تاریخ انتشار : ۱۳ آذر ۱۳۸۶ - ۱۳:۰۲  ، 
کد خبر : ۲۱۱۷۶
نگاهی به مخالفت‌ها با راهبرد جدید آمریکا؛

همه چیز علیه بوش

مقدمه‌ : جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، در نطق سالیانه خود بدون توجه به نظر کارشناسان آمریکایی به خصوص گزارش گروه موسوم به بررسی عراق متشکل از سیاستمداران با تجربه آمریکا اعلام کرد که در نظر دارد 21 هزار 500 نیروی نظامی دیگر به عراق اعزام کند. این در حالی است که کارشناسان امر بارها به دولت بوش توصیه کرده بودند برای حل بحران عراق بهتر است به راه‌حلهای سیاسی بیاندیشد و با همسایگان این کشور سر میز مذاکره بنشیند. این تصمیم دولت بوش در سطح دولت با مخالفت گسترده رهبران دموکرات و حتی هم حزبی‌های خود بوش و در سطح عمومی نیز با مخالفت گسترده افکار عمومی آمریکا مواجه شده است. بر اساس نظر سنجی‌های به عمل آمده به خصوص نظر سنجی نشریه نیوزویک، دو سوم مردم آمریکا اعلام کردند که با سیاست جدید بوش در عراق مخالفند. همین طور رهبران دموکرات کنگره نظر سنجی با برپایی جلسات استماع متفاوت از وزیران دولت بوش در مورد این سیاست پاسخ خواستند. اخیراً نیز هزاران نفر از مردم آمریکا با برپایی تظاهرات گسترده مراتب خشم و اعتراض خود را نسبت به این سیاست جدید بوش اعلام کرده‌اند. بیوگراسکاپ استاد روابط بین‌الملل دانشگاه کالیفرنیا در گفت و گویی با رادیو انگلیسی گفت دو نکته در سخنرانی بوش حائز اهمیت بود. اول لحن جرج بوش بود که آن لحن تهاجمی و ستیزه جویی گذشته را نداشت چرا که وی متوجه شده است که شرایط طی ماه‌های گذشته با شرایط سال‌های گذشته تغییر کرده است، نکته دوم این است که بوش سعی داشت افکار عمومی را از سیاست خارجی به سیاست داخلی معطوف کند و دلیل آن هم نارضایتی مردم از عملکرد دولت وی در سیاست خارجی است. مشروح مصاحبه وی را رادیو انگلیسی می‌خوانید:

* آقای بیوگر اسکاپ، نظرتان در خصوص سخنرانی سالیانه جرج بوش چیست؟

** برخی معتقدند سخنرانی وی در سال 2007 با سخنرانی‌های قبلی وی کمی متفاوت بود زیرا اکثریت مجلس نمایندگان و سنا در اختیار دموکرات‌ها می‌باشند.

بله سخنرانی سالیانه اخیر بوش با سخنرانی‌های سالیانه گذشته وی از دو جنبه متفاوت بود اول لحن جرج بوش بود که آن لحن تهاجمی و ستیزه جویی گذشته را نداشت چرا که وی متوجه شده است که شرایط‌ طی ماه‌های گذشته تغییر کرده است و مردم دیگر نمی‌خواهند جنگ عراق و اشغال این کشور ادامه پیدا کند.

بوش می‌داند که نارضایتی مردم آمریکا از سیاست خارجی دولت وی افزایش پیدا کرده است و نسبت به عملکرد وی دلسرد و سرخورده شده‌اند.

نکته دوم این است که بوش سعی داشت افکار عمومی را از سیاست خارجی به سیاست داخلی معطوف کند و دلیل آن هم نارضایتی مردم از عملکرد وی در سیاست خارجی است.

بوش سعی می‌کرد جنبه‌های مثبت عملکرد و دولت خود را در مسائل داخلی به مردم معرفی کند و آنها را بزرگ‌نمایی کند و در عوض سیاست‌هایی را که باعث دلسرد شدن مردم شده است، به مردم معرفی و در خصوص آنها صحبت نمی‌کرد ولی آن چیزی که به طور مشترک در تمامی سخنرانی‌های وی مشاهده می‌شود این است که وی همیشه اعلام می‌کند در جنگ علیه ترور پیروز شده است و باید همیشه و در تمامی شرایط با تروریسم جهانی مبارزه کرد.

وی همچنین از مردم آمریکا خواست که صبر پیشه کنند و از آنها خواست نسبت به مؤثر بودن سیاست‌های جدیدش در عراق امیدوار باشند و اینکه خود را در راه کشور و برای مبارزه با تروریسم و امنیت نسل‌های بعدی قربانی کنند.

*جرج بوش در سخنرانی سالیانه خود از دموکرات‌های کنگره و همچنین مردم آمریکا خواست که از طرح جدید او در عراق حمایت کنند و حمایت خود را از اعزام نیروی بیشتر به عراق اعلام کنند. وی همواره تلاش دارد به مردم ثابت کند، آمریکا هنوز در جنگ به سر می‌برد ولی آیا قادر خواهد بود که دموکرات‌ها، مردم آمریکا و همچنین آن دسته جمهوری خواهان واقع بین را قانع کند که از سیاست‌های جدید او در عراق حمایت کنند؟

**وی شاید بتواند تعداد محدودی از دموکرات‌ها را قانع و با سیاست‌های خود همگام کند چرا که برخی از دموکرات‌ها از ابتدای شروع جنگ همواره از آن حمایت می‌کردند و مطابق خواسته‌های بوش و نو محافظه‌کاران پیش می‌رفتند و صحبت‌های آنها را همواره تأیید می‌کردند ولی تعداد مخالفین وی در بین دموکرات‌ها بیشتر از دموکرات‌های حامی وی می‌باشد.

تاکنون به نظر می‌رسد که اکثر دموکرات‌ها نسبت به طرح جدید تیم بوش در عراق معترض هستند و می‌خواهند که سیاست‌های واقع‌بینانه‌تری در عراق اتخاذ شوند که باعث کاهش خشونت‌ها و امن‌تر شدن اوضاع کشور عراق شوند.

آنها بیشتر می‌خواهند که دولتشان برای حل بحران عراق به دیپلماسی متوسل شود و راه‌حل نظامی را تا حد ممکن کنار بگذارد. ولی افکار عمومی اکثراً نسبت به سیاست‌های جنگ‌طلبانه بوش معترض هستند و تعداد بسیار کمی از آنها از سیاست‌های خارجی بوش حمایت می‌کنند.

مردم آمریکا در انتخابات میان دوره‌ای کنگره اثبات کردند که دیگر نمی‌خواهند جنگ عراق ادامه پیدا کند و دیگر نمی‌خواهند نمایندگان آنها در کنگره افرادی باشند که از سیاست‌های جنگ‌طلبانه حمایت کنند.

به همین دلیل دموکرات‌ها را انتخاب کردند تا اکثریت کنگره را هم در مجلس نمایندگان و هم در سنا در دست بگیرند.

اعتراض‌های گسترده مردم آمریکا در گذشته بیانگر همین مطلب بوده است. همچنین در هفته‌های آینده مردم آمریکا به خیابان‌ها خواهند ریخت تا بار دیگر اعتراض خود را نسبت به روند جنگ و عملکرد دولت بوش اعلام کنند.

علاوه برآن قرار است در سالگرد حمله آمریکا به عراق در ماه مارس، مردم آمریکا تظاهرات گسترده‌ای برپا کنند.

اینها همگی نشان دهنده اعتراض‌ها و مخالفت‌های مردم آمریکا با عملکرد دولت بوش می‌باشد. بنابراین قانع کردن مردم کار بسیار دشواری خواهد بود و بوش قادر نخواهد بود مردم آمریکا را متقاعد کند که از سیاست‌های وی پیروی کنند مخصوصاً اینکه وی دروغ‌های بسیاری به مردم خود گفته است و نمی‌تواند با شعارهای عوام‌فریبانه، همچون سابق آنها را گول بزند. آن چیزی که بوش در ذهن خود می‌پروراند با آن چیزی که مردم آمریکا به دنبال آن هستند کاملاً متفاوت است بنابراین بوش نمی‌تواند بدون متقاعد کردن مردم و بدون توجه به خواسته‌های آنها، سیاست‌های خود را پیش ببرد.

* تعداد تلفات نیروهای آمریکایی از زمان شروع جنگ یعنی مارس 2003 نزدیک به 2 هزار و 100 نفر رسیده است. برخی از اعضای کنگره بر این باور هستند که افزایش تعداد نیروها در عراق باعث خواهد شد که تعداد تلفات نیروهای آمریکایی دو برابر شود در صورتی که بوش و همدستان وی بر این باور هستند که با افزایش نیرو قادر خواهند بود خشونت‌ها را کاهش دهند و همچنین از میزان تلفات نیروهای خود بکاهند. فکر می‌کنید صحبت‌های کدام گروه به واقعیت نزدیک‌تر باشد؟

** مسلماً صحبت‌های گروه اول واقع‌بینانه‌تر از صحبت‌های بوش است. مردم عراق از حضور نیروهای اشغالگر در کشورشان متنفر هستند و دوست ندارند که نیروهای اشغالگر در خصوص آینده کشورشان و سرنوشت آنها تصمیم بگیرند. بنابراین بوش با افزایش تعداد نیروهای آمریکایی باعث افزایش تعداد نفرت عراقی‌ها خواهد شد و مطمئناً مقاومت آنها نیز افزایش پیدا خواهد کرد.

فکر نمی‌کنم 140 هزار نیرو با 160 هزار نیرو تفاوت زیادی داشته باشد.

به عبارت دیگر اعزام 20 هزار نیروی اضافی به عراق که بوش درخواست کرده است، نمی‌تواند به بهبود اوضاع کمک چندانی بکند.

البته این امر را فرماندهان ارشد نظامی نیز تأیید کرده اند و ابراز داشته‌اند که اعزام نیروی اضافی نمی‌تواند کمک چندانی به نیروهای مستقر در جنگ‌های شهری بکند.

افزایش تعداد نیروها در عراق همچنین باعث افزایش تلفات شهروندان عراق خواهد شد.

از طرفی هم جرج بوش و نومحافظه‌کاران نزدیک به وی اهداف دیگری را در عراق دنبال می‌کنند.

هدف و خواسته آنها مبارزه با تروریسم، استقرار دموکراسی و آزادی و کمک کردن به مردم عراق نیست. آنها می‌خواهند نفت عراق و درآمدهای نفتی را در دست خود بگیرند و بر کشورهای منطقه تسلط کامل داشته باشند.

دولت آمریکا از لوله‌های نفتی و همچنین پالایشگاه‌های عراق به خوبی محافظت می‌کند، در صورتی که از مردم عراق اصلاً محافظت نمی‌کند و برعکس آنها را به قتل می‌رسانند.

تاریخ به خوبی اثبات کرده است که نمی‌توان بحران یک کشور اشغال شده را با افزایش نیرو خاتمه داد و تنها راه‌حل بحران آن کشور خروج تمامی نیروهای اشغالگر می‌باشد.

آزادی و دموکراسی درست در نقطه مقابل اشغال و استیلا قرار دارند و تا زمانی که نیروهای اشغالگر در کشور عراق حضور داشته باشند، مسلماً خشونت و ناآرامی‌ها هم ادامه خواهد داشت و مردم عراق نمی‌توانند به یک محیط امن و با ثبات دسترسی داشته باشند و این چیزی است که بوش و نزدیکان وی به هیچ وجه مد نظر قرار نمی‌دهند و دقیقاً برعکس آن عمل می‌کنند و مطمئناً همین امر باعث شکست آنها خواهد شد و ما شاهد شکست خفت‌باری همچون جنگ ویتنام خواهیم بود.

* جرج بوش در سخنرانی سالیانه خود ادعا کرد که یک نگرش سیاسی برای حل بحران عراق مورد نیاز است تا اینکه خشونت‌ها را کاهش داد. ولی آیا وی به راه‌حل‌های سیاسی متوسل می‌شود یا دنبال راه‌حل‌های نظامی است؟

** ادعاهای بوش در خصوص بحران کشور عراق از طریق دیپلماسی، پوچ و بیهوده است که تنها برای تحریف افکار عمومی، کاهش فشارها علیه دولت وی و جلوگیری از پایین‌تر رفتن محبوبیتش مطرح می‌کند.

هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند قبول کند که اعزام بیش از 20 هزار نیرو به عراق در راستای راه‌حل‌های سیاسی است. بوش و چنی همانند دیگر نومحافظه‌کاران، افرادی جنگ طلب هستند و ایده‌های جنگ طلبانه و خصمانه را دنبال می‌کنند.

آنها در خصوص ایران نیز دوست دارند که یک نگرش نظامی را پیش بگیرند ولی همان‌طوری که گفتم نمی‌توان برای استقرار ثبات و امنیت به راه‌حل‌های نظامی متوسل شد چرا که به هیچ وجه موفق نخواهند بود.

دولت بوش به دولت عراق نیز فهمانده است که اگر با آن نباشند، با دیگران همراهی خواهد کرد. بنابراین احتمال تعویض آنها نیز وجود دارد. به همین دلیل شاهد مخالفت چندانی از طرف مقامات عراقی علیه سیاست‌های بوش نیستیم.

بوش تنها با پایان دادن به اشغال عراق می‌تواند از این مخمصه رهایی پیدا کند.

آمریکا برای پایان بحران باید نیروهای خود را از این کشور خارج کند و به عراقی‌ها اجازه بدهد که خودشان در خصوص آینده کشورشان تصمیم‌گیری کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات