من امروز مایل هستم که به برخی از زمینههای اصلی خلع سلاح که به نظر ما با مشکلاتی مواجه هستند و همواره به ما به دنبال تلاش برای برطرف نمودن آنها به منظور حفظ، تقویت و تحکیم دستاوردهای فعلی و یا دستاوردهای مورد انتظار در آینده بودهایم، اشاره نمایم. قصد بر آنست که نگاهی واقعبینانه به آنچه که غالباً نادیده گرفته میشود و توجه کافی بدانها مبذول نمیشود، داشته باشیم. به خاطر تاثیر بسیار زیادی که ابعاد خلع سلاح بر امنیت جهان ما دارند، دستاوردهای محدود در برخی از زمینههای مشخص خلع سلاح تنها تا حدی که به عنوان سکوی پرش برای قدم بعدی تا نیل به هدف نهائی خلع سلاح جامع و کامل باشد، ارزشمند خواهند بود. با این نگرش، حقیقتاً موفقیتهای زیادی وجود ندارد که ما به خاطر آنها به خودمان تبریک بگوئیم، در این صورت ما باید همواره با مشکلاتی که هنوز حل نشدهاند، با نگاهی منتقدانه و هوشیارانه برخورد داشته باشیم.
خلع سلاح هستهای
در موقعیت فعلی، ما باید دقیقاً نسبت به این امر نگران باشیم که هر چه هیجان نسبت به پایان جنگ سرد فرو مینشیند، توقعات و انتظارات والای انسانی نیز هر چه بیشتر پائین میآیند. برای چهار دهه، تمامی مردم کره زمین در زیر سایه وحشت فاجعه هستهای زندگی کردهاند. سیاستمداران آن عصر، این باور را در مردم ایجاد کرده بودند که رقابت شرق و غرب یک وجه از واقعیت زندگی است که بهرحال باید با آن زندگی کرد.
من معتقدم که این کاملاً عجیب است که امروز هیچ یک از کشورهای بزرگ صاحب سلاحهای هستهای واقعاً در این زمینه قدمی به جلو نگذاشته است، کمترین چیزی که انتظار است، بیان و اظهار قصد و نیت انهدام تمامی زرادخانههای هستهای برای یکبار و برای همیشه است. امروزه هر قدر ما از نقطه پایانی رقابتهای جنگ سرد دور میشویم، ایدهآل خلع سلاح هستهای که اینک واقعاً قابل حصول است رنگ میبازد. این چیزی نیست که بتوان آن را ساده گرفت.
دلایل مربوط به حفظ سلاحهای هستهای
زمان یک بررسی و مرور صادقانه و عمیق نسبت به دلایل و توجیهات حفظ سلاحهای هستهای در جهان، اگر چنین دلایل و توجیهات قابل قبولی وجود داشته باشند، فرا رسیده است. کشورهائی که دارای ذخائر عظیم سلاحهای هستهای میباشند حداقل تعهد اخلاقی دارند که به جامعه بینالمللی توضیح دهند که منطق حفظ سلاحهای هستهای چیست؟ آیا به خاطر اینست که این کشورها منتظر این هستند که جهان را برای خودشان کاملاً امن ببینند؟ یا منتظر هستند که شرایطی که آنها خود را کاملاً ایمن احساس کنند فرا برسد و آن وقت دکترین استفاده از سلاح هستهای را کنار بگذارند؟ ما هم میپذیریم که در دوره پس از جنگ سرد، بیثباتیهای جدیدی که ناشی از ملیگرائی افراطی، رقابتهای قومی و مناقشات منطقهای میباشند ظاهر شده است، اما میلیونها تن بمب هستهای به هیچوجه نمیتواند مرتبط با این مظاهر جدید تنش باشد. پس، کاملاً صریح باید گفت جهان این حق را دارد که بداند که بعد از این، این سلاحها به قصد استفاده علیه چه کسانی و ایجاد بازدارندگی علیه چه کسانی حفظ میشوند، به نظر من، سلاحهای هستهای موجودیت مستمر خود را بیشتر به خاطر اینکه برای صاحب خود، پرستیژ، نفوذ و قدرت میآورند، که همه اینها را در امور بینالمللی میتوان به عبارت «اهرمهای سیاسی» ترجمه نمود، حفظ کردهاند. پنج عضو دائمی شورای امنیت هنوز آنهائی هستند که صاحب مقادیر بسیار معتنابهی از سلاح هستهای هستند. مادامی که این برداشت و عقیده وجود دارد و مادامی که این برداشت تغییری نکند، نمیتوان امید زیادی برای تحقق جهان عاری از سلاحهای هستهای داشت.
ارزیابی معاهده عدم گسترش سلاحهای هستهای (NPT)
در سال 1968، آرمان خلع سلاح هستهای به طور کاملاً ماهرانهای مهار و به یک هدف خیلی محدودتر، یعنی عدم گسترش سلاح هستهای مبدل گردید. با وجود این، هم در متن و هم در روح معاده NPT، به طور کاملاً روشن مشخص شده است که هدف عدم گسترش سلاحهای هستهای تنها یک قدم به سوی هدف است و توقف مسابقه تسلیحات هستهای و خلع سلاح هستهای کماکان، اهداف غائی ما میباشند. قبل از کنفرانس مهم مرور و بررسی این معاهده در سال 1995، کشورهای فاقد سلاح هستهای عضو این معاهده، این حق طبیعی را دارند که بخواهند یک بررسی جامع از جریان مذاکراتی فعلی به عمل آید تا اطمینان پیدا کنند که هدف خلع سلاح هستهای واقعاً زنده است و فراموش نشده است.
معاهده عدم گسترش سلاحهای هستهای در واقع دستاوردی بزرگ برای زمانی بود که آتش میان شرق و غرب در اوج خود بود. بدون شک این معاهده با مهار کردن تهدیدات سلاحهای هستهای هر چند به طور محدود، در صلح و امنیت بینالمللی موثر بوده است. اما عدم گسترش هیچگاه به عنوان یک هدف مدنظر نبوده است بلکه این هدف تنها به عنوان وسیلهای برای حرکت به سمت هدف خلع سلاح هستهای مطرح بوده است.
منع آزمایشات هستهای
درست است که اقداماتی برای کاهش شمار کلاهکهای هستهای در جریان بوده است. این هم درست است که چشمانداز دستیابی به منع آزمایشات هستهای امروز واقعیتر شده است. اما اینها همه باز هم کافی نیست. معاهده منع جامع آزمایشات هستهای ابراز مهم و موثری برای جلوگیری از گسترش بیشتر تسلیحات هستهای در تمامی جنبههای آن خواهد بود.
با این وجود ما باز هم نباید فراموش کنیم که این هم ابراز دیگری به سوی هدف تحکیم و تقویت سیستم «عدم گسترش» خواهد بود. با چنین وضعیتی و در شرایط فقدان یک برنامه مشخص و مدون برای خلع سلاح هستهای، هیچکس نمیتواند نسبت به تحقق جهانی عاری از سلاح هستهای برای زمان قابل پیشبینی در آینده مطمئن باشد. حتی برای منع آزمایشات هستهای نیز، علیرغم ابراز تمایلات امیدوارکننده اخیر، هنوز مخالفتهائی نسبت به اقدام فوری و برعکس درخواست ادامه کار به همین صورت فعلی وجود دارد. بنابراین هنوز تصمیمی پیرامون آغاز مذاکرات معاهده منع جامع آزمایشات هستهای اتخاذ نشده است.
مسابقه تسلیحاتی ـ فضای ماوراء جو
تعهد مندرج در NPT بوده است که مسابقه تسلیحاتی هستهای «در اولین فرصت زمانی» باید متوقف شود و خلع سلاح هستهای «در اولین فرصت زمانی» باید محقق شود. 25 سال بعد از معاهده و حدود 3 سال پس از آغاز عصر جدید همکاری، هیچکس نمیتواند هنوز ادعا کند که مسابقه تسلیحاتی پایان یافته باشد. علاوه بر این، هنوز هیچ تعهد مشخص در زمینه خلع سلاح هستهای وجود ندارد، چه برسد به معاهدهای در مورد خلع سلاح جامع و کامل که از اهداف اصولی مندرج در معاهده است و همه اعضاء برای نیل به آن متعهد شدهاند، اعضای متعاهدی که صادقانه اصول معاهده را رعایت کردهاند، شایسته این هستند که بدانند که سرانجام چه زمانی این «در اولین فرصت زمانی» فرا میرسد.
این مسئله شامل بحث جلوگیری از مسابقه تسلیحاتی در فضای ماوراء جو هم میشود. در این مورد، همانطور که شما همگی آگاه هستید ما هنوز در مرحله اول بحثی تقریباً نامشخص در زمینه تعارف و اصطلاحات هستیم و هدف خودمان را محدود به برخی از اقدامات مربوط به ایجاد اطمینان در فضا کردهایم، و این در حالی است که مسابقه تسلیحاتی در فضای ماوراء جو به طور مداوم ادامه دارد. ما نمیتوانیم برای پایان دادن به مسابقه تسلیحاتی در روی کره زمین تلاش کنیم و بعد اجازه دهیم که به موازات آن مسابقه تسلیحاتی در فضا گسترش یابد، نیاز فوری به یک تغییر روش توسط کشورهائی که زمین را با ماهوارههای نظامی و جاسوسی پر کردهاند وجود دارد. بنابراین ما نیازمند آن هستیم که کار خود را با تمرکز بیشتر و آغاز مذاکرات واقعی با هدف انعقاد موافقتنامه یا چند موافقتنامه بینالمللی در زمینه جلوگیری از مسابقه تسلیحاتی در فضای ماوراء جو و با هدف تحکیم و تقویت رژیمهای فعلی حقوقی فضا و با در نظر گرفتن آنکه اقدامات ایجاد اعتماد تنها از یک ماهیت گذرا و موقتی برخوردار هستند جهت دهیم. کره زمین مادامی که فضای ماوراء جو بیشتر و بیشتر به سوی نظامی شدن پیش میرود، امن نخواهد بود.
برخورد گزینشی
یکی دیگر از زمینههای نگرانی که موجب میشود تلاشهای ما برای خلع سلاح به مخاطره بیفتد، شیوه برخورد گزینشی در اجرای موافقتنامههای موجود است. مورد NPT اینجا هم نمونه بارزی محسوب میشود. جدا از بیتوجهی به اصول مربوط به خلع سلاح هستهای، برخورد متفاوتی نسبت به اعضای معاهده اعمال شده است. بر هیچکس مخفی نیست که در حالی که برخی از کشورها حتی توسط کشورهای بزرگ برای کسب توانمندی هستهای مورد مساعدت قرار میگیرند، دیگران به سادگی به بهانه اینکه مظنون به داشتن توانمندی بالقوه در این زمینه هستند به طور گسترده تحت فشار قرار گیرند. در مواردی بعضی کشورهای عضو NPT تعهدات خود را براساس مقررات معاهده انجام دادهاند، بیش از آنهائی که خارج از معاهده ماندهاند و دستور کار هستهای خود را آن طور که میل داشتهاند دنبال کردهاند، متحمل فشارهای سیاسی و اقتصادی شدهاند غالباً مطرح میشود که مکانیزمهای نظارت برای ایجاد اطمینان نسبت به عدم گسترش سلاحهای هستهای برای قدرتهای هستهای کافی نمیباشد. اما اگر این امر بهانهای شود برای تعابیر و اقدامات فردی توسط کشورهای قدرتمند، کما این که شده است، پس فایده معاهده در چیست؟ متاسفانه کشورهای قدرتمند همواره مایل هستند که بیش از آنکه اجرای تعهدات اعضاء در معاهده مبنای قضاوت و عمل باشد، تعابیر و تفاسیر خودشان از معاهده و منابع اطلاعاتی خودشان را مبنای اقدامات قرار دهند.
بنابراین، پیشرفت بیشتر در زمینه سیستم نظارت هستهای تنها هنگامی مفید خواهد بود که همه تائید کنند که مکانیزمهای بینالمللی مورد قبول، تنها مبنای قضاوت نسبت به رعایت تعهدات کشورهای عضو معاهده باشد.
تضمینهای امنیتی:
آنهائی که تعهد به رعایت اصول عدم گسترش سلاحهای هستهای میدهند از طرف دیگر باید نسبت به امنیت خود از جانب کشورهای صاحب سلاحهای هستهای اطمینان حاصل کنند. «طرح کاسیگین» در زمان مذاکرات با وجود حمایت وسیعی که همراه داشت کنار گذاشته شد. اما باز هم باید به یاد داشت که آن زمان، زمان جنگ سرد بود. امروز، با آنکه اصل مفهوم اعطای تضمینهای امنیتی به کشورهای فاقد سلاحهای هستهای پذیرفته شده است، اما پیشرفتی در جهت اعطای این تضمینها مشاهده نمیشود. این وضعیت در حالی وجود دارد که در کنفرانس خلع سلاح، تنها کمیته ویژهای که دستورالعمل مذاکره دارد، کمیته ویژه اعطای تضمینهای امنیتی است.
در صورت فقدان پیشرفت واقعی در جهت انعقاد یک موافقتنامه بینالمللی الزامآور در زمینه اعطای تضمینهای امنیتی موثر برای اطمینان دادن کشورهای فاقد سلاح هستهای نسبت به ممنوعیت استفاده یا تهدید به استفاده از سلاح هستهای، هیچکس نباید انتظار داشته باشد که کشورهای فاقد سلاح هستهای عضو معاهده NPT اشتیاقی نسبت به تمدید این معاهده داشته باشند.
ما، سالها به جای مذاکرات ماهوی درگیر گفتگوهای شکلی بینتیجه بودهایم، کاملاً روشن است که درخواست مشروع کشورهای فاقد سلاح هستهای در این رابطه مورد بیتوجهی قرار گرفته است. حقیقتاً مشکل ما در عدم توانائی برای یافتن یک فرمول مشترک (برای اعطای این تضمینها به تمامی کشورها با توجه به ماهیت متفاوت آنها) نیست، بلکه آنچه وجود ندارد، اراده سیاسی و تعهد برای اعطای تضمینهای امنیتی به کشورهای فاقد سلاح هستهای میباشد.
استفاده صلحجویانه
به موازات این موارد، این تفاهم باید وجود داشته باشد که کشورهائی که تصمیم گرفتهاند برای حفظ سیاست خود مبنی بر دسترسی با سلاحهای هستهای به معاهده نپیوندند، باید با رفتار متفاوتی نسبت به آنها که به اجرای اصول معاهده تعهد دادهاند روبرو شوند.
فاقدین سلاحهای هستهای باید با مزایا و امتیازاتی برای پیوستن به معاهده و صاحبان سلاحهای هستهای با محرومیتهائی در اثر پیوستن به معاهده روبرو باشند. بنابراین NPT باید به نحوی تمدید شود که تمامی کشورها نفع خود را در پیوستن به آن ببینند. این امتیازات از جمله باید شامل یک تعهد الزامآور به اجرای اصول در معاهده در زمینه استفادههای صلحآمیز از انرژی هستهای توسط تمامی کشورهای عضو باشد. علاوه بر این باید مکانیزمهائی ایجاد شود که کشورهای عضو اطمینان حاصل نمایند که تعهدات کشورهای عضو در زمینه کمک و همکاری در زمینه استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای انجام میشوند و تمامی اقدامات تبعیضآمیز نیز برداشته میشوند.
متن NPT بروشنی اشعار میدارد که تحقیقات، تولید و استفاده از انرژی هستهای نباید به هیچوجه برای اعضاء با اشکالی مواجه شود، و نباید در این رابطه هیچگونه اقدام تبعیضآمیزی نیز اعمال گردد. در واقع اعضای معاهده نسبت به دسترسی به مواد اولیه، تجهیزات و اطلاعات علمی و تکنولوژی به قصد استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، تضمین شدهاند. پیشنهادات زیادی در زمان مذاکرات NPT در این رابطه ارائه شد، از جمله «طرح فانفانی» که درخواست دسترسی به مواد اولیه هستهای حاصل از تبدیل سلاحهای هستهای به قیمت ارزانتر برای کشورهای عضو معاهده را ارائه میکرد.
اگرچه تمامی آن پیشنهاداتی که در آن زمان مطرح شدند، در معاهده درج نشدند، اما در عین حال، بعنوان مبنائی برای رسیدن به تفاهم میان اعضای مذاکرهکننده و در نتیجه مبنای تصمیم کشورها برای پیوستن به معاهده مورد توجه خاص قرار گرفتند. امروز این مسئله کاملاً روشن شده است که کنترل مواد اولیه و تکنولوژیهای مربوط به استفاده صلحجویانه از انرژی هستهای به قصد محروم کردن اکثریت کشورهای عضو معاهده مگر عده قلیلی که جزو متحدین سیاسی و نظامی قدرتهای بزرگ میباشند، طراحی شدهاند. اینک تبعیض اصل است و نه استثناء. کشورهایی که به ویژه روابط عالی با چند کشور قدرتمند هستهای ندارند، صدمه بیشتری میبینند، بدون توجه به اینکه چقدر صادقانه مقررات معاهده NPT و اصول پادمان هستهای را رعایت میکنند. شیوه برخورد تبعیضآمیز در اجرای مقررات مربوط به استفاده صلحجویانه، در ایجاد نهادهائی در خارج از معاهده، همچون کلوپ لندن، شکل عینی و عملی به خود گرفته است.
اجرای کنوانسیون سلاحهای شیمیائی:
همین موضوع در مورد گروه استرالیا نیز صادق است که به کنترل مواد و تکنولوژی شیمیائی و بیولوژیک میپردازد. هر اندازه که کار کنفرانس خلع سلاح در تدوین نهائی «کنوانسیون ممنوعیت توسعه، تولید، ذخیرهسازی استفاده از سلاحهای شیمیایی و انهدام این سلاحها» شایسته تقدیر است هر اندازه که ما از جلب حمایتی که کنوانسیون با بیش از 140 امضاء در زمانی کوتاه به دست آورد احساس رضایت میکنیم، و در حالی که مذاکرات لاهه برای ایجاد زمینههای اجرائی شدن کنوانسیون به آرامی و با موفقیت پیش میرود، متاسفانه از جانب دیگر نگرانی کشورهای در حال توسعه در زمینه استفادههای صلحجویانه که بروشنی و مستمرا در خلال مذاکرات ابراز شد، نه تنها برطرف نشده است، بلکه تشدید هم شده است. گروه استرالیا در همین جا متعهد شد که محدودیتها و موانع صدور مواد شیمیائی را که استفادههای دوگانه دارند از میان بردارند و محدودیتها فقط منحصر به آن مواردی شوند که بعد از سالها مذاکرات در کنوانسیون گنجانده شدهاند. من میپذیریم که کنوانسیون هنوز آماده اجرا نیست. اما، به جای مشاهده نشانههای مثبت، ما میبینیم که لیست گروه استرالیا باز هم افزایش مییابد. ما همچنین شاهد اعمال اقدامات تبعیضآمیز در برابر کشورهای خاصی که پیشتاز حمایت از کنوانسیون بودهاند و در اولین مراسم امضاء در پاریس آنرا امضاء کردهاند، میباشیم. در نتیجه نگرانی رو به تزایدی که وجود دارد اشتیاق بسیاری از کشورها برای امضاء کنوانسیون جای خود را به بیمیلی و یا حداقل به بیتفاوتی در قبال تصویب و یا اجرای کنوانسیون بدهد، تعداد بسیار کم موارد تصویب کنوانسیون تا به حال، در مقایسه با تعداد بسیار زیاد امضاء، نشان روشنی از این مدعا است.
تردیدهائی در زمینه موضوع تبادل اطلاعات نظامی
سپس به موضوع «فرانمائی در تسلیحات» میرسیم که یکی از مواد دستور کار کنفرانس خلع سلاح میباشد. این موضوع برای ما خیلی مهم است و ما با علاقه آنرا دنبال میکنیم. بعد از تردیدهائی که از جانب کشورهای در حال توسعه وجود داشت، در نهایت قطعنامه مجمع عمومی در این زمینه که مبنای کار کنفرانس خلع سلاح در این رابطه است با اجماع به تصویب رسید. هر کسی انتظار دارد که در اینجا بعد از گفتگوها و مذاکرات طولانی که قبل از حصول اجماع در مجمع عمومی صورت گرفت، ادامه کار به آرامی دنبال شود، اما باز هم، فقدان اعتماد نسبت به نیت کشورهای بزرگ موانع جدی نسبت به پیشرفت ما در این زمینه را فراهم کرده است. کشورهای در حال توسعه با عدم اطمینان در 4 زمینه مشخص روبرو هستند:
اول آنکه، مانند دیگر توافقات خلع سلاح، امنیت باید برای همگان در نظر گرفته شود اعمال شیوه گزینشی و تبعیضآمیز و مبنا قرار دادن سطح روابط سیاسی، یا فقدان روابط با قدرتهای بزرگ در رفتار با کشورها به جای اساس قرار دادن پایبندی به تعهدات، که همواره وجود داشته است میتواند امنیت کشورهای مختلف را به مخاطره بیندازد.
دوم، تعریف اصول و مبنای قطعنامه که در چارچوب تلاشهای ما قرار دارد بسیار مبهم است و راه را برای تفاسیر فردی کشورها باز میکند. این امر میتواند راه را برای برداشتهای فردی سیاسی نسبت به هرگونه توافق در این زمینه باز کند. توانمندیهای نظامی یکی از عناصر اصلی گسترش احتمالی سیستم ثبت اطلاعات نظامی سازمان ملل میباشد، توانمندیهای نظامی باید شامل اینگونه توانمندیها در اراضی دیگر کشورها و از جمله پشتیبانیهای نظامی که از طریق ترتیبات و توافقات دوجانبه یا چند جانبه نظامی به کشورهای دیگر داده میشود نیز بشود.
سوم، سلاحهای کشتار دسته جمعی، که بین ما توافق حاصل گردید که بخشی از اقدامات مربوط به تبادل اطلاعات نظامی باشد علیرغم این واقعیت که فرانمائی و ارائه اطلاعات نظامی در مورد این تسلیحات به نحو بسیار موثری بر امنیت ما، خیلی بیش از سلاحهای متعارف، نقش دارند، نادیده انگاشته شدهاند.
چهارم و مهمتر از همه آنکه، یک نگرانی جدی و متاسفانه کاملاً به جا و به حق وجود دارد که تکنولوژی و مواد اولیه مرتبط با استفاده صلحآمیز و آنهائی که برای توسعه کشورهای در حال توسعه اساسی هستند بار دیگر برای این کشورها از طریق ایجاد کلوبهای جدید ممنوع و یا شدیداً کنترل شوند. در مورد این نکته آخر، بسیار مهم است اطمینان پیدا کنیم که:
ـ دسترسی به مواد اولیه و تکنولوژی پیشرفتهای که کاربردهای غیرنظامی دارند، مختل نگردد.
ـ انتقال تکنولوژی به کشورهای در حال توسعه کاملاً بهبود و تسهیل گردد.
ـ رژیمهای کنترل صادرات برچیده و محدود به کنترلهائی شوند که در توافقات بینالمللی مورد موافقت قرار گرفتهاند.
ـ انتقال مواد اولیه و تکنولوژی با کاربرد دوگانه به هیچوجه محدود نگردند و بلکه تمامی رژیمهای کنترل آشکار شوند.
جنبههای منطقهای
نقائصی که من تا حال بدانها اشاره کردم، به برخی از مهمترین مسائلی که پیشرفت سریع و اساسی در زمینههای مختلف خلع سلاح را مانع میشوند. اشاره دارند. برای حل این مشکلات، کشورهای قدرتمند باید برای برگرداندن اعتماد و اطمینان و امنیت به کشورهای در حال توسعه و برای از بین بردن دلایل مشروع آنها برای بدبینی و شکاکیت، قدمهائی بردارند. هنوز زمینه دیگری نیز وجود دارد که شایسته توجه و دقت کافی است و این مربوط به جنبههای منطقهای خلع سلاح است. در این زمینه البته در مناطق مختلف، مسائل با هم فرق دارند. آنهائی که مجمعهایی برای بحث در زمینه مسائل امنیتی و خلع سلاح دارند طبیعتاً میتوانند خود را با اقدامات جدید خلع سلاح تطبیق دهند و کارهای خود را خیلی سریعتر و آرامتر هماهنگ کنند. با این وجود در دیگر مناطق، مشکلات بسیار است. به ویژه در مناطقی که تنش و کشمکشهای منطقهای وجود دارند.
خاورمیانه نمونه خوبی در این زمینه است، منطقهای که تمامی اقدامات و موافقتنامههای خلع سلاح میتوانند به مشکل برخورد کنند.
طرح ایجاد منطقه عاری از سلاحهای هستهای در خاورمیانه که حدود دو دهه پیش پیشنهاد گردید و از آن موقع هر ساله توسط مجمع عمومی تصویب شده است، به علت آنکه اسرائیل قصد ندارد سلاحهای هستهای خود را از دست بدهد، بدون نتیجه و اجرا مانده است. تمدید معاهده NPT از طرف کشورهای منطقه خاورمیانه، مادام که اسرائیل به این معاهده نپیوندد و تاسیسات هستهای خود را در معرض بازرسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار ندهد با مقاومت جدی مواجه خواهد شد.
بعضی از کشورهای همسایه به همین دلیل، کاملاً منطقی و به جا از امضای کنوانسیون سلاحهای شیمیائی امتناع کردهاند. اقدامات وسیع و گسترده برای نظارت بر اجرای کنوانسیون سلاحهای میکربی نیز احتمالاً به همین سرنوشت دچار میشود. فرانمایی در تسلیحات و ارائه اطلاعات نظامی نیز شانسی برای پا گرفتن نخواهد داشت. هیچ کشوری در منطقه هنوز اطلاعات نظامی خود را برای ثبت در سازمان ملل متحد ارائه نکرده است. متأسفانه، هیچکس نمیتواند به بهبود وضعیت در خاورمیانه امیدی آشته باشد، مادام که سیاستهای اسرائیل در زمینه سلاحهای هستهای تغییر نکنند.
منطقه خلیجفارس
از جانب دیگر در خلیج فارس، چشماندازها خیلی امیدوارکنندهتر هستند. بعد از دو جنگ مخرب، کشورهای منطقه هم اینک کاملاً آماده و مشتاق صلح، ثبات و همکاری هستند. تهدید سلاحهای کشتار جمعی، از درون منطقه، به نحو چشمگیری بعد از جنگ دوم خلیجفارس از بین رفتهاند. علاوه بر این تقریباً تمامی کشورهای منطقه به NPT کنوانسیون سلاحهای شیمیائی، کنوانسیون سلاحهای میکربی و دیگر معاهدات اصلی خلع سلاح پیوستهاند. آنچه که هم اینک در منطقه زمینههای تنش را فراهم میکند، فقدان اعتماد کافی نبودن گفتگوها در میان کشورهای منطقه و واردات رو به تزاید سلاحهای پیچیده متعارف بویژه از کشورهای اصلی صادرکننده اسلحه است که میخواهند از منافع جنگ بهرهبرداری کنند. بنابراین، اجرای طرحها و ابتکاراتی در این منطقه میتوانند به اطمینان نسبت به افزایش امنیت و ثبات منطقه خلیجفارس بیانجامد. این ابتکارات از جمله میتواند شامل موارد ذیل باشند:
ـ ترتیبات منطقهای در جهت ایجاد منطقه عاری از سلاحهای هستهای و ایجاد اطمینان نسبت به رعایت تعهدات کشورها.
ـ همکاری در زمینههای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای.
ـ تبادلنظر در مورد معاهده عدم گسترش سلاحهای هستهای و پادمان هستهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی و مطالعه و بررسی اقدامات منطقهای که میتواند مکمل مکانیزمهای اعمال نظارت بر اجرای تعهدات باشند.
ـ هماهنگی در زمینه تصویب و اجرای کنوانسیون سلاحهای شیمیائی
ـ مشورتهای تخصصی برای طراحی ترتیباتی جهت نظارت بر اجرای کنوانسیون سلاحهای میکربی در منطقه.
ـ طراحی و تدوین روشها و شیوههای افزایش فرانمائی در تسلیحات از جمله ارائه گزارشات دورهای همزمان نسبت به توانمندیهای نظامی براساس قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد.
ـ مذاکره برای کاهش بودجههای دفاعی و کاهش خریدهای تسلیحاتی و اختصاص دادن منابع صرفهجوئی شده به توسعه منطقه.
ـ همکاری در تبدیل برخی از تاسیسات تولیدی نظامی به تاسیسات غیرنظامی.
ـ ایجاد مجمعی برای بررسی و گفتگو پیرامون مسائل امنیتی، درک طرفین از تهدید و دکترینهای نظامی و اجرای اقدامات ایجاد اعتماد.
این لیست البته فقط محدود به این موارد نمیشود و میتواند شامل طرحهای دیگری که به همکاری در جهت تامین امنیت جمعی کشورهای خلیج فارس منجر گردد نیز بشود.
تلاشهائی در سطح سیاسی لازم است که کشورهای منطقه همکاری خود را با بررسی هر طرحی که میتواند آنها را به دور یک میز برای بحث پیرامون امنیت خود جمع کند، آغاز کنند. این روند، به طور قطعی به سرعت بررسی بسیاری از مسائل امنیتی را به دنبال خواهد داشت.
در واقع، این موضوع بسیار مهمی است که شایسته توجه خاص میباشد. بنابراین، در آینده ما باز هم در مواقع مناسب در این مورد بحث خواهیم کرد.