تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۳  ، 
کد خبر : ۲۱۱۸۸۱

سیاست خارجی آلمان متحد (بخش اول)


هانس دیتریش گنشر / وزیر خارجه آلمان
ترجمه: باباطاهر علیزاده

آلمان غربی در نظر دارد تا محدودیت‌ها و الزامات قانون اساسی را در مورد تعهداتش نسبت به نیرو‌های خارجی (ناتو) تغییراتی دهد؛ به طوری که این کشور، نقش بزرگتری را در رابطه با تعهدات سازمان ملل بر عهده می‌گیرد. آلمان قصد دارد در سیاست‌های خارجی بیشتر وارد عمل شود. ایجاد ساختارهای اجتماعی و امنیتی برای اروپای متحد و جدید نقطه عطفی در سیاست خارجی آلمان و پروسه اتحاد داخلی بوده که به سیاست خارجی آلمان برمی‌گردد.
اتحاد آلمان در این برهه از زمان مسئولیت‌هایی برای ما ایجاد می‌کند و در قلمرو سیاست خارجی وظایف سنگینی خواهیم داشت. نخست باید توجه داشت که اتحاد آلمان در ایجاد یک اروپای آزاد و متحد سهم بزرگی خواهد داشت. این کار، نه تنها مشکل جدیدی را برای اروپا ایجاد نمی‌کند، بلکه مشکلات اروپا به صورت وسیعتری حل خواهد شد. امروزه ما با دو معضل مواجه هستیم: به دنبال اتحاد خارجی باید اتحاد داخلی را جامه عمل بپوشانیم؛ در مرحله دوم، برای تحقق این اتحاد مسئولیت و تعهد بزرگی خواهیم داشت تا تعهدات قانونی را انجام دهیم و به صلح جهانی به عنوان یک عضو برابر در اروپای متحد کمک کنیم. سیاست خارجی آلمان، به عنوان سیاستی در جهت صلح تداوم می‌یابد.
ما قراداد «2 به علاوه 4» را تأیید می‌کنیم، به طوری که آلمان متحد هرگز از سلاحهای اتمی استفاده نخواهد کرد؛ مگر با هماهنگی سازمان ملل و قانون اساسی آلمان.
هلموت کهل صدر اعظم آلمان گفتک «ما به عنوان یکی از اعضای سازمان ملل متحد، تعهدات مندرج در منشور این سازمان را می‌پذیریم. این تعهدات از جمله؛ شامل اقدامات در رابطه با امنیت دسته جمعی است. تاکنون قانون اساسی و نیز تقسیم این کشور، توانایی ما را در اجرای کامل این تعهدات محدود کرده است.»
ما در سیاست خارجی به دنبال ارزشهایی هستیم و از آزادی، شرافت انسانی، حق تعیین سرنوشت ملتها و حفظ صلح که درسهایی از تاریخ ما هستند، حمایت می‌کنیم، پیگیری این سیاستها، راه ما را به سوی اتحاد و همبستگی هموار کرده است و موجب شده همسایگان و کشورهای جهان به ما اعتماد کنند. ما سیاست‌های خود را بر اساس این ارزشها ادامه می‌دهیم. نظرخواهی اخیر که فرانسه، ایالات متحده آمریکا و بسیاری از کشورهای دیگر صورت گرفت، بیانگر این است که؛ هیچ کس نسبت به آینده صلح در آلمان تردید نداشته است.
اتحادیه غربی
نه تنها امضاءکنندگان پیمان «2 به علاوه 4»، بلکه تمامی کشورهای جامعه اروپا، اظهار کردند؛ اتحاد آلمان به عنوان یک دولت با سرحدات مشخص، کمک مؤثری برای صلح و آرامش اروپا خواهد بود. در اروپا، جامعه اروپا خودش را به عنوان یک منطقه آرامش، معرفی نمود و مسائل سیاسی، اقتصادی در کل قاره و اطراف آن اهمیت بیشتری پیدا کرده، آلمان متحد با مسئولیتهای مهمتری در جامعه اروپا ظاهر می‌شود؛ تعهدات بزرگی را نسبت به اروپای متحد در زمینه‌های اقتصادی، اتحادیه پولی و نیز اتحادیه سیاسی بر عهده خواهد داشت.
در «بوندستاگ» (مجلس آلمان) در 13 «مارس»، صدراعظم تأکید کرد که؛ سیاست‌های دفاعی و امنیتی مشترک اروپا با تلاش جامعه اروپا و اتحادیه اروپای غربی به منظور جایگزینی با «ناتو» نخواهد بود. این سیاست به اتحادیه اروپا منتهی می‌شود و به ارکان اروپایی اتحادیه غربی متکی خواهد بود. گسترش هویت اروپایی به این منظور نیست که «اتحادیه آتلانتیک شمالی (ناتو) وسیعتر شده» بلکه در نظر داریم این اتحادیه نیرومندتر شود.
در چند دهه گذشته، اتحادیه اروپای غربی و اتحاد ایالات متحده آمریکا با کشورهای دموکراتیک اروپا به عنوان یک عامل هدایت کننده ثبات و آرامش در اروپا و جهان معرفی شده است.
ما تمایل داریم، راه صلح را ادامه دهیم. دوستی آمریکا و آلمان، روابط دوستانه آمریکا – اروپا و مشارکت آنها، ساختارهای مهم سیاسی جمهوری فدرال آلمان بوده، در اساس سیاست آلمان مشارکت اروپا و آمریکا واجد اهمیت اساسی است، که در این جا بیشتر در لفظ مطرح شد. ما پیشنهاد رئیس‌جمهور آمریکا را در امر مشارکت در رهبری اروپا می‌پذیریم، و برای توسعه و گسترش اتحادیه اتحادیه‌مان، به طوری که در اجلاس عالی 1990 در لندن مقرر گردید، تلاش می‌کنیم. هدف ما مجهز ساختن این اتحادیه برای استفاده از فرصتهای جدید و نیز مقابله با مشکلات آینده می‌باشد. اهداف سیاسی و امنیتی این اتحادیه بر اساس ارزشهای مشترک پیگیری می‌شود. اتحادیه غربی به هویت اصلی خود دست یافته است. در ابتدا این اتحادیه یک واکنش صریح، در برابر سیاست رهبری شوروی بعد از جنگ جهانی اول بود، به طوری که انحلال پیمان ورشو در موجودیت و بقای پیمان ناتو، تأثیری نداشت. ما هرگز از پیمان ناتو دست بردار نیستیم. اهمیت این پیمان بیش از یک اتحادیه نظامی سنتی است و یک نوع هماهنگی ارزشها را نشان می‌دهد. امتیاز و تفاوت اساسی بین پیمان غربی و پیمان ورشو، این بود که؛ دومی وسیله تسلط شوروی بر اروپای شرقی بود، در حالی که پیمان غرب، جامعه دولتهای مشترک، با ارزشهای یکسان بود که درصدد دفاع از آزادی و دمکراسی می‌باشند. پیمان اول غرب، همچنان به عنوان یک ساختار ثبات و آرامش اروپا و جهان تداوم می‌یابد.
حکومت قانون
یک طرح مهم دیگر از سیاست ما، عضویت در شورای اروپاست. این سازمان قلمرو حقوقی اروپا را به وجود آورده یا به طور دقیقتر قلمرو دمکراسی‌های اروپا را بر اساس حاکمیت قانون و حقوق بشر وسعت بخشید. ما توانایی دست‌یابی به اتحادمان را داریم، چون ما مطابق قانون اساسی زندگی می‌کنیم، در آلمان متحد با این مسئولیتی که مطرح شد، روبرو می‌شویم. برای یک دولت صلح در اروپا تلاش می‌کنیم، مردم آلمان قادر هستند، این اتحاد را با توجه به حق تعیین سرنوشت ملی خود تحصیل نمایند، این مساله از نظر من کاملاً ارزشمند است که به این سیاست وفادار باشیم. ما روابط شوروی – آلمان را به طور دائم می‌پذیریم. اعلامیه مشترک 13 ژوئن 1989 و پیمان 9 نوامبر 1990 آلمان و شوروی، به عنوان یک اصل دائمی سیاست خارجی آلمان، روابط دو کشور را تأیید نموده، آن را بسط و توسعه می‌دهد. این ساختارهای مهم در سیاست خارجی ما، آلمان متحد را با تعهدات و مسئولیتهای مهمی مواجه خواهد ساخت. و این موضوع تعهد ما را در نفوذ و توانایی بیشتر در اتحادیه اروپا آشکار می سازد، تا بتوانیم یک اروپای متحد را ایجاد نموده، مشکلات جهانی را حل و فصل نمائیم.
صریحاً باید گفت: تقسیم آلمان، مشکلات مهمی را برای چندین دهه در سیاست خارجی آلمان ایجاد کرده بود. بحرانهای برلین، اختلافهای بین دو آلمان و نیز درخواست برای تعیین سرحدات نامعلوم، در این دوره به چشم می‌خورد. بار دیگر این سرزمین به همه ما تعلق گرفت. آخرین آنها از مهمترین عوامل در تجزیه و تفکیک آلمان بوده است.
هیچ وقت ما اولویتها و ارزشهای قانون اساسی را هماهنگ نکرده و مسأله اتحاد آلمان را حتی در دوره تجزیه از یاد نبرده‌ایم. ما به هر دو هدف رسیده‌ایم، هم اتحاد آلمان و هم یافتن فرصتی برای ایجاد اروپای متحد. آگاهی از توانایی‌هایمان، ارتباط و وفاداری ما را به ارزشها و اصول مهم سیاست خارجی ما ثابت می‌کند. هدف جدید آلمان متحد، بهره‌جویی از اهداف سیاسی قدرت و تجدید ملی‌گرایی در سیاست خارجی آلمان نیست. ما از توانایی و نفوذمان برای تضمین اروپای بزرگتر در جامعه اروپا و بهره‌مندی تمامی اروپا، از آن استفاده می‌کنیم. ما از تمامی کشورهای اروپا می‌خواهیم که این پیشنهاد آلمان متحد را پذیرا شوند.
اروپای مرکزی و شرقی
وقتی که منطقه ثبات به وسیله جامعه اروپا اتحادیه غرب و شورای اروپا تشکیل گردید، پیشرفتهای طبیعی پدیدار می‌شود، در این صورت خودمان با مشکلات سخت، بزرگ و جدیدی در اروپای شرقی و مرکزی مواجه می‌شویم. ملتهای این منطقه درصدد تحکیم ساختارهای دموکراسی بوده، اصلاحاتشان را استوار می‌سازند. انحلال و فروپاشی ساختارهای نظامی پیمان ورشو و برکنده شدن دیکتاتوری کمونیستی منجر به جریانهای ناسیونالیستی گردید. بعضی از این جریانها جهت اروپایی دارد و بعضی دیگ این طور نیستند. یوگسلاوی با درگیری و منازعه جدی برای هویت ناسیونالیستی و اصلاحات دموکراسی و اقتصادی، مواجه خواهد شد.
در اتحاد جماهیر شوروی موضوع دمکراتیزه کردن، تعیین حق سرنوشت ملی و اندیشه اصلاحات اقتصادی با مقاومت ساختارهای کهن روبرو خواهد شد. جریان انتقال در این کشور وسیع، مشکلات، درگیری‌ها و مناتزعات بزرگ را نه تنها برای اتحاد شوروی بلکه برای همه اروپا به وجود خواهد آورد. علاوه بر آن برای جامعه بین‌المللی نیز مطرح می‌شود. این یک حقیقت است که نه تنها برای اتحاد شوروی، بلکه با وجود این اختلافات، برای یوگسلاوی و دیگر کشورهای جنوب و شرق اروپا، توسعه اشکال جدید همزیستی مسالمت‌آمیز، بحثها و مذاکرات سیاسی صلح‌آمیز را به همراه خواهد داشت. این مباحث باید بر اساس دموکراسی، حکومت قانون و احترام به حقوق بشر و حقوق اقلیت جهت داده شود. قاره اروپا با مشکلات دراز مدت خود را با شیوه مسالمت‌آمیز حل نموده است. هنگامی که در شرق و جنوب شرقی اروپا، مشکلات جدید و قدیم نیازمند به راه‌حل باشد، غرب به عنوان کمربند امنیتی وجود دارد. اکنون باید، تأمین یک منطقه ثبات برای تحولات سریع، هدف ما باشد، به طوری که ما را از جنگهای اروپایی و ملی باز دارد. رشد و گسترش هویت اروپایی به منظور گسترش و توسعه پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نیست، بلکه برای نیرومندی و تقویت بیشتر آن می‌باشد.
مسئولیتها و تعهدات مهم ما این حقیقت را آشکار می‌سازد که ما از تاریخ کشورمان درسهایی را آموخته‌ایم و می‌خواهیم قاطعانه در مقابله با مشکلات کنونی، به اروپا کمک کنیم. ما می‌خواهیم خودمان را با اروپا همراه و هماهنگ نماییم و در این راستا به دنبال راه‌حلهای ناسیونالیستی نیستیم. این معلوم است که توجه جهان در ماههای اخیر به خاورمیانه معطوف گردید. ایجاد نظام توانمند صلح در این منطقه از جهان نه تنها نیازمند کوشش کشورهای این ناحیه است، بلکه به تلاش دولتهای اروپا و دولتهای متعهد محتاج خواهد بود.
ما نباید همسایگان مهم اروپای مرکزی و شرقی را جهت مشکلات خاورمیانه نادیده بگیریم و باید از سیاست‌های اصلاحی در این کشورها که خواستار پیوستگی و منافع مشترک اروپا، آرامش و ثبات آن و نیز تلاش برای ساختن اروپای مشترک هستند، در آینده پشتیبانی و حمایت نماییم. این مسأله به کوششهای گسترده همه کشورهای اروپایی نیازمند است. دوره انتقال همیشه با تزلزل و بی‌ثباتی همراه است. بنابراین باید مشکلات اقتصادی گذرای آینده را حل نماییم و با این کار به حفظ ثبات در این قاره کمک خواهیم کرد.
در گذشته، با مسئولیتهای مهمی مواجه بودیم و در دولتهای فدرال جدید با مشکلات تازه‌ای روبرو خواهیم شد. چون می‌دانیم اروپا نباید به دلیل محدودیت قلمروهای مرزی و به جهت تحولات غیر قابل کنترل در شرق، تقسیم شود. از طرف دیگر تحولات اقتصادی موفق در دولتهای جدید آلمان، به طور قطع اصلاحات را در کشورهای اروپای شرقی و مرکزی ترغیب و تشویق خواهد کرد. از آنجایی که اروپای شرقی و مرکزی با هم مرتبط هستند، ما در این میان، نه تنها به خاطر موقعیت جغرافیایی و توانمندی اقتصادی، بلکه به خاطر روابط تاریخی با کشورهای همسایه شرقی از جمله شوروی، نقش مهمی را بر عهده داریم. اینک جهش تجربی تاریخی است، این ارتباطها از طریق رویدادهای مصیبت‌‌بار تقویت شده است.
رئیس‌جمهور لهستان، آلمان را شاهراه دوستی در قاره اروپا توصیف کرد. – واقعاً درست است – ما در نظر داریم روابط آلمان و لهستان را با امضای یک پیمان قبل از سال جاری تحکیم کنیم.
ما همین مورد را برای «واتسلاوهاول» رئیس‌جمهور چک‌واسلوواکی خواهانیم.
ما به عنوان یک آلمان متحدد، درصدد توانمندی شرکاء و دوستانمان هستیم، به طوری که آنها بتوانند از عهده تعهداتشان در رابطه با سراسر اروپا برآیند. همه حوادثی که در اروپای شرقی تأثیر می‌گذارد در کشور ما بی‌تأثیر نیست. اروپا به این حوادث پاسخ خواهد داد.
ما از این که جامعه اروپا، کشورهای دموکراسی اروپای شرقی و مرکزی را همراهی نماید، دفاع و حمایت می‌کنیم. آنانیکه از آن اتجتناب می‌ورزند در حقیقت از نام جامعه سوءاستفاده می‌کنند نه جامعه اروپای غربی. و می‌خواهند ارزش و اعتبار معاهده رم را مخدوش کنند اما کسانی که امکانات را فراهم می‌کنند، به آنان توانایی رفع مشکلات دوره انتقال را می‌دهند.
ساختارهای امنیتی جدید
ضمن پروسه «کنفرانس امنیت و همکاری در اروپا» (CSCE) نیازهای جدید و انگیزه‌های قدرتمندی مطرح شد. نخستین کنفرانس وزرای خارجه بر اساس منشور پاریس، در ماه ژوئن در برلن برگذار شد. در حال حاضر، برای قانون اساسی جدید اروپا، پروسه CSCE و این منشور، تنها مجوری است که صلح را در سراسر اروپا گسترش می‌دهد و شامل دو ابرقدرت می‌شود. نهادهایش باید مورد استفاده قرار بگیرد و تحول و گسترش یابد. مرکز تنش‌زدایی و شیوه جدید CSCE برای فرو نشاندن منازعات که در «والتا» (Valetta) با آن موافقت شد، از ابتکارهای جدید می‌باشد. حقیقت است، اما آنها از اهمیت اساسی برخوردارند. ما هنوز نیازهای بیشتری داریم. ما در موسسه همکاری و امنیت «پان اروپا» به یک مدیر تصمیم‌گیرنده و قاطع نیاز داریم. ما به یک اروپای امن و مقتدر نیازمندیم.
چرا نه؟ در آینده دور، چنانچه ما قادر به توسعه هدف کشورمان در زمینه تصمیم‌گیری و اقدام باشیم، یک شورای امنیت اروپایی که تحت حمایت سازمان ملل متحد باشد، ضروری خواهد بود.
ساختارهای جدید سیاسی – اقتصادی و همکاری امنیتی باید برای کشورهای دموکراتیک اروپای شرقی و مرکزی عملی شود. کشورهایی که به جامعه اروپایی و شورای اروپا توجه می‌کنند.
و این مسأله برای هیچ‌کس مشکلی را پدید نمی‌آورد، اما قلمرو ثبات را گسترش می‌دهد. به دنبال انحلال پیمان ورشو و پایان رهبری اتحاد شوروی کشورهای اروپای شرقی و مرکزی ادعا دارند که؛ در حال تحقق امنیت به همان عنوانی که دیگران مطرح می‌کنند، هستند، این به نفع اروپاست که هیچ خلاء قدرتی ایجاد نشود و آشفتگی‌های سیاسی در اروپا رخ ندهد. و این عالیترین هدف در ساختن اروپای جدید است. کشورهای اروپای مرکزی و شرقی باید قادر باشند تا مکان امنی را در داخل سیستم امنیتی اروپا در اختیار بگیرند، در رابطه با اتحاد جماهیر شوروی، این کشورها باید برای جایگزینی رهبری سابقش، روابط نزدیکی را بر مبنای حقوق مساوی برقرار سازند. روابطی که بر مبنای چشم‌‌پوشی از قدرت و بر اساس همکاری استوار باشد. پیشنهادهای سابق برای ایجاد یک اروپای امن و باثبات که اعضای اصلی آن قدرتهای طرف قرارداد در پیمان اروپا باشند، بدون چون و چرا، تصویب شد. ما امیدواریم که در اتحاد جماهیر شوروی این دیدگاه با انجام مذاکرات مطرح گردیده، امضای این پیمان به انجام برسد.
تصویب و نظارت این پیمان، تلاشهای موجود را در جهت حذف سیستم تسلیحاتی اتمی با برد متوسط و توپخانه‌های اتمی در اروپا، فعال می‌کند. با سیستمی که ما برای صلح و ثبات اروپا در نظر داریم، برای این گونه تسلیحات جایی باقی نمی‌ماند.           ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات