در جنگ خلیج فارس در سال 1991به رغم آن که نیروهای آمریکایی مستقر در کویت به راحتی میتوانستند به مأموریت خود برای تعقیب نیروهای عراقی تا بغداد ادامه دهند و در همان دوران نظام حاکم در عراق را سرنگون کنند اما به این کار مبادرت نکردند. از جورج بوش پدر دلیل عدم اقدام دولت وقت واشنگتن برای سرنگونی دولت سابق عراق در جنگ کویت پرسیده شد و پاسخ وی اینگونه بود: به اشغال درآوردن عراق جنگ داخلی میان طوایف مختلف این کشور ایجاد میکند و این امر نیروهای آمریکایی را در آستانه ورود به باتلاقی قرار خواهد داد که خروج از آن بسیار سخت خواهد بود.
نجم عبود البازی، تحلیلگر روزنامه الشرق الاوسط - چاپ لندن- به مناسبت 9 آوریل، سالروز سقوط بغداد در سال 2003 با ارائه تحلیلی درباره جنگ عراق با عنوان "چهار سال از قتل، تجاوز و بحران گذشت" نوشت: « بوش پدر در ادامه پاسخ خود به این سوال میگوید: "قطعنامه 678 شورای امنیت که در سال 1990 صادر شده است به نیروهای آمریکایی اجازه میدهد که نیروهای عراقی را از کویت خارج سازد اما مجوز اشغال عراق در هیچیک از بندها یا تبصرههای این قطعنامه نیامده است بنابراین حمله به عراق با مخالفت شدید جهانی و همپیمانان آمریکا مواجه خواهد شد. من نمیخواهم نیروهای آمریکایی قربانی به اشغال درآمدن کشور دیگر شوند و جان آنها بهای اشغال کشور دیگر باشد." سیاست بوش پدر به رغم تمامی انتقادات وارده و ضعفهای آشکاری که داشت نسبت به سیاستهای بوش پسر بسیار معقولانه تر و منطقیتر بود و به رغم آن که این سیاستها همچنان بر اساس منطق استعمار و استثمار ثروتهای منطقه بود اما بسیاری از حرمتهای سیاسی ملتها و کشورهای منطقه رعایت میشد.»
در ادامه این تحلیل آمده است:« دولت بوش پسر در 23 مارس 2003 بر اساس تعریف صریح قانون و روابط بینالمللی به یک جنگ نامشروع علیه عراق اقدام کرد و این کشور را به رغم مخالفت جامعه جهانی به اشغال خود در آورد. پس از آن با توجه به وقایع موجود که همه دال بر تجاوز آشکار آمریکا به همراهی انگلیس علیه عراق بود این دو کشور فوراً خود را به عنوان دو کشور اشغال کننده عراق اعلام کردند و یک حاکمیت و فرمانروایی آمریکایی در این کشور تشکیل دادند که ریاست این دولت آمریکایی عراق را شخصی به نام پل برمر بر عهده گرفت. دیدیم که بوش پسر بر خلاف منطق سیاسی بوش پدر بیاعتنا نسبت به تمامی اصول و قواعد و بدون در نظر گرفتن بسیاری از حرمتهای سیاسی و ملی منطقه به اشغال عراق اقدام کرد.»
تحلیلگر روزنامه الشرق الاوسط در ادامه مینویسد:« با توجه به آن که جنگ عراق به اعتراف رسمی جامعه جهانی یک جنگ نامشروع بود ارزیابیها و تحقیق از همان ابتدای این جنگ آغاز شد و بر اساس اسناد و مدارک به دست آمده از سوی مقامات مسوول آمریکایی و انگلیسی مخالف جنگ و نیز اسناد و مدارکی که سازمان ملل ارائه کرد ثابت شد که جنگ عراق با هدف محقق ساختن اهداف و منافع سیاسی و استراتژیک در منطقه انجام گرفته است و این امر رسماً اعلام شد. حالا در سالروز سقوط بغداد و نظام حاکم در عراق قرار گرفتهایم و چهار سال از جنگ عراق میگذرد، چهار سالی که از ابتدا با هرج و مرج سیاسی و ناامنی آغاز شد و تا به امروز با گسترش تنش و بحران در این کشور ادامه دارد. امروز با گذشت چهار سال آمریکاییها به این واقعیت رسیدند که به اشغال درآوردن عراق بزرگترین اشتباهی بود که توسط دولت فعلی آمریکا انجام گرفت و این اشتباه فاحش در تاریخ ایالت متحده آمریکا به ثبت رسید. شکست جمهوری خواهان در انتخابات میان دورهای آمریکا و موافقت مجلس نمایندگان و مجلس سنای این کشور با تعیین جدول زمانی مشخصی برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق بزرگترین برهان و دلیل بر شکست خفت آور دولت بوش در جنگ عراق است.»
البازی مینویسد:« امروز با افزایش روز به روز تعداد تلفات نیروهای آمریکایی در عراق بار دیگر شبح ویتنام بر فراز عراق سایه میافکند و با ظهور اولین افقهای شکست طرح امنیتی بغداد برای کنترل عراق و کاهش تلفات و خشونت در این کشور، آخرین امیدهای دولت بوش از میان میرود. هنری کیسینجر، مشاور اسبق شورای امنیتی ملی آمریکا در آخرین ارزیابی خود از جنگ عراق گفته است: "نوع عملیات نظامی جاری در عراق به گونهای است که از سرگیری و برقراری گفت و گوهای صلح در این کشور را در شرایط ساختن هرگونه پیروزی نظامی در این کشور با سختی انجام گیرد بنابراین به دست گرفتن زمام امور در این کشور کاری است ناممکن."»
البازی در پایان این تحلیل مینویسد: « پس از گذشت چهار سال از اشغال عراق این سوال مهم و اساسی پرسیده میشود که به رغم تمامی شرایط سخت موجود آیا راهی برای برقراری مجدد روند طبیعی زندگی در عراق و پایان دادن به این چرخه گردان آسیاب خشونت در عراق وجود دارد؟ شاید پاسخ به این سوال را از لابهلای پاسخهای شیخ حارث الضاری، دبیر کل هیأت علمای مسلمین عراق که اخیراً مصاحبهای را با روزنامه الشرق الاوسط داشته است بتوان یافت. وی تنها راهحل بحرانهای فعلی عراق را منحل ساختن دولت فعلی که محل انتقاد، چالش و اعتراض بسیاری از طوایف و احزاب سیاسی عراقی است دانست. الضاری میگوید: باید این دولت منحل شود و به جای آن یک دولت قوی و قدرتمند با انتخاب مردم و نیز یک ارتش ملی قوی تشکیل شود. همچنین شیخ الضاری تعیین جدول زمانی مشخص برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق در سریعترین وقت ممکن را یکی دیگر از راهحلهای موجود برای بحران عراق دانست. آری، به اجماع همه تحلیلگران خروج سریع نیروهای آمریکایی از عراق به رغم پیامدهای منفی که میتواند داشته باشد بهترین راهکار و راهحل مناسب برای پایان دادن به بحرانهای فعلی عراق است. چنان چه بوش بخواهد بار دیگر بیاعتنا به نظرات موجود همچنان به سیاستهای قتل و کشتار ادامه دهد مطمئناً ایالت متحده آمریکا با موجی جدیدی از مقاومتهای مردمی عراق مواجه خواهد شد و با خواری و ذلتی توصیف ناپذیر عراق را به صاحبان اصلی آن واگذار خواهد کرد.»