بسماللهالرحمنالرحیم
حمله به یک مدرسه دینی در افغانستان همزمان با اهانت جدید کشیش شرور آمریکایی به قرآن، تازهترین مورد از اقدامات ضداسلامی محافل غربی است که نشان از اوجگیری خشم و نگرانی این محافل نسبت به اقتدار روزافزون اسلام و افزایش بی سابقه گرایش به مکتب اسلام در جهان طی سالهای اخیر دارد.
آنچنانکه در خبرها آمد هفته گذشته گروهی از نظامیان اشغالگر آمریکایی به مدرسه امام صادق(ع) در شهر غزنه افغانستان یورش برده و مرتکب جنایات تکان دهنده و هتک حرمت نسبت به مقدسات اسلامی شدند.
در این جنایت، سربازان آمریکایی ضمن به شهادت رساندن چند نفر، بی شرمانه به سوی قرآن نیز تیراندازی کرده و اوج وحشیگری خود را در معرض دید جهانیان قرار دادند.
در پی این اقدام ددمنشانه، گروههائی از مردم غزنه افغانستان با برپایی تظاهرات، انزجار و خشم خود را نسبت به این عمل شرورانه و ضدانسانی اعلام کردند. با این حال، با توجه به عمق و گستردگی توطئههای اخیر ضداسلامی، لازم است جهان اسلام به این واکنشها اکتفا نکرده و پاسخی در خور، به آن بدهد. در غیراینصورت، مسلمانان باید منتظر ادامه این روند و حتی گستاختر شدن عناصر ضد اسلامی در اسائه ادب به مقدسات مسلمانان باشند.
حادثه تأثربرانگیز حمله اشغالگران به یک مدرسه مذهبی در افغانستان درحالی صورت میگیرد که همزمان "تری جونز" عنصر ضد اسلام آمریکایی، که تصمیم چندی قبل وی برای آتش زدن قرآن، جهان اسلام را به خشم آورد و در نهایت وی از آن عمل شرورانه خود عقب نشینی کرد، به تازگی اعلام کرده است قصد دارد قرآن را محاکمه کند و از مسلمانان خواست از قرآن خود دفاع کنند در غیر اینصورت آنرا محکوم کرده و ممکن است هدف شلیک قرار دهد!
واقعیت این است که محافل ضد اسلام در غرب که عقبه آنها با شبکههای صهیونیستی مرتبط است طی سالهای اخیر هجمه خود علیه مقدسات اسلامی را تشدید کردهاند. علت اصلی این اقدام، نگرانی و وحشتی است که غربیها از پویایی روزافزون مکتب اسلام دارند. پس از خنثی شدن توطئه شیطانی "سلمان رشدی" با فتوی تاریخی امام(ره) جنجال چاپ و انتشار کاریکاتورهای توهین آمیز درباره پیامبر بزرگوار اسلام(ص) در یک روزنامه دانمارکی، ساخت فیلم موسوم به "فتنه" توسط یک سیاستمدار هلندی وتولید فیلمهائی در غرب که در آنها مسلمانان، افرادی خشونت طلب و تروریست معرفی میشوند در قالب تهاجم سازمان یافته محافل صهیونیستی غرب علیه اسلام ادامه یافت.
اقدامات محافل صهیونیستی غرب علیه اسلام به این موارد محدود نمیشود. اساساً در اغلب بحرانهای سیاسی و نظامی که غرب در سالهای اخیر ایجاد کرده است میتوان دستهای پنهان صهیونیسم بین الملل و رگههای دشمنی با اسلام را مشاهده کرد.
انفجارهای مشکوک موسوم به "11 سپتامبر" آمریکا که در آن مسلمانان به عنوان متهمان اصلی این حادثه معرفی شدهاند را باید نقطه اوج تقابل غرب با جهان اسلام دانست. این حادثه، که بلافاصله پس از وقوع آن، محافل تبلیغاتی غرب، انگشت اتهام را به سوی مسلمانان اشاره رفتند، بدون اینکه فرصت تحقیق و بررسی کافی داده شود، نشان داد که غرب نقشههای خطرناکی برای ضربه زدن به اعتبار اسلام و مسلمانان آماده کرده است و رخدادهای پس از آن، درستی این پیش بینیها را تأیید کرد.
درحالی که همان زمان بسیاری از جهانیان و حتی منابع غربی، دلایل آمریکاییها در دست داشتن مسلمانان در انفجارهای "11 سپتامبر" را ناکافی و غیرمعتبر دانسته و رژیم صهیونیستی را مظنون اصلی عنوان کردند، جناح جنگ افروز آمریکا که ارتباط نزدیکی با شبکه صهیونیستی آن کشور دارد با دستاویز قرار دادن انفجارهای نیویورک به دو کشور مسلمان یعنی افغانستان و عراق لشکرکشی کرد.
این درحالی است که پس از گذشت حدود 10 سال از حادثه مذکور، آمریکاییها هنوز مدرک مستدل و قابل قبولی درباره ادعاهای خود ارائه نکردهاند به طوریکه در تازهترین نظرسنجی موسسه آمریکایی "زاگبی اینترنشنال"، تنها 30 درصد مردم آمریکا ادعای دولت خود درباره دست داشتن مسلمانان در حوادث 11 سپتامبر را پذیرفتهاند.
به موازات هجوم نظامی به کشورهای اسلامی، در جبهه سیاسی نیز محافل صهیونیستی غرب موجی از اسلام هراسی و تبلیغات سوء علیه مسلمانان را به راه انداختند که این سیاست با شدت همچنان تعقیب میشود. در چارچوب این سیاست، در کشورهای غربی با مسلمانان رفتارهای بسیار اهانت آمیز، و تحقیر کنندهای صورت میگیرد.
تأمل در مجموعه رویدادهایی از این دست در سالهای اخیر و تشدید اسلام ستیزی و اسلام هراسی بیانگر این واقعیت است که محافل قدرتمندی در غرب، اهانت به مقدسات اسلامی و ضربه زدن به اعتبار و اقتدار اسلام و تضعیف توان جهان اسلام را در دستور کار خود قرار دادهاند و حادثه اخیر حمله به یک مدرسه دینی در غزنه افغانستان نیز، طبعاً آخرین مورد از این گونه اقدامات نخواهد بود.
تجربه نشان داده است که جریان ضد اسلام در غرب همچنان در صدد تلاش برای تأمین اهداف خود میباشد و تنها زمانی عقب نشینی کرده که با واکنشی قاطع و قوی از سوی مسلمانان مواجه بوده است.
متأسفانه در این باره، دولتهای اسلامی به خصوص حکام وابسته عرب که مقدرات بخش اعظمی از جهان اسلام را دردست گرفتهاند به دلیل ملاحظه کاری و مرعوب بودن، تمایلی به اقدام عملی و مقابله با خصومت ورزی غرب علیه اسلام را ندارند. به همین دلیل است که رسالت ملتهای مسلمان، به ویژه محافل و شخصیتهای تاثیرگذار جوامع اسلامی سنگینتر میشود و نیاز به حضور آنها در صحنه ضروریتر میگردد.
ملتها در کشورهای اسلامی باید با اعتراض گسترده و ابراز خشم نسبت به توطئه سازمان یافته صهیونیسم بینالمللی علیه مسلمانان به نقش خود عمل کرده و با اعمال فشار به دولتهای خود، آنها را وادار به مشارکت در رویارویی با طرحهای شرارتآمیز صهیونیستها نمایند و به این واقعیت انکارناپذیر توجه داشته باشند که جریان ضداسلامی در غرب اسلام را سد راه منافع نامشروع و سیاستهای توسعه طلبانه خود میبیند و قصد دارد این مانع را هر طور شده از سر راه خود بردارد.