ژنرالها قصد دارند قدرت را در روسیه قبضه کنند اما نه به روالی که نظامیان معمولاً عمل کردهاند. ده دوازده ژنرال بعضی در لباس نظامی و بعضی بازنشسته، در نظر دارند در انتخابات جاری (اواخر آذرماه) خود را نمایندگی پارلمان کنند. طیف وسیعی از نظامیان در میان نامزدها به چشم میخورد. یکی دو نفر اصلاحطلباند. ادوارد وروبف معاون پیشین وزارت دفاع و از مخالفان مداخله نظامی در چچن با حزب ایگورگایدار کار میکند. عدهای در جناح مرکز از حزب نخستوزیر حمایت میکنند. لوراخلین یکی از آنهاست.
اما همانطور که انتظار میرود اکثریت نامزدان نظامی ملیگرایان محافظهکار هستند. اکونومیست در این باره مینویسد اگر در پارلمان آینده این قبیل چهرههای نظامی راه یابند ملامت متوجه سیاستمداران است چرا که رهبران اغلب حزبهای سیاسی از نظامیان خواستهاند وارد معرکه کارزار شوند و آراء مردم را جب کنند. آنچه در این رهگذر مدنظر نیست بیتجربگی ژنرالها در مسایل سیاسی است.
البته بعضی از این تازه «سرباز _ سیاستمداران» سوداهای بیشتری را در سر میپرورانند و دستکم یکی دو نفر _ از جمله الکساندر لبد فرمانده پیشین ارتش چهاردهم و الکساندر روتسکوی معاون پیشین رئیسجمهور _ میخواهند از پارلمان به مثابه تخته پرش در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده بهرهگیری کنند و به کرملین راه یابند.
از قضا هجوم نظامیان و حضورشان در پارلمان آینده مانع اصلاحات نظامی میشود که روسیه به شکل مبرمی نیازمند آن است. همه میدانند نیروهای مسلح در وضعیت ناجوری قرار دارند اما هیچکس کاری نمیکند. ارتش روسیه را انبوه عظیمی از نظامیانی تشکیل میدهد که به منظور کنترل اروپا تربیت شده و آموزش دیدهاند.
هنوز نیروهای منظم بر روی کاغذ 9/1 میلیونند. نیروهای مسلح وزارت کشور، مرزبانان و گارد راهآهن با جمعیتی حدود 1 میلیون نفر در رأس همه اینها قرار میگیرند.
اما کمیت یک چیز است و کیفیت یک چیز دیگر. چنگ چچن نشان داد که اغلب ارتشیان آموزش ندیدهاند، حقوقشان بسیار ناچیز است و خوب تغذیه نمیشوند. روحیه هم که تعریفی ندارد. ارتش هر ساله میکوشد نفرات را تکمیل کند. تنها یک پنجم جوانانی که باید به خدمت نظام بروند در سربازخانه حاضر میشوند عدهای به دلیل تحصیلات یا بیماری معافیت میگیرند بعضی هم غایباند. در پاییز جاری، ارتش بیش از هر زمان برای تأمین نظرات با دردسر روبهروست.
بودجه نظامی بسیار بالاست. سال آینده70 تریلیون روبل (7/15 میلیارد دلار) تنها به نیروهای تحت فرمان وزارت دفاع اختصاص داده شده و این 20 درصد کل بودجه دولت است حال اگر سایر نیروها و هزینه صنایع نظامی را نیز به حساب بیاوریم متوجه میشویم 40% بودجه روسیه به ارتش اختصاص مییابد. غیرممکن است کسی در پارلمان بتواند از کم و کیف هزینه کردن این ارقام جویا و آگاه شود.
اکثر هزینههای نظامی بدور از نظارت عامه صورت میگیرد. تنها برندگان این بازی ژنرالها هستند. روسیه 2500 ژنرال دارد که در مقایسه با سایر ردهها از همه کشورها بالاتر است. اغلب اینان مقیم مسکواند حقوق کلانی میگیرند و کار مفیدی هم صورت نمیدهند. ارتش که زمانی به خاطر نظم و انظباطش شهره بود اکنون مظهر فساد در روسیه است.
بنابراین بعید است حضور ژنرالها در عرصه سیاست چیزی را عوض کند. حتی الکساندر لبد نظامی اصلاحطلب بخوبی میداند که کارکنان صنایع نظامی و گروه بزرگ مستمریبگیران ارتش، و افسران بلندپایه در برابر هر نوع تغییر و خاصه تغییر اصلاحطلبانه مقاومت میکنند. اینها چند میلیون نفرند و همگی هم حق رأی دارند.
کمونیستها و ناسیونالیستهای مخالف دولت با خشم فراوان از سیاستهای دولت یلتسین انتقاد میکنند و وزارت دفاع را مورد حمله قرار میدهند و میگویند روسیه باید کمکم اصل وجود یک ارتش کوچک اما کارآمد - نظیر آمریکا یا انگلستان - را بپذیرد اما همین گروهها در بهار گذشته متحداً به افزایش دوران خدمت نظام از 18 ماه به 2 سال رأی دادند و گام دیگری در مسیر نادرست برداشته شد.
چنین است که مشکلات هرگز حل نمیشوند. سردمداران ارتش روسیه با هر نوع اصلاح مخالفند و حفظ وضع موجود را بر هر چیزی ترجیح میدهند هر چند این امر برای صفوف و ردههای پایین وحشتناک باشد.
ژنرالها پول میخواهند و پارلمان زیر اعمال نفوذ گروه فشار نظامیان، بودجه خواسته شده را تخصیص میدهد. اما فقط پول کارساز نیست و وضع نابسامان ارتش را بسامان نمیکند و تأسف پارلمان آینده با حضور تعداد بیشتری از ژنرالها به این دور باطل ادامه میدهد.