مهدی امامقلی
گرچه غبار فتنه فرونشسته و چهره واقعی مدعیان پوشالی آزادی و دموکراسی، یکی بعد از دیگری از پس پردههای سالوس و ریا نمایان شده است اما نگاهی به تحولات داخلی و خارجی اخیر گویای این حقیقت است که خشونت و خشونتطلبی به عنوان گزاره و راهکاری مبنایی در گفتمان و عملکرد فتنهگران همواره مطرح و محقق بوده است طوری که وقایع پس از انتخابات اخیر و نیز رخداد 25 بهمن که منجر به شهادت 2 تن از هموطنانمان شد در حوزه داخلی و وقایع سرکوب و کشتار نظامی معترضان در کشورهای خاورمیانه در حوزه خارجی مدلول روشنی بر این ادعاست. از اینرو واگویی چند نکته در زیر قابل تامل به نظر میرسد.
1- فتنه خارجی و در راس آن آمریکا و انگلیس که در عرصه بینالمللی و در انظار عمومی جهان همواره با تز و پز صلحجویانه؛ داعیهدار دموکراسی، حفظ نظم بینالمللی و امنیت جهانی بودهاند پس از حادثه 11 سپتامبر و در ادامه اقدامات سرکوبگرایانهشان در آمریکای لاتین و آسیای شرقی، در راستای تحقق هژمونی غربی و خاورمیانه جدید به افغانستان و پس از آن به عراق یورش بردند و با منطق تشکیل زندانهایی مانند گوانتانامو، تقویت اسلحه، تانک و نیروهای خشن نظامی، هجوم به منازل شهروندان و حمله به مکانهای غیرنظامی، روزانه تعدادی از مسلمانان آن کشورها را سرکوب کرده و به قتل میرساندند. حمایت از رژیم مجعول صهیونیست و گروههای تروریست در کشتار جمعی شیعیان لبنان و مردم غزه و دیگر مناطق آسیایی هم از دیگر مصادیق خشونتطلبی فتنهگران خارجی است که در طول تمدن غربی همواره در سیاستگذاریهای دولتهای این بخش از عالم ریشه دوانده، رشد کرده و در دولتهای کلینتون، بوش و اوباما به نمایش درآمده است. آنچنان که هنوز گزینههای حمله نظامی، دخالت نظامی و توسل به زور روی میز دیپلماسی و ادبیات دولتمردان آمریکایی مطرح است.
2- جریان خشونتطلب داخلی و در راس آن بازیخوردگان فتنه که روزی جریانات ارزشی را، «گروه فشار» و «خشونتطلب» میخواندند، پس از سناریوی 18 تیر 78، انتخابات 22 خرداد را بهترین فصل برای تحقق اهداف خود دیدند و با فراخوانهای عمومی و رسانهای دست به اغتشاش و تحرکات فاشیستی زدند و در صدد برآمدند، با پیش بردن سناریویهای کشتهسازی، حمله به پایگاههای بسیج، به آتش کشاندن اموال عمومی و مسجد لولاگر، حمله به نیروهای بسیجی، هتکحرمت تمثال مبارک حضرت امام(ره)، هتکحرمت ساحت رهبری، قتل ندا آقاسلطان و... اوج خشونت خود را به نمایش بگذارند و باز از خشونت دولت جمهوری اسلامی ایران سخن بگویند(!) حال آنکه در طول وقایع 21 ماه گذشته، نیروهای انتظامی تنها به دستگیری عوامل میدانی اغتشاش بسنده کردند و طراحان و آمران اصلی فتنه و به عبارتی بازیخوردگانی چون میرحسین موسوی و مهدی کروبی همچنان بدون محکومیتی قضایی و کیفری در حال اقدام علیه نظم عمومی و امنیت ملی، توهین و معاندت با احکام قانونی و شرعی، روزگار سیاهی را میگذرانند... .
3- به جرات میتوان گفت، جمهوری اسلامی ایران به برکت حضور رهبری حکیم، فقیه، مدبر، مدیر و شجاع و ملتی بصیر و انقلابی و نیز به دلیل برخورداری از قویترین قانون اساسی، تنها کشوری است که در مسیر روند تحولات اجتماعی و سیاسی خویش، معنابخش انگارههایی چون آزادیخواهی، عدالتمحوری، تعامل سازنده ملت و حاکمیت و به عبارتی بهترین الگوی مردمسالاری دینی برای جهانیان است. چه؛ نخست؛ قانون اساسی کشور ایران تنها قانون اساسی است که راهحل انحلال آن در خود قانون اساسی آمده است و دوم تنها کشوری که مدیریت رهبری دینی به موازات مردمسالاری در آن، تحققبخش عدالت، آزادی و تفکیک قوا در عین وحدت قواست جمهوری اسلامی ایران است. از اینرو، جمهوری اسلامی در نوع مواجهه با آمران و عاملان وقایع پس از انتخابات اخیر، اصلیترین اصول دموکراسی یعنی قانون را نصبالعین خود قرار داد علاوه بر آنکه تمام ملاحظات قضایی و کیفری مانند اصولی چون قانونی بودن جرائم و مجازاتها، اصل اثبات جرم و... را تمام و کمال رعایت کرد و بدون هیچگونه ایجاد فشار روحی یا برخورد احساسی یا صدور حکم تعصبی، شکنجه و تفتیش عقاید در مقابل خشونتطلبان و فتنهگران بر تحقق عدالت قضایی و اصول قانونی پافشاری کرد؛ حال آنکه دیکتاتورهای غربی که در برخورد با مخالفان خود درماندهاند، آنان را به طرق مختلفی چون شکنجه، برخورد پلیسی و کشتار خیابانی از میان برمیدارند. ناگفته پیداست، سیاستهای آمریکاییها و اسرائیلیها در عراق، افغانستان، لبنان و فلسطین و حتی نوع مواجهه دیکتاتورهای خاورمیانه چون بنعلی، حسنی مبارک و بویژه معمر قذافی با معترضان، همگی مصادیقی بر این ادعاست. از اینرو است که خشونت، به عنوان قویترین و روشنترین فصل مشترک «فتنه داخلی» و «فتنه خارجی» به اذهان کارشناسان سیاسی و انظار عمومی جهان متبادر میشود و با رونمایی عینیتهای ملموس و واقعیتهای موجود در ذات خود، عمق استراتژیک فتنهگران را بر ملا میکند. امید میرود، همه ملتها و حاکمیتهای آزادیخواه و مسلمان جهان به تاسی از الگوی حکومتداری «مردمسالاری دینی» جمهوری اسلامی ایران، تومار خشونتطلبان را در هم بپیچند و آیینه تمامنمای مطالبات قانونی و شرعی اسلام و ملت مسلمان باشند؛ انشاءالله.