یکی از دلایل وجودی شورای همکاری خلیجفارس توجه به حل مسائل داخلی اعضا و ایجاد زمینهای برای همگرایی منطقهای بوده است. اما اینکه شورا تا چه اندازه توانسته است در این جهت گام بردارد و موفق شود سئوالی است که بدنبال حوادث اخیر در چند روز گذشته توجه همراه با تردید صاحبنظران سیاسی منطقه را بخود جلب کرده است. اجلاس اخیر سران شورا در مسقط و تحریم نشست پایانی از سوی قطر و برخوردهای مرزی میان عربستان و یمن و اعلان تهدید قطر از سوی بحرین از جمله مسائلی هستند که میتواند در راستای ارزیابی عملکرد شورای همکاری مورد بررسی قرار گیرد.
شاید اعلام جنگ بحرین پاسخی به تکرویهای اخیر قطریها باشد. وزیر امور خارجه قطر پس از تحریم اجلاس سران از سوی امیر آن کشور در مصاحبهای اعلام داشت قطر دیگر قصد ندارد به سیاست سکوت خود در مقابل سایرین ادامه دهد و حق آن کشور است که سیاست مستقل خود را دنبال نماید. دولتمردان دوحه که خصوصا پس از روی کار آمدن شیخ حمد بن خلیفه، امیر جدید، نشانههایی از واقعبینی و درک بهتر مسائل منطقه را از خود نشان دادهاند مایل نیستند سیاست سنتی حرف شنوی مطلق از «برادر بزرگتر» را ادامه دهند.
از سوی دیگر از بدو تاسیس شورای همکاری، علاوه بر وجود اختلافات متعدد بر سر میزان نقش هر یک از اعضا، یکی از وجوه عمده اختلاف ادعاهای ارضی میان اعضا است که به حدود 20 مورد میرسد. این اختلافات ارضی، بجای مانده از میراث شوم استعمار است که بنحوی سعی میکند تا با ایجاد اختلاف ارضی، بیثباتی را در این منطقه استراتژیک از جهان دائمآ دامن زده و حضور خود را توجیه نماید. ولی همان قدرتهای خارجی با به تصویر کشاندن چهره کشورهایی همانند ایران به عنوان خطر خارجی و دشمن مشترک سعی کردند بنا به مقتضای منافع خود اختلافات موجود در شورای همکاری را فعلآ مسکوت گذارند. اما اکنون که واقعیتها چهره نمایان ساخته و حسننیت جمهوری اسلامی ایران در حفظ ثبات و امنیت منطقه برای برخی از دولتمردان شورا مشخص شده، دیگر جائی برای حضور نظامی آمریکا در منطقه وجود نخواهد داشت لذا آمریکا با تحریک مهرههای خود تلاش میکند که اولآ مانع سیاست واقعبینانه برخی از اعضای شورا گردد و ثانیا با پیش کشیدن اختلافات ارضی و با ادعای جلوگیری از بیثباتی منطقه حضور نظامی خود را توجیهپذیر نماید.
همه میدانند و به تجربه ثابت شده است که جنگ در خلیجفارس میتواند بدترین حالت ممکن باشد و به مصلحت منطقه نیست که بار دیگر شعلهور شدن آتش جنگی دیگر را تجربه نماید و مردم منطقه نیز نظارهگر از بین رفتن هستی خود و استفاده دیگران باشند. لذا میبایست کشورهای منطقه با سعهصدر و خویشتنداری از راههای مسالمتآمیز به حل مسائل خود پرداخته و از تهدید و ارعاب پرهیز نمایند و در این میان جمهوری اسلامی ایران با توجه به جایگاه خاص خود در منطقه و به عنوان قدرتمندترین و بزرگترین کشور منطقه میتواند ابتکار عمل را در دست گرفته و با دعوت از طرفین (همانند قطر و بحرین) در جهت حل مسالمتآمیز اختلافات آنها اقدام نماید.
نتیجه اینکه حوادث فوق واقعیت مهم دیگری را نمایان ساخت و آن اینکه همگرایی شورای همکاری تصعنی[تصنوعی] است و اصول ژئوپلتیکی منطقه حساس خلیجفارس حکم میکند که ایجاد امنیت و حفظ ثبات منطقه جز در سایه مشارکت همه کشورهای منطقه امکانپذیر نخواهد بود. لذا کشورهای عرب میبایست به جای توسل به قدرتهای خارج از منطقه، همکاری گسترده درون منطقهای را دنبال نمایند.