تاریخ انتشار : ۱۵ آذر ۱۳۸۶ - ۰۹:۵۷  ، 
کد خبر : ۲۱۱۹۹

چرا بوش از عراق نمی‌رود؟


پس از براندازی صدام و سقوط حکومت دیکتاتور عراق ایالات متحده همواره تلاش کرده است که برای ماندن در این کشور مسئله امنیت را بهانه خود قرار دهد و با این توجیه که نیروهای داخلی هنوز قادر به حفظ امنیت عراق نیستند، در این کشور باقی بماند. در این میان اقدامات امنتی دولت مالکی هم به مذاق اشغالگران خوش نمی‌آمد و آنها به انحاء ‌گوناگون سعی در ناموفق نشان دادن دولت منتخب مردم عراق در ایجاد امنیت می‌نمودند تا حدی که بسیاری از صاحب‌نظران سیاسی بسیاری از عملیات‌های تروریستی عراق را به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به اشغالگران آمریکایی نسبت می‌دادند و بر این باور بوده و هستند که اشغالگران از طریق ایجاد جو ناامنی می‌خواهند مدت زمان بیشتری در عراق باقی بمانند.

اما به رغم ادعاهای سران کاخ سفید حضور نیروهای اشغالگر در عراق تاکنون نتوانسته است گره از مشکلات امنیتی این کشور باز کند. چندی پیش انفجار در پارلمان عراق که تحت پوشش شدید امنیتی نیروهای آمریکایی بود، عجز اشغالگران را در برقراری امنیت به خوبی نشان داد.

انفجار دیروز هم در نزدیکی حرم‌ مطهر امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) تأییدی دیگر بر عدم توان اشغالگران از برقراری امنیت در عراق بود. ناامنی‌های موجود در عراق تا به حدی بود که چندی پیش یکی از سران ایالات متحده تصریح کرد:‌ از آنجا که نیروهای آمریکایی به هیچگونه توفیقی در برقراری امنیت دست نیافته‌اند چه دلیلی برای ماندن آنها در این کشور وجود دارد؟ و حتی "جان مورتا" نماینده حزب دموکرات آمریکا طی یک سخنرانی در کالیفرنیا تصریح کرد که حضور کشورش در عراق خطری برای صلح جهانی محسوب می‌شود. اما از طرف دیگر طرح امنیتی بغداد که توسط نوری المالکی رئیس‌جمهور منتخب عراق به اجرا گذاشته شد توانسته که حملات و اقدامات تروریستی را تا مرز 70 درصد کاهش دهد هر چند که برخلاف نیروهای ایالات متحده از امکانات فوق مدرنی هم سود نمی‌برد. این در حالی است که حضور نیروهای اشغالگر تنها باعث عدم وجود امنیت، کشتار مردم بی‌گناه این کشور، هتک حرمت نوامیس مردم مسلمان عراق و در کل تیره روزی این ملت زجر کشیده شده است. لذا خروج اشغالگران از عراق و سپردن مسئولیت برقراری امنیت به دولت منتخب این کشور تنها راه کاستن از کشتار مردم بی‌گناه عراق است. اکنون بوش هم به خوبی می‌داند که در عراق تنها یک شکست خورده است و ایجاد امنیت در این کشور از عهده او و نیروهایش بر نمی‌آید و افزایش نیرو در این کشور هم تنها سبب فرو رفتن بیش از پیش وی در باتلاق عراق می‌شود.

در چنین شرایطی تنها راه برای رئیس ‌جمهور ایالات ‌متحده که در داخل و خارج با فشارهای خرد کننده‌ای مواجه است خروج از عراق است. این نکته به عنوان تنها راه باقی‌مانده طی گزارشی که تیم تحقیقاتی بیکر- همیلتون به بوش ارائه نمود، هم مورد تأیید قرار گرفته بود. اما بوش به دلایلی چشم خود را بر این واقعیت‌ها بسته و برای ماندن در عراق تلاش می‌کند که این مسئله خود به چند دلیل باز می‌گردد:

دلیل اول آن است که عراق در حال حاضر تبدیل به پایگاه اصلی ایالات متحده شده است و ایالات‌ متحده درصدد است با حضور در منطقه ژئواستراتژیک خاورمیانه کماکان در بطن تحولات این منطقه قرار داشته باشد و از طرفی مطابق اصول طرح خاورمیانه بزرگ امنیت دوست و هم پیمان استراتژیک خود یعنی رژیم صهیونیستی را تضمین نماید. این رویکرد به شدت در میان نومحافظه‌کاران کاخ سفید طرفدار دارد. نومحافظه‌کارانی که اکنون سیاست‌گذاران اصلی ایالات‌ متحده محسوب می‌شوند.

مسئله دوم آنکه بسیاری از متحدان آمریکا خصوصا کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس نظیر عربستان و کویت و برخی دیگر از کشورهای عرب منطقه نظیر مصر و اردن از متحدان ایالات متحده محسوب می‌شوند حال آنکه این کشورها در داخل از مشروعیت لازم برخوردار نیستند. ایالات‌متحده درصدد است که با حضور در منطقه این متحدانش را هم در صورت لزوم یاری نماید.   

نکته سوم هم آن است که برخی از کشورهای منطقه خاورمیانه نظیر ایران و سوریه با هژمونی طلبی آمریکا در نظام بین‌الملل مخالف می‌باشند و بارها سعی کرده‌اند سلطه‌طلبی این کشور را در جامعه بین‌الملل به چالش بکشند. ایالات‌متحده از طریق ماندن در عراق می‌خواهد به نحوی این دشمنانش را نیز تحت نظارت و کنترل خود داشته باشد.

چهارمین و آخرین مسئله که بوش را راغب می‌سازد به رغم هزینه‌های مالی و انسانی بالا در عراق بماند مسئله انرژی است. خلیج‌فارس منطقه‌ای است که بیش از 70 درصد ذخایر نفت جهان را در خود جای داده است و ایالات‌متحده از طریق ماندن در عراق می‌خواهد به شاهراه انرژی جهان دسترسی داشته باشد و ترانسفر سوخت و انرژی را به اروپا و آمریکا تضمین کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات