تاریخ انتشار : ۱۵ آذر ۱۳۸۶ - ۱۰:۱۷  ، 
کد خبر : ۲۱۱۹۷

آینده‌شناسی نیاز مدیریت توسعۀ ملی


بایزید مردوخی

در مورد آینده چند مساله مطرح است. یکی این ‌که زمان حال را تنها به «یک» آینده ربط داد. اما این یک ذهنیت سنتی است. روش دیگر این است که ما از زمان حال که به فرداها فکر می‌کنیم چند آینده یا گزینه را مطرح کنیم. این هم در مورد فرد و هم در مورد سایر زمینه‌ها و کلیت‌های اقتصادی و اجتماعی مطرح است. این روش به یک کار علمی دقیق‌تر نزدیک می‌شود. کار آینده‌نگر این است که از بین این گزینه‌های آینده، یکی از برگزیند و از طریق متدلوژی خاص خود یک آیندۀ محتمل‌تر را تخمین بزند.

در جمهوری اسلامی ایران مثلاً از سال 1365 برای اولین‌بار بحث کنترل جمعیت مطرح شد و برای تغییرات آیندۀ این متغیر بحث کنترل پیشنهاد شده. وقتی می‌گویم آیندۀ مطلوب را ترسیم کنیم، روی متغیرهای مختلف می‌خواهیم تاثیرگذاری داشته باشیم. ما دومین کشور دنیا از لحاظ بلاهای طبیعی هستیم از 42 بلای طبیعی 38 تا را در ایران داریم. به این جهات آینده‌نگری در این زمینه‌ها در کشور ما همه باید جدی گرفته شود. در سال 1327 ایران وارد مرحله‌ای شد که بدون برنامه نمی‌توانست زندگی کند. اولین برنامۀ عمرانی هفت ساله تدوین و شروع شد. یعنی برای اولین بار ایران از این که صرفاً برای یک روز، یک ماه یا یک سال فکر کند به این فکر افتاد که برای هفت سال فکر کند اما این کار آینده‌نگری نبود. اولین آینده پژوهی ایران توسط دکتر مجید تهرانیان به روش دلفی در طرح رادیو و تلویزیون انجام شد. او از صاحب نظران مختلف کمک گرفت و آیندۀ جامعۀ ایرانی را مورد پرسش قرار داد.

از سال 1353 تا 1381 مطالعاتی در مورد آیندۀ ایران صورت گرفت اما همۀ آن‌ها نوعی برنامه‌ریزی بلندمدت بود که با روش حسابداری ملی، کمیت‌های اقتصادی آینده را پیش‌بینی می‌کرد. کار دیگر، ایران 1400 بود که به طور موازی دو گروه در سازمان برنامه روی آن کار کردند که یکی تحت عنوان اقتصاد بدون نفت و دیگری به عنوان «شجرۀ طیبه» تدوین شدند.

کار ارزشمند دیگر مربطو به سال 1347 است که استاد دانشمند دکتر جهانبگلو به نام «چند مقاله دربارۀ‌ دورنگری» در انتشارات دانشگاه تهران منتشر کرد.  

در جریان تدوین برنامۀ چهارم توسعه، سازمان برنامه به این فکر رسید که بدون تصویر از آینده نمی‌توان برنامه‌ای را تدوین کرد. به ویژه در کشوری که تغییر دولت و مجلس، همواره آیندۀ کشور را دستخوش تحولات سلیقه‌ای کرده است و اگر چشم‌اندازی 20 ساله تدوین شود، دولت‌های مختلف از آن تبعیت خواهند کرد.

روشی که برای مطالعات چشم‌انداز 20 ساله به کار گرفته شد همان روش‌های مرسوم بود: «تصویربرداری دقیقی از 10 سال گذشته صورت گرفت و در میانۀ راه و در هنگامی که مضامین اصلی و دیدمان‌های قابل طرح برای آیندۀ کشور در مرحلۀ بررسی‌های کارشناسی در سازمان برنامه قرار داشت. در تعامل با مجمع تشخیص مصلحت، نتیجۀ کار به آنجا ارایه شد و دیگر سازمان برنامه، جز یک نقش محدود مشورتی نقشی نداشت تا زمانی که ابلاغ شد. یک دیدمان در این چشم‌انداز برجسته است که می‌گوید ایران در افق چشم‌انداز (1404) کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول در سطح منطقه. البته جای بسیار خوشحالی است و همه امیدوار بودیم که براساس چشم‌انداز، برنامه‌ها و اقدامات اجرایی انجام شود که به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر فقط به صورت کلامی به این سند اهمیت داده شده است.

مقایسۀ خود با دیگران اشکال ندارد و در همۀ کشورها متداول است اما قرار دادن هدف‌‌های چشم‌انداز توسعۀ کشور بر عملکرد کشورهای دیگر و جلو زدن از آن‌‌ها، قابل توجیه نیست و آن‌ها را نسبت به کشور ما حساس می‌کند و ممکن است تنگناها و مضایقی برای ما به وجود بیاورد. این خصلت در جامعه نیز وجود دارد و منطقۀ خاورمیانه محیط دوستانه‌ای نیست. ترکیه، کشورهای عربی و غیره همواره نسبت به ایران حساس هستند بنابراین نمی‌توان هدف‌های ایران را نسبت به دستاوردهای آن‌ها تعیین کرد.

نکتۀ دیگر این است که توسعۀ اقتصادی و اجتماعی متغیرها تابع عوامل متعددی است از جمله منابع، مدیریت اقتصادی، نظام تدبیر و .... همۀ این‌ها متغیرهای درون‌زا هستند که ما آن‌ها را در هدف‌گذاری‌های چشم‌انداز 20 سالۀ خود به متغیرهای برون‌زا مرتبط کرده‌ایم.

یکی دیگر از متدلوژی‌های آینده‌نگری سناریوسازی است. سناریو روش مهمی است که در آن چند متغیر کلیدی انتخاب شده که حالت‌های مختلفی برای این متغیرها انتخاب می‌شود. مثلاً رشد بالا، رشد پایین. برای سایر عوامل نیز به همین شیوۀ ‌اقدام می‌شود و حتی می‌توان هر گزینه از متغیرها را با کمیت بیان کرد و الزامات و احتمالات هرکدام از حالت‌ها تخمین‌زده می‌شود و دست آخر یک سناریوی ممکن انتخاب می‌شود که اگر به صورت مطلوب درآید از آینده پژوهی خارج شده و به برنامه‌ریزی تبدیل می‌شود.

موسسه‌ای که در کار سناریو، کارهای پیشرفته‌ای انجام داده است، کمپانی شل است که در این زمینه بسیار مشهور است. در سال 1973 زمانی که بحران نفتی جدی شد، کمپانی شل آینده‌نگری کرد. گروهی در این کمپانی برای آینده‌نگری و به ویژه نفت در جهان، سناریوسازی کردند و نتیجه این شد که در آینده‌ای که پیش‌بینی کرده بودند، وضع این کمپانی نسبت به سایر کمپانی‌ها بهتر شد. متخصصات این کار پیرواک فرانسوی و پیتر شوارتز آمریکایی بودند. روش‌های دیگری نیز وجود دارد که کاربرد آن‌ها بیش‌تر برای بنگاه‌ها است. کمپانی‌های صنعتی امروزه برنامه‌ریزی‌های استراتژیک خود را بر پایۀ مطالعات آینده‌نگری طراحی می‌کنند. در علم اقتصاد از نظر متدلوژی، حساسیتی وجود دارد که این روش‌ها را به سهولت به عنوان راهی برای کشف واقعیت قبول نمی‌کند. علمای اقتصاد، نظرخواهی را رد می‌کنند. آن‌ها معتقدند برای این‌که اقتصاد یک علم باشد، باید رفتارها را مدنظر قرار داد. باید رفتارها را به صورت آمار و سری زمانی داشته باشیم تا بتوانیم از آن نتیجۀ علمی استخراج و استنباط کنیم. ما در مدل‌سازی و پیش‌بینی، برخی رابطه‌ها را می‌شناسیم و به صورت علمی کشف و اندازه‌گیری کرده‌ایم مانند تبعیت مصرف از درآمد و نظرخواهی در این جا فاقد اعتبار است. در روش‌های آینده‌نگری یکی از آسیب‌های تکیه روی نظرخواهی است. روش دلفی، متکی به نظرسنجی است و در برخی موارد همه قبول دارند که جز پذیرش نظر خبرگان، راه دیگری وجود ندارد. مثلاً‌ در مورد احتمال بروز جنگ جهانی سوم، راهی جز مراجعه به نظر نخبگان وجود ندارد و اگر بخواهید حدس بزنید که چه زمانی جنگ صورت می‌گیرد باید به افراد صاحب اطلاعات مراجعه کنید. اما در امور اقتصاد تا جایی که عدد و آمار باشد و تئوری پشتیبان آن باشد، نظرسنجی مورد قبول نیست. از مستندات سند چشم‌انداز چیزی منتشر نشده است ولی بحث که می‌شد، می‌گفتند روی این سند، پنج سال کار شده است. به هر حال چشم‌انداز یک آرزو و یک آرمان است که برنامه‌های پنج ساله باید آن را محقق کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات