سه سال از شهادت «سید عباس موسوی» میگذرد و در این مدت نه مقاومت به ضعف گرایید و نه جنگ به پایان رسیده است بلکه مقاومت رو به گسترش گذارده و همه آن مفاهیم و معانی که دشمن صهیونیستی میخواست با ترور سید مجاهد «عباس موسوی» از بین ببرد تجلی بیشتری یافته است و این دلیلی دیگر است بر این که شهدا نمیمیرند بلکه زندهاند و هر دم به امت خویش زندگی و نیرویی تازه میبخشند. ترور و قتل، اجساد مادی را محو میکنند ولی معنای وجودی شهیدان همواره استوار مستحکم و خالص و به دور از گرایشات جسمانی، حاضرند و از هر قیدی رها. ارواح شهدا، زندگی بخشند و عامل تاثیرگذار بر مفاهیمی که به خاطر آنها جان باختهاند. و چه بزرگ است آرمانها و مفاهیمی که سید شهیدان مقاومت اسلامی به خاطر آنها مبارزه کرد و در راه آن به شهادت رسید. مفاهیمی چون لبنان آزاد از نظام طوایف مختلف، لبنان رها از ارتش صهیونیستی، لبنان مقاوم و سرسخت، و لبنان عربی متحد بر فراز همه طوائف، و نیز مفاهیمی متعالی مانند:
فلسطین انتفاضه، جهاد و بیتالمقدس آزاد که همواره مرکز مبارزۀ حقطلبانه و نقطه درگیری و برخورد بین حق و باطل بوده است و خواهد بود. مفاهیمی رهائیبخش و قدسی همچون: انقلاب اسلامی، وحدت امت تا پیروزی مستضعفین و... و اینک من گواهی میدهم که سید عباس موسوی در مبارزه و شهادتش، سید و رهبر بیداری در پیوندگاههای همه این عنوانها و محورها بوده است.
بدون شک دشمن صهیونیستی با ترور این سید بزرگ «رضواناللهتعالیعلیه» تصمیم داشت تا کمر ما را بشکند و ضربهای سنگین بر پیکر مقاومت اسلامی در لبنان، فلسطین و منطقه وارد آورد، ولی نگاهی به فعالیت مجاهدان مسلمان در سه سال گذشته و درسهایی که از آن به دست میآید، معلوم میکند که تا چه میزان دشمن در این هدف شکست خورده است.
عملیات هفتگی در «جنوب مقاوم قهرمان» اکنون به مجاهدتهای روزانه تبدیل شده است و خسارتهای وارده بر دشمن و مزدورانش در حال افزایش است و منتقمان خون سید عباس، در صحنه کارزار فلسطین، از عملیات جهاد اسلامی فلسطین در کفار سابا در عمق مراکز دشمن پس از عملیات شهادتطلبانه «ناتانیا» که از سه هفته پیش در عمق کیان دشمن صهیونیستی صورت گرفت، در حال افزایش است.
مهمتر این که حزبالله (حزبی که دبیرکلش «سید عباس موسوی» به شهادت رسید) به حزبی عربی اسلامی در سطح منطقه تبدیل شده و دارای نقش منطقهای موثر و بارزی است که دولتها از انجام آن ناتوانند و امت بر شعله درخشان این پیروزیها، به رغم تلاش و ناسپاسی فتنهانگیزان، زندگی مییابد، و حزبالله اکنون حزبی است که لبنان را به امت پیوند میدهد به طوری که هیچ چیز دیگری از عهده آن برنمیآید.
برآورد پیروزیهای «مجاهدین مقاومت» در برابر دشمن صهیونیستی نشانگر میزان خسارت دشمن است حال آنکه برآورد عملکرد نظامها و محافل رسمی عربی در برابر دشمن نشانگر عقبنشینی خطرناکی است. از زمان امضای معاهده ذلتبار اسلو، دشمن صهیونیستی از شرق و غرب به منطقه نفوذ میکند و پایتختهای عربی در برابر آن کرنش میکنند. دشمن با اتکا به دروازه بزرگ «غزه _ اریحا» پیش میرود تا خودمختاری دلخواه خویش را بر منطقه مستولی سازد و ساختمان آن را به دور از برخوردهای ایدئولوژیکی و مبارزه ملتها و تمدنها برپا دارد با این هدف که آن را به بازاری تبدیل کند. دشمن میخواهد پهنۀ عربی _ اسلامی را به بازاری به نام «بازار خاورمیانه» تبدیل کند که روابط خرید و فروش بر آن حاکمیت داشته باشد. آیا این، یک خیال و توهم است؟ آیا حبّ دنیا و ناخشنودی از مرگ است، چیزی که جنگها را به پایتختهای ما کشید اما اینک دشمنان بدون جنگ وارد آن شدهاند. در این بین فقط آنهایی که از مرگ نمیهراسند، قادرند تا رعب و وحشت را در قلب دشمن ایجاد کنند، آنانی که علیرغم ظاهر محقرانه آرزوهایشان حق است و آزادی و صلح و رویایشان به حجم عالم هستی است، و ارادهشان ناشی از مشیت الهی است. آنان که قهرمانان قدساند و قهرمانان عملیاتی چون عملیات تلآویو، «نتاریم» و «ناتانیا» که دشمن از برابر آنها فرار کرد.
آری در حالی که پایتختهای پر از سلاح در برابر دشمن صهیونیست سر تعظیم فرود میآورند، (زیرا که ناتوان از انجام وظیفه و غرقه در فساد و ننگ هستند) عملیات شهادتطلبانه «ناتانیا» به حکام منطقه میگوید: «بنگرید و عبرت گیرید که دشمن تا چه حد شکستنی و زبون است» این عملیات همچنین به جهان میگوید: «آنکه اسرائیل را در منطقه به وجود آورد، در حقیقت علتی جوهری برای عدم ثبات در منطقه و نیز علیه خود به وجود آورده است و اینک باید هم مسئولیت و هم کفارۀ گناه آن را بر دوش کشد» جهان باید بداند صلحی که بر پایههای قدرت و ستمکاری نهاده شده است، صلح نیست بلکه عامل جدیدی برای جنگ است. عملیات «ناتانیا» همچنین به اسرائیل میگوید «نه سلاح اتمی شما و نه توافقتان با عرفات و امثال او در بین حکومتهای منطقه، امنیت و صلحی برای شما ارزانی نمیدارد» بنابراین شما ضدآرمانهای عدالتخواهانه و مقدس هستید و مومنان دلیر هرگز این ضدیّت را بر نمیتابند.
این عملیات به عرفات و همفکران او میگوید: «توافق سترون و ذلتبار شما هرگز ما و ملت ما را به چیزی متعهد نمیسازد». همین عملیات نیز به امت و مردم ما میگوید: «بدون شک جنگ با دشمن صهیونیستی ادامه دارد و دروازه جهاد باز است و نعمت شهادت باقی است و پاداش جهاد نزد خداوند و در دنیا از پاداش تسلیم و ذلّت بالاتر است». بدون تردید ایمان پیروز است و لذا اردوگاه آوارگان فقیری که «رابین» تروریست آن را ویران و استخوان کودکان آن را خرد کرد هنوز تهدیدی استراتژیک و جدّی برای دولت عبری و روند صلح است. چرا که ساکنان این اردوگاه و نظایر آن همواره فریاد برمیآورند: «یاما و یا آنها»، ساکنانی که تخم رعب و وحشت را در دل دشمن میکارند.
به طور قطع، عملیات ناتانیا و مجموعه عملیات شهادتطلبانه پیش از آن، تاکید دارند که ما مبارزه را به تسلیم ترجیح میدهیم و نیز تاکید دارد که عرفات و اطرافیان او و حکامی که در مرام اویند هرگز به جنگ با دشمن در نیامیختهاند بلکه قرارداد فروش و تسلیم وطن را امضاء کردهاند و خونهای ریخته شده در مبارزه با دشمن را به هدر دادهاند.
آنان قبل از آنکه ما را به «مسلخ اسلو» ببرند در فساد در تمامی ابعاد آن از اخلاقی و سیاسی غوطهور بودهاند، اما مجاهدین به تنهایی، اراده زندگی و حیات را در اختیار دارند، ارادهای که تمام تکنولوژی غرب متکبر و ستمکار از انحراف آن ناتوان است، ارادهای که بنا به اعتراف «اسحاق رابین» تبدیل به تهدیدی استراتژیک علیه دشمن صهیونیستی شده است و این موضوع فقط یک معنا را میدهد که: «ما امتی زندهایم و هرگز شکست نخوردهایم و شرایط آمریکایی _ صهیونیستی، مطابق با سرنوشت امت ما نیست و شیوۀ ستمکارانه و تروریسم آمریکایی، شمشیری نیست که ما در برابر آن سر خم کنیم. امروز منبع تروریسمی همانند دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی در جهان وجود ندارد، همانهایی که تخم تروریسم را در سرزمین ما و همه نقاط زمین میکارند. همانها که وقتی ما فریاد میزنیم و به دفاع از خود میپردازیم تلاش میکنند تا دهان ما را بندند. منطق آنان به تجاوزگر و اشغالگر و جنگطلب، حق کشتار شهروندان و بیگناهان را میدهد ولی به مستضعف و مظلوم حق دفاع از خود و نبرد با ارتش و نظامیان اشغالگر را نمیدهد. آیا شما حتی یکبار صدای دولت آمریکا در مخالفت با قتل و کشتار شهروندان غیرنظامی را در محله صفیر در حومه جنوبی بیروت شنیدهاید؟ جهان به تمامه با دلایل روشن و انکارناپذیر میداند که عامل اصلی تروریسم کیست. جهان میداند که یک فرد در این کار نیست، بلکه دولتی رسمی است که به عاملان تروریسم به اشکال گوناگون نظیر مهاجرتهای دسته جمعی، نیرو، سرمایه، تکنولوژی پیشرفته، سلاح و همهگونه وسایل مورد نیاز در جنگ اعطا میکند. چرا که دولت آمریکا عملیات تجاوزکارانه علنی رژیم غاصب صهیونیستی را تروریسم نمینامند؟ برای آنکه آمریکا با رژیم صهیونیستی شریک استراتژیک است و خود او مادر تروریسم در جهان است و ما اولین قربانیان آن هستیم.
آیا اعلام نظر بزرگترین تشکیلات نظامی غرب و بارزترین آن در تاریخ، «پیمان ناتو» را نشنیدید که چگونه اسلام را اولین دشمن خود میشمرد؟ این اعلان نظر بدان معناست که شکنجه شدگان و مستضعفان از فیلیپین تا کشمیر و از چچن تا بوسنی و تا آفریقا و در طی عبور از قلب آن مناطق «لبنان و فلسطین» از سوی پیمان ناتو دشمن شماره یک محسوب میشوند. آری سرکردگان این پیمان که صبحگاهان و شامگانها تمامی تجهیزات خود را با غارت اموال امت ما، پیشرفتهتر میسازند و آن را دربست در اختیار دشمن صهیونیست قرار میدهند باید هم چنین موضعی برگزینند. ما هم خوب میدانیم که تلاش ناتو و رژیم اشغالگر قدس در واقع اقامه جنگ علیه اسلام و امت اسلامی است. از همین رو برماست که دچار تفرقه و تشتت نشویم ما همگی باید قیام کنیم گرچه تکتک ما را بکشند.
برادران، ما امروز سه سال پس از شهادت «سیدعباس موسوی»، یاد او را گرامی میداریم و در همین هنگام نیز شانزدهمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران، یعنی بزرگترین پیروزی مستضعفین در طول قرن را جشن میگیریم. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، پیروزی و بیداری مجدد ملت اسلامی است. همان پیروزی که مقاومت اسلامی انتفاضه مبارک را برانگیخت، همان پیروزی که اعتماد به نفس، به عقیده و خویشتن را به مسلمانان اعطا کرد و قلب و عقل ما را از ترس دولتهای ابرقدرت رهانید. بله، امام خمینی (رضواناللهتعالیعلیه) به زندگی ما معنی بخشید و به ما امید تغییر و تحول داد و ثابت کرد که نه فقط تغییر ممکن است بلکه حتمی است.
به رغم وسعت توطئههای دامنهداری که از روز اول عمر انقلاب اسلامی تاکنون در جریان بوده اما انقلاب (این بهترین الهامبخش میلیونها مسلمان و مستضعف در جهان) ادامه داشته است. این انقلاب، امروز به رهبری حضرت آیتالله خامنهای (حفظهالله) بر صلابت و ریشه اصیل و عمیق خویش تاکید دارد، به گونهای که شیطان بزرگ و یاران او در دایره استکبار بینالملل هرگز بر آن دست نخواهند یافت.
برادران، در روز بزرگداشت پیروزی انقلاب اسلامی ایران و شهادت سیدعباس موسوی دبیرکل حزبالله لبنان تاکید میکنیم که مبارزه ما در فلسطین همچنان ادامه دارد و این حق مقدس ما و وظیفه مقدس ما است. ما وارثان حقی عادلانه هستیم که به دست آوردن آن حق چه زود و چه دیر، قطعی است و دشمن هرگز نخواهد توانست جهاد و شهادتطلبی ما را در راه احقاق حق متوقف سازد هر چند که از گروه امضاءکنندگان توافق اسلو برای نگهبانی کیان صهیونیستی کمک بگیرد.
وقتی که رابین و عرفات اخیرا دیدار کردند. رابین با درشتی، بحث پیرامون هر موضوعی مثل انتخابات، جلوگیری از گسترش ارتش صهیونیستی، بحث از شهرکهای یهودینشین و حتی برچیدن زنجیر امنیتی را رد کرد و فقط یک موضوع را در دستور کار قرار داد و آن امنیت و حراست از رژیم صهیونیستی بود. وقتی رابین از عرفات پاسخ کافی دریافت نداشت، به رغم امتیازات ننگآوری که او اعطا کرده بود) رابین مذاکره را به مهلتی دیگر موکول کرد مهلتی برای آزمایشی دیگر در سقوط مستمر و بدون نهایت. عرفات و رابین، هر دو در راهی بنبست حرکت میکنند و هر چه تنگنای رابین افزایش یابد، تنگنای عرفات نیز افزایش مییابد، ولی ما تاکید میکنیم که هرگز نمیپذیریم تا عرفات بدن ما را تقدیم رابین نماید و هرگز نمیپذیریم که او به حساب مردم ما دستورات و اوامر صهیونیستی را گردن نهد.
من به نام تمام مجاهدین عرفات را از ادامه در بازی گناهآلودش بر حذر میدارم و به او از بالای این منبر میگویم آنچه که از عمر تو باقی است کفاف نمیدهد تا به جنگ حماس و جهاد اسلامی و بقیه نیروهای مخالف برخیزی.
چرا باقی عمرت را در خدمت به اسحاق رابین از دست میدهی؟ رابین و پرز از یک سو و قاهره و واشنگتن از طرفی دیگر، تو را تحت فشارهایی از اوهام و خیالات قرار میدهند تا با سرعت تمام، به مقابله با مجاهدین فلسطین برخیزی. آنان این توهم را برای تو ایجاد کردهاند که این راه، راه به دستآوردن نفوذ بیشتر در کرانه غربی است و میخواهند ترا قانع سازند مادام که در «پیمان جهانی»، علیه «اصولگرایی» عمل میکنی هیچ نگرانی متوجه تو نیست.
تو به این صورت، راه برپایی آتش را طی میکنی، اما مجاهدین فلسطین، کسانی که بر وحدت مردم و همسویی آن و نیز بر وحدت سرزمین تاکید دارند، هرگز اجازه نخواهند داد تا از خطوط قرمز جدید عبور کنی آنچنان که اخیرا عبور کردی.
برادران، در روز سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران و شهادت سید عباس موسوی تاکید میکنیم که پیروزی اسلام در تهران در شانزده سال پیش، سرآغازی برای درخشش و شکوفایی مسلمانان تا رهایی، آزادی و ظهور مجدد امت اسلامی است و اعلام میکنیم که سیدعباس موسوی با مرگ استثناییاش، نشاط و تحرک و طغیان بیشتری به زندگی ما هدیه کرد و این همان راه واقعی عقیده و جهاد است.