علی علوی
رهبر معظم انقلاب اسلامی سال 86 را سال «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» نامگذاری نمودهاند.
شقوق وحدت و اتحاد در عرصه بینالملل و داخلی نیاز به واکاوی و فرصتی جدا دارد.
بر این باورم که اصولگرایان باید سال جاری را سال وحدت عملی خود بدانند.
شوراهای اسلامی شهر و روستا دوره دوم کار خود را خاتمه میدهند و شوراهای دوره سوم که بدلیل فقدان وحدت و یکپارچگی اصولگرایان در انتخابات 24 آذر سال 85 فرصتی را برای حضور بیشتر جریان دوم خرداد فراهم کرد شرایط را کمی دشوارتر کرده است.
بر این اساس اصولگرایان باید در شوراهای دوره سوم اهتمام بایستهای برای «خدمت بیمنت و صادقانه و پیشرفت همه جانبه ایران اسلامی» را به مثابه گفتمان اصلی خود قرار دهند و با حفظ اتحاد و همدلی اجازه ندهند که جریان رقیب میان آنها اختلاف بیندازد.
از سوی دیگر سال 86 انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی خواهد بود.
در آخرین ماه سال در سراسر کشور مردم به پای صندوقهای رای برای انتخاب نمایندگان خود حضور جدی خواهند داشت.
جریان دوم خرداد خیزش جدی برای بدستگیری قوه مقننه را در دستور کار قرار داده است.
ائتلاف بزرگ در میان خود، ایجاد شکاف میان اصولگرایان، عدم انعکاس توفیقات اصولگرایان در دولت و مجلس برجسته سازی نواقص و نارساییهای موجود، دامن زدن به مطالبات مردم، و انتقاد مستمر از دولت و ناکارآمد و ناتوان جلوه دادن آن را از جمله شگردهای فراروی جریان رادیکال دوم خرداد باید برشمرد. (درباره راهبردها و تاکتیکهای انتخاباتی این جریان در آینده به تفصیل سخن خواهیم گفت).
بنابراین باید اصولگرایان تلاش کنند که کارنامه اقدامات مثبت و ارزنده مجلس شورای اسلامی دوره هفتم را بطور گسترده در اختیار افکار عمومی قرار دهند ثانیا با برنامهریزی حامع و اقدام عملی در یک ائتلاف بزرگ در آزمون اسفند 86 سربلند بیرون آیند.
اما نمیتوان از عدم اقدام بایسته در جمع اصولگرایان برای کار جمعی گلایه و شکوه نکرد. آیا دوستان فراموش کردهاند موفقیت در شوراهای اسلامی دوره دوم، انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره هفتم که نمایانگر اوج وحدت و هماهنگی اصولگرایان بوده است با چه زحماتی و تلاشهای شبانهروزی حاصل شده است؛
آیا موفقیت اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم کاری کوچک بود. فارغ از برخی مسائل که جای پردازش آن در این سطور نیست آیا نباید توفیق را مراقبت و پاسداری کرد و تداوم آن را برای انتخابات آینده رقم زد؟
البته در این میان وظیفه دولت و مجلس بس سنگینتر است. خط و نشان کشیدن به همدیگر نقطه مقابل وحدت است. همانگونه که انتظار تعطیلی هرگونه نقد و تذکر و نظارت بر عملکرد را از همدیگر، داشتن خطا و خدشه وارد کردن به وحدت میدانیم.
تندروی، افراطیگری و رادیکالیسم هیچ مناسبتی با اصولگرایی ندارد. همانگونه که تحجر، واپسگرایی و محافظهکاری معنا و مفهوم با اصولگرایی ندارد. مولفههای بنیادین اصولگرایی چون؛ پایبندی به خرد جمعی، مقابله با استبداد رای و یکهسالاری، تقدم منافع و مصالح نظام بر منافع و مصالح فردی و حزبی، حق طلبی، عدالت خواهی، مردم سالاری دینی، شرح صدر و تحمل پذیرش نقد، آزادی خواهی، دین باوری و خدمتگذاری سرمایه بزرگی برای چنگ زدن به وحدت و اتحاد است.
اصولگرایی بزرگترین افتخار خود را تبعیت از رهبری ولایت فقیه میداند.
اصولگرایان وحدت در میان خود را باید گام اول برای اقدام در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی بدانند.
آیا گوش شنوا و مردانی در میدان برای عملی کردن این ندای رای «وحدت» در جریان اصولگرایی هستند که خطشکنی کنند و گام اول را بردارند.