تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۷  ، 
کد خبر : ۲۱۱۶۹۹
کنفرانس سالانه هرتصلیا

نقشه ‌راه سیاست و راهبرد اسرائیل


کنفرانس سالانه هرتصلیا به اذعان متفکران و سیاستمداران رژیم صهیونیستی نقشه راه سیاست‌ها و راهبردهای آینده این رژیم محسوب می‌شود که این مساله اهمیت بررسی و توجه به موضوعات ارائه شده در این کنفرانس را دو چندان می‌کند.
کنفرانس هرتصلیا یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین کنفرانس‌ها در شکل‌دهی به خط‌و‌مشی سیاست‌ها، تاکتیک‌ها و راهبردهای رژیم صهیونیستی است که هر سال برگزار می‌شود. علاوه بر توجه متفکران و سیاستمداران به نتایج و سیاست‌های عملی و راهبردی ارائه شده در این کنفرانس، نتایج راهبردی این کنفرانس به صورت مستقیم در دیدگاه‌ها و نحوه تصمیم‌گیری‌اندیشمندان و سران صهیونیست تاثیر می‌گذارد؛ به گونه‌ای که «نیر بامبز» نایب رئیس «مرکز آزادی برای خاورمیانه» می‌گوید: کنفرانس هرتصلیا آنچنان تاثیر گذار است که سبب می‌شود متفکران و مسؤولان درون نقشه و مسیر درست قرار بگیرند.
وی در ادامه می‌گوید: آنچه که «آریل شارون»، نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی درباره عقب‌نشینی از نوار غزه اعلام می‌کند یک مساله تصادفی نیست بلکه نتیجه تأثیرات و نفوذ همین کنفرانس سالانه است.
این کنفرانس از سال 2000 شروع به کار کرده است و تا به حال 11 کنفرانس به صورت سالانه برگزار شده و تنها در سال 2005 این کنفرانس تشکیل نشده است. یازدهمین کنفرانس هرتصلیا از 6 تا 9 ماه فوریه 2011 برپا بود. کنفرانس هرتصلیا با همکاری 3 مؤسسه مهم و راهبردی در سرزمین اشغالی برگزار می‌شود؛ اولین و مهم‌ترین مرکز «مؤسسه سیاست‌ و استراتژی‌» است، دومین مؤسسه «مرکز مطالعات میان رشته‌ای هرتصلیا» است و سومین حامی برگزار‌کننده در این کنفرانس «کالج حکومت، دیپلماسی و استراتژی لاودر» است.
این 3 مرکز در برگزاری، مدیریت و همچنین ارائه تحقیقات انجام شده در کنفرانس سالانه هرتصلیا شرکت می‌کنند.
کشورهای اسلامی به‎ رهبری ایران می‌توانند اسرائیل را شکست دهند
یکی از محققان شرکت‏کننده در یازدهمین کنفرانس سالانه هرتصلیا با اذعان به این واقعیت که زمان اکنون علیه رژیم صهیونیستی است، اعلام کرد که کشورهای اسلامی منطقه می‌توانند با وحدت و رهبری ایران علیه اسرائیل پیروز شوند. یازدهمین کنفرانس سالانه هرتصلیا به مدت 4 روز از 6 تا 9 فوریه سال 2011 برگزار شد.
در این کنفرانس 265 نفر شامل مسؤولان عالی‏رتبه سیاسی از داخل و خارج رژیم صهیونیستی، محققان و نمایندگان کشورها دعوت شده و همچنین تعداد قابل توجهی از نمایندگان اتحادیه اروپایی سخنرانی کرده‌اند که در پرداختن به بعضی از مباحث ارائه‏شده در کنفرانس، به معرفی این اشخاص می‌پردازیم.
از جمله افراد شناخته شده در این کنفرانس می‌توانیم به ‌راسموسن‌ دبیر کل ناتو، ‌تونی بلر‌ نخست‌وزیر اسبق انگلیس و ‌جیمز جونز‌‌ مشاور امنیت ملی ‌باراک اوباما‌‌ اشاره کنیم.
علاوه بر افراد خارجی، همه سران داخلی رژیم صهیونیستی مانند ‌شیمون پرز‌‌ رئیس رژیم صهیونیستی، ‌بنیامین نتانیاهو‌‌ نخست‌وزیر و ‌گابی اشکنازی‌‌ رئیس سابق ستاد مشترک ارتش این رژیم در این کنفرانس شرکت کرده و سخنرانی کرده‌‌اند.
بنابر تحلیل کارشناسان درباره یازدهمین کنفرانس سالانه هرتصلیا، این کنفرانس نسبت به دیگر کنفرانس‌های برگزار شده از اهمیت خاصی برخوردار بوده است.
کارشناسان دلیل این اهمیت را حوادث اخیر در خاورمیانه و آفریقا توصیف کرده‌اند که به صورت مستقیم و غیرمستقیم با منافع رژیم صهیونیستی در تضاد بوده است. این کنفرانس با پیامی از طرف «دنی روچیلد‌» رئیس مؤسسه «سیاست و راهبرد‌» و همچنین رئیس کنفرانس سالانه هرتصلیا و یکی از افسران ارشد رژیم صهیونیستی شروع شد. روچیلد در این پیام گفت: با توجه به تهدیدات فراروی اسرائیل از جمله ایران، سوریه، حزب‌الله، حماس و در آینده‌ای نه چندان دور مصر و کشورهای عربی، اسرائیل با مشکلات فراوانی روبه‏رو می‌شود که بدون همفکری و کمک دوستان اسرائیل گذر از این مشکلات عملا انجام نشدنی است. وی همچنین در روز ابتدایی یازدهمین کنفرانس سالانه هرتصلیا گفت: اگرچه کنفرانس هرتصلیا از نظر بین‌المللی دارای وجه خاصی است و مسائل مهمی در این کنفرانس بررسی می‌شود ولی آنچه اسرائیل در طول سال‌های پیش به دنبال آن بوده است و نتوانسته به آن دست پیدا کند، عملا در یک کنفرانس 4روزه نیز به آن دست پیدا نخواهد کرد و این کنفرانس می‌تواند تنها قسمت کوچکی از اهداف اسرائیل را محقق کند؛ برای دستیابی به اهداف باید بیش از پیش تلاش کرد و با همفکری محققان و افراد خلاق به سمت پیروزی پیش برویم.
موضوعات ارائه شده در یازدهمین کنفرانس هرتصلیا شامل مسائل سیاسی، راهبردی، اقتصادی، آموزشی، علم و فناوری بود.
موضوعاتی از قبیل جایگاه کنونی رژیم صهیونیستی در منطقه و جهان، بررسی شاخص‌های رشد اقتصادی این رژیم، نگاهی به دولت‌های عربی و اسلامی، بررسی سیاست‌های اوباما در خاورمیانه، بررسی نقش حماس و حزب‌الله در منطقه، بررسی نقش ایران در منطقه و تأثیرات تحریم ایران بر جهان از موضوعات مهمی بود که در یازدهمین کنفرانس سالانه هرتصلیا به آن پرداخته شد.
در روز اول این کنفرانس که یکشنبه 6 فوریه 2011 (17 بهمن 1389) بود به موضوعاتی از قبیل ارزیابی جایگاه رژیم صهیونیستی در منطقه، همچنین بررسی بازیگران قابل توجه برای رژیم صهیونیستی در جهان و بررسی رشد اقتصادی این رژیم پرداخته شده است.
آیا زمان به‎ نفع اسرائیل است؟
یکی از مباحث مطرح شده در اولین روز کنفرانس با عنوان «آیا زمان به نفع اسرائیل است؟» توسط پروفسور «الکس مینتص» رئیس دانشکده «کالج حکومت، دیپلماسی و استراتژی لاودر»، رئیس قسمت ویرایش مجله «روان شناسی سیاسی»، مدرس دانشگاه یاله و دانشگاه عبری و پژوهشگر برتر در «ISA» مطرح شده است.
مینتص در این بحث با اشاره به پیروزی‌های پی‏درپی رژیم صهیونیستی از سال 1947 تا جنگ 6 ‏روزه می‌گوید: در این دوران اعراب و کشورهای مسلمان به این نتیجه رسیدند که مقابل اسرائیل شانسی برای برتری ندارند و زمان در این دوران به نفع اسرائیل بود. وی با اشاره به شکست‌های اخیر این رژیم در منطقه می‌گوید: به نظر می‌رسد شانس برتری زمان در حال حاضر علیه اسرائیل است و باید راهبردی برای تغییر زمان به نفع اسرائیل تجویز کنیم.
وی در این بحث با تقسیم کشورهای خاورمیانه به 2 گروه میانه‌رو و افراطی به ارائه بحث می‌پردازد.
مینتص می‌گوید: همه تغییرات از سال 2008 به بعد اتفاق افتاده است. در تقسیم بندی مینتص، کشورهای مصر، ترکیه و اردن به عنوان کشورهای معتدل شناخته می‌شوند و جنوب لبنان و ایران به عنوان کشورهای افراطی و سوریه و یمن به عنوان کشورهایی که به سمت رادیکالی شدن پیش می‌روند، شناخته می‌شوند.
در تقسیم‌بندی وی عراق در سال 2008 به عنوان کشوری در نظر گرفته می‌شود که تکلیفش از لحاظ سیاسی معلوم نیست.
مینتص با توجه به حوادث اخیر در منطقه و رشد اسلامگرایی در کشورهای عربی می‌گوید: سوریه، عراق، یمن و ترکیه به سمت اسلامیزه شدن کامل و افراطی پیش می‌روند و تکلیف مصر نیز هنوز معلوم نیست.
وی عربستان، عمان و کشورهای حاشیه خلیج فارس را به عنوان کشورهای بی‎طرف و خنثی معرفی می‌کند.
مینتص می‌گوید: این تغییرات و حرکت به سمت اسلامیزه شدن کشورهایی نظیر ترکیه، یمن و حتی مصر نشانه‌ای از تاثیرات انقلاب اسلامی سال 1979 است.
وی همچنین دلایل تضاد زمان با رژیم صهیونیستی را اینگونه معرفی می‌کند: وضع تسلیحاتی کشورهای منطقه و کوچک بودن محدوده اسرائیل، مشکل مشروعیت اسرائیل، تأثیرات انقلاب اسلامی ایران در منطقه، شکست آمریکا در عراق و افغانستان، بحران اقتصادی در سال 2008 و همچنین مشکلات داخلی اسرائیل از قبیل شکاف‌های اجتماعی و سیاسی از عوامل تضاد زمان با اسرائیل است.
مینتص در ادامه می‌گوید: با توجه به تغییر گرایش بازیگران مهم در منطقه و روند رو به رشد نفوذ ایران در مناسبات منطقه‌ای، به نظر می‌رسد که اسرائیل با مشکلات فراوانی روبه‏رو خواهد شد که شکست جنگ دوم لبنان و جنگ غزه گوشه‌ای از این مشکلات بوده است و این مشکلات در آینده نمود بیشتری پیدا خواهد کرد. وی همچنین می‌گوید: با توجه به مشاهدات و اقدامات کشورهای عربی به نظر می‌رسد که این کشورها اگر بازهم با هم متحد بشوند هیچ کاری نمی‌توانند علیه اسرائیل انجام دهند. رئیس کالج حکومت، دیپلماسی و استراتژی لاودر در ادامه پیروزی کشورهای عربی در منطقه را تنها با یک وسیله ممکن می‌داند و اینگونه می‌نویسد: کشورهای عربی تنها زمانی می‌توانند از نظر نظامی و غیرنظامی علیه اسرائیل موفق شوند که با ایران پیوند مستقیم برقرار کنند و زیر نظر رهبری ایران قرار بگیرند.
وی می‌گوید: رهبر فعلی ایران به مانند رهبر سابقش [امام خمینی(ره)] به عنوان کاتالیزور حرکت کشورهای مسلمان علیه اسرائیل است.
مینتص می‌افزاید: شاید پدیده‌ای به نام احمدی‌نژاد به تنهایی بتواند حرکت‌های ضداسرائیلی در منطقه را مدیریت کند و احمدی‌نژاد شاه‎کلید حرکت‌های ضداسرائیلی در منطقه است و نباید از سیاست‌های اعلامی و اعمالی احمدی‌نژاد غافل شویم. مینتص می‌گوید: شاید کلید اصلی پیروزی کشورهای عربی تنها با حضور احمدی‌نژاد امکان پیدا کند. وی رئیس جمهور ایران را به عنوان قهرمان و تشویق‌کننده بازیگران رسمی و غیررسمی علیه رژیم صهیونیستی معرفی می‌کند. این محقق صهیونیست تنها محدودیت در میان کشورهای عربی برای مبارزه علیه این رژیم را بحث شیعه و سنی و تفاوت‌های مذهبی میان این 2 گرایش معرفی می‌کند.
مینتص: سیاست‌ خارجی ایران کلید پیروزی کشورهای ‌منطقه علیه اسرائیل است.
رئیس دانشکده «کالج حکومت، دیپلماسی و استراتژی لاودر» در اسرائیل با اذعان به ناتوانی رژیم صهیونیستی در عرصه نظامی و سیاسی مقابل کشورهای مسلمان منطقه، سیاست خارجی ایران را در منطقه کلید پیروزی کشورهای منطقه علیه رژیم صهیونیستی می‌داند.
این محقق صهیونیست با توجه به شرایط پیش آمده در خاورمیانه و همچنین تضعیف رژیم صهیونیستی در عرصه بین‌الملل تأکید می‌کند: متأسفانه چرخش زمان نسبت به دهه گذشته علیه اسرائیل حرکت می‌کند و باید به دنبال راهبردی باشیم تا بتوانیم این تغییر زمان را به نفع خود برگردانیم.
مشکلات داخلی اسرائیل کمکی به تغییر راهبرد نمی‌کند
این محقق صهیونیست در ادامه بحث خود به تبیین مشکلات داخلی رژیم صهیونیستی می‌پردازد و این مشکلات را عاملی برای تهدید این رژیم از داخل جامعه یهودی می‌داند که می‌تواند این رژیم را از داخل آسیب‌پذیر کند. وی بحران حکومتی را که در این رژیم ریشه‏دار شده و دارای سیستم ضعیف و فاسد انتخاباتی است، به عنوان یکی از مشکلات داخلی معرفی می‌کند و می‌گوید: یکی از مشکلات داخلی، سیستم معیوب و فاسد انتخاباتی الکترال است که همه افراد از ضعف سیستم آگاهی دارند ولی هیچ‌کس تا به حال تلاشی برای رفع این مساله نکرده است. مینتص می‌گوید: از دیگر عوامل داخلی آسیب‌پذیر بودن اسرائیل، اختلافات اجتماعی و سیاسی در این کشور است. از جمله اختلافات اجتماعی، اختلاف میان گرایش‌های مختلف یهودی و همچنین برتری دادن یهودیان غیرعرب بر یهودیان عربی است. وی دلایل خود برای این اختلاف طبقاتی را نظام آموزشی و اختلاف شدید در سطح رفاه میان طبقات مختلف اجتماعی در این رژیم معرفی ‌می‌کند. مینتص درباره اختلافات سیاسی می‌گوید: اختلاف سیاسی که از مهم‌ترین اختلافات و شکاف‌ها در بدنه سیاسی اسرائیل است، شامل 2 گرایش کاملا متضاد است؛ گرایش اول به دنبال بسط و گسترش محدوده اسرائیل است و با سیاست‌های تساهلی کابینه مخالف است.
گرایش دوم به دنبال عقب‌نشینی از محدوده‌های فعلی و عقب‌نشینی از مرزهای 1967 است. مینتص ادامه می‌دهد: اگر این 2 گرایش در هم ادغام نشود با تغییر هر کابینه راهبردی مخالف با راهبرد قبلی روی میز کار قرار می‌گیرد و این وضعیت ارزیابی آینده را دچار مشکل می‌کند. از دیگر عوامل آسیب‌پذیر بودن رژیم صهیونیستی از نگاه این محقق صهیونیست، کوچک بودن محدوده تحت کنترل این رژیم است. پروفسور مینتص می‌گوید: از نظر عمق ژئواستراتژیکی و باریک بودن محدوده اسرائیل، به نظر می‌رسد در زمان وقوع جنگ میان اسرائیل و کشورهای مسلمان افراطی، اسرائیل قادر نخواهد بود از محدوده تحت کنترل خود محافظت کند و حتی ممکن است قسمت‌هایی از این سرزمین تحت کنترل مهاجمان قرار بگیرد.
جنگ دوم لبنان معیار ناتوانی اسرائیل
رئیس دانشکده کالج حکومت، دیپلماسی و استراتژی لاودر در ادامه با تبیین نتایج جنگ میان این رژیم و حزب‌الله لبنان، نتایج این جنگ را به طور کلی منفی تلقی می‌کند و می‌گوید: آنچه در جنگ دوم لبنان نصیب کشورهای منطقه شد، مشخص شدن ناتوانی نظامی اسرائیل با وجود تسلیحات پیشرفته نظامی است. مینتص می‌افزاید: جنگ دوم لبنان آسیب‌پذیری اسرائیل در حمله به مناطق پرجمعیت این کشور را به کشورهای افراطی منطقه نشان داد.
وی در ادامه می‌گوید: اگرچه دکترین اسرائیل در حمله سریع به خاک دشمن مهم است ولی جنگ دوم لبنان ثابت کرد که این دکترین نیازمند بازتعریف است؛ زیرا هنگام حمله به دشمنی که دارای تسلیحات مختلف نظامی است، توانایی اسرائیل برای دفع حملات بسیار پایین است. وی همچنین درباره تجمیع ارتش‌های کشورهای مسلمان علیه این رژیم گفت: اگر ارتش‌های کشورهای مسلمان افراطی علیه اسرائیل بسیج شوند، با وجود کمک متحد استراتژیک اسرائیل یعنی آمریکا، قطعا توانایی نظامی این کشورها بیش از توانایی نظامی اسرائیل و آمریکا خواهد بود.
راهکار برای مقابله با تغییر زمان به ‏نفع اسرائیل
این محقق صهیونیست در انتهای بحث خود، با اظهار ناامیدی از کشور مصر و تبدیل شدن مصر به دشمن اسرائیل نتیجه‌‌گیری کرده و به ارائه راه‏حل برای خروج رژیم صهیونیستی از این بحران می‌پردازد. وی در نتیجه گیری خود می‌گوید: با افول سیاست‌های آمریکا در منطقه بویژه خاورمیانه و همچنین سقوط دوستان اسرائیل و آمریکا، تشدید رقابت تسلیحاتی در منطقه میان کشورهای مسلمان افراطی و رشد نفوذ و قدرت ایران به عنوان مهم‏ترین دشمن اسرائیل در منطقه، عملا همه چیز علیه اسرائیل است. وی برای خارج شدن اسرائیل از این وضعیت 3 راه‏حل ارائه می‌کند.
1) خارج کردن سوریه از محور کشورهای مخالف با اسرائیل و متقاعد کردن سوریه به هر صورتی که ممکن است.
2) اصلاح رابطه با ترکیه به نحوی که این کشور از حالت کشور متخاصم با اسرائیل به صورت یک کشور بی‎طرف با تمایلات اسرائیلی تبدیل شود.
3) تلاش برای رسیدن به صلح اسرائیلی و متقاعد کردن کشورهای منطقه جهت دوستی نسبی با اسرائیل.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات