تاریخ انتشار : ۱۵ آذر ۱۳۸۶ - ۱۰:۴۶  ، 
کد خبر : ۲۱۱۹۵

تقابل بازیگران بین‌المللی با یکجانبه‌گرایی آمریکا

سیدرضی عمادی مقدمه: در نیمه دوم قرن 20 تلاش زیادی انجام گرفت تا از بروز چنین حالتی جلوگیری به عمل آید. دولتها سعی کردند با نهادینه کردن نظام بین‌المللی و ایجاد سازمان ملل متحد و سازمانهای دوجانبه و چندجانبه میان خود و توسعه دادن حقوق بین‌الملل از وقوع این وضعیت و ایجاد بی‌نظمی و آنارشی در جهان جلوگیری کنند. جامعه بین‌المللی تصمیم گرفت به جای رقابت دولتها با یکدیگر در هر مساله‌ای به همکاری میان دولتها در آن مسایل تاکید کند. با وجود تمام این اقداماتی که در زمینه گسترش همکاریهای بین‌المللی انجام گرفت، باز هم جهان هراز چندگاهی شاهد بی‌نظمی‌ها، ناآرامی‌ها و جنگهای مکرری بوده است. اما آنچه که باعث عدم اعمال سیاست یکجانبه‌گرایانه در سطح بین‌المللی توسط دولتهای قدرتمند می‌شد، نوع نظام حاکم بر روابط بین‌الملل بود که «نظام دوقطبی» بود. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی باعث شد تا ایالات متحده آمریکا تنها ابرقدرت جهان باشد. تک‌قطبی شدن نظام جهانی با تلاش ایالات متحده در جهت اعمال سیاست یکجانبه‌گرایی در جهان توام شد. این سیاست بویژه پس از 11 سپتامبر 2001 به نحو بارزی در سطح بین‌الملل دیده شد و به تبع مخالفت‌های زیادی را برانگیخت.

تعریف یکجانبه‌گرایی

یکجانبه‌گرایی عملی است که هم در سطح ملی و هم بین‌المللی انجام می‌شود. اما این تعریف تنها یک جنبه موضوع است و برای درک واقعی از این واقعه کافی نیست. "پی‌یر ماری دوپی" یکجانبه‌گرایی را این چنین تعریف می‌کند: "«دولت یکجانبه‌گرا دولتی است که در بازی جمعی شرکت نمی‌کند، به صورت انفرادی بازی می‌کند و منافع خود را بر منافع جمعی ارجحیت می‌دهد» بنابراین در اینجا یکجانبه‌گرایی به عمل دولتی گفته می‌شود که تنها براساس ایده‌های خود عمل می‌کند و به مقرراتی که براساس اجماع جامعه بین‌المللی وضع می‌شود توجهی نمی‌کند. این دولت با این عمل در پی این است که منافع جمعی را فدای منافع شخصی‌اش کند.

همه رفتارها فاکتورهای انگیزشی معینی دارند که باعث انجام آن رفتار می‌شوند. در مورد یکجانبه‌گرایی هم یک سری فاکتورهای انگیزشی معینی وجود دارد که باعث می‌شود دولتی سیاست یکجانبه‌گرایی را اتخاذ کند. مهمترین دلایل این نوع رفتار عبارتند از: 1- اطمینان به داشتن توانایی برتر 2- اعتقاد راسخ به برتر بودن ارزشهایش 3- بالا بودن میزان رقابت که باعث می‌شود یک دولت هر نوع هزینه را برای پیروزی در این رقابت بپردازد.

برای مثال اگر دولتی از قدرت بالایی برخوردار است و ترس زیادی هم از قدرت و توانایی حریفانش ندارد و ارزشها و فضیلتهای خود را برتر می‌داند، سیاست یکجانبه‌گرایی را اتخاد می‌کند. این عقیده در سیاست بین‌الملل امروزی نسبتا اعمال شده است و همچنان هم در حال اعمال است. دولتها زمانی به سازمانهای بین‌المللی می‌پیوندند و خود را ملزم به رعایت مقررات این سازمانها می‌کنند که مطمئن باشند نمی‌توانند به تنهایی از منافع خود حمایت کنند. از طرفی اگر دولتی مطمئن شد که می‌تواند بدون عضویت در سازمانهای بین‌المللی منافع‌اش را تامین کند دیگر لزومی به پبروی از این سازمانها نمی‌بیند. این همان چیزی است که در رفتار ایالات متحده منعکس شده است.

اعتقاد یک دولت به برتر بودن ارزشهایش بیشتر توسط دولتهایی که اساس ایدئولوژیکی دارند اعمال می‌شود اما به تنهایی نمی‌تواند منبع نگرانی باشد، گرچه می‌تواند یکی از علل یکجانبه‌گرایی باشد. این عامل در صورتی موفقیت‌آمیز است که با توانایی‌های دولت یعنی عامل اول ترکیب شود. اگر دولتی توانایی بالایی نداشته باشد و تنها بخواهد براساس ایدئولوژی، سیاست یکجانبه‌گرایی را اتخاذ کند، در تحقق این سیاست موفق نخواهد بود. بهترین مثال در این مورد رژیم طالبان است که از یک ایدئولوژی افراطی بهره می‌برد اما توانایی چندانی برای اعمال یکجانبه‌گرایی در سطح ملی آنرا هم نداشت.

اما سوال مهمی که نیاز به توجه دارد این است که چرا و چه زمانی یکجانبه‌گرایی باعث نگرانی می‌شود؟ ایده یکجانبه‌گرایی ایده‌ای نیست که تنها در روابط میان دولتها اعمال شود بلکه اخیرا به نحو فزاینده‌‌ای در امور فرادولتی دیده شده است. گرچه این سیاست در سطح ملی هم منبع نگرانی است اما زمانی که در سطح بین‌المللی اعمال می‌شود نگرانی بسیار بیشتری را ایجاد می‌کند زیرا روی دولتهای دیگر هم تاثیر می‌گذارد و امنیت دیگر دولتها را هم مورد تهدید قرار می‌دهد. این مقاله سعی بر آن دارد که در مورد ایده یکجانبه‌گرایی آمریکا و تاثیر آن بر جامعه بین‌المللی و موضع جامعه بین‌المللی در این مورد بحث کند.

یکجانبه‌گرایی ایالات متحده‌آمریکا

با تعریفی که از یکجانبه‌گرایی ارائه شد این سوال پیش می‌‌آید که این سیاست را حکومت بوش شروع کرد و یا اینکه در سیاستها و اعمال دولتهای قبلی هم این سیاست وجود داشته است؟ برتری نظامی آمریکا همراه با عقیده‌اش در مورد برتر بودن ارزشهایش منجر به اتخاذ سیاست یکجانبه‌گرایی شد. نگاهی به سیاستهای گذشته دولت آمریکا نشان می‌دهد که در گذشته هم این سیاست اعمال می‌شد. برای مثال ایالات متحده آمریکا در جولای 1998 از پذیرش اساسنامه دادگاه جنایت بین‌المللی خودداری کرد. اما با همه این وجود، یکجانبه‌گرایی هرگز به طور رسمی در سیاستهای آمریکا به مانند آنچه که امروز در دولت بوش دیده می‌شود، اعلام نشده بود. بعضی اعمال انجام شده و تصمیمات گرفته شده توسط دولت بوش صحت این مساله را تائید می‌کند. مثلا لغو پیمان موشکهای ضدبالستیک، تضعیف پیمان عدم تکثیر سلاحهای هسته‌ای و پیمان منع جامع آزمایشهای هسته‌ای، رد اجماع علمی بین‌المللی برای نظارت بر گرم شدن جهان، خروج از پروتکل کیوتو، خودداری از امضای طرح پروتکل پیمان تسلیحات بیولوژیکی، دکترین پیشگیرانه وضع شده در استراتژی امنیت ملی سپتامبر 2002 آمریکا و نهایتا تصمیم به شروع جنگ در عراق بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد. در اینجا سعی می‌شود به جزئیات موارد مهمتر اعمال یکجانبه آمریکا پرداخته شود.

لغو پیمان ABM

دولت بوش اعلام کرد که از پیمان سال ABM 1972 که برنامه دفاع موشکی جنگ ستارگان را دنبال می‌کرد، خارج خواهد شد. از 13 ژوئن 2002 دیگر ایالات متحده عضو پیمان ABM نیست و دفاع موشکی با رجحان در "سیاست، سرمایه و سازمان در اولویت قرار دارد. رهبران سیاسی آمریکا با تکثیر موشکهای بالستیک و کروز و سلاحهای کشتار جمعی به سوی طرح درازمدتی برای استقرار دفاع موشکی جنگی به عنوان ابزار حمایتی ایالات متحده از نیروهایش در خارج از کشور و از متحدانش حرکت کرده‌اند.

خروج از پروتکل کیوتو

پرزیدنت بوش در مارس 2001 اعلام کرد که ایالات متحده از پروتکل 1997 کیوتو خارج شده است. دلیل آمریکا برای خروج از این پروتکل این بود که الزامات ارائه شده در پروتکل برای همه کشورهای جهان به کار نمی‌رود و این پروتکل به اقتصاد آمریکا ضربه زده است.

استراتژی امنیت ملی آمریکا

بهترین مثال برای یکجانبه‌گرایی آمریکا، استراتژی امنیت ملی این کشور است که در سپتامبر 2002 تصویب شد. این سند خصلت دوگانه‌ای دارد: از یک طرف برنیاز به اعمال چندجانبه برای حل همه نوع مسایل تاکید می‌کند و از طرف دیگر صریحا مطرح می‌کند که ایالات متحده در مواردی که نیاز هست می‌تواند به صورت انفرادی عمل کند. در این سند آمده است که "آمریکا پیوسته سعی می‌کند که حمایت جامعه بین‌المللی را بدست آورد اما اگر نیاز ببیند که باید به صورت انفرادی عمل کند در این عمل تردید نخواهد کرد و حق دفاع از خویش را اعمال خواهد کرد. براین اساس دکترین پیشگیرانه در این سند مطرح شد.

در این سند همچنین آمده است که "محققان حقوقی و حقوقدانان بین‌الملل اغلب مشروعیت پیشگیری را به وجود تهدید قریب‌الوقوع که اغلب نوسازی محسوس نیروهای هوایی، دریایی و زمینی جهت آماده شدن برای حمله را شامل می‌شود، مشروط می‌کنند. ما باید مفهوم تهدید قریب‌الوقوع را به توانمندیها و اهداف دشمنان امروزی وفق دهیم. "ترس از ملل خارجی که در این سند اتخاذ سیاست یکجانبه‌گرایانه را توجیه می‌کند در سیاست دولت بوش در قبال عراق به نحو بارزی دیده شد و براساس همین دکترین و با این بهانه که عراق سلاح کشتار جمعی دارد که امنیت آمریکا و امنیت بین‌المللی را تهدید می‌کند به عراق حمله کرده است.

جنگ عراق

تصمیم به شروع جنگ علیه عراق در مارس 2003 براساس دکترین پیشگیرانه و بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل عمل بارزی در جهت سیاست یکجانبه‌گرایانه آمریکا بوده است. عمل یکجانبه‌ علیه عراق که براساس مدارک قابل مجادله انجام شد باعث برهم خوردن نظم بین‌المللی شد و جامعه بین‌الملل را ناامن ساخت. ایالات متحده نه تنها هیچ توجهی به تظاهرات جهانی علیه این اقدامش نکرد بلکه بعد از جنگ هم به خواست مردم عراق مبنی بر خروج سربازان آمریکایی از عراق توجهی نکرد.

تحلیل NPT

عمل دیگری که ایالات متحده انجام داد و عمل قاطعی برای اثبات یکجانبه‌گرایی‌اش می‌باشد تصمیمش برای تحلیل NPT و CTBT است که در پی آزمایش سلاحهای هسته‌ای جدید اعمال شد. گرچه ایالات متحده هم همانند سایر کشورها عضوی از توافق‌‌نامه‌های بین‌المللی و همینطور تابع برخی از موافقت‌نامه‌ها و پیمانها است، اما با این وجود رویکردش کاملا گزینشی است. چنانکه جوزف نای می‌گوید که: "یکجانبه‌گرایی موازی رضایت به همراهی با پیمانهای بین‌المللی است اما تنها تا آنجایی که آمریکا آنها را مناسب می‌داند زیرا آمریکا ترجیح می‌دهد که به دور از محدودیتهای پیمانها اتخاذ سیاست کند. بنابراین این یک عمل متناقض است. از یک طرف مناسب می‌داند که دولت به رویکردهای چند جانبه اعتماد کند و از طرف دیگر تردیدی ندارد که از ظرافتهای حقوقی صرفنظر کند. اما اعمال آمریکا نشان می‌دهد که تسلط با رویکرد دوم است. دولت آماده حمله به عراق است حتی اگر این کار را به تنهایی انجام دهد. به عبارتی بهتر این است که شورای امنیت در این موارد مجوز بدهد چون اگر مجوز بدهد چون اگر مجوز ندهد ایالات متحده خود را ملزم به رعایت نظر شورای امنیت نمی‌داند.

دلایل آمریکا این است که مقررات حقوق بین‌الملل قابل اعمال نیستند. لذا ایالات متحده درصدد است که از مکانیسمهای نهادی جمعی برای تصمیم‌گیری در امور بین‌الملل جدا شود.

تاثیرات یکجانبه‌گرایی برای آمریکا

یکجانبه‌گرایی یک اصل پذیرفته شده در میان سیاستگذاران آمریکایی است اما با این وجود تاثیراتش نه تنها برای جامعه بین‌المللی بلکه برای خود ایالات متحده هم تردیدآمیز می‌باشد. حتی آنها که اعمال آمریکا را در زمینه‌های اخلاقی به چالش نمی‌کشند معتقدند که در نهایت یکجانبه‌گرایی به منافع خود آمریکا آسیب وارد خواهد کرد. برای مثال کریس پاتن نوشت که: "چاپلوسان دوستان واقعی نیستند... انگیزه یکجانبه‌گرایی جدید نیست. پست و بی‌شرمانه هم نیست. این ادعا که وظیفه اول آمریکا باید حمایت از دمکراسی‌اش و حقوق مردمش باشد، خودخواهی نیست. اما این سوال مطرح است که استفاده از دکترین پیشگیرانه و سیاست یکجانبه‌گرایی برای تحقق حکومت دمکراتیک در کشورهای دیگر به نفع منافع آمریکا است یا خیر؟ جواب من این است که پیامد یکجانبه‌گرایی پیامد غیرمفیدی خواهد بود.

آمریکا معتقد است که اکثر دولتها نمی‌توانند از آمریکا جدا باشند زیرا منافعشان بوسیله تعهدشان به آمریکا بدست می‌‌آید. اما واقعیت این است که ایالات متحده بیش از حد به خود و متحدانش مطمئن است. زیرا وقتی منافع ملی حتی دوستان و متحدان آمریکا با منافع آمریکا برخورد کند، آنها قطعا آمریکا را ترک خواهند کرد. وینستون چرچیل می‌گوید که "چیزی مثل دوستان یا دشمنان دائمی در سیاست بین‌الملل وجود ندارد. تنها چیزی که دائمی است منافع ملی می‌باشد. بنابراین ایالات متحده باید بداند که دوستان و متحدانش نیز منافع ملی دارند و دائما منافع ملی آنها با منافع آمریکا تطابق ندارد. گرچه فرانسه و آلمان از دوستان و متحدان سنتی آمریکا هستند اما در جنگ عراق با این کشور همراهی نکردند. برژینسکی مشاور امنیت ملی سابق آمریکا نوشت که "اگر متحدان اصلی دمکراتیک آمریکا در آسیا و اروپا این کشور را از نظر اخلاقی بی‌تفاوت و از نظر سیاسی بی‌تجربه ببینند، در مقابله با تروریسم در سطح وسیعتر ناکام خواهد ماند و مطمئنا حمایت جهانی از سیاستهای آمریکا کاهش خواهد یافت و توانایی آمریکا هم برای حفظ ائتلاف دمکراتیک ضدتروریسم شدیدا کاهش خواهد یافت."

بنابراین می‌توان گفت که استراتژی یکجانبه‌گرایی در نهایت امنیت آمریکا را در درون آمریکا کمتر خواهد کرد و منافع سیاسی‌اش را در خارج تضعیف خواهد کرد. اگر آمریکا به این رفتار خود ادامه دهد در بسط ارزشهایش ناکام خواهد ماند. قدرت نرم‌افزاری آمریکا کاهش خواهد یافت. منظور از قدرت نرم‌افزاری سه عنصر توصیف شده توسط اولین گروه است که این سه عنصر عبارتند از: -1 حضور ارزشها و فرهنگ آمریکایی 2- درک این مساله که هژمونی آمریکا مفید خواهد بود. 3- مشروعیت آشکار اعمال قدرت آمریکا. به علاوه استراتژی امنیت ملی آمریکا در سپتامبر 2002 موضوعاتی را مطرح کرده که می‌تواند تاثیرهای بدی برای آمریکا در پی داشته باشد. جهت‌گیریهای این استراتژی می‌تواند در سه اصطلاح تعیین شود؛ ابرقدرت، جاه‌طلبی و پیشگیرانه. هر سه این اصطلاحات در درون خود یک جنبه منفی دارند که نمی‌توانند مورد پذیرش همه بازیگران دولتی و غیردولتی واقع شود. احساسات ضدآمریکایی هم در سراسر جهان در حال افزایش است. این مساله هم در سطح دولتی و هم اجتماعی می‌تواند به آمریکا آسیب وارد کند. این حس دشمنی در حال توسعه در میان واحدهای مختلف می‌تواند حمله‌های تروریستی را هم علیه مردم و هم حکومت آمریکا افزایش دهد. نتیجه این امر افزایش شدید میزان ناامنی خواهد بود.

یکجانبه‌گرایی آمریکا و موضع چین

چین به عنوان یک قدرت بزرگ و رقیب‌ ایالات متحده تمام حرکتها و سیاستهای این کشور را با دقت زیادی تحت‌نظر دارد. موضع تهاجمی آمریکا در برخی زمینه‌ها می‌تواند به منافع چین آسیب وارد کند. بسط یکجانبه‌گرایی آمریکا باعث افزایش نگرانی چینی‌ها شد. اما پاسخ چین از یک مساله به مساله دیگر متفاوت می‌باشد.

کاغذ سفید چین که در سال 2002 منتشر شد در مورد لغو ABM اینگونه می‌نویسد که "دیدگاه چین پیرامون دفاع موشکی ثابت و روشن است. چین نگرانی کشورها را راجع به تکثیر سلاحهای کشتار جمعی درک می‌کند. اما همانند بعضی کشورهای دیگر، چین هم معتقد است که این مساله باید از طریق ابزارهای دیپلماتیک و سیاسی و با تلاشهای مشترک جامعه بین‌المللی حل شود. چین از لغو پبیمان ABM متاسف است. دیدگاه همیشگی چین این است که حفظ ثبات استراتژیکی جهان و نظام کنترل تسلیحات بین‌المللی، خلع سلاح و عدم تکثیر اهمیت حیاتی دارد و با منافع اساسی همه کشورها مطابقت دارد. چین امیدوار است که کشورهای مربوطه افکار جامعه بین‌المللی را در نظر گرفته و در مساله دفاع موشکی احتیاط را رعایت نمایند. به عبارتی امنیت بین‌المللی را در نظر بگیرند. چین خواهان گفتگوی سازنده با همه بخشهای درگیر می‌باشد و تلاشهای مشترکی جهت تضمین صلح و امنیت بین‌الملل انجام می‌‌دهد.

اساس این برداشت چین تهدیدی بود که از جانب تایوان با کمک به این کشور از طریق تسلیحات کشتارجمعی نسبت به چین اعمال می‌شد، لذا می‌گوید: "چین نگران الحاق کشورهای معین به نظامهای تحقیق و توسعه دفاع موشکی جنگی با نگاهی به استقرارشان در منطقه اسیای شمال شرقی می‌باشد. این مساله منجر به تکثیر تکنولوژی پیشرفته موشکی خواهد شد و به صلح و ثبات منطقه آسیا ـ پاسیفیک صدمه خواهد زد. چین با هر کشوری که تایوان را به دفاع موشکی جنگی مجهز کند یا به هر شکل دیگری حمایت کند، مخالف است. برای جلوگیری از چنین پیامدهایی، کاغذ سفید اصرار زیادی به شکل‌دهی بعضی مکانیسمهای حقوقی دارد که قادر باشد با هر تهدیدی به شیوه مناسبی برخورد کند. این سند بیان می‌کند که "جامعه بین‌المللی بزودی باید ابزارهای حقوقی و ضروری را ایجاد کند که از استقرار تسلیحات در فضای خارج از جو زمین و استفاده یا تهدید به استفاده از نیرو علیه اهداف در فضای خارج از جو زمین جلوگیری کند و بنابراین صلح و آرامش در آنجا را تضمین کند.

پاسخ چین به استراتژی امنیت ملی آمریکا تا حدی مبهم بود. آمریکا از نقش چین تشکر کرده بود، بنابراین چین نمی‌توانست حتی نسبت به آن بخشهایی از این سند که قبول نداشت آشکارا واکنش نشان دهد. اما با این وجود دکترین پیشگیرانه مطرح شده در این سند باعث افزایش نگرانی چینی‌ها شد. تصمیم آمریکا به شروع جنگ به عنوان یک عمل پیشگیرانه باعث افزایش بی‌ثباتی خواهد شد که تا حد زیادی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی چین خطرناک است. چین به خاطر حفظ توسعه اقتصادی توجه زیادی به صلح و ثبات دارد. همانطور که کاغذ سفید بیان می‌کند "یک چین در حال توسعه به یک محیط بین‌المللی صلح‌آمیز و آب‌و‌ هوای مساعد در پیرامونش نیاز دارد و توسعه‌اش کمک بیشتری به صلح جهان و پیشرفت بشر خواهد کرد."

بنابراین هر نوع بی‌ثباتی‌ای به عنوان نتیجه دکترین پیشگیرانه به منافع توسعه اقتصادی چین آسیب وارد خواهد کرد. به علاوه، استراتژی امنیت ملی آمریکا مدعی است که کره شمالی بعد از عراق تولیدکننده مهم سلاحهای کشتار جمعی است. بنابراین اگر جنگی علیه کره شمالی شروع شود بر امنیت چین هم تاثیرات منفی خواهد گذاشت.

فاکتور دیگری که برای چین می‌تواند نگران‌کننده باشد این است که استراتژی امنیت ملی آمریکا "تعهدات آمریکا به دفاع از تایوان را مطرح می‌کند. این مساله می‌تواند جدایی‌طلبان تایوانی را جهت تسریع در جدایی این جزیره از چین تشویق کند که این مساله می‌تواند باعث برخورد نظامی در تنگه تایوان شود. در این وضعیت، تعهدات آمریکا به عنوان ابزارهایی برای اشغال چین، آسیب زدن به توسعه اجتماعی چین و سیاست خارجی‌ مشارکتی چین تفسیر خواهد شد.

چین قویا سیاست یکجانبه آمریکا در جنگ علیه عراق را محکوم کرد. گرچه چین آشکارا از آمریکا انتقاد نکرد اما قویا به عمل از طریق ملل متحد اصرار کرد. چین از نیاز به عمل چندجانبه‌ به جای سیاستهای یکجانبه دفاع کرد. برای مثال، شاژوکانگ سفیر چین در پنجمین کنفرانس بازبینی سلاحهای بیولوژیک عنوان کرد که "... در حال حاضر، وقتی که مساله امنیت به نحو فزاینده‌ای در حال تبدیل شده به یک مساله جهانی است، وابستگی متقابل میان کشورهای مختلف در این زمینه در حال افزایش است.. در واقع برای یک کشور بسیار مشکل است که به تنهایی امنیت خود را تضمین کند، با این وجود ابرقدرت آن ممکن است با اقدامات یکجانبه خویش امنیت نظام بین‌الملل را با خطر مواجه کند. تحت این شرایط، گسترش همکاری بین‌المللی تنها راه موثر برای چالشهای امنیت جهانی و بدست آوردن امنیت جامع و بادوام می‌باشد. با این وجود، او دوباره نسبت به این مساله که یک کشور معین با اتکا بر توانمندی نظامی و اقتصادی قوی‌اش اغلب یک رویکرد فایده‌گرا و یکجانبه‌گرایانه‌ای اتخاذ می‌کند و بدین شکل از اجرای مقررات و افزایش کارایی پیمانها جلوگیری می‌کند، اظهار تاسف کرد. او عنوان کرد که یکجانبه‌گرایی هرگز موفق نخواهد بود و تنها مسایل و ناامنی‌ها را تشدید خواهد کرد.

واقعیت غیرقابل انکار این است که چین همانند سایر کشورهای جهان از توانمندی‌اش برای اتخاذ گامهای عملی در جهت جلوگیری از یکجانبه‌گرایی آمریکا بهره نمی‌گیرد. این امر دو دلیل می‌تواند داشته باشد: 1- توانمندی نظامی ایالات متحده آمریکا 2- محدودیتهای دیگر کشورها. برای مثال چین می‌خواهد که حمایت آمریکا را برای متوقف کردن نظامی‌گری پیونگ ‌یانگ حفظ کند اما نه با ابزارهای نظامی و یکجانبه‌گرایی بلکه در پرتو ابزارهای دیپلماتیک و عمل در قالب سازمان ملل متحد و سازمانهای جمعی دیگر. در ضمن چین شرکتهای بزرگی دارد که منافع اقتصادیشان با آمریکا بدست می‌آید.

علی‌رغم این محدودیتها، دولت چین تلاش می‌کند که تهدید یکجانبه‌گرایی آمریکا را کاهش دهد. در جهت تحقق این هدف گامهایی هم برداشته است. برای مثال قویا بر رهبری سازمان ملل و اعمال چندجانبه تاکید کرد. وزیر خارجه چین، تانگ جیوان، در پنجاه و چهارمین اجلاس مجمع عمومی ملل متحد گفت که: "طبق مواد منشور ملل متحد، مسئولیت اولیه شورای امنیت حفظ صلح و امنیت بین‌المللی است. در این منشور آمده است که این نقش شورای امنیت غیرقابل انتقال است. تحت این شرایط حفظ اقتدار و تقویت نقش رهبری‌کننده شورای امنیت ضروری است. هر پیمانی که این اقتدار را تضعیف کند یا خواست یک کشور یا گروهی از کشورها در شورای امنیت را تحمیل کند، بسیار خطرناک است. به جای حفظ صلح، سیاست قرت و هژمونیسم را افزایش خواهد داد و مشکلات را بیشتر خواهد کرد. "کاغذ سفید در 2002 هم با" بسط اعتماد دوجانبه از طریق گفتگو برای ارتقا امنیت مشترک، همکاری و تهیه مفهوم امنیتی جدید به نشانه اعتماد دوجانبه، سود دوجانبه، برابری و همکاری شروع می‌شود و این روشها را از الزامات عصر جدید می‌داند.

در کنار اینها، چین گامهای عملی چندی هم گرفته است. برای مثال، چین همکاری با کشورهای آس ‌آن را در همه موضوعهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی افزایش داده است. رهبری‌اش را در سازمان همکاری شانگهای برای مقابله با تروریسم به اثبات رساند که گامی در جهت محدود کردن یکجانبه‌گرایی آمریکاست. به علاوه، پریزیدنت هونو سازی بیشتر بخش نظامی چین را به خاطر تهدیدی که از جانب استراتژی پیشگیرانه آمریکا بوجود می‌آمد، خواستار شد. سرانجام اینکه هم چین و هم روسیه سعی می‌کنند که روابط خوب با یکدیگر را در جهت کم کردن فشار یکجانبه‌گرایی آمریکا گسترش دهند. تمامی این اقدامات ممکن است به چین کمک کند که فشار یکجانبه‌گرایی آمریکا را حداقل در برخی زمینه‌ها کاهش دهد.

یکجانبه‌گرایی ایالات متحده آمریکا و موضع روسیه

روسیه هم نگران یکجانبه‌گرایی آمریکاست. زیرا تقریبا در طول 40 سال گذشته به عنوان یک ابرقدرت رقیب آمریکا بود. بنابراین قطعا هر عمل یا حرکتی از جانب آمریکا به دقت در محیط استراتژیک روسیه بررسی می‌شود. روسیه آشکارا سیاستهای آمریکا را محکوم نکرد زیرا نگران حفظ روابطش با آمریکا به خاطر ضعف اقتصادی‌اش می‌باشد. با این وجود، روسیه نسبت به افزایش قدرت آمریکا نظر مساعدی ندارد و تلاش می‌کند تا با یکجانبه‌گرایی آمریکا برخورد کند.

واکنش روسیه نسبت به استراتژی امنیت ملی آمریکا مبهم بود. مهمترین بخش این استراتژی که باعث نگرانی روسیه شد، دکترین پیشگیرانه می‌باشد. دکتر ایوان سافرانچوک در مورد این سند می‌گوید که "در روسیه، مهمترین عالمان و مفسران سیاسی‌ این سند را به عنوان اعلامیه یکجانبه‌گرایی آمریکا تلقی می‌کنند. بنابراین همکاری بین‌المللی به عنوان سیاستی که می‌تواند به یکجانبه‌گرایی آمریکا پایان دهد را بیشتر می‌پذیرند. او بیان می‌کند که این واکنش در دو مدل می‌تواند بیان شود: -1 مدل اول می‌تواند به عنوان مدل حسادت‌آمیز نامیده شود. در این مدل، این استراتژی به عنوان اثبات جاه‌طلبی‌های ژاندارم جهانی و هژمونیسم آمریکا در نظر گرفته می‌شود. با این وجود، همزمان دو نتیجه در درون این مدل وجود دارد: یک نتیجه عقل‌گرایانه و یک نتیجه احساس‌گرایانه. عقل می‌گوید که "واقعیت این است که ما باید با آمریکا زندگی کنیم." ولی احساس می‌گوید که "آمریکا خیلی زیاده‌خواهی می‌کند." -2 مدل دوم، مدل مجوز کار نامیده می‌شود. این مدل معتقد است که روسیه هم عضو محترمی از جامعه بین‌المللی می‌باشد. روسیه هم حق دارد که هر چیزی را که ایالات متحده انجام می‌دهد، انجام دهد.

واکنش روسیه نسبت به لغو پیمان ABM برخلاف واکنشی که نسبت به استراتژی امنیت ملی آمریکا نشان داد، واکنش انتقادآمیزتری بود. به عبارت دیگر نسبت به لغو پیمان ABM انتقاد بیشتری از آمریکا به عمل آورد. گرچه پوتین بیان کرد که روسیه از این تصمیم تاثیر نخواهد پذیرفت اما با این وجود از عمل آمریکا انتقاد کرد. او گفت که "تصمیم آمریکا مبنی بر خروج از پیمان ABM تصمیمی اشتباه است اما تهدیدی به امنیت ملی روسیه محسوب نمی‌شود." به علاوه، او بیان کرد که "امروز وقتی جهان با تهدیدی جدی مواجه شده است، نباید اجازه داد که خلاء حقوقی‌ای در حوزه ثبات استراتژیک بوجود اید.

میخائیل کاسیانوف وزیر امور خارجه روسیه در مورد این تصمیم آمریکا گفت که "این تصمیم تاسف‌انگیز بود زیرا موازنه استراتژیکی جهانی را تضعیف می‌کند. او همانند پوتین گفت که "روسیه احساس تهدید نمی‌کند اما این تصمیم برای امنیت کل جامعه بین‌المللی خطرناک است. "او گفت که "روسیه می‌تواند نگران نظامهای دفاعی‌اش نباشد اما اگر آمریکا لغو پیمان ABM را برگزیند ملل دیگر باید نگران باشند. "جیل دوئرتی گفت که "حرکت آمریکا ضربه‌ای به روسیه بود. او گفت که "روسیه احساس می‌کرد ائتلاف علیه تروریسم باعث گردآمدن کشورها با یکدیگر خواهد شد. اما آنها وجود یک خطر را در این ائتلاف احساس می‌کنند و آن هم این است که آمریکا قصد دارد این ائتلاف را به تنهایی پیش ببرد.

روسیه در جنگ عراق مخالف عمل یکجانبه‌ آمریکا بود و بر نقش ملل متحد در این مورد تاکید کرد. اما واقعیت اساسی این است که روسیه در اتخاذ یک موضع اساسی ناکام ماند. برای این ناکامی می‌توان چند دلیل اساسی برشمرد: 1- روسیه به خاطر ضعف اقتصادی‌اش به شدت ضعیف است. لذا نیاز دارد که برای رفع مشکلهای اقتصادی‌اش روابطش با آمریکا را بهبود بخشد. 2- بدست آوردن جایگاه بهتری در گروه 8 برای روسیه مشروط به همکاری‌اش با غرب می‌باشد. 3- روابط خوب روسیه با آمریکا زمینه را برای عضویت روسیه در WTO هموار خواهد کرد.

یکجانبه‌گرایی آمریکا و موضع اتحادیه اروپا

توماس والسک در مورد واکنش اتحادیه اروپا نوشت که "دکترین پیشگیرانه به معنای پذیرش جدایی دائمی آمریکا از نظام بین‌الملل یا تاکید بر برتری فزاینده‌اش بر حقوق و نهادهای بین‌المللی می‌باشد.

لوموند دیپلماتیک فرانسه طرحهای آمریکا برای حمله پیشگیرانه به عراق را با تصمیم نابود‌کننده هیتلر برای حمله، به اتحاد شوروی در تابستان 1941 تشبیه کرد. به علاوه، والسک به نقل از کریس پاتن، عضو امور خارجه اتحادیه اروپا، می‌گوید که "تجربه خونبار کشورها از جنگ به ما می‌گوید که نتیجه جنگ ناسیونالیستی به شدت آزاردهنده است... ما تمایل داریم که به اجماع در مورد این محکومیت احترام بگذاریم. نشان می‌دهد که بخشی از جامعه اروپایی خواهان حفظ امنیت و اجتناب از خطر است. اما این در مورد برخی دیگر از کشورهای اروپایی مثل انگلیس که بندرت از اعمال آمریکا انتقاد می‌کنند، صدق نمی‌کند. برخی دیگر از کشورهای اروپایی مثل آلمان و فرانسه حمایت از آمریکا را مشروط به این کردند که آمریکا بتواند ادعاهایش را علیه دولتهای ویژه اثبات کند. اما ایالات متحده در جنگ عراق برای متقاعد کردن این کشورها ناکام ماند و نتوانست حمایت این کشورها را بدست آورد.

به طور کلی اتحادیه اروپا از آنجا که به عنوان مجموعه‌ای از کشورهای اروپایی بازیگر تازه‌ای در سیاست بین‌الملل می‌باشد بیشتر همراه و تابع سیاستهای ایالات متحده می‌باشد و به عنوان یک مجموعه واحد نتوانستند در قبال یکجانبه‌گرایی آمریکا سیاست واحدی را در پیش گیرند. دلیل اصلی این امر گذشته از نوپا بودن این اتحادیه، وابستگی اقتصادی برخی از کشورهای اتحادیه به ایالات متحده می‌باشد. شاید بهتر این باشد که گفته شود کشورهای اتحادهای اروپایی به صورت مستقل و خارج از عضو اتحادیه اروپا بودن توان اتخاذ سیاست مستقلی را داشته باشند و تنها تابع صرف سیاستهای ایالات متحده نباشند.

یکجانبه‌گرایی آمریکا و موضع جنبش عدم تعهد

بخشهای دیگر جهان هم نگران یکجانبه‌گرایی آمریکا هستند. از جمله این کشورها، اعضای دائمی جنبش عدم تعهد هستند که این نگرانی در سخنان رهبران این کشورها در کنفرانس این جنبش که در فوریه 2003 در کوالالامپور برگزار شد، به نحو بارزی مشخص بود.

رئیس جمهور آفریقای جنوبی، سابو ام‌بکی، از آمریکا و طرحهایش برای جنگ علیه عراق انتقاد کرد. او گفت "که جنگ برای مردم عراق و میلیونها مردم فقیر سراسر جهان رنج و ناراحتی را به ارمغان خواهد آورد. رئیس جمهور آفریقای جنوبی همچنین گفت که "حتی قدرتمندترین ملل هم باید به طور کامل و بی‌چون و چرا به یافته‌های بازرسان تسلیحات در عراق و تصمیم شورای امنیت احترام بگذارند. او به شدت بر نیاز جهان به چندجانبه‌گرایی تاکید کرد و گفت که "ما باید هر عملی که باعث حمایت و پیشرفت چندجانبه‌گرایی علیه یکجانبه‌گرایی می‌شود را انجام دهیم. این نیاز دارد که ما حتی بیشتر برای دمکراسی‌سازی نظام حکومت بین‌‌المللی مبارزه کنیم.

نخست وزیر مالزی، ماهاتیر محمد، رویکرد آمریکا در جنگ با عراق را به شدت محکوم کرد. او بر استفاده از نیروهای چندجانبه تحت کنترل ملل متحد تاکید زیادی کرد. او دستورالعمل سیاسی جدیدی برای اعضای عدم تعهد پیشنهاد کرد. ماهاتیر محمد در کنار موضوعهای دیگر، بر این موضوع تاکید کرد که ملل عضو عدم تعهد روی یک نظم نوین جهانی‌ای کار کنند که دمکراسی را تنها به حکومت داخلی دولتها محدود نکند بلکه آنرا به حکومت جهانی تعمیم دهد. با این وجود او ملتمسانه از دولتها می‌خواهد که در جهت تقویت سازمان ملل متحد و چندجانبه‌گرایی تلاش کنند.

به طور کلی جنبش عدم تعهد مخالف یکجانبه‌گرایی است و بر تلاشهای چندجانبه و اقدام در پرتو منشور ملل متحد تاکید دارد. این جنبش به شدت مخالف حاکم شدن قانون جنگل بر نظام بین‌الملل توسط هر دولتی از جمله توسط دولتهای قدرتمندی چون ایالات متحده می‌باشد و بر احترام به حقوق بین‌الملل و سازمان ملل متحد تاکید دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات