لندن ـ واحد مرکزی خبر:
کابوس چهار ساله جنگی که در پی فروپاشی یوگسلاوی به راه افتاد، به زودی به پایان میرسد، ولی هنگامی که توپها ساکت شوند مبارزه دیگری آغاز خواهد شد، مبارزه برای رأی تاریخ، از میان بازیگران نمایش بینالمللی چه کسی عنوان صلحساز را به دست میآورد، و چه کسی مسئولیت به راه افتادن خونینترین کشمکش اروپا را از زمان جنگ جهانی دوم که این همه طول کشید، برعهده میگیرد.
گفتگوهای صلح به زودی در آمریکا به نتایجی میرسد و به احتمال زیاد موافقتنامهای هم امضاء میشود و از هماینک قدرتهای بزرگ برای کسب امتیاز، رقابت را آغاز کردهاند.
روسیه میخواست پیش از آغاز گفتگوهای آمریکا یک کنفرانس صلح در مسکو ترتیب دهد، فرانسه مایل بود کنفرانس پایانی صلح در پاریس باشد و لندن خواهان میزبان کنفرانس بازسازی بوسنی است.
«جیم هوگلند»، مفسر آمریکایی به تازگی در «واشنگتن پست» نوشت: پیروزی صدها پدر دارد، اما شکست یتیم است.
برای ایالات متحده و قدرتهای اروپایی صلح فرصتی است، برای زدودن خاطر تلخ شکستها و ندانمکاریهای آنها و دفن رنجهایی است که جو بسیاری از همایشهای بینالمللی را مسموم کرده و اعتبار ناتو و اقتدار سازمان ملل را زیر سئوال برده بود. بیشتر دیپلماتها و تحلیلگران دستکم روی یک نکته توافق دارند، تقریبا هیچ کدام از آنها با دستی نیالوده و وجدانی پاک از این ماجرا بیرون نمیآیند، فراتر از آن سئوالهای بسیاری درباره منصفانه بودن هرگونه راهحل صلحآمیز وجود دارد و آیا مسئولان جنایات وحشتناک جنگی به محاکمه کشیده میشوند.
در ضمن بازیگران میکوشند، در حالی که نمایشنامه یوگسلاوی وارد آخرین مرحله میشود، خود را به بهترین نحو جلوهگر کنند.
«اسلوبودان میلوسویچ» رئیسجمهوری صربستان هم اینکه دگردیسی سیمای خود را به پایان رسانده است. قدرتهای غربی زمانی او را جنگافروزی ملیگرا مینامیدند که مسئول خونریزیهاست، «جیمزبیکر» وزیر پیشین خارجه آمریکا که دیگر نیازی به رعایت نکات ظریف دیپلماسی نمیداند، او را دروغگو و قلدر خوانده است. اینک همان قدرتهای غربی «میلوسویچ» را، صلحساز بالکان لقب دادهاند و به قدرت و نفوذش احترام میگذارند.
کرواسی از حمایت مستقیم خود از حکومت مسلمان بوسنی بهره جسته، هر چند نگرانیهایی نسبت به نقض حقوق بشر توسط مسئولان سازمان ملل و غربی ابراز شده است.
هجوم کرواسی در ماه اوت برای بازستاندن «کرانیا» به آوارگی دهها هزار نفر انجامید ولی ایالات متحده کلمهای به اعتراض نگفت، این داوریها و آنهایی که در گرماگرم مناقشه صورت گرفته، باید زمانی مورد ارزیابی و تجدید نظر قرار گیرند.
آیا ماموریت سازمان ملل در یوگسلاوی پیشین، شکستی تمام عیار بود یا به محدود نگهداشتن کشمکش و کاهش شمار تلفات کمک کرد؛ آیا صربها که بازیگران نقش منفی تلقی شدهاند، توانستند جهانیان را متقاعد سازند که برخی از استدلالهای آنان بر حق بوده است، آیا حکومت مسلمان بوسنی اینگونه که نشان میدهد هیچ گناهی نداشته است.
با نزدیک شدن گفتگوهای صلح، مسئولان دولتی از واشنگتن تا مسکو بر نقشهای خود در رخدادها اشاره میکنند. برای روسها نقش روسیه حیاتی بوده، چون بلندپروازیهای آمریکا و اروپا را محدود کرده است. مسئولان فرانسوی زمزمه میکنند که «ژاک شیراک» فردی است که جامعه بینالمللی را متقاعد کرد که باید روش سختتری در بوسنی در پیش بگیرد.
مسئولان بریتانیایی میگویند که برای کنفرانس ماه ژوئیه لندن، ناتو توانست دست به اقدام بزند، کسی از تهدیدهای گذشته که هرگز اقدامی در پی نداشت حرفی نمیزند، وعده اعزام سربازان بیشتر برای کمک به دفاع مناطق به اصطلاح امن سازمان ملل هرگز عملی نشد، گزافهگوئیهای اروپا هم که سرانجام یکپارچگی خود را نشان میدهد و مسائلش را خود حل میکند، فراموش شدهاند.
آلمانها نیز از این اتهامها تبرئه خواهند شد که آنها با شناسایی جمهوری پیشین یوگسلاوی در سال 1991، شعلههای جنگ را برافروختند. در حالی که بسیاری از همپیمانان اروپایی آلمان میلی به این شناسایی نداشتند.
شگفت آنکه «هانس دیتریش گنشر» وزیر پیشین خارجه آلمان و مسئول سیاست این کشور در آن زمان، به تازگی در خاطراتش نوشته که شناسائی جمهوریهای یوگسلاوی پیشنهاد هلند بود که دیگران نیز به سادگی آن را پذیرفتند.
هنگامی که ایالات متحده حرکت مهم دیپلماتیک خود را در ماه اوت آغاز کرد. مسئولان اروپایی از ابتکار آمریکا استقبال کردند، ولی از ترس شکست پیشنهادها در برخورد با اولین مانع، بلافاصله خود را حفظ کردند. وقتی که روشن شد ابتکار به ثمر مینشیند، همه چیز تغییر کرد و مسئولان آمریکایی نتوانستند شادی خود را از این واقعیت پنهان کنند، در جایی که اروپائیان شکست خوردهاند، آمریکا پیروز شده است.
اگر صلح برقرار شود «ریچارد هولبروک» میانجی آمریکایی بیشترین اعتبار را به خود نسبت خواهد داد. ولی در حالی که دیپلماتهای اروپایی هم مقبول دارند که دیپلماسی رفت و برگشت او بیش از تصور همگان با موفقیت همراه بود. ولی او هم با طرز رفتار خود رنجش بسیاری را سبب شده است، آنان استدلال میکنند که ایالات متحده شناختی با مسئله یوگسلاوی نداشته است.
واشنگتن برای اینکه طرحهای صلح اروپایی را که خوش... میآمد. ضعیف کرده از همکاری در مراحل ابتدایی خودداری کرده و با اعزام سربازان برای نیروی سازمان ملل در بوسنی به متحدانش نپیوسته مورد انتقاد قرار گرفته است.
«کارل بیلت» میانجی صلح اروپایی، در سخنرانی تازه خود درباره شکستهای اروپا و آمریکا در رویارویی با بحران یوگسلاوی، به عدم همکاری واشنگتن در سالهای 1991 و 1992 اشاره کرد و گفت: ایالات متحده از صحنه خارج بود و سرمست از پیروزی در جنگ خلیجفارس حاضر نبود، در باتلاق یوگسلاوی پیشین قدم گذارد، طی سالهای دشوار و خطرناک تلاشهای اروپایی در چارچوب سازمان ملل همچون سپری بقای بوسنی را تضمین کرده است. برای آنانی که در جنگها و بمبارانها گرفتار آمدند، رای تاریخ کاملا روشن است.
هنگامی که سازمان ملل پنجاهمین سالگردش را جشن میگرفت، یک روزنامه سارایوو در مورد احساس اهالی شهری که سالها در محاصره بوده است، تردیدی باقی نگذاشت. روزنامه «اسلو بودینیه» نوشت: در بوسنی، سازمان ملل همه اصولش را زیر پا گذاشت، رهبران آن چشمهای خود را به روی جنایات وحشتناک و نقض بیسابقه حقوق بشر بستهاند.
مطلبی که در پی میآید، گوشهای از مشاهدات مسلمانانی است که قربانی این کوتاهیها هستند.
«تانله جعفر اگیچ» خانم خانهداری است که بعد از آزادسازی شهر «کلوچ» در غرب بوسنی که به تازگی از اشغال صربها آزاد شده است، از خاطرات تکاندهنده خود در زمان اشغال این شهر توسط صربها سخن میگوید.
وی که از شوق آزاد شدن شهر کلوچ از چنگال صربها اشک در چشمانش حلقه زده است میگوید: صربها در این شهر جنایات فجیعی را مرتکب شدهاند که نمیدانم از کجا باید آغاز کنم.
خانم اگیچ با کمی تامل میگوید: ماه جولای سال 1992 را هرگز فراموش نخواهم کرد، چرا که در این ماه «عذرا» دختر خواهرم که 17 سال بیشتر نداشت به همراه برادر کوچکش و فامیل خودم توسط صربها به طرز فجیعی به قتل رسیدند.
نائله در گفتگوی خود با هفتهنامه «لیلیان» میافزاید: میلان تومیچ رئیس پلیس شهر کلوچ با برادر او به یک مدرسه میرفتند و با یکدیگر دو دوست بسیار صمیمی بودند.
وی ادامه میدهد: صربها در زمان تجاوز خود به شهر کلوچ به مسلمانان گفتند، در شهر باقی بمانند و قول دادند کسی به آنان کاری نخواهد داشت، اما بعد از اینکه صربها در میان خود سلاح توزیع کردند به یکباره همسایه خود را نیز فراموش کرده و تمامی آنان را به قتل رساندند که از جمله برادر من نیز توسط همکلاسی خود یعنی «میلان تومیچ» به قتل رسید.
نائله با آه و ناله میگوید: همه چیز ساعت 4 صبح روز 10 جولای آغاز شد وقتی که صربها مردم را بعد از نماز صبح جمع کرده و وارد روستای «بیلیانین» کردند پدر من نیز در میان آنان بود که در مقابل مدرسه ابتدایی ایستاده بود.
پدرم گفت: صربها همه ما را خواهند کشت و همین طور هم شد کسانی که از این مهلکه جان سالم بدر بردند همه گواه این امر هستند.
نائله میافزاید: صربها بعد از بیرون راندن مردان، زنان، کودکان و سالمندان، خانههای آنان را به آتش کشیده و سپس تمامی آنان را قتل عام کردند.
اسماعیل که فرزند برادرم بود در این فاجعه توسط فردی به نام «سامارجی» صرب که همسایه آنان بود تکه تکه شد که بعدا مادر و همسر اسماعیل جسد تکه تکه شده وی را درون یک پتو پیچیده و جلوی منزلشان دفن کردند.
یکی از صربها که سواد خواندن و نوشتن داشت: در عرض 2 ساعت فهرست مسلمانانی را که سواد خواندن و نوشتن داشتند جمعآوری کرد و سپس با فراخوانی تعداد 110 نفر از این جوانان تمامی آنان را قتلعام کردند.
از این عده، جوانی به نام «اوزیچ» به عنوان شاهد به طور معجزهآسایی نجات یافته است که در حال حاضر در ارتش بوسنی از کشورش دفاع میکند.
نائله در حالیکه اشک از چشمانش جاری شده است، میگوید: صربها پس از اینکه پدرم را به قتل رساندند به خانه ما مراجعه کرده و تمامی اعضای خانواده از جمله عمو و همسرش را به همراه دو فرزند 4 ساله و 5 ماهه به طرز فجیعی به قتل میرسانند.
وی ادامه میدهد پشت خانه ما صربها 15 نفر از مسلمانان را پس از اینکه به قتل میرسانند، آنها را به طویلهای منتقل و به آتش میکشند. صربها حتی به زن 60 ساله نیز رحم نکرده و وی را پس از تجاوز به قتل میرسانند.
نائله میافزاید: فرمانده صربها وقتی برای بازدید از منطقه وارد روستای «بیلینین» شده بود با دیدن خون که از در و دیوار روستا میبارید گفت: آفرین بر شما صربها که این چنین مسلمانان را به خاک و خون کشیدید.
نائله میگوید: براساس شواهد موجود صربها تنها در مدرسه کلوچ بیش از یکصد نفر از مسلمانان را به قتل رسانده و هر بار نیز که مست میشدند برای قتل مسلمانان مسابقه میگذاشتند.
وی در پایان گفتگوی خود با هفتهنامه لیلیان متعلق به مسلمانان بوسنی میگوید: از آنجا که وی به طور معجزهآسایی از مرگ نجات یافته ناراحت است، اما پس از آزاد شدن شهر کلوچ از اشغال صربها تنها آرزویی که دارد این است که بتواند اجساد اقوام و فامیل خود را با احترام دفن کند.