سیدابراهیم بنیهاشمی
«تاریخچه»
1- پیدایش: «پس از سقوط امپراتوری روم در سال 476 میلادی توسط اقوام نیمه وحشی شمال اروپا بسیاری از شهرها از میان رفته و یا به صورت دهکدههایی کوچک درآمدند.» اما بعد از مدتی در نیمه دوم قرن 11 میلادی به تدریج شهرهای جدیدی که معمولاً در اطراف یک کلیسا قرار داشتند، به وجود آمدند.
در این شهرها، هر صنف برای خود اتحادیهای برپا نمود که از جملۀ آنها «معماران» یا «ماسونها» بودند که سازندۀ هسته اصلی شهرها یعنی کلیساها محسوب میشدند. آنها برای حفظ اعتبار خود آموختن رمز و راز این حرفه را به دیگران ممنوع نمودند. در شهرهای جدیدالتأسیس که تحت نظر فئودالهای بزرگ اداره میشد، به خاطر ظلم و ستم فئودالها اتحادیههای اصناف (کمونها) مبارزهای خونین را آغاز نمودند و سرانجام به پیروزی رسیدند، از این رو هر صنفی به دنبال نام خود کلمۀ «Free» به معنای آزاد را قید میکرد که اتحادیه معماران نیز اینچنین نمود و در سال 1093 میلادی اتحادیۀ «فراماسون» یا «بناهای آزاد» شکل گرفت. پس از سالها اتحادیه «بنایان آزاد» متشکلتر گشته و برای پیشبرد اهداف صنفی خود مجامع و کلاسهایی را تشکیل دادند. هدف آنان از تشکیل این گردهماییها عبارت بود از: 1- تعلیم و تعلم فن معماری و تدریس هندسه که کسی جز آنان نمیدانست.
2- حفظ مزایای صنفی و سود سرشاری که عایدشان میگشت.
3- حفظ اسرار و رموز فنی حرفه معماری.
لذا در آن زمان فراماسونری تنها یک سازمان صنفی بود. در اواسط قرن شانزدهم میلادی مکان ویژهای به نام «لژ» را برای این امر در نظر گرفتند. حتی تا اواخر قرن هفدهم در لژها بحثی جز مسایل فن معماری نبود. نخستین لژها در کشور آلمان تأسیس شدند که به لژهای پنجگانه معروفند و نقش مؤثری در ایجاد لژهای انگلستان و سپس فرانسه بر عهده داشتند. این سازمانها چندین قرن بدون دخالت سیاستبازان آشکارا به کار صنفی خود مشغول بودند تا آنکه در سال 1717 میلادی انگلیسیها رشتۀ امور فراماسونری را به دست گرفته و آن را از مسیر اصلی خود منحرف کردند و از همین زمان دورۀ دوم فراماسونری آغاز شد.»
«راستی اینست که تاریخ بنیانگذاری فراماسونری به مفهوم جدید را باید از ابتدای قرن هجدهم دانست زیرا که مادر لژهای ماسونی جهان در سال 1717 در لندن تأسیس شد. لژ بزرگ از ادغام لژهای لندن، اسکاتلند و ایرلند در سال 1725 به وجود آمد و مرامنامۀ مشترکی را انتشار داد و از آن پس سازمانهای فراماسونری به تدریج در جهان ریشه دوانید.»(1)
2- تغییر شکل: «اما علت تغییر شکل فراماسونری آن بود که کار شهرسازی در اروپای قرن شانزدهم به پایان رسید و دیگر سلاطین و حکام و اشراف پول خود را برای ساختن کلیساهای کوچک و بزرگ خرج نکردند. در انگلستان کارهای ساختمانی کلیساها زودتر از سایر نقاط اروپا تعطیل شد و کار ماسونهای حقیقی از رونق افتاد. در این هنگام عدهای از اشراف انگلستان به خاطر جاذبههای علم هندسه به محافل فراماسونها راه یافتند و کمی بعد سردمداران کلیساها هم به آنها پیوستند و بافت یکنواخت ماسونها را به هم ریختند. چون کار ساختن کلیسا کساد شد، به تدریج معماران گوشهگیر شدند و جای خود را به اشراف که هیچگونه آشنایی و علاقهای به فن معماری نداشتند سپردند. بدین ترتیب در اوایل قرن هجدهم سه چهارم اعضای سازمانهای فراماسونری را اشراف و کارگردانان کلیساها تشکیل میدادند. با از دست رفتن جنبۀ علمی محافل فراماسونری، مسایلی خرافی چون کیمیاگری و احضار ارواح جایگزین آن شد و از آن پس ورود داوطلبان به محافل ماسونی به صورت مرموز و پیچیدهای درآمد که تاکنون ادامه داشته و تنها ردههای بالای جامعه و صاحبان مشاغل برجستۀ کشوری، لشکری و اقتصادی به عضویت این محافل در میآیند.»(2)
3- رشد و گسترش: محافل جدید ماسونی در اواخر قرن هجدهم رشد گستردهای یافت. به طوریکه در انگلستان بالغ بر 1600 لژ میگردید. در سال 1733 اولین سازمان ماسونی آمریکا در شهر بوستون به وجود آمد و سپس به شهرهای دیگر آمریکا سرایت نمود.
در هندوستان نیز از سال 1730 این سازمان مخفی جای پا یافت و در شهرهای کلکته، مدرس و سایر شهرهای هندوستان گسترش یافت. در فرانسه با اینکه خود فرانسویان لژهایی به نام «Grand Oriant» داشتند، لژ فراماسونری توسط سازمان ماسونی انگلیس در پاریس به سال 1732 افتتاح گردید.
در سال 1733 فراماسونری جدید به آلمان راه یافت و در مدت کوتاهی دیگر نقاط اروپا حتی روسیه را در سال 1771 فرا گرفت. افراد این سازمانها که در حقیقت از انگلستان اطاعت میکردند موظف بودند که اصول و شعائر خویش را پنهان داشته و بشریت را از نعمت آزادی، برابری و برادری برخوردار سازند.»(3)
صهیونیسم و فراماسونری: با دستیابی به مدارک بسیار سری، ارتباط نزدیک فراماسونری با صهیونیسم روشن گردیده است. حقیقت آنست که شالوده «فراماسونری جدید» در قرن 18 میلادی توسط صهیونیستها نهاده شد و هدف از آن تضعیف ملتها و تفوق بر آنها بود. در پروتکل یهود دربارۀ سازمان مخفی یهود «فراماسونری» آمده است: «... فراماسونری خارجی فقط به منظور مخفی نگهداشتن نقشههای ماست و شعاع و طرز اجرای این قدرت مخفی و محل اجرای آن برای همیشه بر ملتها پوشیده است.»
ماسونها نیز همواره سعی دارند ارتباط خود را با یهود مخفی نگهدارند، زیرا با فعالیت سری و پشت پرده در قالب افراد خیر و سازمانهای کمکرسانی و نظیر آن، بهتر خواهد توانست به اهداف خود نایل شوند. برای اثبات ارتباط تنگاتنگ فراماسونری با یهود کافیست در مراسم و تشریفات، اصول و آداب و افکار ماسونها نظری بیفکنیم و سرچشمۀ آنها را متون تحریف شده یهودیت بیابیم. ما در اینجا به چند نمونۀ بارز اشاره نموده و مشتاقان را به کتب مربوطه ارجاع میدهیم:
«از جمله: 1- حیرام که به عنوان پدر ماسونها معرفی گردید» و سازنده معبد مقدس یهودیان در عصر سلیمان نبی علیهالسلام میباشد. «و سلیمان پادشاه فرستاده حیرام را از صور آورد او پسر زن بیوه از سبط نفتالی بود و پدرش اهل صور و مسگر بود. او پر از حکمت و مهارت در صنعت مسگری بود. پس نزد سلیمان پادشاه آمده تمامی کارهایش را انجام داد و دو ستون برنج ریخت که طول هر ستون 18 ذراع بود و ریسمانی 12 ذراع ستون دوم را احاطه داشت.»(4)
«در نهایت چون اثر خارقالعادۀ پدرمان حیرام از سنگ ساخته شده بود ویران گردید.»
(نشریه شرق بزرگ شمارۀ 16 صفحه 22)
2- ستارۀ پنجپر و ششگوش که یکی از سمبلهای تورات است و اکنون یکی از علایم تجاری شرکتهای بزرگ و پرچم کشورهاست طرح انطباق آن بر اعضای لژ به شکل زیر است:
3- شیر: در تورات تحریف شده شیر به عنوان سمبل یهود نشان داده شده است و آرم دولت نوپای اسرائیل هم این نقش را دارا بود.
«و بقیۀ یعقوب، در میان امتها و قومهای بسیار مثل شیر در میان جانوران جنگل و مانند شیر ژیان در میان گلههای گوسفند خواهند بود که چون عبور مینماید پایمال میکند و میدرد و رهانندهای نمیباشد.»(5)
4- عقاب: «اینک او مثل عقاب برآمده پرواز میکند و بالهای خویش را بر بصره پهن مینماید.» (6)
این نماد را بر روی اسکناس دولت آمریکا یعنی دلار میتوان مشاهده نمود.
5- شمعدان 7 شاخه: «و هفت چراغ برای آن بساز.»(7)
این وسیله در میان سمبلهای مهم ماسونها جای گرفته است چنانکه میخوانیم:
«شمعدانها آتش مقدس معابد ما هستند معبد ماسونی بطور سمبلیک بایستی با آتش روشن شود در درجۀ استادی وجود هفت شمعدان شرط است. (شاگرد، کمک استاد، استاد ص 70)».(8)
صهیونیسم سر موفقیت خود را در زدودن دین از جوامع بشری میداند. لذا فراماسونری به شدت در این راستا میکوشد و از هر طریق برای دینزدایی در جهان بهرهبرداری مینماید:
«از همین نظر لازمست که ما ایمان به مذهب را ریشه کن نماییم... و به جای آن ارقام محاسبات و موضوعات مادی را جایگزین سازیم... تا ملل درصدد منافع خصوصی خود برآمده و برای اغراض شخصی خود مبارزه نموده و توجهی به دشمن مشترک خود نداشته باشند.
(اسرار سازمان مخفی یهود ص 43) (9)
در واقع میتوان گفت هر دسیسۀ استثماری و استعماری توسط دستهای مخفی صهیونیسم یعنی ـ فراماسونها ـ طراحی میشود و آنها در آن واقعه نقشی را ایفا مینمایند چنانچه خود صهیونیسم نیز به این مطلب اعتراف دارد:
«اگر اغتشاشی رخ دهد معنی آن اینست که ما احتیاج به مشوش نمودن امنیت عمومی داریم تا در نتیجه قدرت بیشتری به دست بیاوریم و اگر توطئهای ظهور کند رئیس این توطئه قطعاً یکی از خادمین وفادار ما خواهد بود بدیهی است که هیچکس جز ما در تعقیب کارهای فراماسونری نیست...»(10)