تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۵  ، 
کد خبر : ۲۱۱۹۱۶

هرگز تسلیم صهیونیستها نمی‌شویم

اشاره: حزب جبهۀ پیکار اسلامی اردن، با گرایشات اخوانی، پرقدرت‌ترین جناح اسلامی در فعالیت‌های سیاسی اردن تلقی می‌شود. حضور وسیع این حزب در مجلس یازدهم نمایندگان اردن و به دست‌گیری ریاست مجلس باعث شد تا پادشاهی اردن با ایجاد موانع باصطلاح قانونی، نقش این حزب را در مجلس کنونی (مجلس دورۀ دوازدهم) کاهش دهد. با همین روش بود که نمایندگان این حزب نسبت به دوره قبل از 3/1 نمایندگان به 4/1 تقلیل یافتند ولی هرگز از نقش مهم آن در مجلس کاسته نشد. حزب جبهه پیکار اسلامی اردن با مذاکرات صلح خاورمیانه و شرکت اردن در آن مخالف است و در این راستا اقدامات گسترده‌ای انجام داده است. «اسحاق فرحان»، دبیر کل جبهۀ پیکار اسلامی، یکی از شخصیتهای برجسته سیاسی و جناح اسلامی اردن، در گفتگویی با العالم نظرات خود را در رابطه با مسائل مختلف سیاسی اردن و خاورمیانه بیان داشته است. که در پی از نظر خوانندگان گرامی می‌گذرد.

* بیشتر ناظران سیاسی بر این عقیده‌اند که جناح نمایندگان حزب جبهه پیکار در مجلس کنونی در مقایسه با مجلس سابق از فعالیت کمتری برخوردارند، به نظر شما علت آن چیست؟
** در حقیقت این مقوله نیازمند به مرزبندیهایی است. در ظاهر امر، چنین به نظر می‌رسد که انجام فعالیت‌های کنونی در مقام مقایسه با مجلس سابق کمتر است ولی واقعیت این است که شرایط فعلی به گونۀ دیگری است. در مجلس سابق نمایندگان جنبش اسلامی (نمایندگان حزب جبهه) از نظر تعداد، پنج یا شش نماینده و تعداد نماینده‌های مستقل با گرایش اسلامی پنج یا شش نفر بیشتر بودند. معنای این، آن است که نمایندگان جناح اسلامی به نسبت مجلس پیشین به شکل وسیعی کم شدند (بیشتر از 3/1 مجلس) و اکنون فقط 4/1 تعداد نمایندگان مجلس را تشکیل می‌دهند. بنابراین، می‌بینیم که تعداد کمتر شده است. در عین حال باید زمینه‌های سیاسی را نیز بنگریم. اهتمام بیشتر در مجلس دوره قبل به مبارزه با فساد، فساد مالی و اداری و اعاده مسیر دمکراسی بود. آن وقت جنگ خلیج فارس و تهدید استعمار غربی و تهدید صهیونیستی علیه امت در جریان بود. مواضع بسیار گرم و پر حرارت و نیازمند به آگاهی دیدگاه اسلامی، در این خصوص به جا بود. در شرایط کنونی و به دنبال جنگ خلیج فارس، آمریکا به تنهایی رهبری جهان و نظام نوین بین‌المللی را به دست گرفته و خود بر چاههای نفت حکم می‌راند و تلاش‌های صلح را رهبری می‌کند. عقب‌نشینی‌های سریعی در قضیه فلسطین به وجود آمد که از توافق‌های اسلو تا قاهره و تا حکومت خودگردان، صورت گرفته است. در این میان تعدادی از دسته‌ها در پارلمان به پیروزی رسیدند که اگر تغییر قانون انتخابات نبود، نمی‌توانستند به مجلس راه یابند. قانون رأی واحد، از جمله مسائلی است که تحرک مجلس نمایندگان را به صورت کلی کمتر از مجلس پیشین نموده است.
در رابطه با موضع نمایندگان جناح اسلامی و میزان کفایت آنها، باید گفت که در آغاز راهند. به آنها به عنوان مخالفان، در بسیاری از قضایایی که به مصلحت امت ما نیست نگریسته می‌شود، مثل مسائل صلح. من معتقدم که عدم شرکت نمایندگان جناح اسلامی در دولت‌هایی که تلاش‌های صلح را رهبری می‌کنند، آنها را در مقایسه با گذشته از برخی مصالح دور می‌کند و به طور طبیعی، اسلامی‌ها نمی‌توانند در هر حکومتی که رهبری‌کننده تلاش‌های صلح است شرکت کنند.
گرایش اسلامی در اوضاع و احوال کنونی، از اهداف سیاسی خود حفاظت می‌کند و هم‌زمان مخالفت سیاسی با گفتگوی صلح را رهبری می‌کند. همین طور بر ریشه‌دار نمودن مسیر شورا و دمکراسی در اردن تلاش می‌کند تا نمونه‌ای بر عدم درگیری‌های داخلی و تأکید در وحدت ملی باشد که بدون آن امکان بنای عمل سیاسی منطقی وجود ندارد.
* آگاهان سیاسی آنچه را که در فضای اردن جریان دارد، نشانه ضعف وجود احزاب سیاسی در اردن می‌دانند. اگر شما هم در این مورد همین عقیده را دارید، علت آن را چه می‌بینید؟
** به رغم تعداد احزاب که به 22 حزب رسیده، عدم تأثیر این احزاب به سه مسئله باز می‌گردد:
مورد اول، اموری است که به دستگاه اجرایی و دیدگاه دستگاههای دولتی برمی‌گردد. با وجود قانونی که احزاب سیاسی را به رسمیت می‌بخشد، با این حال، همیشه دستگاههای دولتی و امنیتی به احزاب به عنوان عناصری عرضی یا استثنایی برخورد می‌کنند و برای آنها در حیات سیاسی اردن اصالتی قائل نیستند.
به همین علت است که بسیاری از افراد به علت حزبی بودنشان بین آنها و وظایفشان در تمام زمینه‌ها، جدایی می‌اندازند و این شکافی در رفتار دولتی و برخورد حکومت با احزاب است. از سوی دیگر، قید و بندهایی از سوی دولت، در برابر یک فرد حزبی از جهت فعالیت‌هایشان مشاهده می‌شود که با دمکراسی و حرکت حزبی در کشور منافات دارد. در عین حال، تنگناها از سوی دستگاههای امنیتی در فرودگاهها برای سران احزاب یا در زندگی اجتماعی در داخل کشور وجود دارد و همین موضوع عنوان گفتگوی دبیرکل‌های احزاب و جناب وزیر کشور بود که چندی قبل به عمل آمد. شکایت‌ها در این خصوص بسیار زیاد بود. برخی دستگاهها حتی در انتخابات سندیکاهای کارگری وارد می‌شدند.
مورد دوم، کناره‌گیری مردم به صورت عمومی و عدم ایمان آنها به این موضوع است که حزب و زندگی حزبی دارای تاثیرات گسترده‌ای است و این امری طبیعی است که نتیجه پیشینه‌های منفی نزد مردم، مبنی بر هرج و مرج‌طلبی احزاب است و یا نتیجه این ذهنیت است که هر کسی به حزبی وابستگی داشته باشد، ممکن است که با دستگاههای امنیتی برخورد پیدا کند. همیشه مانعی درونی بین مردم و اتصال و پیوستگی به احزاب وجود داشته و این نیازمند نوعی صمیمیت حکومت با احزاب است تا جو مطمئنی،‌ ایجاد شود.
مورد سوم به خود احزاب و طبیعت ایجاد آنها باز می‌گردد. بسیاری از احزاب شبیه به یکدیگرند و هنگامی که برنامه‌های احزاب تا حدود 90% شبیه به یکدیگرند، ادغام برخی احزاب برای زندگی حزبی دارای اثر مثبت است.
ما در صحنه فعالیت سیاسی اسلامی، با توجه به تکیه‌گاه اسلامی‌مان، تک هستیم و بر همین اساس از جهت سیاسی، هیچ حزبی جز حزب جبهه اسلامی اردن، هرگز آشکار نشده است. ما احزاب ملی را دعوت به اتحاد در حزب واحدی نمودیم و همه احزاب چپ و میانه‌رو مستقل یا محلی را که در مناطق فعالیت دارند. به وحدت دعوت کردیم. اگر این احزاب در نوعی جبهه تشکل یابند، سه یا چهار حزب بزرگ وجود خواهد داشت. حزب اسلامی که همان حزب جبهه پیکار اسلامی است، حزب ملی، حزب چپ‌گرا یا لیبرال و احزاب میانه‌روی محلی که این حالت باعث ایجاد وقار خاصی در زندگی سیاسی حزبی می‌شود.
به نظر من، مجموع این دلایل باعث ضعف درک وجود احزاب و اثرگذاری آنها گردیده است، اگر چه در وجود حزب جبهه پیکار اسلامی می‌بینیم که فعالیت سیاسی اسلامی در اردن در حال رشد است تا ان‌شاءالله به نمونه‌ای در جهان عرب و اسلام در حد امکانات و توان ما، تبدیل شود.
* حزب شما در خلال دو ماه گذشته، چیزی شبیه به یورش، به خاطر موضوع آزادی‌های عمومی و رهایی تنی چند از بازداشتی‌ها در جریانات مختلف، انجام داد. در همین رابطه چند بار با مسئولین دولتی جلسه داشتید. نتایج این اقدامات چه بود و آیا پیشرفتی در زمینه آزادی‌ها صورت گرفته است؟
** در واقع اهتمام ما به آزادی‌ها، اهتمامی اساسی و زیربنایی است،‌ چرا که اسلام بر آزادی‌ها (آزادی عقیده، آزادی اندیشه و آزادی فعالیت) تأکید می‌کند. به همین دلیل در دوره پیشین مجلس نمایندگان (مجلس یازدهم) بر به دست‌گیری ریاست کمیته آزادی‌ها از سوی جنبش اسلامی، اصرار ورزیدیم که ریاست آن به عهده مرحوم «احمد قطیش» بود. در مجلس کنونی، بر عضویت برخی از نمایندگان جنبش اسلامی در کمیته آزادی‌ها اصرار داشتیم. با این شرایط ما احساس کردیم که تجاوزاتی علیه آزادی برخی از هموطنانمان صورت گرفته و گروهی از آنها بازداشت شده‌اند و در همین رابطه، ارتباطات مستمری بین ما و دولت وجود دارد. نمایندگان جنبش اسلامی با نخست‌وزیر دیدار نموده و در این خصوص بحث و مذاکره نمودند و یادداشت مفصلی پیرامون این مسئله و نام‌های مشخصی ارائه کردند.
نمایندگان ما با مسئولین در وزارت کشور و دستگاههای امنیتی، بیشتر از چند بار ملاقات نمودند که نتیجه این تلاش‌های فشرده، رهایی بیشتر بازداشت‌شدگان بود. بین ما و مسئولین دولت، گفتگوهای دائمی پیرامون آزادی‌های شهروندان اردنی خواهد بود، چرا که این آزادی‌ها پایه‌ای است برای کار سیاسی و بدون آن، پیشرفتی در فعالیت سیاسی نخواهد بود. من معتقدم که پیشرفت تدریجی در زمینه آزادی‌ها داشته‌ایم.
* پس از امضای عرفات و رابین در پای توافق قاهره، سازش اکنون به مرحله نهایی خود وارد شده و مسئله به یک امر واقعی تبدیل گردیده است. برنامه شما برای برخورد با مرحله جدید چیست تا از گسترش صهیونیسم در منطقه و سازش دولت‌های اسلامی و عربی جلوگیری کند؟
** به اعتقاد من خطر بزرگی که ما را تهدید می‌کند، در سه زمینه شکل گرفته است: در زمینه فلسطین خطری که ما را تهدید می‌کند، ادغام اقتصاد صهیونیستی در اقتصاد فلسطینی و تأکید بندهای توافق خودگردانی بر این است که غزه و اریحا چیزی جز نمایی در سایه اشغال صهیونیستی نیست. نیروهای صهیونیستی وقتی از غزه و اریحا عقب‌نشینی کردند، مجددا به سوی بازآرایی نیروهای خود باز می‌گردند و هرگز امنیت داخلی در دو منطقه حکومت خودگردان فلسطینی را واگذار نمی‌کنند. در عین حال که هیچ چیزی در رابطه با موضوع شهرک‌های یهودی‌نشین تغییر نکرده و این شهرک‌ها همچنان در دست رژیم صهیونیستی باقی است. همچنین گذرگاههای بین این دو منطقه، بین مصر و اردن، تحت نظر سربازان صهیونیستی باقی است تا آنجا که چندی قبل بر صفحه تلویزیونی دیدیم که چگونه آن سرباز صهیونیستی، سرهنگی از نیروهای پلیس فلسطینی را در کمال بی‌احترامی، بازرسی می‌کرد.
ما معتقدیم که اشغال صهیونیستی همچنان باقی است و حکومت خودگردان از سلطه محدودی برخوردار است که دارای هیچ حقی در امور امنیتی و اقتصادی نیست. ما ترس از آن داریم که فلسطینی‌ها به صورت جدیدی در رژیم صهیونیستی ذوب شوند. همین طور نسبت به اردن این ترس وجود دارد. همیشه معتقد بودیم که خطر هرگز در رابطه با اردن کاهش نیافته، بلکه به واسطه حکومت خودگردان و توقعات و دست‌آوردهای سازش، بیشتر شده است چرا که رژیم صهیونیستی در تلاش است تا از طریق پیمانهای صلح به همزیستی با اردن و کشورهای عربی دست یابد. زمینه سوم، همان موضوع خاورمیانه است. خطر در تبدیل شدن منطقه خاورمیانه با عنوان سرزمین عربی آن، به گونه‌ای است که رژیم صهیونیستی عضوی لایتجزا از آن گردد و آب و نفت و نیروی این سرزمین عربی را تقسیم نماید و بازار بزرگ برای رژیم صهیونیستی با تلاش استعمار غربی به رهبری آمریکا در جهت تجزیه جهان عرب گردد و به سوی تجزیه عراق و یمن، تجزیه سوریه و تجزیه جزیرة‌العرب پیش رود تا آنکه رژیم صهیونیستی خود به عنوان دولت بزرگی در برابر این دولت‌های کوچک منطقه‌ای شود. در حقیقت خطری که تمام ما را تهدید می‌کند، در سطح فلسطین، اردن، کشورهای اسلامی، خطری بزرگ و فاجعه‌ای بزرگ است که همان خطر سازش بین دشمن صهیونیستی و دولتهای اسلامی است. زمزمۀ لغو محاصره رژیم صهیونیستی و این که رژیم صهیونیستی جزئی لایتجزا از منطقه است تلاش در انجام نمایش دیپلماتیک بین رژیم صهیونیستی و تمام دولت‌های منطقه است که از پی‌آمدهای اجلاس صلح و تحولات سیاسی پس از آن و توافق عرفات و رابین در قاهره است. از خداوند متعال می‌خواهیم که کشورهای اسلامی و همه ما را از این فاجعه بزرگ حفظ کند و ما مطمئن هستیم که امت ما در برابر سازش با دشمن صهیونیستی و توسعه‌طلبی صهیونیستی و در برابر تلاش‌های آمریکا که پیمان‌های استراتژیکی با صهیونیسم برای سلطه بر منطقه به امضا رسانده، مقاومت می‌کنند. به هر شکل باید پایداری نمود و در برابر سازش مقاومت و ایستادگی کرد. باید از جنبش مقاومت در فلسطین مادام که یک وجب خاک فلسطین در دست دشمن است، حمایت نمود. این مقاومت، مقاومت مشروعی است و ما با تاکید می‌گوییم که مقاومت نیرویی ذاتی در فلسطین است و انتفاضه به زودی رشد یافته و قدرت می‌یابد و نیروهای بین‌المللی تغییر خواهند نمود. در خلال دهه‌های آینده، اوضاع به نفع امت اسلامی در برابر آنچه که صهیونیسم جهانی و استعمار غربی به رهبری آمریکا به حقوق ما تجاوز نموده، دگرگون می‌شود.
* هم‌پیمانی شما با جبهه پیکار ملی و مجموعه‌ای از احزاب دیگر و صدور اعلامیه‌هایی پیرامون مسائل مختلف، جای تأمل دارد. فلسفه شما در این هم‌پیمانی چیست و افق گسترش آن در مرحله آینده، چگونه است؟
** ما به تعدد احزاب سیاسی و آراء مخالف و امکان همکاری در بخش‌های مشترک بین ما و احزاب سیاسی و نیروهای ملی موجود در سطح اردن، ایمان داریم. ما بر مصالحه نهایی بین ملیون عرب و اسلامیون تأکید داریم. با این دیدگاه که عربیت چیزی جز لغت و قالبی برای اجتماع امت عرب در فرهنگ آنها نیست و اسلام مضمون فکری و هویت اساسی امت عرب است. ما تمام ملیون و عرب‌گرایان را به این مصالحه دعوت می‌کنیم. بر این اساس، توافق با جبهه پیکار ملی صورت گرفته است. ما تمام کسانی که به نام قومیت بر اساس مبانی مارکسیسم و یا غیرمذهبی و یا بر اساس جدایی دین از سیاست ندا سر می‌دهند؛ به جمله‌ای دعوت می‌کنیم به این که عربیت را بیش از یک لغت، فرهنگ عمومی، قالب و چارچوب محسوب نکنند و اسلام را مضمون فکری و ایدئولوژیکی این امت بدانند. ما امیدواریم این هم‌پیمانی با نیروهای عربی مخلص، گسترش یابد. ما اکنون با بیشتر از یازده حزب از احزاب 23 گانه، در بیشتر مسائل مشترک همکاری می‌کنیم. برخی از این مسائل لغو محاصره اقتصادی مردم عراق و عدم به کارگیری تروریسم توسط نظام‌ها علیه جنبش‌های اسلامی در مناطق مختلف مانند تونس و الجزایر است. بر همین اساس، ما خواستار لغو محاصره سودان و کمک به آن کشور از سوی کشورهای دوست برای رسیدن به خودکفایی و کمک برای استقرار دولتی قوی هستیم تا آنکه سودان تبدیل به دروازه اسلام و عربیت در آفریقا شود. چرا که ما احساس می‌کنیم صهیونیسم جهانی و آمریکا برای در تنگنا گذاردن سودان و محاصرۀ به منظور قدرت نیافتن دولتی عربی است. ما با بسیاری از احزاب در مسائل ملی و عربی و اسلامی‌مان متفق هستیم. مخالفت با سازش مسئله‌ای دیگر است که ما با تعدادی از احزاب در آن همکاری می‌کنیم. ما سعی کردیم تا کمیته مردمی عربی اردن را برای مقاومت در برابر سازش با دشمن صهیونیستی ایجاد کنیم و این از جمله مسائلی است که بین ما و تعدادی از احزاب که به آن ایمان دارند، همکاری وجود دارد.
* ناظران سیاسی در توافق اقتصادی که در پاریس بین ساف و رژیم صهیونیستی به امضا رسید، تهدیدی بزرگ علیه اردن می‌بینند. در حالی که اشاره نخست این پیمان به اقتصاد اردن است. مثل این است که مثلث اقتصادی تبدیل به مسئله واقعی شده است. به این مسئله چگونه می‌نگرید و راههای مقابله با خطرات آتی آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** توافق اقتصادی امضا شده در پاریس بین ساف و رژیم صهیونیستی رویارویی بزرگی برای اردن محسوب می‌شود، زیرا که این توافق اقتصاد فلسطینی را با اقتصاد صهیونیستی پیوند می دهد. به همین خاطر ما احساس می‌کنیم که این تلاش‌ها در جهت ارتباط اقتصاد فلسطین با صهیونیست‌ها است و در صدد ایجاد تسهیلات برای اقتصاد صهیونیستی است تا از این راه، بر اقتصاد اردن سیطره یابد. این شرایط مثل این است که ما در مثلث اقتصادی، مثل مثلث برمودا قرار گرفته‌ایم که اگر وارد آن شدید دیگر نمی‌دانید که چگونه بایدازآن خارج شوید. ما معتقدیم که راههای مواجهه با این موضوع، عدم تعجیل و تامل در توافقات تفصیلی اردن با اقتصاد فلسطینی است اقتصاد فلسطینی که در سایه موافقت‌های اقتصادی ساف و رژیم صهیونیستی شکل می‌گیرد تا بتوان از تبدیل اقتصاد اردن به طعمه‌ای برای اقتصاد صهیونیستی جلوگیری کرد.
* نظر شما درباره نقشی که جنبش‌های اسلامی و مردمی ملی در جهان عرب و اسلام باید در برابر طرح‌های صهیونیستی در منطقه انجام دهند، چیست؟ طرح‌هایی که نابودی گرایش اسلامی و عربی را هدف قرار داده است.
** من معتقدم که جنبش‌های اسلامی و مردمی ملی باید شعار مشترکی را اتخاذ کنند و آن عبارتست از: مقاومت در برابر طرح صهیونیستی غربی در منطقه عربی، نبرد با اندیشه پیروی از غرب، تلاش برای آزادی اقتصاد عربی و منابع انرژی عربی از سیطره اجانب، افزایش آگاهی مردمی نسبت به خطراتی که دربرگیرنده منطقه عربی است، دعوت مردم به قطع هرگونه ارتباط اقتصادی با کالاهای صهیونیستی، دعوت حکومت‌های عربی به گفتگو با ملت‌های خود به جای ضدیت با آنها.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات