تاریخ انتشار : ۱۳ آذر ۱۳۸۶ - ۰۸:۲۴  ، 
کد خبر : ۲۱۲۱۶

سیاست چین در قبال عراق

ترجمه: مسعود فروغی‌زاده مقدمه: این مقاله به بررسی سیاست خارجی چین در قبال عراق و عامل تصمیم‌گیرنده در خط‌مشی رسمی چین در برابر حمله آمریکا به عراق و تحولات ناشی از آن می‌پردازد. در چنین چارچوبی، رویکرد چین در قبال عراق جدید را می‌توان به عنوان تعریفی از سیاست خارجی و عمومی جمهوری خلق چین از اواخر دهه 1990، زمانی که «دنگ شیائوپینگ» کشور را در مسیر اصلاحات قرار داد، بررسی کرد.

1- مواضع سیاسی چین در قبال عراق
زمانی که جمهوری خلق چین در اکتبر سال 1949 تاسیس شد، عراق از کانون توجه این کشور پهناور و کمونیستی که در مسائل اقتصاد، سیاست و ایدئولوژی به شوروی متمایل شده بود، فاصله بسیاری داشت. روابط میان چین و عراق تا سال 1958 همزمان با کودتای نظامی توسط عبدالکریم قاسم و عبدالسلام عارف در عراق که پادشاهی در این کشور را از میان برداشت، آرام بود. انقلاب 1958 در عراق نه تنها منجر به عقب‌نشینی این کشور از پیمان بغداد و پایان ائتلاف عراق با غرب شد، بلکه باعث شد عراق به بینش کمونیستی به عنوان نظامی جدید که بر کمونیست‌های عراقی در اجرای امور ملی وابسته بود، نزدیک‌تر شود. در همین حال، روابط دیپلماتیک میان دو کشور ـ چین و عراق ـ بلافاصله تقویت شد و پکن امید داشت که انقلاب عراق سایر طغیان‌های تحت تاثیر کمونیست در کشورهای غربی را نیز تحت تاثیر قرار دهد. در نتیجه، چین در پی تلاشی ناموفق برای کنار گذاشتن عبدالکریم قاسم در مارس 1959، به حمایت از رژیم وی برخاست و از مصر به دلیل حمایت از چنین تلاشی انتقاد کرد. با این وجود، روابط میان 2 کشور شاهد فراز و نشیب‌هایی به خصوص در راستای مواضع طرفین در قبال کمونیست و شوروی سابق بود. برای مثال، در جریان جنگ ایران و عراق، چین نگران پیشروی احتمالی شوروی در منطقه خلیج‌فارس از طریق یکی از طرفین درگیر ـ ایران یا عراق ـ و همچنین گسترش این درگیری به سایر کشورهای خلیج‌فارس بود. بنابراین، چین سیاستی خنثی را در قبال این جنگ در پیش گرفت تا بدین منظور از آسیب رسیدن به روابط خود با ایران و یا عراق و تلاش‌های شوروی در راستای افزایش نفوذ بر ایران و عراق جلوگیری کند. در همین حال، چین با فروش تسلیحات به هر دو طرف از این جنگ بهره برد و به یکی از منابع اصلی تامین تسلیحات این دو کشور تبدیل شد به طوری که فروش تسلیحاتی چین به ایران و عراق نمایانگر 70 درصد فروش کل تسلیحات این کشور در سال‌های 1982 تا 1986 بود.
در جریان بحران ناشی از تجاوز عراق به کویت در آگوست 1990، چین به حمایت از قطعنامه‌های مرتبط سازمان ملل برخاست و به قطعنامه 678 شورای امنیت که اجازه استفاده از تمام روش‌های لازم به منظور عقب‌نشینی عراق از کویت را می‌داد، اعتراضی نکرد. این کشور در عین حال، از برنامه نفت در برابر غذا که در قطعنامه 986 شورای امنیت مطرح شد، استقبال کرد و آن را همچون مسیری برای فعال‌سازی مجدد روابط اقتصادی خود با عراق در نظر گرفت.
2- موضع چین در قبال روابط متشنج آمریکا با عراق
در 25 اکتبر سال 2002، آمریکا پیش‌نویس قطعنامه‌ای را با هدف کسب اجازه برای اعمال فشار علیه عراق ـ در صورتی که عراق در راستای همکاری با تیم بازرسان تسلیحاتی و بین‌المللی سازمان ملل ناکام بماند ـ تقدیم شورای امنیت کرد. واکنش چین در این خصوص که ملایم‌تر از مخالفت‌ آشکار روسیه و فرانسه به پیشنهاد آمریکا بود، بر لزوم استفاده از راه‌حلی صلح‌آمیز و جلوگیری از حمله نظامی تاکید داشت. در تاریخ 8 نوامبر 2002، اعضای شورای امنیت به اتفاق آرا قطعنامه 1441 را که به عراق در خصوص پیامدهای جدی شکست در اجرای الزامات تعیین شده در قطعنامه‌های گذشته هشدار می‌داد، به تصویب رساندند. چین نیز در راستای حل صلح‌آمیز این مساله به قطعنامه مذکور، رای مثبت داد. این کشور همچنین از پذیرش قطعنامه 1441 از سوی عراق همچون گامی مثبت در قبال صلح‌آمیز این مساله در کوتاه مدت استقبال کرد. چین همچنین از بازگشت بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل به عراق و ارائه گزارشی ازسوی این کشور به سازمان ملل در خصوص تسلیحات کشتار جمعی استقبال کرد.
در اوایل سال 2003، وزیر خارجه چین چهار بار از مقر سازمان ملل در نیویورک با هدف اعمال فشار بر این سازمان به منظور پیگیری راه‌حلی صلح‌آمیز برای حل بحران عراق دیدن کرد.
«جیانگ زمین» رئیس جمهور چین با هدف متقاعد کردن رهبران کشورهای عضو شورای امنیت و آلمان بر لزوم ادامه تلاش‌ها برای پیدا کردن راه‌حلی صلح‌آمیز و جلوگیری از اعمال فشار علیه عراق، تماس‌های مستقیمی را با سران کشورهای مذکور برقرار کرد. چین در راستای رسیدن به این هدف، کمک‌‌های فنی و بشر دوستانه‌ای را به بازرسان بین‌المللی در عراق ارائه کرد و زمانی که هوجین تائو در مارس سال 2003 به عنوان رئیس جمهور چین انتخاب شد، وی نیز رویکرد مشابهی را در قبال مساله عراق، همچون رئیس جمهور گذشته اتخاذ کرد و نسبت به خروج بازرسان تسلیحاتی از عراق ابراز نگرانی کرد.
نکات زیر در خصوص موضع چین در قبال عراق پیش از حمله آمریکا به این کشور حائز اهمیت است:
ـ استراتژی سیاسی چین بر لزوم احترام به حاکمیت عراق توسط آمریکا و یا سایر کشورها متمرکز بود و این کشور حمله هوایی آمریکا و انگلیس به عراق و تهدید اعمال فشار را تجاوز به حاکمیت عراق می‌دانست.
ـ چین، سازمان ملل را به عنوان مناسب‌ترین بازیگر در راستای مقابله با مشکلات و مسائل بین‌المللی می‌دید و از ادامه تلاش تیم بازرسان تسلیحاتی در عراق با هدف حفظ حضوری پایدار برای سازمان ملل و همچنین خود چین به عنوان عضو دائم شورای امنیت حمایت کرد.
ـ چین بر لزوم لغو تحریم‌های اقتصادی علیه عراق که آن را می‌توان تا حدودی به نیاز چین برای متنوع ساختن منابع نفتی خود مرتبط دانست، تاکید داشت.
3- موضع چین در قبال حمله آمریکا به عراق
حمله آمریکا و هم‌پیمانان آن در 20 مارس 2003 به عراق، واکنش فوری را از سوی پکن درپی داشت. وزارت خارجه چین در همان روز بیانیه‌ای صادر کرد و نگرانی عمیق خود نسبت به عملیات نظامی آمریکا و سایر کشورها علیه عراق را ابراز داشت و از کشورهای مذکور خواست فعالیت‌های نظامی خود را متوقف ساخته و به دنبال راه‌حلی سیاسی در این بحران باشند.
شایان ذکر است که صدور این بیانیه بیشتر نشان‌دهنده نگرانی چین در خصوص حمله به عراق بود تا محکوم کردن آن، علل این نگرانی که در بیانیه رسمی چین مطرح نشد را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد.
ـ حمله به عراق می‌تواند منجر به نابودی منافع اقتصادی میان چین با رژیم صدام حسین در زمینه‌های سرمایه‌گذاری انرژی و بازسازی عراق شود.
ـ این امر می‌تواند سقوط قیمت نفت تحت کنترل آمریکا را درپی داشته و بر واردات نفتی چین در آیده تاثیر بگذارد.
ـ نگرانی از تاثیرات احتمالی جنگ بر امنیت و ثبات در مناطقی از چین با جوامعی از اکثریت مسلمان که در غرب این کشور حضور دارند و اکثریت مسلمانان در این مناطق، اتحاد و همبستگی خود را با مردم عراق اعلام کرده و مخالف تجاوز آمریکا علیه عراق هستند. در نتیجه این امر، رئیس جامعه مسلمانان چین از مسلمانان این کشور خواست تا آرامش خود را حفظ کرده، منافع کشور خود را در نظر گرفته و از مخالفت با تجاوز آمریکا به عراق از طریق روش‌های غیر صلح‌آمیز خودداری کرده و در جهت حفظ امنیت و ثبات کشورشان اقدام کنند.
4- چین و اشغال عراق
پس از حمله آمریکا به عراق، چین بر لزوم اقدام سازمان ملل، بازگشت حاکمیت به عراقی‌ها، تشویق فرایند سیاسی و همکاری در راستای بازسازی کشور متمرکز شد.
ـ لزوم اقدام سازمان ملل
از زمان آغاز بحران عراق، چین بر لزوم فعالیت سازمان ملل در راستای حل این مساله که می‌توانست در جهت تقویت این سازمان و اختیارات شورای امنیت باشد، تاکید کرد. حمایت سیاسی چین از قطعنامه‌های سازمان ملل و شورای امنیت در این زمینه از جمله قطعنامه‌های 1483، 1500، 1538، 1557، 1619، 1700 این مساله را مطرح می‌کند که چین تمایلی به رها کردن پرونده عراق در دستان آمریکا و هم‌پیمانان آن نداشت.
ـ بازگشت حاکمیت به عراق و تشویق فرایند سیاسی
چین به طور رسمی از ایجاد شورای حکومتی در عراق در 13 جولای 2003 توسط آمریکا و انگلیس حمایت کرد و این در حالی بود که کنترل واقعی عراق در اختیار «پل برمر» رئیس دولت آمریکا در عراق بود. چین همچنین از قطعنامه 1511 سازمان ملل که به شناسایی شورای حکومتی، قدرت‌های اجرایی آن به عنوان دولت موقت با حاکمیت انتقالی تا پیش از تشکیل دولتی به نمایندگی از مردم عراق می‌پرداخت، استقبال کرد. در اوایل ژوئن سال 2004 چین از اولین کشورهایی بود که سفارت خود را در عراق بازگشایی کرد و به گفته رئیس هیات دیپلماتیک چین در بغداد، این کشور حمایت خود را از دولت انتقالی در عراق اعلام کرد. چین در عین حال، از انتخابات عراق در 30 ژانویه 2005 استقبال و آمادگی خود را برای ارائه کمکی بالغ بر 1 میلیو ن دلار جهت کمک به پیشبرد انتخابات اعلام کرد. این کشور همچنین کمک هزینه‌هایی را در اختیار دانشجویان عراقی قرار داد تا در چین تحصیل کنند که از این جمله می‌توان به آموزش متخصصین، مدیران اجرایی و دیپلمات‌های عراقی به خصوص آموزش 11 دیپلمات عراقی در دانشگاه «روابط بین‌الملل» چین در پکن اشاره کرد.
همچنین، در حالی که انتخابات در عراق برگزار شد، چین حمایت خود را از آن که به عنوان گامی حیاتی در بازسازی عراق ابراز کرد.
ـ بازسازی عراق
در دسامبر سال 2003، اعلام شد که آمریکا از حضور چین، فرانسه، آلمان، کانادا، مکزیک و روسیه در زمینه قراردادهای بزرگ سرمایه‌گذاری در بازسازی عراق جلوگیری خواهد کرد. در همین حال، چین خواستار حمایت از فرایند سیاسی عراق برای جلوگیری از محرومیت خود در کسب امتیازات سرمایه‌گذاری پس از جنگ در عراق شد. در اکتبر سال 2003، کنفرانس بازسازی عراق در مادرید برگزار و چین متعهد به تامین 25 میلیون دلار کمک و بخشش میزان قابل توجهی از بدهی‌های عراق به خود شد. این بدهی‌ها 6/5 میلیارد دلار اعلام شده بود. زمانی که «شن گوفانگ» معاون وزیر امور خارجه چین اعلام کرد که کشورش امیدوار است تا در ازای بخشش مقداری از بدهی‌های عراق، سهم قابل توجهی را در زمینه فرصت‌های سرمایه‌گذاری در بخش نفتی و پروژه‌های زیرساختی عراق داشته باشد، نگاه اقتصادی و سیاسی چین در این خصوص روشن شد.
موضع چین در قبال عراق پس از حمله آمریکا به این کشور جدی و چندان مخالف سیاست آمریکا در عراق نبود و حتی چنین به نظر می‌رسید که در راستای حمایت از طرح‌های آمریکا بود. در حالی که استراتژی سیاسی چین به شدت مخالف اعمال فشار علیه عراق پیش از حمله به این کشور بود، اما لحن پکن پس از حمله به طور قابل توجهی نرم‌تر شد. می‌توان در این زمینه به نکات زیر اشاره کرد:
ـ چین از تمام قطعنامه‌های مرتبط با عراق در زمان حمله آمریکا به این کشور حمایت کرد و در این خصوص با آمریکا مخالفتی نکرد. در شرایطی که چین در برخی مواقع خواستار تنظیم و تعدیل قطعنامه‌های مشخصی بود، اما با این وجود به نفع تمام قطعنامه‌ها رای داد.
ـ چین از فرایند سیاسی در عراق حمایت کرد و به رغم این حقیقت که آمریکا کنترل آن را در دست داشت، کمک‌هایی را جهت تسهیل موفقیت در این فرایند ارائه کرد. به علاوه چین از انتقاد طرح‌های آمریکا جهت ایجاد دموکراسی در عراق خودداری کرد
موضع چین در قبال حمله به عراق ـ با در نظر گرفتن روابط قوی میان این کشور با رژیم صدام حسین ـ آن‌طور که برخی انتظار داشتند، شدید نبود. در این زمینه باید عوامل زیرا را در نظر گرفت:
ـ چین از زمان ریاست جمهوری «دنگ شیائوپینگ» از رویکردی صلح‌آمیز در راستای رشد و ترقی پیروی و از موانعی که ممکن بود مانعی بر سر فرایند اصلاحات شود، خودداری کرده است.
با در نظر گرفتن اهمیت نقش آمریکا و هم‌پیمانان آن در فرایند اصلاحات ایجاد شده پس از اعمال تحریم‌هایی علیه چین در اثر حادثه میدان تیان آنمن در سال 1989، چین به دنبال آن بود تا به جهان نشان دهد که رشد اقتصادی آن صلح‌آمیز است و این کشور هیچ تمایلی برای ایجاد مشکلات و یا مناقشه‌ای که به ثبات و امنیت بین‌المللی آسیب رساند، ندارد.
وزارت امور خارجه چین نیز در این خصوص تاکید کرده است که نیاز فزاینده این کشور به نفت وارداتی، چین را به درگیری با سایر کشورها متمایل نمی‌کند و این کشور برای حفظ این هدف با جامعه بین‌المللی از جمله آمریکا همکاری خواهد کرد.
ـ در جریان اعمال تحریم‌هایی علیه عراق پس از حمله این کشور به کویت در سال 1990، چین برای پیشرفت در رشد اقتصادی به عراق متوسل نشد و نفت را از سایر کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی، عمان و ایران تامین کرد. چین همچنین در زمان حکومت صدام حسین نیز از قراردادهای سرمایه‌‌گذاری باعراق به دلیل تحریم‌های اعمالی علیه این کشور بی‌نصیب بود.
این کشور همچنین نسبت به آینده عراق به عنوان کشوری نفت‌خیز که می‌توانست احتیاجات اقتصادی چین را برطرف کند و پس از لغو تحریم‌ها علیه آن، مکان مهمی برای سرمایه‌‌گذاری در زمینه‌های مختلف برای پکن به شمار می‌آمد، ابراز نگرانی کرد. در نتیجه، چین درصدد همکاری با آمریکا در جهت تعیین آینده عراق و جلوگیری از موانعی بر سر ثبات در این کشور برآمد.
ـ چین در عین حال نسبت به افراط‌‌گرایان در عراق ابراز نگرانی و از آمریکا در «جنگ علیه تروریسم» حمایت می‌کند به خصوص علیه طالبان و القاعده در افغانستان. شکست آمریکا در عراق می‌تواند منجر به تقویت نفوذ عوامل افراط ‌گرا در کشورهای همسایه چین و همچنین خود چین شود که دولت این کشور، جدایی ‌طلبان در غرب کشور را همچون تروریست‌ها قلمداد می‌کند. در عین حال، بسیاری از چینی‌ها توسط عوامل افراط‌ گرا در عراق کشته و ربوده شده‌اند و روشن است که در دست گرفتن کنترل کشور از سوی افراط‌ گرایان منجر به بی‌ثباتی در منطقه خلیج‌فارس و تهدیدی حیاتی برای صادرات نفتی است که چین به شدت به آن وابسته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات