نویسنده: محمدحسین کاظمی
مبحث «تصاویر مجازی»، «تصاویر حقیقی» و تشخیص این دو از یکدیگر یکی از سختترین مباحث علم فیزیک به شمار میرود. محاسبهی فاصلهی جسم حقیقی از آینه و تفسیر تصاویر مجازی به طور معمول بسیاری از علم آموزان را دچار مشکل میسازد. به عبارت بهتر، این مبحث از نوعی پیچیدگی ذاتی برخوردار است که بدون تمرکز و تمرین نمیتوان بر آن فایق آمد.
ایجاد ارتباط میان علم فیزیک و عالم سیاست در نگاه اول کمی نامأنوس به نظر میرسد اما بررسی رفتار ایالات متحده نسبت به آنچه در قاهره و تونس میگذرد این همسان سازی و همزاد پنداری را میسر میسازد.
رییس جمهور ایالات متحدهی آمریکا طی روزهای اخیر لحظهای آرام و قرار نداشته است! او تحولات قاهره و تونس را با وسواسی خاص پیگیری کرده و در خصوص آنها بیانیهها و سخنان قابل تأملی ایراد کرده است.
مروری بر ادبیات مقامات آمریکایی و اروپایی در خصوص استعفای «حسنی مبارک» از قدرت نشان میدهد که غرب با ناشیگری کامل سعی در مصادرهی حرکت انقلابی ملت مصر و تحریف آن دارد. به عبارت بهتر، غرب در تلاش است از «اجسام واقعی» در شمال آفریقا تصاویری مجازی ساخته و آنها را از راه مجاری رسانهای و تبلیغاتی خود به نظام بین الملل، تزریق نماید.
واقعیت امر این است که «باراک اوباما» و همراهانش در ابتدا سعی داشتند با استناد به هر وسیلهی ممکن مبارک را در قدرت نگاه داشته و جلوی تحرکات مردمی ضددیکتاتوری در شمال آفریقا را بگیرند اما پس از ناکامی چارهای جز تعریف و تمجید از قیام ملت مصر ندیدند. در اینجا بود که غرب قاعدهی بازی خود در شمال آفریقا را تغییر داد. واشنگتن در حرکتی کاملاً برنامهریزی شده سعی در تحریف قیام ملت مصر دارد. اوباما در تازهترین اظهارنظرهای خود در خصوص برکناری مبارک ادعا کرده که رییس جمهور مصر به درخواست ملت مصر احترام گذاشته و از قدرت کنار رفته است!
بر همگان روشن است که حسنی مبارک و زین العابدین بن علی در صورت مهیا بودن زمینههای حضور حتی کوتاه مدتشان در مصر و تونس هرگز از قدرت کنارهگیری نمیکردند. کنارهگیری یک دیکتاتور از قدرت، آخرین و سختترین تصمیمی است که او میتواند، اتخاذ کند. از این حیث قهرمان سازی غرب از حسنی مبارک، بن علی و تکرار احتمالی این قهرمان سازی در خصوص رییس جمهور یمن یا پادشاه بحرین و اردن محلی از اعراب ندارد. مکمل اصلی ایالات متحده در این حرکت اتحادیهی اروپاست. مقامات اروپایی نیز در خلق تصاویر مجازی از شمال آفریقا همکاری مستقیمی با دولت اوباما دارند.
«کاترین اشتون» وزیر امور خارجهی اروپای واحد نیز به صورتی مستقیم از مبارک به علت استعفایش تقدیر کرده است. به راستی واشنگتن و اتحادیهی اروپا زمانی که هزاران تن از اعضای «اخوان المسلمین» و دیگر گروههای مصری در زندانهای مبارک به سر برده و از حداقل حقوق طبیعی خود محروم بودند کجا به سر برده و چرا در کنار ملت مصر نبودند؟
انعکاس تصاویر واقعی قیام مردم مصر و تونس به صورت خودکار منجر به تضعیف موقعیت غرب در نظام بینالملل خواهد شد. گذار ملتهای تونس و مصر از نظام سلطه پسند خود «نه» بزرگ آنها به ایالات متحده و رژیم صهیونیستی محسوب میشود. به عبارت بهتر، به قول هفته نامهی نیوزویک اگر هر کسی در جریان حوادث مصر برنده باشد، اوباما و ایالات متحدهی آمریکا بازنده هستند. در چنین برههای تلاش اوباما جهت خلق تصاور غیرحقیقی از قیام مصر و تونس جای بسی تأمل دارد.
بهتر است در این برهه، گریزی به دوران ریاست جمهوری «بوش» پسر بیندازیم. به دنبال وقوع حادثهی 11 سپتامبر 2001 و فرو ریختن برجهای دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک، شاهد بودیم که نومحافظهکاران افراطی دقیقاً از همین فرمول فعلی اوباما، یعنی خلق تصاویر مجازی استفاده کردند و بدون هیچگونه سند و مدرکی «طالبان» و «القاعده» را مسبب این حادثه خوانده و به خونخواهی قربانیان انهدام برجهای دوقلو صدها هزار انسان بیگناه را در افغانستان و عراق به خاک و خون کشیدند.
شهروندان آمریکایی آنچنان مقهور تصاویر مجازی حادثهی 11 سپتامبر شده بودند که تصاویر واقعی آن، یعنی حس سلطهطلبی ایالات متحده و دست داشتن دولت وقت بوش پسر و لابی صهیونیسم را در حادثهی نام برده شده نمیدیدند. این فرمول تا سال 2005 میلادی برای بوش پسر جواب داد اما گذشت 4 سال از حادثه کافی بود تا تصاویر مجازی کمکم اهمیت و جایگاه خود را از دست داده و گوشهای از تصاویر واقعی برجهای منهدم شدهی نیویورک در معرض دید افکار عمومی دنیا قرار گیرد. جالب توجه اینکه دموکراتها و جمهوریخواهان آمریکا تلاش بسیاری میکنند تا ابعاد تاریک ماجرای 11 سپتامبر برای افکار عمومی دنیا، فاش نشود.
در حال حاضر اوباما به همان فرمول تمسک میجوید. بر اساس تصاویر مجازی ساخته و پرداختهی دست واشنگتن و اتحادیهی اروپا، غرب نقش هدایتگر تحولات قاهره را بر عهده دارد که مبارک را وادار به کنارهگیری از قدرت کرده است. اوباما با استناد به همین تصویر مجازی سعی دارد ورود خطرناکی به آیندهی سیاسی قاهره داشته باشد که البته با سدی محکم به نام هشیاری «اخوان المسلمین» و برخی دیگر از گروههای مصری روبهروست. اما تصویر واقعی قاهره این نیست! «تصویر واقعی مصر» ملتی را نشان میدهد که علیه دیکتاتوری آغشته به مداخلهجویی غرب گرایانه قیام کرده و در راستای تضمین استقلال سیاست داخلی خارجی قاهره، مبارک را سرنگون کردند. در این تصویر واقعی غرب کمترین جایگاهی ندارد. اساساً مصدر تحولات قاهره مردمی و از بطن این کشور است و تلاش امثال اوباما و اشتون جهت برون مرزی جلوه دادن تحولات قاهره، محکوم به شکست است.
وجه مشترک اوباما و اشتون ناتوانی آنها در هضم قیام مردمی قاهره و برکناری حسنی مبارک است. هر دوی این مقامات در عمل خود را نسبت به تحلیل وضعیت موجود خاورمیانه و شمال آفریقا ناتوان میبینند. این ضعف تحلیلی خود را در رفتار و گفتار افرادی مثل اوباما و اشتون نشان میدهند. در حال حاضر اصلیترین وظیفهی گروههای سیاسی آگاه در مصر، به خصوص اخوان المسلمین آگاه سازی مردم این کشور نسبت به تصاویر مجازی خلق شده توسط ایالات متحده آمریکاست.اوباما نه در انتقال قدرت در مصر و نه در قیام مردمی در این کشور کوچکترین نقشی ایفا نکرده است. حمایت یا حمایت نکردن کاخ سفید از مبارک نیز تأثیری در بقای رییس جمهور مصر در قاهره نداشت، چنانچه در دوران حکومت «محمدرضا پهلوی» نیز حمایت «جیمی کارتر» از شاه مخلوع نتوانست تأثیری در وضعیت نا به سمان خاندان پهلوی بگذارد و آنها در نهایت ناچار به ترک کشور شدند.
ایالات متحده و اتحادیهی اروپا سعی دارند با اعمال نفوذ در معادلات سیاسی قاهره، بار دیگر این کشور را به دوران مبارک باز گردانند. این در حالیاست که ملت مصر پذیرای چنین سناریوی وقیحانهای نیست. ملت مصر این روزها «خود واقعی» و نه «تصاویر مجازی» خود را میبیند. اوباما و اشتون، چه بخواهند یا نخواهند انقلاب مصر انقلابی خودجوش است و از دل گروههای مردمی شکل گرفته است. در چنین شرایطی نقش بازیگران خارجی به حداقل رسیده و عنصر استقلال در سیاست خارجی کشوری که در آن انقلاب شده پررنگتر میشود. این قاعده در خصوص مصر نیز صدق میکند. در برههی فعلی، بستری برای دخالت بیگانگان در فضای سیاسی و اجتماعی قاهره فراهم نیست.
نتیجهگیری:
استناد به تصاویر مجازی در خصوص قیام ملت مصر فرمولی کهنه و نخ نما در سیاست خارجی ایالات متحده به شمار میرود. حقایق جاری در مصر به اندازهای گویاست که نیازی به تفسیر از سوی شبکههای وابسته به جریان سلطه در جهان ندارد. سقوط حکومت حسنی مبارک یکی از سختترین شکستهای مشترک دو حزب دموکرات و جمهوریخواهان محسوب میشود. این شکست به اندازهای سنگین است که اوباما، هیلاری کلینتون و کاترین اشتون نمیتوانند با خلق تصاویر مجازی مانع از تمرکز افکار عمومی دنیا بر روی آن شوند. این همان حقیقتی است که کاخ سفید و اتحادیهی اروپا را به شدت آزار میدهد.