* شما ازطرح بررسی قطع یا کاهش رابطه با برخی کشورها در شرایط فعلی که دستگاه دیپلماسی کشور و مجلس شورای اسلامی به دنبال آن است را چگونه ارزیابی می کنید؟
** معمولا دولت ها برای برقراری رابطه یا کاهش سطح روابط و حتی قطع روابط را براساس منافع ملی خود برنامه ریزی می کنند، طبیعتا در همه حال دولت ها درصدد توسعه روابط خارجی خود با کشورهای مختلف هستند و تلاش می کنند که از ظرفیت کشورها برای توسعه منافع ملی استفاده کنند، ولی اگر چنانچه کشوری به حسن روابط متقابل پایبند نباشد و نخواهد از فرصت ارتباطات برای توسعه منافع دو کشور استفاده کند، تنها راه حلی که در مقابل کشور مقابل قرار می گیرد این است که از ابزار خود برای وادار کردن آن کشور برای رعایت منافع طرف مقابل کند.
در حال حاضر همین مورد و همین مساله در کشورمان قابل پیگیری است، در ایران در شرایط فعلی کشور انگلیس متهم است به مداخله در امور داخلی ایران و از طرفی دیگر متهم است به استفاده از دستگاه های اطلاعاتی از جملهM6 برای کسب اطلاعات غیرقانونی از داخل ایران و حتی در برخی موارد دستگاه های اطلاعاتی ایران این کشور را متهم به دست داشتن در ترورهایی که در داخل ایران صورت گرفته است، می کنند. از جمله موارد دیگری ایران این کشور را متهم می کند، با همکاری این دولت با گروه هایی که ضد دولت ایران هستند که در برخی اعضای این گروه ها در این کشور استقرار دارند.
بنابراین به نظر می رسد، در چنین شرایطی این مسئله در میان نمایندگان مجلس شورای اسلامی مطرح شده است که با طرح مسئله کاهش یا قطع روابط با انگلیس بتوانند، رفتار آن کشور را تحت تاثیر قرار دهند و دولت انگلیس را وادار کنند که در اقدامات خود در ارتباط با ایران تجدیدنظر کند و مثل سایر دولت ها روابط عادی را با ایران داشته باشد و از تلاش های خصمانه علیه ایران دست بردارد.
* شما اشاره کردید که رابطه با کشورها براساس منافع ملی برنامه ریزی و پیگیری می شود که با چه کشوری رابطه داشته و با چه کشوری رابطه نداشته باشیم. اما این اصول چه اساسی است و در برابر کشورهای مختلف این اصول تغییر می کند؟منافع ملی در کشور ما چه اصولی را در رابطه کشورها دارد؟
** منافع ملی همه کشورها براساس چند اصل تعریف می شود، اولین اصل احترام کشور متقابل براصل حاکمیت ملی در کشوری است که با آن رابطه دارد و خواهان تداوم این ارتباط است، اصل بعدی که در همین رابطه تعریف می شود این است که از طریق ارتباطات بتوانند همکاری مسالمت آمیز را در حوزه منافع مشترک توسعه دهند و اصل سوم که باعث افزایش توان اقتصادی طرفین می شود توسعه مبادله تجاری و اقتصادی است که در راستای منافع هر دوطرف باشد.
* این اصولی که شما نام بردید در چه مواردی تغییر می کند؟
** این اصولی که در سوال قبلی به آن اشاره شد، اصول تقریبا مشترکی است. البته بعضی از کشورها در حوزه امنیت ملی هم دارای منافع متقابل هستند، به طور مثال، برخی از کشورهای همسایه از این جهت اهمیت پیدا می کنند که وجود ثبات و آرامش در آنها در کشور همجوار تاثیر دارد یا بروز ناامنی یا مشکل امنیتی در آن کشور روی کشورهای همجوار نیز تاثیر می گذارد. ولیکن اگر بخواهیم به طور مشخص در رابطه با انگلیس و اقدام های این کشور تصمیمی در حوزه سیاست خارجی گرفته شود، رابطه ایران با کشور انگلیس در این مورد خاص بیشتر به حوزه منافع ملی و به 3 اصلی که پیش از این ذکر شد،باز می گردد.
* چه تدبیری در حوزه سیاست خارجی باید به کار برده شود که این مسئله خاصی که در ارتباط با کشور انگلیس به وجود آمده است به حداقل برسد؟
** سیاست خارجی یک امر متقابلی است، در این موردی که اشاره کردید، فقط به اقدامات ایران نمی تواند، مشکلات با انگلیس را حل کند، بلکه در دولت انگلیس نیز باید اراده ای وجود داشته باشد که بخواهد مشکلات با ایران را حل کند. به نظر می رسد معمولا در زمانی که اختلافی بین کشورها به وجود می آید; اولین راه حل مذاکره دوجانبه است که در این مرحله باید طرفین به صورت مستقیم بنشینند مسائل و مشکلات را مطرح کنند و راه حل های مشترکی را برای کاهش تنش و تشنج بین دو کشور پیشنهاد کنند.
در حالی که در شرایط فعلی دولت انگلیس همسویی بیش از اندازه ای را با دولت آمریکا در رابطه با ایران از خود نشان می دهد و همین مورد باعث سو»ظن ایران نسبت به آن کشور شده است. در رابطه با برنامه صلحآمیز هسته ای ایران، کشور انگلیس همیشه از موانع آمریکا حمایت و پشتیبانی کرده است و هیچ گاه به عنوان کشوری که در راستای منافع متقابل موضع گیری و عمل نکرده است. به هر حال روش دیپلماتیک برای حل اختلافات تذکره دو جانبه و تمرکز بر روی مسائل مشترک و دوری از مسائل اختلاف برانگیز است.در شرایط کنونی اینگونه به نظر می رسد که از سوی دولت انگلیس چنین اراده ای برای حل این مسئله به چشم نمی خورد.
* به نظر شما کاهش رابطه با انگلیس در شرایطی که مذاکرات هسته ای ایران پیشقراول دیپلماسی کشورمان است آیا تصمیم منطقی است یا خیر؟
** تشخیص این مساله معمولا بر عهده دولتمردان و مسئولان کشورمان است; ولی در برهه ای موارد دولت ها سعی می کنند، از ابراز تهدید و قطع رابطه برای حل مشکلات استفاده کنند، نه برای خود قطع رابطه. تهدیدی به قطع برای حل نارسایی هایی که در رابطه میان دو کشور هست. استفاده می کنند و طبیعتا خود قطع رابطه هدف نهایی نیست، بلکه هدف نهایی این است که مشکلات با دولت انگلیس حل شود. ولی طبیعتا گاهی اوقات قطع بری رفتارها از سوی طرفین منجر به تغییر رفتار خواهد شد.
* در حالی این تصمیم گرفته شده که ایران پایگاه های آموزشی، علمی و حتی اسلامی در این کشور دارد و حتی تعداد زیادی از فرزندان مسئولان کشورمان نیز در این کشور به تحصیل مشغولند، آیا تجدیدنظر در چنین تصمیمی بیشتر به نفع منافع ملی کشورمان نیست؟
** اگر شرایط عادی باشد، اینگونه بهتر است که این روابط بتواند در حوزه های منافع مشترک ادامه پیدا کند، ولیکن به طور قاطع نمایندگان مجلس شورای اسلامی حتما اطلاعاتی خاص در این رابطه دارند که ما فاقد آن اطلاعات هستیم و در جریان آن قرار نداریم.
* به طور کلی در سیاست خارجی ما باید چه تدبیری به کار برده شود که به این سمت کشیده نشود؟
** در حال حاضر اینگونه به نظر می رسد که سیاست خارجی در کشور ما نیاز به یک بازتعریف اساسی دارد و نیاز به تنظیم برنامه ای دارد که بتواند از ظرفیت های بین المللی استفاده های بیشتری را برای حل مشکلات ایران انجام دهد. سیاست آمریکا در شرایط کنونی منزوی کردن ایران است و یکی از ابزارهای منزوی کردن ایران کاهش روابط ایران با سایر کشورهای دنیاست، بنابراین سیاست خارجی ایران با حفظ اصول و پایداری به اصول انقلاب باید برنامه ای را تنظیم کند و به سویی پیش برود که سیاست آمریکا در جهت منزوی کردن ایران تحقق پیدا نکند.