صربهای بوسنی هرزگوین 400 تن از نیروهای حفاظت سازمان ملل را در گروگان خود دارند تا هر چه بیشتر بر این سازمان و نیز بر سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) فشار وارد آورند. آخرین مورد اقدام صربها به گروگانگیری نیروهای سازمان روز دوشنبه هفته گذشته رخ داد که طی آن 160 تن از نیروهای این سازمان ملل گروگان گرفته شدند. این اقدام به دنبال حملات (ناتو) به مواضع صربهای کرواسی که به حمایت از صربهای بوسنی در حمله به بیهاج شرکت کردند، صورت گرفت.
صربهای بوسنی در فروردین ماه سال جاری به مدت چند هفته از تردد نیروهای سازمان ملل در «گوراژده» که این سازمان آن را «منطقه امن» اعلام کرده، ممانعت به عمل آوردند. این وضعیت هنگامی پایان یافت که سازمان ملل استقرار سلاحهای سنگین تا شعاع 20 کیلومتری «گوراژده» را ممنوع اعلام کرد. گروگانگیری اخیر از یک سو بیتوجهی مکرر متجاوزان صرب به قوانین بینالمللی و از سوی دیگر ناتوانی سازمان ملل را در تامین امنیت حتی نیروهای خود ثابت میکند.
تحولات اخیر در بوسنی حکایت از آغاز دور تازهای از اقدامات تجاوزطلبانه صربها برای کسب امتیازات بیشتر و تحقق آنچه آنان «صربستان بزرگ» میخوانند، دارد. در هفته گذشته صربهای بوسنی و کرواسی به همراه نیروهای شورشی «فکرت عبدیچ» که جدایی خود را از ارتش مسلمان بوسنی اعلام کردهاند، شهر «بیهاج» را هدف گسترده خود قرار دادند و هر چند رسما شهر را به تصرف خود در نیاوردهاند، اما به گونهای حلقه محاصره شهر را تنگ کردند که عملا میتوان گفت شهر هفتاد هزار نفری «بیهاج» در اختیار صربها میباشد.
شهر «بیهاج» واقع در شمال غربی بوسنی هرزگوین به همراه پنج شهر دیگر این جمهوری از سوی سازمان ملل امن اعلام شده است. از بدو شروع تهاجم اخیر صربها به بیهاج»، مسئولان نظامی «ناتو» آمادگی خود را برای انجام عملیات هوایی علیه صربهای کرواسی اعلام کردند، اما در حین حال بر ضرورت وجود مجوزهای لازم برای این کار تاکید نمودند. به گفته منابع سازمان ملل هواپیماهای صربها که شهر «بیهاج» را بمباران کردند، از فرودگاه «اودبینا» در جمهوری خود خوانده صربهای کرواسی در کراینا برخاسته بودند. به دنبال این اقدام شورای امنیت سازمان ملل با صدور قطعنامه 958 به منظور حفاظت از جان نیروهای این سازمان به ناتو اجازه استفاده از حریم هوایی کرواسی را برای حمله به صربها داد، اما بمباران فرودگاه «کراینا» پیش از آنکه یک اقدام جدی نظامی باشد، یک مانور سیاسی بود. خسارات وارده چنان اندک بود که پس از حمله هوایی ناتو به فرودگاه «کراینا» یک مقام نظامی کرواسی اعلام کرد، صربها قادرند آسیب وارده را ظرف 24 ساعت ترمیم کنند.
اتخاذ چنین مواضعی همچون گذشته صربها را به انجام تهاجم گسترده علیه
«بیهاج» تحریک کرد، با آغاز پیشروی صربها و اشغال بالقوه شهر «بیهاج» شورای امنیت با صدور «بیانیهای» که لازم اجرا نیست از صربها تقاضا کرد از تصرف شهر امتناع ورزند! عملکرد سازمان ملل در مورد بوسنی مورد انتقاد بسیاری است. چنانکه «حارث سیلاجیچ» نخستوزیر بوسنی هرزگوین شخص «یاسوشی آکاشی» نماینده این سازمان در یوگسلاوی سابق را مسئول حمله صربها به بیهاج دانست.
روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» نیز با انتقاد از سازمان ملل نوشت: سازمان ناتو که عمدهترین تشکل نظامی در جهان تلقی میشود پس از چهار سال پاسداری از صلح در عرصه اروپا امروزه در زیر پای مهاجمان صرب از پا در میآید. این روزنامه افزود: ناتو به رغم تعهد قبلی خود برای پاسداری از مناطق امن اعلام شده در بوسنی در برابر حمله نیروهای صرب به شهر «بیهاج» هیچ اقدامی نکرده است. این روزنامه همچنین به نقل از سناریو «رابرت دال» رئیس جمهوریخواهان در مجلس سنای آمریکا نوشت: «ابتدا باید ناتو را از چنگ سازمان ملل خلاص کرد و به «ناتو» اجازه داد تا تکلیف متجاوزان صرب در بوسنی را روشن کند!»
از سوی دیگر «هلموت کهل» صدراعظم آلمان در مصاحبهای مطبوعاتی وقایع خونبار شهر مسلماننشین «بیهاج» را ننگی برای تمدن اروپا دانست. صدای آمریکا طی گزارشی با اشاره به نقش سازمان ملل در موفقیت صربها اعلام کرد، «صربها به طور کامل آگاهی دارند که سازمان ملل متحد و پیمان «ناتو» اجازه دادند وضعیت غیرممکنی پیش آید که هیچ اقدام موثری نتواند پیشرفت صربها را متوقف سازد.»
در همین ارتباط روزنامه آلمانی «زوددویچه سایتونگ» نوشت: «آنچه اکنون در «بیهاج» روی میدهد قبلا در «گوراژده» و «سارایوو» روی داده با این تفاوت که در آن زمان تهدیدهای «ناتو» و سازمان ملل موثر واقع میشد، اما اکنون هیچ چیز مانع تهاجم خونین صربها نیست.»
از سوی دیگر «ولفگانگ شویبله» رئیس فراکسیون حزب دمکرات مسیحی آلمان در مجلس این کشور در تائید لغو تحریم تسلیحاتی مسلمانان اعلام کرد: «حال که قادر به کمک نیستیم نباید مانع آن شویم که مردم بوسنی از جان و مالشان دفاع کنند.»
از سوی دیگر در حالیکه صربها بخش عمده خاک جمهوری بوسنی هرزگوین را به تصرف درآوردهاند، کشورهای غربی با پذیرش وضعیت موجود تلویحا به عدم امکان تغییر اوضاع اشاره کرده و مسلمانان را به سازش با صربها فرا میخوانند. ویلیام پری «وزیر دفاع آمریکا با اشاره به وضعیت موجود اعلام کرد، «صربها 70 درصد خاک بوسنی هرزگوین را تصرف کردهاند و من فکر نمیکنم که امیدی به عقبنشینی آنها طبق خواست و آرزوی مسلمانان وجود داشته باشد. «پری» از سوی دیگر با اعلام این مطلب که «در شرایط فعلی لغو تسلیحاتی در مورد مسلمانان عقلانی نیست» موضع جدید آمریکا را در قبال تحولات اخیر در یوگسلاوی سابق اعلام کرد. پیشتر آمریکا در یک تبلیغات گسترده موافقت خود را برای لغو تحریم تسلیحاتی مسلمانان بوسنی اعلام کرده بود که این امر مخالفت شدید فرانسه و انگلیس را در پی داشت. آمریکا از اعزام نیرو به بوسنی حتی در چارچوب نیروهای حفاظت سازمان ملل خودداری کرده است.
به گزارش خبرگزاری رویتر از پاریس، نمایندگان پنج قدرت جهانی عضو گروه تماس غرب اعلام کردند که راه حل مناقشه در یوگسلاوی سابق نه در میدان جنگ بلکه تنها بر سر میز مذاکره دست یافتنی است.» برخی کارشناسان سیاسی معتقدند شواهد موجود جملگی حکایت از آن دارد که تلاش صربها برای تشکیل «صربستان بزرگ» با مساعدت سازمان ملل، کشورهای غربی و روسیه با موفقیت همراه بوده است. به گزارش خبرگزاری کشور فرانسه «مایکل مک کوری» سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در این باره اعلام کرد، آمریکا آماده است تا در صورتی که صربهای بوسنی تمامیت ارضی بوسنی را به رسمیت بشناسند درباره احتمال تشکیل کنفدراسیون صربهای بوسنی با یوگسلاوی متشکل از صربستان و مونتهنگرو گفتگو کند. پیشتر صربستان و روسیه موافقت خود را با این طرح اعلام کرده بودند.
منظور سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا از تمامیت ارضی بوسنی، طرح صلح پیشنهادی گروه تماس غرب است که به موجب آن 49 درصد خاک جمهوری بوسنی هرزگوین در اختیار صربها و 51 درصد بقیه در اختیار فدراسیون کروات - مسلمان قرار میگیرد.
برخی تحلیلگران سیاسی میگویند، از ظواهر امر چنین بر میآید که از همان آغاز بحران یوگسلاوی سابق تشکیل «صربستان بزرگ» با هدف هرچه محدودتر ساختن کشوری مسلمان در خاک اروپا طرح مورد نظر کشورهای غربی بود و مماشات سازمان ملل، ناتو، کشورهای غربی و روسیه که متحد سنتی صربها به شمار میروند، نیز تلاش برای فراهم آمدن زمینه تحقق این طرح به شمار می رود. با توجه به اظهارات مقامات برخی کشورهای غربی میتوان تا حدی به درستی این نظر پی برد، از آن جمله اظهارات «مک کوری» است که یادآور شد: این فکر (تشکیل کنفدراسیون صربستان) قبلا نیز در بین اعضای گروه تماس غرب مطرح شده بود. به همین منظور مقامات ارشد پنج قدرت جهان اعلام کردند برای پیشبرد تلاشهای مربوط به یافتن راه حل به «صربستان» خواهند رفت.
با این وجود اذهان عمومی غرب نسبت به عملکرد مجامع جهانی در بوسنی بیاطلاع نبوده و خود غربیان میدانند که دولتهای آنان چه به سر مسلمانان مظلوم بوسنی آوردهاند.
در این رابطه یک نویسنده برجسته اسپانیایی، عملکرد غرب در قبال فجایع اخیر بوسنی هرزگوین را «ننگی بزرگ» برای اروپا دانست. «خوان گویتی سولو» خبرنگار و نویسنده مشهور و برنده جوایز مختلف ادبی بینالمللی با اشاره به کشتار بیرحمانه مردم بیگناه «بیهاج» توسط صربهای متجاوز و موضع انفعالی «ناتو» و سازمان ملل در قبال این مسئله اظهار داشت: این امر بار دیگر نشاندهنده بزدلی و نفاق کامل غربیان در جنگ بوسنی هرزگوین است. وی افزود: دولتهای غربی با عملکرد خود در این مسئله، ناسیونالیستهای صرب را تشویق به تجاوز کرده و دولت قانونی بوسنی هرزگوین را مجازات میکنند و دیدن این امر برای هر انسان دارای وجدان خشمانگیز است.
گویتی سولو» که کتابها و مقالات متعددی در زمینه مسائل الجزایر، بوسنی و دیگر مناطق دنیا منتشر کرده است، اضافه کرد: کشورهای اروپایی با این برخورد خود عملا به شریک جرم و همدست صربهای متجاوز تبدیل شدهاند. وی در پاسخ به این سئوال که چه راهحلی برای خاتمه بخشیدن به این جنگ وجود دارد، اظهار داشت: تنها راه حل عادلانه و قانونی برای این مسئله احترام گذاردن به مرزهای بینالمللی بوسنی هرزگوین است که از سوی سازمان ملل نیز برسمیت شناخته شده است. این نویسنده اسپانیایی افزود: راهحلهایی که اعضای «گروه تماس» پیشنهاد میکنند، عملا به معنی تحمیل کردن سیاست تقسیم اراضی به مردم مظلوم و مورد تجاوز قرار گرفته بوسنی است و اینکار به منزله جایزه دادن به متجاوز و برسمیت شناختن حق قلدری است. وی گفت: این سیاست دوگانه و منافقانه غرب در روند حوادث سالهای اخیر بوضوح مشاهده میشود، از یکسو در مورد اشغال کویت به یک مداخله گسترده با خشونت بی حد و مرز دست زدند و از سوی دیگر در بوسنی سیاست عدم مداخله مطلق را در پیش گرفتهاند. این مسئله ثابت میکند که برای غرب تنها چیزی که مهم است منافع اقتصادی و نفت است و برخلاف ادعاهای پوچ آنان عدالت، دمکراسی و ارزشهای انسانی هیچ اهمیتی برای این کشورها ندارد.
«گویتی سولو» با اشاره به اظهار ترس کشورهای ناتو مبنی بر به خطر افتادن امنیت نیروهای پاسدار صلح آنها در صورت مداخله نظامی گفت: این مطلب که عملیات تلافیجویانه صربها امنیت پاسداران صلح را به مخاطره میاندازد، بهانهای بیش نیست بنظر میرسد که تنها چیزی که در این مسئله گسترده اهمیت دارد زندگی چند نفر نیروی باصطلاح پاسدار صلح در منطقه است. در بوسنی «کارادزیچ» بدون بیم از مجازات دویست هزار مسلمان را قتل عام میکند و هیچ مسئلهای اتفاق نمیافتد ولی بنظر میرسد که زندگی یک سرباز فرانسوی یا انگلیسی قیمت نامحدود دارد. من درک نمیکنم چرا سازمان ملل یک ارتش به این منطقه اعزام کرده است. مگر مأموریت این نیروها به اجرا درآوردن قطعنامههای سازمان ملل در مورد «مناطق امنی» نیست که پیرامون بیهاج، سارایوو، گوراژده و دیگر مناطق ایجاد کردهاند، این مناطق به اصطلاح امن هیچگاه از امنیت برخوردار نبودهاند.
«گویتی سولو» میافزاید: - من آخرین باری که در سارایوو بودم، فقط در یکروز 136 گلوله توپ و خمپاره بر سر شهر فرو ریخت، من از خود سئوالی میکنم اگر این «منطقه امن» است پس منطقه ناامن چیست؟ من شخصا در مورد آینده منطقه بسیار بدبین هستم، در این مناقشه بوضوح دیده میشود که یک توافق عملی بین انگلیس و روسیه صورت گرفته است که براساس آن ایجاد «صربستان بزرگ» را پذیرفته و به آن مشروعیت بخشیدهاند. این امر به منزله محدود کردن مسلمانان بوسنی در یک کشور بسیار کوچک و ضعیف است که باید در زیر چتر یک صربستان بسیار قدرتمند زندگی کند. این کار یک ننگ بزرگ بر دامن اروپاست و عواقب آن در دراز مدت بسیار وخیم خواهد بود، هم بدلیل بازتابهای مختلفی که در دنیای مسلمانان خواهد داشت و هم بخاطر دیگر کشورهایی که میبینند تنها قانون قابل اجرا در دنیا قانون زورمندتر است.
وی در پایان سخنان خود افزود: کشورهای غربی از آغاز مناقشه از فتوحات ارضی صربهای متجاوز حمایت کردهاند و همواره از واقعیتهای تلخی صحبت میکنند که بدلیل موضع انفعالی خود آنها ایجاد شده است و این امر نهایت خشم هر انسان آزادهای را در برابر عملکرد منافقانه غرب برمیانگیزد.
در حال حاضر وضع در بوسنی بصورتی درآمده که از یک سو ممکن است جامعه جهانی را از این کشور عقب بکشاند و از سوی دیگر احتمال تشدید جنگ در منطقه «بیهاج» ممکن است کرواتها را مجددا به یک جنگ تمام عیار سوق دهد. بنا به گزارش آسوشیتدپرس مقامات کرواسی میگویند، اگر شورشیان صرب بمنظور جنگ کردن با ارتش مسلمان بوسنی بخواهند از کرواسی بگذرند، آنها آمادهاند در «بیهاج» مداخله کنند. تحولات اخیر در درگیری جدید بین کرواسی و شورشیان صرب آن کشور که ممکن است آنها را به جنگ وسیعتر و احتمالا به تنشهای جدید بین کرواتها و مسلمانان بوسنی بکشاند را در بردارد. کراوسی در حال حاضر سه سال بعد از آتش بس که به 6 ماه جنگ پایان داد، نگران کنترل یک سوم از قلمروش از سوی صربها است لذا حق گرفتن قلمرو را با زور برای خود حفظ کرده است.
مذاکرات با صربها به بنبست رسیده است گرچه دولت خود خوانده صربها توصیه میکرد یک مجمع صرب یک موافقتنامه اقتصادی را بپذیرد، در صورتیکه این موافقتنامه پذیرفته شود این نخستین پیمان بین دشمنان از زمانی خواهد بود که آنها در مورد یک آتش بس رسمی در 29 اسفند ماه سال گذشته توافق کردند که این خود میتواند به کاهش تنشها کمک کند. «بیهاج» که از سوی صربهای بوسنی و کرواسی محاصره شده ضربهپذیرترین منطقه کرواسی است. سرزمین در دست صربها که هم مرز با منطقه «بیهاج» است همچنین کمتر از 25 کیلومتر با «زاگرب» فاصله ندارد. در صورتیکه صربها کنترل نظامی را در اطراف بیهاج در دست داشته باشند، آنها قادر به همکاری آسانتر در آن سوی مرز خواهند بود بطوری که تصرف مجدد سرزمینهای در دست صربها را دشوارتر خواهد کرد. معذالک اگر صربهای کرواسی در منطقه «بیهاج تحت اشغال واقع شوند، آنها ممکن است در برابر حمله آسیبپذیرتر باشند.
«فران ویزنار» یک تحلیل گر نظامی در زاگرب گفت: هدف مداخله نظامی کرواسی بمعنای کمک به دولت بوسنی نخواهد بود. وی گفت: در صورتیکه ارتش کرواسی مداخله کند نخواهد توانست «بیهاج» را نجات دهد، بلکه میتواند از فرصت برای بدست آوردن مجدد بعضی از سرزمینهایش استفاده کند. «ولادیمیر سکس» نایب رئیس مجلس کرواسی گفته است: هنگامیکه صربهای کرواسی در بیهاج درگیر شدند، ما آماده مداخله بودیم اما به دلیل تضمین ناتو مبنی بر جلوگیری از سقوط منطقه امن «بیهاج» ما اقدام به مداخله نکردیم.
در هر صورت سه حمله هوایی ناتو نتوانست صربها را متوقف کند و جامعه بینالمللی هم پذیرفته که دیگر کاری از دستش برنمیاید. با این حساب آمریکا، اروپا و سازمان ملل با یک نقشه از قبل تعیین شده ضمن پایمال کردن حقوق مسلم مسلمانان بوسنی، کشور آنها را قربانی اهداف شوم خود و ایجاد کشور بزرگ جنایتکاران صرب میکنند در حالیکه همواره فریاد حقوق بشر این دولتها و مجامع برای کوچکترین واقعه در دورترین نقطه از کشورهای جهان در صورتی که هماهنگ با منافع آنان نباشد، به هوا بلند است.