در سالهای اخیر، تغییر ترکیب دولت و مجلس در ایران، تغییراتی در راهکارهای سیاست خارجی را موجب شده است. البته دولتمردان گذشته، روشهای مورد عمل خود را به دلیل تنشزدایی، باعث ایجاد فرصتهای بیشتر برای کشور میدانند و به آن افتخار میکنند. دولتمردان جدید هم ضمن دفاع از سیاست تهاجمی و فعال خود، پیشینیان را به انفعال متهم مینمایند.
اما در این میان، رفتار رسانه ملی و برخی تریبونهای موثر در کشور، تغییر چندانی نکرده و به نظر میرسد آنها گفتار و رفتار خود را بیش از هر چیز، متناسب با اظهارات و اقدامات مخالفان و دشمنان ـ آنهم تنها گروهی از دشمنان ـ تنظیم مینمایند، نه براساس آنچه به صورت دقیق منافع ایران را تامین مینماید.
یکی از واضحترین نمونهها در این مورد، موضوع آمریکا و به عبارت بهتر دولتمردان آمریکایی است، به گونهای که هر سخنی اگر نشاندهنده ضعف، خطا یا شکست افراد حاضر در دستگاه حاکمه آمریکا باشد، انعکاس وسیع و گاه افراطی در رسانه ملی و بعضی رسانههای غیرخصوصی ایران پیدا میکند.
برای این رسانهها هم فرقی نمیکند که چه کسی علیه رئیس جمهور و دولت حاکم بر آمریکا سخن گفته باشد و از طرح سخنان خود چه اهدافی را تعقیب مینماید! این موضوع بارها در مورد جنگ آمریکا در عراق تجربه شده و هرگاه که رقبای داخلی بوش، سخنی بر علیه دولت فعلی آمریکا و تحولات جنگ در عراق بیان داشتند، رسانههای خاصی در ایران به بزرگنمایی این اظهارات میپرداختند؛ حتی اگر همان اظهارنظرکنندگان در بخش دیگری از سخنان خود اتهاماتی را متوجه ایران میکردند! نمونه جالب در این مورد، سخنانی بود که در جریان رقابتهای انتخاباتی آمریکا توسط رقبای بوش مطرح میشد و تنها هدف آن، بدنام کردن رقیب برای جلب آرای آمریکاییان در انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 بود. مثلاً ژنرال ویسلی کلارک ـ که در مراحل اولیه رقابتهای انتخاباتی برای جلب نظر دموکراتها تلاش میکرد ـ در برخی از تبلیغات خود، حمله به ایران را از اولویتهای سیاست خارجی خود در صورت پیروزی در انتخابات میدانست و دولت بوش را از آن جهت مورد انتقاد و اعتراض قرار میداد که با نادیده گرفتن خطر ایران، به عراق حمله کرده است! اما رسانههای ایرانی با حذف اظهارات افراطی همین آقای کلارک علیه ایران، اعتراضات او برعلیه بوش را به عنوان دیدگاههای یک فرمانده ارشد آمریکایی منعکس میکردند. متاسفانه همین وضعیت همچنان ادامه دارد و مخالفتهای کاملاً حساب شده دموکراتها با رقبای جمهوریخواه خود ـ که جرج بوش به عنوان نماینده آنها تلقی میگردد ـ همچنان، بسیار بیشتر از حد لزوم بزرگنمایی میشود و گاه اهمیتی غیرضروری برای آن قائل میشوند. آنچه در سه ماه اولیه حاکمیت دموکراتها بر کنگره آمریکا، توسط سران حزب دموکرات از جمله روسای فراکسیون اکثریت در دو مجلس و رئیس دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا بیان شده و نوع مواجهه برخی سیاستمداران و رسانههای ایران با آن، نشان میدهد که تعامل ما با عناصر بانفوذ در آمریکا، از استراتژی مشخصی برخوردار نیست و ظاهرا تنها معیار در برخی تصمیمگیریها و موضعگیریها، فاصله و نزدیکی هر فرد یا هر سخن با سیاستهای رسمی است که توسط دولت بوش پیگیری میشود. در این سه ماه، بذل توجه به مواضع دموکراتهای حاکم بر کنگره آمریکا تا حدی پیش رفت که ظاهراً فراموش شد که دموکراتها در دشمنی با ایران دست کمی از رقبای جمهوریخواه خود ندارند و حتی در مواردی، دشمنی آنها با ایران بیش از جمهوریخواهان است. اظهارات اخیر نانسی پلوسی رئیس مجلس آمریکا در سوریه و توصیه او به دولتمردان سوری برای قطع رابطه با ایران، نشان میدهد که موضوع ایران یکی از اصلیترین سوژههایی است که میان دولتمردان آمریکایی ـ اعم از جمهوریخواه و دموکرات ـ مورد بحث قرار میگیرد و هر کاری که در آن نفعی برای ایران متصور باشد، بلافاصله به سوژهای در دست رقبای داخلی آمریکا تبدیل میشود. از جمله ظاهراً دموکراتها بیش از آنکه نگران سرنوشت سربازان آمریکایی در عراق باشند، از این موضوع ناراحت هستند که حضور نیروهای نظامی آن کشور در منطقه، بصورت ناخواسته موجب حذف دو دشمن قسم خورده ایران ـ طالبان و صدام ـ شده و برخی از نگرانیها منطقهای و جهانی ایران را مرتفع نموده است.
اما در مواردی که مرتبط با سیاستهای کلی ایران میباشد هیچ اختلافی بین دموکراتها و جمهوریخواهان آمریکایی وجود ندارد، همانطور که تفاوتی میان مجموعه حاکمیتی آمریکا با همپیمانان اروپایی و حتی بعضی از دوستان آمریکا در منطقه به چشم نمیخورد. اسرائیل به عنوان دشمن غیرقابل تردید ایران، نمونه روشنی است که هدف این یادداشت را روشن میکند. اگر بخواهیم با زبان خودمانی ایرانی صحبت کنیم، «لحاف مُلّا» که باعث اختلافات داخلی آمریکاییها شده است ایران و منافع نظام جمهوری اسلامی ایران میباشد. به همین جهت اگر مواجهه با برخی جنگهای زرگری آمریکاییها توام با سادهانگاریهای رایج فعلی باشد، بعید نیست که ناخواسته، کاری انجام دهیم که نفع تمام رقبای داخلی آمریکا را تامین و موجبات رضایت برخی همپیمانان خارجی آنها را فراهم نماید.