در ادامهلازم مىشود که برخى اسامى، یا همان کنشگران یا بازیگرانى را که در ظهور بهائیت و تکون آن نقش داشتهاند نام ببریم و اجمالاً سرگذشت آنها را مطرح کنیم تا روشن شود بهائیت چگونه متولد شده است. اسامى و چهرهها و شخصیتهایى که در بحث کلى به آنها پرداخته مىشود ابتدا از شیخ احمد احسائى شروع و مقدارى راجع به او و شخصیت و تفکراتش توضیح داده مىشود، پس از شیخ احمد احسائى درباره شاگرد وی «سید کاظم رشتى» و عقاید و کارهایى که او انجام داده بحث مىشود، پس از آن چند نفرى را که از شاگردان سید کاظم هستند مطرح مىکنیم و اجمالاً اطلاعاتى پیرامون آنها ارائه خواهیم کرد که یکى از آنها «حاج کریم خان کرمانى» است، سپس حاج میرزا شفیع تبریزى و سید على محمد شیرازى. در کنار این سه که از شاگردان رسمى و اسمى سید کاظم رشتى هستند و هر کدام بعد از سید کاظم بنیانگذار فرقهاى شدهاند، لازم است از یک شخصیت بسیار مهم که البته در بعضى از متونى که درباره بهائیت بحث شده این شخصیت به دلایلى مطرح نشده اما براساس اسناد این شخصیت تأثیر بسیار مهمى در پیدایش بابیت و بهائیت دارد، نام برده شود. او هم شاگرد سید کاظم رشتى است ولى شاگرد ظاهرى و در واقع یک جاسوس خارجى (جاسوس روسیه تزارى) است. کسى به نام کینیاز دالگورکى، که لازم است در کنار سه شاگرد اصلى سید کاظم به او هم پرداخته شود.
سید على محمد شیرازى: تشکیلات خود على محمد چند بازیگر و کنشگر اصلى دارد که عبارتند از میرزا حسینعلى نورى، ملقب به بهاءالله، میرزا یحیى نورى برادرش ملقب به صبح ازل، میرزا محمد على بارفروش یا بارفروشى ملقب به قدوس، ملا حسین بشرویهاى ملقب به باب الله و دیگرى هم خانمى به نام قرّة العین یا طاهره که اسم اصلى او زرین تاج است. این پنج نفر از دل آنها بهائیت بیرون مىآید. اینها از نظر نقشى که در پیدایش و تکون بهائیت داشتند هستند.
بعد از سید على محمد این چند نفر در عرض هم قرار دارند. و اگر بخواهیم طولى حساب کنیم، خود سیدعلى محمد در رأس است و سپس حسینعلى بهاء یا همان میرزا حسینعلى نورى، بعد از میرزا حسینعلى نورى بازیگرى به نام «قسن اعظم» یا عباس افندى که پسر حسینعلى بهاء است، بعد از او نوهاش شوقى افندى است، بعد از شوقى افندى چارلز میسر ریمى که یک امریکایى است و اخیرا هم کسانى مثل جمشید معانى. این سیر به ما نشان خواهد داد که بهائیت در دامن روسیه تزارى متولد شد، اما در دامن امریکا و رشد و نمو پیدا کرد. ادامه دارد...