 سال گذشته همانند انتخابات امسال که در دور اول آن در تاریخ 22 آوریل (2 اردیبهشت) برگزار میشود، غیر قابل پیشبینی نبوده است. با این حال در نظرسنجیها تاکنون نیکلاسسارکوزی، نامزد حزب حاکم راستگرا از سایر نامزدها پیشی گرفته است. شاید در حمایت از او مبالغه شده باشد، درست همانطور که در حمایت از ژانماریلوپن ممکن است مبالغه شده باشد. ظهور شخص میانهرویی به نام فرانسیسبایرو که در یک مقطع تقریباً از سگولنرویال سوسیالیست پیشی گرفت، محاسبات انتخاباتی را به هم ریخته است.
این انتخابات از اهمیت خاصی برخوردار است. فرانسه دومین عضو بزرگ منطقه یورو و جایگاه 10 شرکت از پنجاه شرکت بزرگ اروپا میباشد اما این کشور با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند. فرانسه آهستهترین روند روبهرشد اقتصادی را در اروپا دارد، وضعیتی که نیمی از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص میدهد. این کشور همچنین طی 10 سال گذشته سریعترین بدهی روبه افزایش را در اروپای غربی داشته و گذشته از همه اینها با مشکل بیکاری روبهرو میباشد. تولید ناخالص داخلی فرانسه به ازای هر نفر در طی 25 سال گذشته از رده هفتم به رده هفدهم سقوط کرده است. وضعیت آتش زیر خاکستر حومههای شهرها که بسیاری از جوانان بیکار اقلیتهای قومی را در خود جای داده، در سال 2005 شعلهور شد و مشکل تازهای را پشتسر گذاشت که اخیراً در یکی از ایستگاههای راهآهن در پاریس شدت گرفت.
یأس و ناامیدی رأی دهندگان نه تنها در نظرسنجیها بلکه در رد کردن قانون اساسی اروپا در سال 2005 توسط مردم فرانسه منعکس شده است. آنها به وضوح 25 سال است که دولت مسوولی را انتخاب نکردهاند. فوریترین درمان همه این بیماریها سریعتر کردن رشد اقتصادی فرانسه است. این امر مستلزم آزادسازی وسیع بازارهای محصولی و کاری ، رقابت بیشتر و حمایت کمتر، پایین آوردن مالیاتها و کاهش بودجه عمومی، به علاوه تغییر و تحول عمده در خدمات عمومی میباشد. هیچیک از این کارها به طور جدی در 26 سال گذشته از ریاست جمهوری فرانسوامیتران چپگرا گرفته تا ژاکشیراک راستگرا انجام نشده است. این 26 سال، زمانی بود که کشورهای اروپایی نظیر انگلستان، اسپانیا، هلند، ایرلند و کشورهای اسکاندیناوی خودشان را به سوی وضعیت بهتر سوق دادند و هنوز الگوهای اجتماعی و سیستمهای رفاهی شکوفا شده خود را حفظ کردهاند. بزرگترین چالش رئیس جمهوری آینده فرانسه در همین مسأله قرار دارد.
اما نحوه سنجش نامزدها چگونه است؟ تنها سه نامزد از 12 نامزد، مطرح هستند. چهارمین نامزدی که میتواند در نتیجه تأثیر داشته باشد، آقای لوپن، رهبر کارکشته جبهه نژاد پرست ملی است که در سال 2002 با سبقت گرفتن از کاندیدای حزب سوسیالیست و رسیدن به مبارزه نهایی با ژاکشیراک آبروی فرانسه را برد. وضعیت آقای لوپن در نظرسنجیها اکنون بهتر از آن زمان است. برای فرانسه و وجهه آن، نرسیدن لوپن به دور دوم بسیار حیاتی است.
حضور خانم سیگولنرویال نامزد سوسیالیستها در دور دوم یک نعمت است، چرا که انتخابات را به سوی یک مسیر راضی کننده یعنی مبارزه چپ و راست میکشاند. وی جذابیتهای دیگری نیز دارد. وی اولین زنی است که در یک هماورد جدی شرکت میکند. جسارت او در کنار گذاشتن رقیبان در حزب خود و میل به از بین بردن تابوهای حزب سوسیالیست با تمجید از تونیبلر، نخستوزیر انگلستان و انتقاد از دولت فرانسه به خاطر تحمیل حداکثر 35 ساعت کار در هفته از دیگر ویژگیهای خانم رویال میباشد. متأسفانه سیاستهای او حتی با استانداردهای مدرن، آشفته و درهم و برهم است و در مورد اقتصاد، وی دقیقاً پشت شعارهای کهنه جناح کهنه چپ یعنی دخالت دولت، قوانین سخت کارگری و مالیاتهای بالا ایستاده است.
علیالظاهر، حضور آقای بایرو که یک میانهرو است، امیدوار کنندهتر میباشد. وعده او در مهار بدهیها، معتبرتر از وعدههای خانم رویال یا حتی آقای سارکوزی میباشد. اما وی نتوانسته برنامهای برای بازار آزاد ارائه دهد. وی به طرز نگرانکنندهای میل شدید به یارانههای کشاورزی و دخالت دولت دارد. همچنین معلوم نیست او چطور میخواهد یک دولت تشکیل دهد. حزب میانه روی او کوچک است و تفکرات مبهم او در خصوص جلب رهبران هم سلیقه در چپ و راست حکایت از پایینترین مخرج مشترک دارد.
حال، چه چیزی آقای سارکوزی را مناسبترین شخص میکند او بر خلاف دیگران و علیرغم خدمت طولانی مدت به عنوان وزیر در زمان ریاست جمهوری ژاکشیراک این شهامت را دارد که اعتراف کند فرانسه نیاز به تحولات اساسی دارد. وی یک خارجی است که پدر او یک مهاجر اشرافزاده مجارستانی بود. وی آشکارا از آمریکا تمجید میکند؛ وی شیفته تجدید حیات اقتصادی بریتانیا میباشد. او در نظر دارد بیش از هر چیز، موضوعاتی چون آزادسازی بازار و کارگر، کاهش مالیات بر درآمد و مالیات شرکتها و اصلاح حقوق بازنشستگی در بخش دولتی را در رأس برنامههای خود قرار دهد.
اما شک و تردیدهایی در مورد آقای سارکوزی وجود دارد. همانطور که سارکوزی در پست کوتاه خود به عنوان وزیر دارایی نشان داد، او دوست دارد در مسائل اقتصادی، حتی در قیمتهای سوپر مارکتها دخالت کند. وی اخیراً بانک مرکزی اروپا را به خاطر ناکامیهای خودکرده فرانسه مقصر دانست.
اینگونه مانورهای اقتصادی ممکن است صرفاً ترفندی برای برنده شدن در انتخابات کشوری باشد که مدتها از بازار بیزار شدهاند اما با توجه به ویژگیهای آقای سارکوزی، این امر با یک مورد مطلوب دوم مرتبط است: نوعی از بومپرستی که در اظهارات تند او درباره مهاجران و هویت ملی منعکس میباشد. هواداران او میگویند وی باید به سوی راست منحرف شود تا رأی دهندگان را از آقای لوپن جدا کند اما آنقدر در میان حومهنشینان اقلیتهای قومی بیوجهه است که –بر خلاف لوپن- هیچ جایگاهی ندارد. سارکوزی به عنوان وزیر کشور علاقه زیادی به نحوه بهبود زندگی مسلمانان فرانسه نشان داد، اما از موقعی که نامزد ریاست جمهوری شده، صحبتی در این باره نمیکند.
شاید بزرگترین عیب سیاست خارجی سارکوزی، خصومت شدید او نسبت به پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا باشد. خانم رویال شجاعانه از اصل عضویت ترکیه حمایت نمود اما احتمال مطرح شدن چنین موضوعی حداقل طی 10 سال آینده کم است و درباره دیگر مسائل اتحادیه اروپا، نظیر آینده قانون اساسی اروپا، آقای سارکوزی بیشتر از دیگر رقبای اصلی خود، یک رویکرد عاقلانه و واقعگرایانهتر دارد. وی همچنین مایل به اصلاح روابط از هم پاشیده فرانسه با آمریکا می باشد.
از حرفه و مبارزات انتخابات سارکوزی، کاملاً مشهود است که وی بیشتر یک لیبرال اصولگرا است تا یک واقعگرای بیرحم. با این حال، او تنها کاندیدایی است که شهامت کافی برای کندن از گذشته خود که فرانسه بعد از سالهای تیره و تار نیازمند آن است، دارد.