تاریخ انتشار : ۲۹ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۵  ، 
کد خبر : ۲۱۱۶۴۵
نگاهی به تاکتیک‌های شبکه‌های تلویزیونی غربی در پوشش انقلاب مصر

مصادره به مطلوب برای جبران شکست


رضا فرخی
از لحظاتی که اولین جرقه های انقلاب مردم مصر زده شد تا رفتن مبارک از آن کشور که به نوعی پیروزی این انقلاب اطلاق می شود، خبرهای مربوط به این تحولات تیتر اول بسیاری از خبرگزاری ها و شبکه های خبری به ویژه شبکه های خبری غربی بود. به گونه ای که این شبکه ها مدت زمان زیادی را به تحولات مصر اختصاص دادند. به ویژه سری شبکه های بی بی سی، صدای آمریکا، فرانس 24 و العربیه که بیش از دیگر شبکه های آن سوی آب ها به این تحولات می پرداختند و تفاسیر مختلفی را از آن ارائه می دادند. اما نکته جالب توجه در نحوه انعکاس تصاویر و خبرهای مصر ازسوی این شبکه ها این بود که نوع خبررسانی و تاکتیک های رسانه ای آنها برگرفته از اهداف دولت هایشان بوده است.
به ویژه شعبه های فارسی زبان این شبکه ها که تمرکز بیشتری بر خاورمیانه دارند سعی کردند که فراتر از یک شبکه خبری باشند و در راستای سیاست های دولت های آمریکا و انگلستان به صورت پنهان و حتی گاهی اوقات آشکارا انقلاب مصر را به سمتی که می خواستند سوق داده و به نوعی مانع از تنزل جایگاه غرب در خاورمیانه شوند. اهمیت تحولات مصر برای این کشورها به گونه ای بود که حتی بی بی سی و صدای آمریکا مدت زمان پخش برنامه های خود را افزایش داده تا به نوعی با پوشش خاصی که مدنظر داشتند، انقلاب مصر را به نفع خود مصادره کنند.
بی‌بی‌سی؛ از اتهام آشوب تا تشویق به اصلاحات!
دراین بین شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی در ابتدا با تاکتیکی عریان وارد صحنه شد، اما پس از این که مردم مصر به صورت جدی وارد عرصه شدند ناگزیر شد تا تاکتیک خود را تغییر دهد. بی بی سی فارسی با این که داعیه بی طرفی دارد در یک روند غیرحرفه ای و غیرمستقل در ابتدا مخالفان دیکتاتور مصر را مشتی آشوبگر خواند تا به این وسیله افکار عمومی جهان را از توجه به مصر بازدارد. از این رو جمعیت ابتدایی انقلاب را که تازه به خیابان ها آمده بودند به عنوان مشتی آشوبگر به دنیا معرفی کرد. اما یکپارچگی و فراوانی مردم مصر باعث شد که بی بی سی فارسی از تاکتیک اول خود یعنی تخریب یک طرفه خروش مردم دست بردارد و تا حدودی واقعیت را بپذیرد، هر چند که تأثیر تاکتیک اول در تاکتیک های بعدی رسانه ای این شبکه باقی ماند و به نوعی براساس تاکتیک اول جهت گیری های بعدی اتخاذ شد.
گام دوم، گسترش یأس و ناامیدی
برخلاف میل بی بی سی فارسی، مردم مصر به تدریج به خیابان ها آمدند و این کانال تلویزیونی مجبور به عقب نشینی درمقابل این واقعیت شد. چرا که ازسویی به این موضوع واقف شد که اگر همچنان به تکذیب انقلاب مصر بپردازد، آبروی نداشته اش را نزد مخاطب از دست خواهد داد. ازسوی دیگر، افکارعمومی درجهان به هدف مقدس انقلاب مصر پی برده بود و بی بی سی نمی توانست بیش از این به افکار عمومی دنیا دروغ بگوید. در واقع موج افکار عمومی دنیا و سیل انتقادهای روشن اندیشان، بی بی سی را با خود برد. هنگامی که این اتفاقات رخ داد این شبکه تلویزیونی مانند یک بوکسور که در گوشه رینگ گیر کرده و در اثر ضربات گیج شده دچار سردرگمی شد. برای همین دولت انگلستان شخصا نسخه ای را برای بی بی سی پیچید و آن گسترش موج ناامیدی در بین مردم مصر بود. چرا که دولت انگلستان به همراه آمریکا تمام تلاش خود را برای حفظ مبارک انجام می دادند. دقیقا مانند کاری که کارتر در زمان انقلاب اسلامی ایران برای حفظ محمدرضا شاه انجام می داد؛ اتفاقا در آن زمان هم رادیو بی بی سی در ابتدا و حتی اواسط جریان انقلاب مردم ایران نیز انقلابیون را مشتی اوباش و تخریب گر معرفی می کرد (درست مانند کاری که درباره انقلاب مصر انجام دادند). این رفتار به رغم این که سابقه شکست داشت باز هم ازسوی دولت مردان آمریکایی و انگلیسی هدف پیگیری قرارگرفت که دراین بین شبکه های آنها یعنی بی بی سی و صدای آمریکا نقش بسیارمهمی را در اجرای این سیاست ها در این مدت داشتند.
به هر ترتیب موج ناامیدی ازسوی بی بی سی و دیگر شبکه های غربی به راه افتاده بود. موجی که به صورت برنامه ریزی شده سعی می کرد که مردم مصر را به خانه ها برگرداند.
تاکتیک ایجاد ابهام برای فلج کردن خروش مردمی در همین راستا این سؤال ها دائم ازسوی این شبکه ها مطرح می شد: این یک انقلاب است یا اغتشاش؟ آیا اصلاحات به دست خود مبارک بهتر نیست؟ آیا مردم مصر پیروز می شوند؟ آیا سرنوشت بدی پس از رفتن مبارک در انتظار مصر نخواهدبود؟ آیا ارتش وارد عمل نخواهدشد و سرکوب شدیدی نخواهدکرد؟
تمام این سؤالات به صورت مشترک و برنامه ریزی شده توسط شبکه های تلویزیونی صدای آمریکا و بی بی سی در برنامه های خبری و تفسیری آنها از تحلیل گران پرسیده می شد، و تحلیل گران هم که مثل همیشه تحلیل هایشان مطابق با امیال این شبکه هاست دائما جواب هایی می دادند که منظورهای خاصی در پشت آنها پنهان بود. به طوری که می توان اهداف آنها و شبکه های خبری را از پاسخ های این گونه به این سؤالات مشکوک در چند دسته و موضع خاص دسته بندی کرد.
یک- در مرحله اول تلاش می شد که با پرسیدن این سؤال ها و دادن جواب های متعدد در ذهن بینندگان به ویژه مردم مصر ابهام ایجاد کنند و این ابهام به سردرگمی بینجامد که این سردرگمی باعث فلج شدن جریان مردمی و انقلاب می شد، چیزی که آمریکا و انگلستان با تمام وجود آن را می خواستند. در اینجا نباید این جمله معروف را فراموش کنیم: «ابهام در هدف و حرکت، مردم یک کشور را از کنش باز می دارد» بی بی سی فارسی هم دقیقا این جمله را سرلوحه کار خود قرار داده بود.
دو- ایجاد شک در بین مردم و این که آیا آنها به هدف خود مطمئنند و سرنوشت مصر را در آینده خراب نخواهند کرد. این تاکتیک اگر به موفقیت می رسید باعث می شد که بخشی از مردم که دچار این تردیدها شده اند به خیابان ها نیایند و حکومت می توانست عده ای را که در خیابان ها هستند به راحتی سرکوب کند. این استراتژی دوم دقیقا شباهت به رفتاری داشت که بی بی سی فارسی در اواسط انقلاب اسلامی ایران در مورد مردم ایران انجام می داد که در آن زمان تئوری پرداز اصلی این ماجرا برژینسکی بود. او به صورت مشترک به رسانه های انگلیسی و آمریکایی خط می داد. در آن زمان هم طیف برژینسکی معتقد بودند که باید مردم ایران را به بدترین وجه ممکن سرکوب کرد و در این بین رسانه ها نقش مهمی در ایجاد شک و تزلزل و سپس سرکوب آنها داشتند.
سه- تحریک ارتش به رفتارهای خشونت آمیز؛ این رسانه ها تمام تلاش خود را برای وارد کردن ارتش به صحنه انجام دادند، چرا که به این موضوع واقف بودند که بدون ارتش، مبارک دست نشانده خیلی سریع سقوط خواهد کرد. از طرف دیگر آمریکا و انگلستان بی علاقه هم نبودند که ارتش در بین مردم بدنام شود چرا که آنها کینه ارتش مصر را که در جنگ مقابل اسرائیل ایستاد در دل داشتند و به همین دلیل می خواستند با رویارویی ارتش و مردم از ارتش مصر، هم انتقام بگیرند و هم به عنوان ابزار سرکوب و نگه داشتن مبارک بر قدرت استفاده کنند، که به طور قطع بی بی سی در این راه شکست سنگینی خورد.
چهار- قدرتمند نشان دادن مبارک و تسلط او بر اوضاع مصر برای ناامید کردن مردم و بازگشت به خانه ها، که در این تاکتیک رسانه ای هم موفق نشدند و به دلیل قیام مردم مصر این هدف گیری آنها هم به شکست انجامید.
صدای آمریکا؛ نادیده‌انگاری
از سوی دیگر همدست اصلی بی بی سی و یار دیرینش در عرصه رسانه که همیشه نوعی پیوند خاص بین آنها وجود دارد یعنی صدای آمریکا در چند روز اول به طور کامل سعی کرد که تحولات مصر را نادیده بگیرد. چرا که سیاستمداران این کشور سعی داشتند از رسانه ای شدن این تحولات جدا خودداری کنند. به این دلیل که به نظر آنها رسانه ای شدن این قیام به روند پیشرفت این جریان مردمی کمک می کرد. غافل از این که این قیام خیلی زودتر از آنچه آمریکایی ها بخواهند حرفی درباره آن بزنند در سطح جهانی مطرح شد. به همین دلیل نوعی آشفتگی در بین سیاست مداران آمریکا رخ داده بود که این موضوع به عینه در تلویزیون صدای آمریکا نیز دیده می شد. به گونه ای که در ابتدای کار سردرگمی عجیبی در صدای آمریکا در برابر قیام یکپارچه مردم مصر به چشم می خورد، اما پس از چند روز به یکباره صدای آمریکا به بولتن سخنرانی های باراک اوباما درباره تحولات مصر تبدیل شد، به گونه ای که پس از اولین سخنرانی اوباما، صدای آمریکا تمام توان خود را در راستای جلوگیری از افزایش قیام مردم مصر به کار گرفت، چرا که تمام امید دولت آمریکا و به تبع آن تلویزیون صدای آمریکا به این موضوع بود که اتفاقی برای مبارک نیفتد.
سیاه‌نمایی علیه انقلاب اسلامی، تاکتیکی برای دو هدف
در همین راستا صدای آمریکا سعی کرد همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی برنامه هایی را تدارک ببیند تا با منفی بافی علیه این انقلاب به نوعی مردم مصر را بترساند و به آنها تلقین کند که انقلاب نتیجه خوبی نداشته است و شما هم راه را اشتباه می روید.اما این تاکتیک رسانه ای منفی بافی و سیاه نمایی علیه انقلاب از یک سو و ترساندن مردم مصر به شدت شکست خورد. چرا که همگان و مردم مصر می دانند که انقلاب اسلامی پس از 32 سال چگونه کشور ایران را در حال حاضر بدون هیچ وابستگی به این مرحله از پیشرفت رسانده است.
صدای آمریکا؛ مبارک اصلاحات انجام می‌دهد!
به همین دلیل بود که صدای آمریکا پس از آنکه متوجه شد نمی تواند در مقابل موج خروشان مردم مصر بایستد، تصمیم گرفت که از تاکتیک دیگری استفاده کند که این تاکتیک صحبت از اصلاحات بود. به گونه ای که تمام کارشناسانی که در برنامه تفسیر خبر مشغول به تحلیل وقایع مصر بودند دائماً بر این نکته تاکید می کردند که اصلاحات بهتر از رفتن مبارک است، که دلیل این موضوع هم ناتوانی و ناچاری آمریکا در مقابل موج مردم بود. چرا که مردم مصر تنها به رفتن دیکتاتوری دست نشانده فکر می کردند و به همین دلیل برای چندمین بار صدای آمریکا مجبور به تغییر تاکتیک خود شد.
اما در کنار این موضوع شبکه فرانس 24 هم موضعی شبیه بی بی سی را اتخاذ کرد و به نوعی با تقلید از رویکرد هر دو شبکه بی بی سی و صدای آمریکا باز هم هماهنگی خود را با آنها نشان داد تا در کنار یورونیوز بر این نکته تاکید کند که مبارک نباید برود.
تلاش برای مصادره انقلاب
اما پس از این که انقلاب مصر در آستانه پیروزی قرار گرفت و این شبکه ها به همراه دولتمردان غربی به این نکته واقف شدند که راهی جز پذیرفتن این حرکت نیست، تاکتیک رسانه ای جدیدی از سوی آنها اتخاذ شد. این شبکه ها تلاش های بسیار زیادی را انجام دادند تا به همگان این موضوع را تلقین کنند که این انقلاب یک انقلاب سکولار است نه اسلامی! هرچند که واقعیت چیز دیگری بود، و به همین دلیل آنها نتوانستند انقلاب اسلامی مصر را مصادره کنند. این هدف به ویژه در صدای آمریکا و بی بی سی بیش از دیگران تحت پیگیری قرار گرفت. چرا که آنان می دانند روی کارآمدن یک نظام اسلامی در مصر یعنی فاجعه ای برای غرب و اسرائیل. به همین دلیل مثل همیشه در راستای سیاست های کلان دولت هایشان تمام تلاش خود را برای حفظ منافع انگلستان و آمریکا انجام دادند.
استراتژی آینده این رسانه‌ها
اما نکته قابل توجه پیش بینی تاکتیک جدید آنها در روزها و هفته های آینده است. به نظر می رسد که در چند روز آینده این رسانه ها سعی کنند خود را کاملا مستقل نشان دهند. چرا که می دانند به دلیل این که دولت هایشان عامل بدبختی مردم مصر در طول دوران دیکتاتور مبارک بوده در بین مردم مصر دیگر جایی ندارند. این ضربه بزرگی برای رسانه های آمریکا و انگلیس است!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات